بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 201

ترجمه‌

1- خداوند مى‌گويد: «امروز روزى است كه راستى راستگويان، به آنها سود مى‌بخشد، براى آنها باغهايى از بهشت است كه نهرها از زير (درختان) آن مى‌گذرد و تا ابد، جاودانه در آن مى‌مانند، هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند اين، رستگارى بزرگ است!»

2- اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و با صادقان باشيد.

3- هدف اين است كه خداوند صادقان را به خاطر صدقشان پاداش دهد، و منافقان را هرگاه اراده كند عذاب نمايد يا (اگر توبه كنند) توبه آنها را بپذيرد، چرا كه خداوند آمرزنده و رحيم است.

4- به يقين مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو ... خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.

5- (ولى) اطاعت و سخن سنجيده براى آنان بهتر است، و اگر هنگامى كه فرمان جهاد قطعى مى‌شود به خدا راست گويند (و از در صدق و صفا درآيند) براى آنها بهتر مى‌باشد!

6- ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم (و اينها را نيز امتحان مى‌كنيم)، بايد علم خدا درباره كسانى كه راست مى‌گويند و كسانى كه دروغ مى‌گويند تحقق يابد!.

تفسير و جمع بندى‌

تعبيراتى كه در قرآن مجيد درباره اهميت راستگويى و صدق آمده تعبيرات كم‌نظير يا بى‌نظيرى است، از جمله تعبيرى است كه در نخستين آيه مورد بحث آمده كه بعد از گفتگوى مشروحى درباره انحراف مسيحيان از توحيد و سؤال خداوند از حضرت مسيح عليه السلام در روز قيامت درباره اين انحراف و تبرئه مسيح عليه السلام خودش را از اين اتّهام، خداوند مى‌فرمايد: اين روزى است ك راستى و صدق راست گويان به آنها سود مى‌بخشد(قالَ اللَّهُ هذا يَومُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ).

اشاره به اين كه راستى و صدق آنها در دنيا، در روز قيامت به يارى آنها مى‌شتابد


صفحه 202

و سبب نجاتشان مى‌شود (نه اين كه صدق آنها در قيامت سبب نجات است چرا كه قيامت داراى تكليف نيست).

سپس در ادامه اين سخن به پاداش آنها اشاره كرده مى‌افزايد براى آنها باغ هايى از بهشت كه از زير درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند و هم خداوند از آنها راضى و هم آنها از خدا راضى و خشنودند، و اين پيروزى و رستگارى بزرگى است‌(لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الْانْهارُ خالِدِينَ فِيها ابَداً رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ العَظِيمُ).

از يك سو بهشت با آن مواهبش و جاودانه بودنش، و از سوى ديگر رضايت و خشنودى خداوند، و تعبير به فوز عظيم (رستگارى بزرگ) به خوبى نشان مى‌دهد كه مقام صادقان تا چه حد والا است، و شايد اين به خاطر آن است، كه تمام اعمال نيك را مى‌توان در عنوان صدق و راستى خلاصه كرد، و يا به تعبير ديگر كليد آنها صداقت و راستگويى است.

بديهى است خدا از هر كس خشنود باشد هر چه از او بخواهد به او مى‌دهد، و طبيعى است هنگامى كه انسان به تمام خواسته‌هايش برسد خشنود خواهد شد بنابراين خشنودى خدا سبب خشنودى او مى‌شود، و اين خشنودى متقابل نعمتى است كه هيچ نعمتى به پاى آن نمى‌رسد. و موهبتى كه نصيب صادقان و راستگويان مى‌شود.

اين تعبير(رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ)در چهار مورد در قرآن مجيد آمده كه دقت در آنها عظمت مفهوم آن را نشان مى‌دهد، در يك جا سخن از مهاجران و انصار و تابعين است، در جايى ديگر، سخن از حزب الله است، و در مورد سوم سخن از خَيرُ البَرِيّه (بهترين انسان‌ها) است، و در آيه مورد بحث سخن از صادقان است، و نشان مى‌دهد صادقان حِزبُ اللّه، وَ خَير البريّه و در زمره مهاجران و انصار و تابعين محسوب مى‌شوند.


صفحه 203

در دومين آيه جميع مؤمنان را مخاطب قرار داده و دستور مى‌دهد تقواى الهى را پيشه كنند و همواره با صادقان باشند(يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الْصادِقِينَ).

