پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز چنين بود و آنچه در آيه فوق آمده، در واقع جنبه تأكيد يا آموزشى براى ديگران و يا هشدارى براى كافران است كه از مهلت الهى سوء استفاده نكنند.
اين آيه گواه روشنى است بر اين كه صبر و بردبارى و ترك عجله، فضيلتى است كه در تمام پيامبران بزرگ بوده است؛ همانهايى كه در طول تاريخ بشرى، اسوه و الگو براى خلق خدا بودهاند.
نتيجه
از مجموع آيات فوق روشن مىشود كه عجله و شتابزدگى كه در اقوام و ملل گوناگون بوده و هست، تا چه اندازه از نظر اسلام، يك ضدّ ارزش است و صبر و بردبارى و حوصله تا فراهم شدن زمينههاى هر كار، در رديف مهمترين فضايل اخلاقى و انسانى است. فضيلتى كه تمام انبياى بزرگ الهى و رهبران بشريّت به آن آراسته بودند.
عجله و شتاب در روايات اسلامى
در روايات اسلامى بحثهاى فراوانى درباره نكوهش«عجله»و ستايش«تأنى»و خويشتندارى ديده مىشود كه نكات زيادى در آنها نهفته است، به عنوان نمونه:
1- رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايند:«الْاناةُ مِنَ اللّهِ وَ العَجَلةُ مِنَ الشَّيْطانِ؛تأنّى و خويشتن دارى از سوى خداست و عجله و شتاب از شيطان است».[1]
2- در حديث ديگرى همان حضرت صلى الله عليه و آله مىفرمايند:«انَّما اهْلَكَ النَّاسَ العَجَلَةُ وَ لَو انَّ النَّاسَ تَثَبَّتُوا لَم يُهلِكْ احدٌ؛عجله و شتاب مردم را هلاك كرده و اگر مردم داراى تأنّى و خويشتن دارى بودند، هيچ كس به هلاكت نمىرسيد».[2]
البتّه منظور، هلاكتهايى است كه بر اثر حوادث غير منتظره و ناپخته پيش مىآيد كه اغلب مولود عجله و دستپاچگى است.
[1]-/ بحارالانوار، جلد 68، صفحه 340
[2]-/ همان مدرك
3- از همان حضرت صلى الله عليه و آله نقل شده است:«ايّاكَ وَ العَجلةَ فَانَّكَ ان عَجَّلْتَ اخْطَاْتَ حَظَّكَ؛از عجله بپرهيز؛ زيرا هرگاه عجله كنى نصيب و بهره خود را از دست خواهى داد».[1]
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايند:«مَعَ العَجَلِ يَكثِرُ الزَّلَلَ؛لغزشهاى انسان با عجله افزايش مىيابد».[2]
5- همان امام بزرگوار در وصيّتى كه در آستانه شهادتش براى فرزندش امام حسن عليه السلام داشتند، فرمودند:«انْهاكَ عَنِ التَّسَرُّعِ بِالقَوْلِ وَ الْفِعْلِ؛تو را از شتابزدگى در سخن گفتن و عمل نهى مىكنم».[3]
6- باز همان امام همام مىفرمايند:«الْعَجَلُ قَبلَ الْامْكانِ يُوجِبُ الغُصَّةَ؛عجله پيش از فراهم شدن امكانات و مقدّمات كار، موجب اندوه است.»[4]؛ زيرا زحمات انسان برباد مىرود و تلاشهاى او بى اثر مىماند.
