بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 114

5- غيبت سبب ايجاد كينه و عداوت و بغضا است، چرا كه مهمترين سرمايه انسان آبرو و شخصيت اجتماعى او است، در حالى كه غيبت كننده اين سرمايه گران‌بها را از بين مى‌برد و به همين دليل كينه و عداوت شديدى را در دل غيبت شونده (در صورتى كه به گوش او برسد) بر مى‌انگيزد.

6- غيبت، غيبت كننده را از چشم مردم مى‌اندازد، چرا كه فكر مى‌كنند، هنگامى كه عيوب ديگران را نزد آنها مى‌گويد، لابد عيوب آنها را نزد ديگران خواهد گفت. لذا در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌فرمايد:«مَنْ نَقَلَ الَيْكَ نَقَلَ عَنْكَ؛هر كس به سوى تو (عيوب مردم را) نقل كند (عيوب تو را) براى ديگران نقل خواهد كرد».[1]

در حديث ديگرى مى‌خوانيم:«لامرُوَّةَ لِمُغْتابٍ؛غيبت كننده شخصيت و احترامى ندارد».[2]

7- غيبت عذر و بهانه‌اى براى توجيه گناهان غيبت كننده مى‌شود، او براى اين كه از حملات و اعتراضات مردم در امان بماند، به سراغ غيبت مى‌رود.

و اماآثار سوء معنوى‌آن بيش از آن است كه در بيان گنجد و در اينجا به قسمتى از آن كه در روايات اسلامى با صراحت آمده اشاره مى‌كنيم:

1- در روايات گذشته خوانديم كه غيبت حسنات را نابود مى‌كند همان گونه كه آتش هيزم را. عالم بزرگوار شيخ بهايى در يكى از كتاب‌هاى خود غيبت را به صاعقه تشبيه مى‌كند كه حسنات را در يك چشم به هم زدن نابود مى‌كند سپس مى‌گويد:

كسى كه غيبت مردم مى‌كند، مانند كسى است كه منجنيقى نصب كرده و با آن حسنات خود را نشانه‌گيرى كرده و شرق و غرب آن را مى‌كوبد[3].

2- غيبت دين انسان را از بين مى‌برد همان گونه كه بيمارى خوره گوشت‌هاى تن را مى‌خورد.

3- غيبت كننده اگر بخشوده شود آخرين نفرى است كه وارد بهشت مى‌شود، و اگر بخشوده نشود اولين نفرى است كه وارد دوزخ مى‌گردد.

[1]. شرح غرر الحكم، جلد 5، صفحه 451.

[2]. همان، جلد 4، صفحه 347.

[3]. كشكول شيخ بهايى، جلد 2، صفحه 295 (مطابق نقل كتاب پرورش روح، صفحه 422).


صفحه 115

4- غيبت سبب رسوايى انسان مى‌شود، در حديثى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم فرمود:«يا مَعْشَرَ مَنْ آمَنَ بِلسانِهِ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِقَلْبِهِ لا تَغْتابُوا الْمُسْلِمينَ وَ لا تَتَبَّعُوا عَوْراتِهِمْ فَانَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَةَ اخِيْهِ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ يَفْضَحُهُ فِى جَوْفِ بَيْتِهِ؛اى گروهى كه با زبان ايمان آورده‌ايد ولى با قلبتان ايمان نياورده‌ايد، غيبت مسلمانان نكنيد، و در صدد كشف عيوب آنها نباشيد، چرا كه هر كس در صدد كشف عيوب برادر مسلمانش باشد خداوند عيوب او را كشف مى‌كند، و هر كس خدا عيوبش را كشف كند حتى در درون خانه‌اش رسوا مى‌شود».[1]