با توجه به اين كه اين گونه خطاب‌ها كه اصطلاحاً از آنها تعبير به خطابات مشافهه مى‌شود، تمام مؤمنان را در هر زمانى و در هر مكانى شامل مى‌شود، روشن مى‌گردد كه بودن در كنار صادقان وظيفه‌اى است براى همگان در هر زمان و در هر مكان و دليل بر اين است كه براى اين كه بتوانند راه پرپيچ و خم تقوا را بدون انحراف و اشتباه طى كنند، بايد همراه صادقان گام بردارند.

در اين كه منظور از صادقين در آيه چه كسانى هستند، تفسيرهاى مختلفى براى آن ذكر شده است.

بعضى آن را به پيامبر اسلام و يارانش تفسير كرده‌اند، و بعضى آن را به كسانى كه داراى صدق نيت و درستى در عقايد و اعمال بوده‌اند، و هرگز از او جدا نشدند، و بعضى تفسيرهاى ديگرى براى آن ذكر كرده‌اند.

ولى مراجعه به ساير آيات قرآن، اين آيه را تفسير مى‌كند. در آيه 15 حجرات مى‌خوانيم‌«انَّما الْمُوْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ اولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ؛مؤمنان كسانى هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آورده سپس شك و ترديدى به خود راه نداده‌اند، و با اموال و جان‌هاى خود در راه خدا جهاد كرده‌اند، اين‌ها صادقانند».

در اين آيه صادقان با اوصاف والائى مانند ايمان خالى از هرگونه شك و ترديد و جهاد با جان و مال در راه خدا، توصيف شده‌اند.

و در آيه 8 سوره حشر يكى از مصاديق بارز آنها را مهاجرانى ذكر مى‌كند كه اموال و خانه‌هاى خود را رها كرده و براى جلب رضاى خدا هجرت كرده‌اند، و پيوسته به يارى دين خدا و فرستاده او، پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله شتافتند.

و در آيه 117 سوره بقره آنها را به اوصاف مهم ديگرى از قبيل ايمان به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتب آسمانى و پيامبران و همچنين انفاق بهترين اموال‌


صفحه 204

خود در راه خدا و اقامه نماز و اداء زكات و وفاى به عهد و شكيبايى در مشكلات و در هنگام جهاد، توصيف مى‌كند.

از مجموع اين اوصاف به خوبى مى‌توان نتيجه گرفت كه صادقان فقط صادقان در سخن و كلام نيستند، بلكه صدق در ايمان و عمل و در طريق ايثار و جان فشانى و اطاعت پروردگار نيز در برنامه آنها است، گرچه اين مفهوم، مفهوم وسيعى است، ولى نمونه كامل و اتمّ آنها معصومانند.

لذا در رواياتى كه از طرق اهل‌بيت و اهل سنت نقل شده مى‌خوانيم كه اين آيه تفسير به على بن ابى‌طالب و يارانش، يا تفسير به على بن ابى‌طالب و اهل‌بيتش شده است.

علّامه ثعلبى در تفسير خود از ابن عباس نقل مى‌كند كه گفت‌«مع الصّادقين يعنى مع على بن ابى‌طالب و اصحابه».[1]

گروه ديگرى از علماى اهل سنت مانند علّامه گنجى در كفاية الطالب، و سبط بن جوزى در تذكره، نيز همين معنى را نقل كرده‌اند. با اين تفاوت كه به جاى اصحاب، اهل بيت آمده، و در ذيل آن مى‌خوانيم:«قالَ بْنُ عباس: عَلِىٌّ سَيِّدُ الصَّادِقين؛ابن عباس گفت: على عليه السلام سيد و سرور صادقان است».[2]

در رواياتى نيز از جابر بن عبداللَّه انصارى از امام باقر عليه السلام مى‌خوانيم كه در تفسير اين آيه فرمود:«اى آل محمّد؛منظور آل محمّد صلى الله عليه و آله است».[3]

بسيارى از مفسران از مطلق بودن آيه چنين استفاده كرده‌اند كه اين دستور شامل همه مسلمان‌ها در هر زمان و مكان مى‌شود، و از آن‌جا كه صادق مطلق امام معصوم عليه السلام است، دلالت مى‌كند كه در هر زمان بايد پيشواى معصوم عليه السلام وجود داشته باشد. (و تعبير به صيغه جمع- صادقين- به خاطر مجموع مخاطبان در تمام زمان‌ها است).

نتيجه اين كه همه ما موظّفيم كه هميشه با صادقان باشيم، صادقانى كه‌

[1]. احقاق الحق، جلد 3، صفحه 297.