7- از همان حضرت عليه السلام آمده است:«مَن رَكَبَ العَجَلَ رَكِبَتْهُ المَلامَةُ؛كسى كه بر مركب شتابزدگى سوار شود، ملامت و سرزنش بر دوش او سوار خواهد شد».[5]
8- امام صادق عليه السلام مىفرمايند:«مَعَ التَّثَبُّتِ تَكونُ السَّلامَةُ وَ مَعَ العَجَلَةِ تَكونُ النَّدامَةُ؛همراه تأنّى و خويشتن دارى، سلامت است و همراه عجله ندامت».[6]
9- اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايند:«العَجَلَةُ مَذمُومَةٌ في كُلِّ امْرٍ الّا في مَا يَدفَعُ الشَّرَّ؛ عجله در هر كارى نكوهيده است، مگر در مقام دفع شرّ».[7]
10- اين بحث را با حديث پرمعنايى از حضرت على عليه السلام به پايان مىبريم:«مَن اسْتَطاعَ ان يَمْنَعَ نَفْسَهُ مِن اربَعَةِ اشياءٍ فَهُوَ خَليقٌ بِانْ لايَنْزِلَ بِهِ مَكرُوهٌ ابَداً قِيلَ وَ مَاهِىَ؟
قالَ: العَجَلَةُ وَ اللِّجاجَةُ وَ العُجْبُ وَ التَّوانى؛كسى كه بتواند خويشتن را از چهار چيز باز دارد، سزاوار است كه هرگز امر ناخوشايندى براى او رخ ندهد. سؤال كردند، آن چهار چيز چيست؟
فرمودند: عجله، لجاجت، خودبينى و تنبلى».[8]
در اين احاديث«تأنّى»يك عطيّه الهى و«عجله»يك خوى شيطانى شمرده شده
[1]-/ مجموعه ورّام، صفحه 255
[2]-/ غررالحكم، حديث 9740
[3]-/ بحارالانوار، جلد 67، صفحه 339
[4]-/ غررالحكم، حديث 1333
[5]-/ غررالحكم، حديث 9095
[6]-/ بحارالانوار، جلد 68، صفحه 338
[7]-/ غررالحكم، حديث 1950
[8]-/ بحارالانوار، جلد 75، صفحه 43
است، همان خويى كه انسان را در زندگى ناكام مىسازد، فرصتها را از دست او مىگيرد، لغزش او زياد مىگردد، پشيمان مىشود و به هلاكت مىافتد؛ در صورتى كه نقطه مقابل آن؛ يعنى، تأنّى و خويشتن دارى سبب كاميابى و پيروزى و بهره بردارى هرچند بيشتر از فرصتهاست.
چند نكته مهم
1- مفهوم عجله و شتابزدگى
عجله و شتابزدگى به عنوان يك خوى زشت و ناپسند كه در اعمال انسان به صورتهاى گوناگون آشكار مىشود، به اين معنى است كه انسان، پيش از فراهم شدن مقدمات انجام كار، اقدام به انجام آن كند، كارى كه نتيجه آن چيزى جز شكست يا انجام ناقص نخواهد بود.
اين بدان مىماند كه انسان ميوه را پيش از رسيدن و قابل استفاده شدن از درخت بچيند؛ كارى كه نتيجهاش ضايع شدن ميوه يا كم شدن فايده آن است. يا اين كه قبل از آمادگى زمين، بذرافشانى كند كه نتيجهاش نابودى بذر يا كاهش محصول خواهد بود.
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايند:«وَ مُجْتَنِى الثَّمَرةِ لِغَيرِ وَقتِ ايناعِهَا كَالزّارعِ لِغَيرِ ارْضِهِ؛كسى كه ميوه را پيش از رسيدن بچيند، همچون كسى است كه بذر خود را در زمين نامناسبى (مانند شوره زار) بپاشد. (كه نيرو و سرمايه خود را تلف كرده و نتيجهاش عايدش نمىشود».[1]
«عجول»به افرادى گفته مىشود كه در گفتار و رفتار و سؤال و درخواست خود، دستپاچهاند و صبر و حوصله لازم را براى رسيدن به مقصد، از راه صحيح آن ندارند؛ به همين دليل، اغلب گرفتار مشكلات و ناكامىها مىشوند.
نقطه مقابل«عجله و شتابزدگى»، تأنّى، اناة، خويشتندارى، تحمل، حوصله، طمأنينه و وقار است.
[1]-/ نهج البلاغه، خطبه 5
«عجول»را نبايد با«سرعت»كه بار مثبت دارد، اشتباه كرد. سرعت آن است كه انسان بعد از فراهم شدن مقدّمات، اتلاف وقت نكند و فرصت را از دست ندهد و به سوى مقصد بشتابد؛ كارى كه مسلماً سبب پيروزى و نجات و موفقيت است. در موارد بسيارى، ميان مصاديق و موارد عجله و سرعت اشتباه شده است و يا گروهى براى توجيه اعمال نادرست خود، تنبلى و بى حالى و از دست دادن فرصتها را تحت عنوان ترك عجله و شتابزدگى توجيه مىكنند؛ در حالى كه فرق اين دو كاملًا واضح و روشن است و اين كه مىبينيم، بعضى از روايات، عجله را از اسباب پشيمانى و تأنّى را سبب سلامت شمرده است، به خاطر همان است كه در بالا اشاره شد.