5- غيبت سبب مى‌شود كه حسنات غيبت كننده به نامه اعمال غيبت شونده، و سيئات غيبت شونده به نامه اعمال غيبت كننده منتقل شود، چنان كه در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم كه فرمود:«يُؤْتى‌ بِاحَدٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُوقَفُ بَيْنَ يَدَىِ اللَّهُ يُدْفَعُ الَيْهِ كِتابُهُ فَلا يَرَى‌ حَسَناتِهِ فَيَقُولُ الهِى لَيْسَ هذا كِتابِى فَانِّى لا ارَى‌ فيها طاعَتى‌ فَقالَ انَّ رَبَّكَ لا يَضِلُّ وَ لا يَنْسى، ذَهَبَ عَمَلُكَ بِاغْتياب النَّاسِ ثُمَّ يُؤْتى بِآخَرَ وَ يُدْفَعُ الَيْهِ كِتابُهُ فَيَرى‌ فيها طاعاتٍ كَثيرةٍ، فَيَقُولُ الهى ما هذا كِتابى فَانِّى ما عَمِلْتُ هَذِهِ الطَّاعاتِ، فَيَقُولُ: انَّ فُلاناً اغْتابَكَ فَدُفعَتْ حَسَناتُهُ الَيْكَ؛روز قيامت كسى را در دادگاه عدل الهى حاضر مى‌كنند، و نامه اعمالش را به دست او مى‌دهند، نگاه مى‌كند حسنات خود را در آن نمى‌بيند، عرضه مى‌دارد خدايا اين نامه عمل من نيست زيرا طاعات خود را در آن نمى‌بينم، خداوند به او مى‌گويد پروردگار تو نه گمراه مى‌شود و نه چيزى را فراموش مى‌كند، طاعات تو به سبب غيبت مردم از بين رفت، سپس ديگرى را مى‌آورند و نامه عملش را به دستش مى‌سپارند، در آن طاعات زيادى مى‌بيند كه انجام نداده بود عرض مى‌كند خداوندا اين نامه عمل من نيست، چرا كه من اين طاعات را انجام نداده‌ام، خداوند مى‌فرمايد: فلان كس تو را غيبت كرد، بدين سبب حسناتش به تو داده شد».[2]

از اين رو از بعضى از رجال معروف پيشين نقل شده كه شنيد كسى درباره او غيبت مى‌كند طبقى از رطب به رسم هديه براى او فرستاد و پيغام داد: «شنيدم تو

[1]. المحجة البيضاء، جلد 5، صفحه 252.

[2]. مستدرك الوسائل، جلد 9، صفحه 121، حديث 30.


صفحه 116

حسناتت را براى من هديه كرده‌اى خواستم به اين وسيله جبران كنم».

و از ديگرى نقل شده كه مى‌گفت من اگر بخواهم كسى را غيبت كنم مادرم را غيبت مى‌كنم چرا كه او از هر كس به حسنات من سزاوارتر است».

6- غيبت سبب مى‌شود كه نماز و روزه انسان تا چهل روز، مقبول درگاه خداوند نشود، چنان كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده فرمود:«مَنْ اعْتابَ مُسْلِماً او مُسْلِمَةً لَمْ يَقْبَل اللَّهُ تَعالى صَلاتَهُ وَ لا صِيامَهُ ارْبَعِيْنَ يَوْماً وَ لَيْلَةً الَّا انْ يَغْفِرَ لَهُ صاحِبُهُ؛كسى كه مرد يا زن مسلمانى را غيبت كند، خداوند نماز و روزه او را چهل شبانه روز قبول نخواهد كرد مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد».[1]

درمان غيبت‌

درمان اين بيمارى خطرناك اخلاقى از جهاتى با درمان ساير بيمارى‌هاى اخلاقى مشابه، و از جهاتى متفاوت است و در مجموع، رعايت امور زير براى پيشگيرى يا درمان غيبت بسيار كارساز است:

1- درمان اصلى هر بيمارى جسمى يا روانى و اخلاقى جز با ريشه يابى عوامل آن و قطع كردن آنها امكان‌پذير نيست، و از آنجا كه عوامل زيادى در بروز و ظهور اين صفت زشت مؤثر بود بايد به سراغ آن‌ها رفت، حسد، كينه توزى، انحصارطلبى، انتقام جويى، كبر و خودبرتر بينى، از عوامل مهمى بود كه آدمى را به سراغ غيبت مى‌فرستاد، و تا اينها از وجود انسان ريشه كن نشود، صفت رذيله غيبت ريشه كن نخواهد شد.

هنگامى كه انسان نسبت به كسى حسد نورزد، كينه توز نباشد، انتقام جويى نكند، خودبرتربين نباشد، و همچنين از رذايل ديگرى كه او را به سوى غيبت مى‌فرستد پاك گردد، دليلى ندارد كه خود را آلوده غيبت كند.

2- راه مهم ديگر براى درمان اين رذيله اخلاقى، توجه به پى‌آمدهاى سوء معنوى‌

[1]. همان، صفحه 122، حديث 34.