[2]. همان مدرك.

[3]. تفسير نورالثقلين، جلد 2، صفحه 280.


صفحه 205

اوصافشان در آيات بالا آمد، و نمونه اتمّ آن پيشوايان معصوم عليهم السلام است.

در سومين آيه جزا و پاداش قيامت را در ارتباط با مسأله صدق و راستى شمرده و صادقان را در برابر منافقان قرار داده است و بعد از شرح حال مؤمنان راستين به آنهايى كه شربت شهادت نوشيدند و گروه ديگرى كه در انتظار جهاد و شهادت بودند مى‌فرمايد: هدف اين است كه خداوند صادقان را به خاطر صدقشان پاداش دهد، و منافقان را اگر اراده كند، عذاب نمايد و يا (هرگاه توبه كنند و بازگردند) ببخشد و توبه آنها را بپذيرد كه خداوند غفور و رحيم است‌(لِيَجْزِىَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ المُنافِقِينَ انْ شاءَ اوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمِ انَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً).

به اين ترتيب پاداش‌هاى عظيم معنوى و مادى بهشت در انتظار صادقان است؛ صادقان در گفتار و رفتار و عقيده، و آنها كه از دائره صدق پا بيرون مى‌نهند در درّه نفاق سقوط مى‌كنند.

دانى زچه رو سرو روان سرسبز است‌

پيوسته چرا به دوستان سرسبز است‌

چون مذهب او است راستى در همه وقت‌

بر طرف چمن هميشه زان سرسبز است‌

در چهارمين آيه به ده گروه بشارت مغفرت و پاداش عظيم مى‌دهد و چهارمين آنها را صادقين و صادقات (مردان راستگو و زنان راستگو مى‌شمرد) يعنى بعد از اسلام و ايمان و اطاعت فرمان خدا سخن از صدق و راستى به ميان مى‌آورد و نشان مى‌دهد كه تا چه حد اين فضيلت اخلاقى چه در مردان و چه در زنان واجد اهميت است. حديث معروف نبوى صلى الله عليه و آله‌«لايَسْتَقِيمُ ايمانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ وَ لا يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسانُهُ؛ايمان هيچ كس درست نمى‌شود تا قلبش درست شود، و قلب هيچ كس‌


صفحه 206

درست نمى‌شود تا زبانش به درستى گرايد».[1]نيز اشاره به همين معنى مى‌كند.

از اين حديث استفاده مى‌شود كه حتى ايمان كامل پس از صدق و راستى واصلاح گفتار حاصل مى‌گردد، و آنها كه زبانى آلوده به دروغ دارند، از ايمان كامل بى‌بهره خواهند بود.

در پنجمين آيه بعد از اشاره به وضع نامطلوب منافقان و دوگانگى آنها در سخن و عمل و ترس و وحشت عجيبشان در مسأله جهاد، جهادى كه مايه عزّت و آبرو است، مى‌فرمايد: آنها قبل از آن كه فرمان جهاد نازل شود مى‌گفتند ما اطاعت مى‌كنيم و سخن به نيكى مى‌گوييم، اما هنگامى كه كار محكم مى‌شد و فرمان جهاد قطعى مى‌گشت عدم صداقت خود را در اين سخن آشكار مى‌ساختند، در حالى كه اگر راست مى‌گفتند (و از درِ صدق و صفا در مى‌آمدند) براى آنها بهتر بود(طاعَةٌ وَقَولٌ مَعْرُوفٌ فَاذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيراًلَهُمْ).

اين تعبير نشان مى‌دهد كه دروغگويى يكى از نشانه‌هاى منافقان است؛ قبل از آن كه ميدان عمل فرا رسد، همه گونه وعده مى‌دهند، ولى به هنگام عمل عدم صداقت و دروغشان آشكار مى‌شود، و در واقع اين رذيله اخلاقى (دروغ) دريچه‌اى است به سوى نفاق.[2]

در ششمين آيه مورد بحث بعد از آن كه اعلام مى‌كند كه آزمايش الهى قطعى است و شامل همگان مى‌شود، مى‌افزايد (اين آيه آزمايش مخصوص اصحاب‌

[1]. المحجة البيضاء، جلد 5، صفحه 193.