اين سخن را با حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام كه بيان روشنى بر تفاوت مفهوم عجله و سرعت در كارهاست، پايان مىدهيم:«ايّاكَ وَ العَجَلَةَ بِالامُورِ قَبْلَ اوانِهَا، وَ التَّساقُطَ فِيها عِندَ امْكانِها؛از شتاب كردن در كارها، قبل از رسيدن موعد آنها بپرهيز و نيز از سستى در كارها به هنگام رسيدن زمان آن (و فراهم شدن اسباب) بپرهيز».[1]
2- سرعت گرفتن در خيرات
قرآن مجيد در آيات متعددى، مؤمنان را به مسارعت در خيرات و پيشى گرفتن از يكديگر دعوت مىكند، از جمله در آيه 114 سوره آل عمران در توصيف جمعى از مؤمنان راستين مىفرمايد:«... وَ يُسارِعُونَ في الخَيراتِ وَ اولئكَ مِن الصَّالِحينَ... آنها كسانى هستند كه در انجام كارهاى نيك سرعت كرده و بر يكديگر پيشى مىگيرند و آنها از صالحانند».
و در سوره انبيا آيه 90 در توصيف جمعى از پيامبران بزرگ، مانند«زكريّا»و«يحيى»مىفرمايد:«... انَّهُم كَانُوا يُسارِعُون في الخَيراتِ ...؛ آنها در كارهاى خير به سرعت اقدام مىكردند و بر ديگران پيشى مىگرفتند».
و در آيه 61 سوره مؤمنون، در شرح صفات برجسته مؤمنان آمده است:«اولئكَ
[1]-/ نهج البلاغه، نامه 53 (فرمان مالك اشتر)
يُسارِعُونَ في الخَيراتِ وَ هُم لَها سَابِقُونَ؛آنها در كارهاى نيك به سرعت اقدام مىكنند و از ديگران پيشى مىگيرند».
در آيه 133 سوره آل عمران، اين مسئله به عنوان يك دستور عام خطاب به همه مؤمنان آمده است:«وَ سَارِعُوا الَى مَغفِرَةٍ مِن رَبِّكُم وَ جَنَّةٍ عَرضُهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْارضُ اعِدَّتْ لِلمُتَّقينَ؛شتاب كنيد و پيشى بگيريد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان، در رسيدن به بهشتى كه وسعت آن به اندازه آسمانها و زمين است كه براى پرهيزكاران آماده شده است».
در آيه 148 سوره بقره، همين معنى تحت عنوان مسابقه در خيرات مطرح شده است:«... فَاستَبِقُوا الخَيراتِ ...؛ در نيكيها (و اعمال خير) بر يكديگر سبقت جوييد».
بديهى است«مسارعه»در خيرات با مسابقه در خيرات، هر دو اشاره به يك حقيقت دارد و در واقع لازم و ملزوم يكديگرند؛ زيرا، سبقت جستن بدون سرعت در عمل، امكانپذير نيست و هر كسى سريعتر راه را سوى مقصود بپيمايد، بى شك زودتر به مقصود مىرسد.
در روايت اسلامى اشارات بسيار پرمعنى و جالبى نسبت به اين موضوع ديده مىشود كه گلچينى از آنها را در ذيل مىآوريم:
1- رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايند:«انّ اللّهَ يُحِبُّ مِنَ الخَيْرِ مَايُعَجَّلُ؛خداوند كار نيكى را دوست دارد كه با سرعت انجام شود».[1]
2- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است:«بَادِرُوا بِعَمَلِ الخَيرِ قَبلَ ان تُشغَلُوا عَنْهُ بِغَيرِهِ؛در انجام كارهاى نيك سرعت كنيد، پيش از آن كه چيزى شما را به خود مشغول سازد و از آن باز دارد».[2]
3- در احاديث متعددى از امام صادق عليه السلام اين مضمون ديده مىشود:«مَن هَمَّ بِخَيرٍ فَلْيُعَجِّلْهُ وَ لا يُؤَخِّرْهُ؛كسى كه تصميم به كار نيكى مىگيرد، بايد در آن شتاب كند و تأخير نيندازد».[3]
4- در حديث ديگرى همين معنى به صورت مشروحترى از همان امام بزرگوار نقل شده است:«اذا هَمّ احَدُكُم بِخَيرٍ او صِلَةٍ فَانّ عَن يَمينِهِ وِ شِمالِهِ شَيطانَينِ فَلْيُبادِرْ لايَكُفّاهُ
[1]-/ اصول كافى، جلد 2، صفحه 142
[2]-/ ميزان الحكمه، جلد 1، حديث 5381
[3]-/ اصول كافى، جلد 2، صفحه 142
عَن ذَلِك؛هنگامى كه كسى از شما تصميم بر انجام كار خير يا بخشيدن چيزى به كسى گرفت، بايد مواظب باشد كه در طرف راست و چپ او دو شيطان هستند؛ بنابر اين بايد به سرعت اقدام كند، مبادا آن دو شيطان (با وسوسههاى خود) او را از اين كار باز دارند».
5- اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايند:«لَيسَ مِن عَادَةِ الْكِرامِ تَأخيرُ الْانعامِ[1]؛تأخير در بخشش از عادت كريمان نيست».
6- امام باقر عليه السلام مىفرمايند:«مَن هَمَّ بِشَىْءٍ مِنَ الخَيرِ فَلْيُعَجِّلْهُ فَانَّ كُلَّ شَىْءٍ فيهِ تَأخيرٌ فَانَّ لِلشَّيطانِ فيهِ نَظْرَةً؛كسى كه تصميم بر كار نيكى مىگيرد، بايد شتاب كند؛ زيرا هر چيزى كه در آن تأخير باشد، شيطان در آن نظر دارد (و با وسوسههاى خود، تصميم انسان را تضعيف مىكند».
كوتاه سخن اين كه در برابر كارهاى خير، هميشه موانع و وسوسههاى شياطين جن و انس وجود دارد؛ به همين دليل هنگامى كه مقدمات آن فراهم گردد، بايد شتاب كرد، مبادا افراد تنگ نظر، كوتاه فكر و شيطان صفت، سنگهايى در راه آن بيندازند. ضمناً بايد ميان سرعت در انجام كار و عجله مذموم كه مربوط به قبل از فراهم شدن مقدمات لازم براى انجام كار است، تفاوت گذاشت.
اين سخن را با حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام پايان مىدهيم:«لاتُؤَخِّر انالَةَ الْمُحتَاجِ الَى غَدٍ، فَانَّكَ لاتَدْرِى مَا يَعْرِضُ لَكَ وَ لَهُ في غَدٍ[2]؛كمك به نيازمندان را به فردا ميفكن؛ زيرا نمىدانى فردا براى تو و براى او چه پيش مىآيد اى بسا! توان تو از ميان برود، يا نياز او».
پيامدهاى شوم عجله و شتابزدگى
1- اتلاف وقت و نيرو
اين خوى ناپسند، آثار ويرانگرى در زندگى فردى و اجتماعى انسانها دارد.
خسارتهايى كه از اين طريق، دامان انسان را مىگيرد، فوق العاده زياد است. از جمله اين
[1]-/ غررالحكم، حديث 7489
[2]-/ غررالحكم، حديث 10364
كه نيروها را به هدر مىدهد و مانع رسيدن به مقصد مىشود؛ مثلًا، اگر لشكر دشمن قصد بلاد اسلام را كند و سپاه اسلام صبر نكند تا لشكر دشمن در موقعيّت ضعيف و آسيب پذيرى قرار گيرند، يا قبل از آن كه لشكر اسلام خود را بسيج و آماده كند و نقشههاى جنگى را ترتيب دهد، به آنها حمله كند، نتيجهاى جز شكست و از بين رفتن قواى اسلام و به هدر دادن نيروها و جسور شدن دشمن نخواهد داشت.
در كارهاى شخصى و فردى نيز همين امر صادق است؛ زيرا هر حركت عجولانه، سبب ناكامى و از بين رفتن نيروهاست.