صفحه 117

و مادى، فردى و اجتماعى آن است، هرگاه انسان به اين نكته توجه كند كه غيبت او را از چشم مردم مى‌اندازد و به عنوان فردى خائن، حق نشناس، ضعيف و ناتوان در جامعه معرفى مى‌كند، و پيوند اعتماد و اطمينان را در جامعه متزلزل مى‌سازد، حسنات او را از بين مى‌برد، سيّئات ديگران را بر دوش او مى‌گذارد، عبادات او تا چهل روز پذيرفته نمى‌شود، و جزو نخستين كسانى است كه قبل از همه وارد دوزخ مى‌شوند و اگر توبه كند و توبه او پذيرفته شود، آخرين كسى است كه وارد بهشت مى‌شود.

و نيز به اين حقيقت توجه كند كه غيبت، حق الناس است، چرا كه آبروى خلق خدا را مى‌برد، و ارزش آبروى هر كس همچون ارزش جان و مال او است. و تا صاحب حق راضى نشود، خدا او را نمى‌بخشد و اى بسا غيبت مى‌كند و دست رسى براى جلب رضايت طرف پيدا نمى‌كند، و اين بار گناه براى هميشه بر دوش او مى‌ماند.

آرى اگر غيبت كننده در اين امور دقت كند، به يقين از كار خود پشيمان و منصرف مى‌شود، و آنها كه غيبت را وسيله تفريح و سرگرمى مجالس خودشان قرار مى‌دهند اگر در اين عواقب بينديشند قطعاً تجديد نظر خواهند كرد.

3- غيبت كننده بايد به اين حقيقت توجه كند كه نيروهاى انسان محدود است؛ اگر نيرويى را كه صرف تضييع آبروى اشخاص و شكستن موقعيّت اجتماعى آنها مى‌كند، صرف رقابت‌هاى صحيح و سازنده نمايد، اى بسا در مدّت كوتاهى از رقيبان خود پيشى گيرد، و مقام والايى را كه انتظار دارد، در جامعه براى خويش فراهم سازد، بى آنكه ضربه‌اى بر فرد يا جامعه وارد كند، و عقوبات دنيا و آخرت را متوجه خود سازد.

به تعبير ديگر چه بهتر كه انسان به جاى تخريب ديگران به آبادانى خانه خويش بپردازد تا در محله‌اى آباد و در خانه‌اى آبادتر زندگى كند. ولى كسى كه به ويرانى خانه ديگران دل بسته است سرانجام در محله‌اى ويرانه و خانه‌اى ويرانه‌تر زندگى خواهد كرد.


صفحه 118

غيبت كننده بايد به اين حقيقت توجه كند كه غيبت كردن يكى از نشانه‌هاى بارز ضعف و ناتوانى و فقدان شخصيت و عقده خود كم‌بينى است، و او با غيبت كردن اين صفات درونى خود را آشكار مى‌سازد، و پيش از آن كه شخصيت اجتماعى طرف را بشكند شخصيت خود را در هم مى‌كوبد.

اين نكته نيز حائز اهميت است كه براى ترك غيبت- مخصوصاً در مورد كسانى كه اين كار زشت به صورت يك عادت براى آن‌ها در آمده، قبل از هر چيز مراقبت شديد و نظارت اكيد بر زبان و سخنان لازم است، و همچنين پرهيز از دوستانى كه او را به غيبت تشويق مى‌كنند، و مجالسى كه مهيّا براى غيبت است و كليه امورى كه وسوسه غيبت در او ايجاد مى‌كند ضرورت دارد.

در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم كه فرمود:«ما عُمِّرَ مَجْلسٌ بِالْغَيْبَةِ الّا خَرِبَ مِنَ الدِّينِ؛مجلسى به وسيله غيبت آباد نشد مگر اين كه از نظر دين خراب گشت».[1]

نكته ديگر اين كه يكى از انگيزه‌هاى غيبت، تبرئه خويشتن است، مثلًا مى‌گويد اگر من مرتكب گناه شدم، فلان كس كه از من عالم‌تر و با سابقه‌تر است چنين عملى را انجام داده يا بدتر از اين را انجام داده، در حالى كه براى تبرئه خويشتن راه‌هاى زيادى وجود دارد كه منتهى به اين گناه بزرگ يعنى غيبت نمى‌شود، و اصولًا اعتراف به اشتباه و خطا در اين گونه موارد سالم‌ترين و مؤثرترين عذر است، اضافه بر اين يكى از اشتباهات بزرگ اين است كه انسان خود را با آلودگان مقايسه كند چرا با پاكان و نيكان مقايسه نكند و با آنها رقابت نداشته باشد.

گاهى نيز براى تبرئه خويش به اين عذر متشبّث مى‌شوند كه از وقتى كه فلان گناه و انحراف را از فلان عالم ديدم عقيده من از همه چيز سلب شد و نسبت به همه چيز بى‌تفاوت شدم و در امر معاد متزلزل گشتم.

اين گونه عذرها مصداق روشن عذر بدتر از گناه است، و عواقب بسيار خطرناكى دارد، چه بهتر كه انسان اعتراف به خطاى خويش كند، و تا آنجا كه مى‌تواند اعمال‌

[1]. روضة الواعظين، صفحه 542.


صفحه 119

ديگران را حمل بر صحّت كند و به فرض كه عالم يا جاهل و رئيس يا بزرگى انحرافى پيدا كرده، او را بهانه انحراف خويش قرار ندهد كه اين يك بهانه شيطانى است بلكه نظر به خيل عظيم پاكان و نيكان و مقرّبان درگاه حق بيفكند.

در مباحث مربوط به غيبت چند موضوع باقى مانده است كه آنها نيز در خور اهميت است:

1- استماع غيبت:

همان گونه كه غيبت كردن از گناهان بزرگ است، شركت در مجلس غيبت و گوش‌دادن به سخنان غيبت كننده نيز از گناهان بزرك محسوب مى‌شود، چرا كه تمام مفاسد غيبت مربوط به همكارى دو طرف است، غيبت كننده و مستمع غيبت، اگر كسى حاضر نشود به غيبت گوش كند، علاوه بر اين كه گامى در طريق نهى از منكر برداشته شده ماهيت غيبت تحقق نمى‌يابد، نه عيوب كسى فاش مى‌شود نه آبروى انسانى مى‌ريزد، نه هتك حرمت مى‌شود، و نه مفاسد ديگر اجتماعى به بار مى‌آيد.

به همين دليل در روايات اسلامى مستمع غيبت همكار غيبت كننده يا به تعبير روايت يكى از دو غيبت كننده محسوب شده است. چنان كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم:«الْمُسْتَمِعُ احَدُ الْمُغْتابِيْنَ»[1]و از على عليه السلام نقل شده است كه فرمود:«السَّامِعُ‌ لِلْغَيْبَةِ احَدُ الْمُغْتابِينَ».[2]

در حديث ديگرى از امام اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم كه هنگامى كه مشاهده كرد كسى نزد فرزندش امام حسن عليه السلام غيبت مى‌كند فرمود:«يا بُنَىَّ نَزِّهْ سَمْعَكَ عَنْ مِثْلِ هذا فَانَّهُ نَظَرَ الى اخْبَثِ ما فى وِعائِهِ فَافْرَغَهُ فى وِعائِكَ؛فرزندم! گوش خود را از اين گونه‌

[1]. جامع السّعادات، جلد 2، صفحه 297؛ بحارالانوار، جلد 72، صفحه 226.

[2]. همان مدرك.


صفحه 120

سخنان پاك دار، چرا كه او (غيبت كننده) كثيف‌ترين چيزى را كه در ظرف خود داشت انتخاب كرد و در ظرف تو ريخت».[1]

حتّى در روايات آمده است كه شنونده غيبت بايد به دفاع از برادران مسلمانش برخيزد، و از طريق حمل به صحّت مدافع او باشد.

در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم:«مَنْ اغْتِيْبَ عِنْدَهُ اخُوُهُ الْمُسْلِمُ فَاسْتَطاعَ نَصْرَهُ فَلَمْ يَنْصُرْهُ خَذَلَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ؛كسى كه غيبت برادر مسلمانش نزد او شود، و توانايى بر يارى او داشته باشد و ياريش نكند، خداوند او را در دنيا و آخرت مخذول مى‌كند».[2]