در«محجة البيضاء»حديث جالبى نقل شده كه شاهد گوياى گفتار فوق است، در اين حديث آمده است: هنگامى كه حضرت مسيح عليه السلام متولّد شد، شياطين نزد ابليس آمدند و گفتند: امروز بتها سرنگون شدهاند (مگر خبرى واقع شده!) ابليس گفت: آرى! حتماً حادثه مهمى روى داده است، همين جا باشيد تا من تحقيق كنم و بازگردم. ابليس پرواز كرد و تمام اطراف زمين را گردش نمود و چيزى نيافت، جز اين كه ديد حضرت عيسى عليه السلام متولّد شده و فرشتگان اطراف او حلقه زدهاند. ابليس برگشت و به شياطين خود گفت: ديشب پيامبرى متولد شده است. هيچ زنى باردار نشد و وضع حمل نكرد مگر اين كه من حاضر بودم، جز اين يكى و شما مأيوس باشيد از اين كه بعد از اين بت پرستى رونقى پيدا كند؛ ولى (براى گمراه ساختن فرزندان آدم)، از راه عجله و اعمال سبكسرانه وارد شويد (تا شيرازه زندگى آنها به هم بريزد).[1]
2- يأس و نااميدى
از ديگر پيامدهاى شوم«عجله»آن است كه هر گاه انسان به خاطر آن ناكام شود، حالت يأس و نوميدى به او دست مىدهد و اى بسا نسبت به همه چيز، حتى تقدير الهى بدبين گردد. لذا در حديث پرمعنايى امام حسن عسكرى عليه السلام مىفرمايند:«لا تَعْجَلْ عَلَى ثَمَرَةٍ لاتدرك وَ انَّما تَنالُها في اوانِها وَ اعْلَمُ انَّ المُدَبِّرَ لَكَ اعْلَمُ بِالوَقتِ الَّذِى يُصلِحُ حَالُكُ فيهِ، فَثِقْ بِخِيَرَتِهِ في جَميع امورِكَ، يُصلِحُ حَالُكَ، وَ لاتَعجَلْ بِحَوائِجِكَ قَبلَ
[1]-/ المحجة البيضاء، جلد 5، صفحه 61
وَقتِها فَيَضِيقُ قَلبُكَ وَ صَدرُكَ وَ يَخشاكَ (يغشاك) القُنوط؛براى چيدن هيچ ميوهاى قبل از رسيدن آن، عجله مكن، تنها در موقع (مناسبش) به آن خواهى رسيد (و بهرهخواهى گرفت) و بدان، كسى كه امور تو را تدبير مىكند، نسبت به وقتى كه به صلاح حال توست، آگاهتر است، بنابراين به انتخاب او در همه كارهايت اعتماد كن، تا حال تو اصلاح شود و هرگز براى نيازهاى خود قبل از رسيدن وقتش «عجله» نكن كه سبب تنگدلى و چيره شدن نوميدى برتو مىشود».[1]
3- ندامت و پشيمانى
سوّمينپيامد شوم«عجله»ندامت و پشيمانى است كه در احاديث گذشته به آن اشاره شد. چه بسيارند كسانى كه براى انجام كارها، قبل از فراهم شدن زمينهها عجله كردهاند و نيروهايشان به هدر رفته و هرگز به مقصد و مقصود خود نايل نشدهاند؛ در حالى كه اگر كمى خويشتن دارى مىكردند، هرگز به چنان سرنوشتى مبتلا نمىشدند و چه بسيار كسانى كه به خاطر دستپاچگى به سراغ چيزى رفتهاند كه دشمن جان آنها بوده و آرزو مىكنند كه اى كاش! به سراغ آن نمىرفتند.
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايند:«فَكَمْ مِن مُستَعجِلٍ بِما ان ادرَكَهُ وَدَّ انَّهُ لَم يُدرِكْهُ؛چه بسيارند افرادى كه براى چيزى عجله مىكنند كه اگر به آن دست يابند (فوراً پشيمان مىشوند و) دوست دارند هرگز به آن نرسيده بودند».[2]
4- هجوم اندوه و غصه
چهارمينپيامد منفى«عجله»در كارها، هجوم امواج اندوه و غصّه، سوى انسان است؛ زيرا ناكامىها و شكستهاى حاصل از عجله و دستپاچگى در بسيارى از اوقات، بسيار گران تمام مىشود و انسان را با اندوه فراوان روبرو مىكند.
حضرت اميرمؤمنان على عليه السلام در يكى از كلمات قصارش در«غررالحكم»مىفرمايند:
«العَجَلُ قَبْلَ الامكانِ يُوجِبُ الغُصّةَ[3]؛شتابزدگى پيش از فراهم شدن امكانات، سبب اندوه و غصه است».
[1]-/ بحارالانوار، جلد 75، صفحه 379
[2]-/ نهج البلاغه، خطبه 150
[3]-/ غررالحكم، حديث 1333