در حديث ديگرى از همان حضرت مى‌خوانيم:«اذا وُقِّعَ فى رَجُلٍ وَ انْتَ فى مَلأٍ فَكُنْ لِلرَّجُلِ ناصِراً وَ وَ لِلْقَومِ زاجِراً وَ قُمْ عَنْهُمْ؛هنگامى كه عيب جويى و غيبت كسى را در ميان جمع مى‌كنند و تو در آنجا حضور دارى، او را يارى كن و حاضران را نهى از منكر، و از آن مجلس (گناه) برخيز».[3]

و نيز از همان حضرت نقل شده است كه فرمود:«السّاكتُ شريكُ المُغْتاب؛سكوت‌كننده شريك غيبت‌كننده است».[4]

اين سخن را با حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پايان مى‌دهيم فرمود:«الا وَمَنْ تَطَوَّلَ عَلى اخِيْهِ فى غَيْبَةٍ سَمِعَها فِيهِ فى مَجْلِسٍ فَرَدَّها عَنْهُ رَدَّ اللّهُ عَنْهُ الْفَ بابٍ مِنَ الشَّرِ فِى الدُّنيا وَ الْآخِرَةِ، فَانْ هُوَ لَمْ يَرُدَّها وَ هُوَ قادِرٌ عَلى رَدِّها كانَ عَلَيْهِ كَوِزْرِ مَنْ اغْتابَهُ سَبْعينَ مَرَّةً؛كسى كه بر برادر مسلمانش منّت بگذارد و در برابر غيبتى كه از او در مجلسى شنيده دفاع كند، خداوند هزار در از شرّ و بدى را در دنيا و آخرت از او باز مى‌گرداند، و اگر دفاع نكند در حالى كه قادر بر دفاع است هفتاد برابر گناه غيبت كننده بر او خواهد بود».[5]

ممكن است اين روايت ناظر به مواردى باشد كه شخص مستمع انسان صاحب نفوذ و با شخصيتى است در حالى كه غيبت كننده چنين نيست، روشن است سكوت‌

[1]. ميزان الحكمه، جلد 3، صفحه 2339.

[2]. همان، صفحه 2339.

[3]. كنزالعمال، حديث 8028.

[4]. آثار الصادقين، ج 16، ص 98.

[5]. من لايحضره الفقيه، جلد 4، صفحه 8 و 9.


صفحه 121

چنين شخصى آثار زيانبارش در مورد هتك حرمت آن فرد مسلمان بسيار بيشتر از كلام غيبت كننده است.

2- غيبت حق الناس يا حق اللّه؟

مطابق آنچه در تعريف غيبت گفته شد كاملًا روشن است كه غيبت جنبه حق‌الناس دارد زيرا باعث هتك حيثيت و تضييع آبروى مسلمانى مى‌شود، و مى‌دانيم آبروى مسلمان همچون جان و مال او است.

از تشبيهى كه در آيه سوره حجرات درباره غيبت آمده و به خوردن گوشت برادر مؤمن بعد ار مرگ او تشبيه شده جنبه حق الناس بودن آن روشن‌تر مى‌گردد.

از احاديث فراوانى نيز اين حقيقت استفاده مى‌شود كه غيبت نوعى ظلم و ستم است كه بايد جبران گردد از جمله:

1- در خطبه حجة الوداع آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:«ايُّهَا النَّاسُ انَّ دِمائَكُمْ وَ امْوالَكُمْ وَ اعْراضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هذَا فى شَهْرِكُمْ هذا فى بَلَدِكُمْ هذا انَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْغَيْبَةَ كَما حَرَّمَ الْمالَ وَ الدَّمَ؛اى مردم! خون‌ها و اموال و آبروى شما بر يكديگر محترم است مانند احترام امروز و اين ماه (ذى الحجه) و اين شهر (مكه) خداوند حرام كرده است غيبت را همان گونه كه حرام كرده است (تعرّض به) مال و خون را».[1]

بى‌شك هر خون بى‌گناهى ريخته شود بايد جبران گردد، و هر مال مشروعى از هر كس تضييع شود، بايد عوض آن را پرداخت، غيبت نيز بايد به هر نحوى كه ممكن است جبران شود.

اصولًا قرار گرفتن آبروى مؤمن در كنار مال و خون او دليل روشنى است بر اين كه تضييع آبرو جنبه حق الناس دارد.

2- در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بعد از آن كه غيبت با مقايسه با زنا، شديدتر از آن شمرده شده مى‌فرمايد:«زانى بعد از توبه (خالصانه) مشمول عفو الهى‌

[1]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 9، صفحه 62.