[2]. در تفسير جمله اول آيه (طاعة و قول معروف) مفسران احتمالات زيادى داده‌اند كه برخاسته از تركيب و اعراب جمله است. آيا خبر در جمله بالا محذوف است يا مبتدا و در هر دو صورت محذوف چيست؟ آنچه ما در بالا آورديم، يكى از روشنترين احتمالات آيه است. براى اطلاع بيشتر مى‌توانيد به تفسير مجمع البيان و ابوالفتوح رازى و تفسير كبير فخر رازى ذيل آيه فوق مراجعه فرماييد.


صفحه 207

پيامبر صلى الله عليه و آله نيست) ما كسانى را كه پيش از آنان بودند نيز آزموديم و بايد علم خداوند در مورد كسانى كه راست مى‌گويند و آنها كه دروغ مى‌گويند، تحقق يابد (و واقعيت عينى به خود بگيرد)،(وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهُمْ فَلَيَعَلَمَّنَ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ).

شك نيست كه ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر آزمون‌هاى سختى قرار گرفتند كه يكى از مهم‌ترين آنها آزمون هجرت بود. هجرت يعنى به هم زدن خانه و لانه خود و چشم‌پوشى از وطن مألوف و تمام تعلّقاتى كه انسان در وطن دارد، و انتقال يافتن به نقطه‌اى كه بايد همه چيز را از صفر شروع كند، و در ميان انواع محروميت‌ها زندگى نمايد، و در صورتى كه زن و فرزند او با او هماهنگ در هجرت نباشند مشكل به مراتب بيشتر مى‌شود.

قرآن به ياران پيامبر صلى الله عليه و آله هشدار مى‌دهد كه اين يك امتحان بزرگ الهى است (در مكه بمانيد تحت شكنجه‌هاى دشمنان هستيد و به مدينه برويد گرفتار محروميت‌هايى مى‌شويد) تصوّر نكنيد اين آزمون بزرگ و آزمون‌هاى ديگرى همچون جهاد و شنيدن و ديدن ناملايمات از دشمن منحصر به شما است، ما همه پيشينيان را احترام كرديم، اساساً زندگى دنيا بر پايه آزمون قرار دارد، و اين جهان ميدان آزمايش بزرگ است خدا مى‌خواهد صادقان و راستگويان در ادّعاى ايمان از دروغگويان شناخته شوند.

در واقع در اينجا صدق و راستى به عنوان نشانه ايمان و دروغ نشانه نفاق و كفر معرفى شده.

البته صدق و كذب در اينجا صدق و كذب در عمل است نه در سخن، عملى كه هماهنگ با ادعاهاى قبلى انسان و خط مشى اجتماعى او باشد صدق است، و عمل ناهماهنگ كذب است. و البته صدق و كذب در عمل با گفتار، ريشه‌هاى مشتركى دارند، زيرا صدق بيان حقيقت است و كذب بيان عكس آن است، اين تبيين گاه به وسيله سخن و گاه به وسيله عمل ظاهر مى‌شود.

از مجموع آيات بالا اهميت فوق العاده صدق و راستى به عنوان يك فضيلت كه‌


صفحه 208

زير بناى فضايل ديگر انسانى است روشن مى‌شود. آرى آنجا كه صدق و راستى است، صفا و صميميت و امانت و اعتماد و شجاعت حاصل است، و آنجا كه صدق و راستى نباشد، همه اين صفات رخت بر مى‌بندد و انسان را از درون تهى مى‌سازد. و حتى به ايمان و عقيده انسان نيز لطمه وارد مى‌كند.

و جالب اين كه صفت اصلى رهبران و پيشوايان الهى در بعضى از آيات فوق، راست گويى و صدق ذكر شده و همه را دعوت مى‌كند كه هميشه و در همه جا با صادقان باشند، و اين نشان مى‌دهد كه بقيه فضايل انبياء و اولياء بر محور صدق دور مى‌زند، و براى شناخت آنها قبل از هر چيز بايد به دنبال اين وصف بگرديم.

صدق و راستى در روايات اسلامى‌

اهميت اين فضيلت اخلاقى در روايات اسلامى بيش از آن است كه در سخن بگنجد و رواياتى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرمؤمنان عليه السلام و ائمه هدى عليهم السلام در اين زمينه نقل شده بيش از حدّ احصا و شمارش است، تنها گلچينى از آن را در ذيل بيان مى‌كنيم كه به عنوان مشت نمونه خروار بيانگر موقعيت اين صفت در ميان تمام صفات انسانى است. و از اين روايات به خوبى استفاده مى‌شود كه همه فضايل انسانى از صدق و راستى سرچشمه مى‌گيرد.

1- در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده و در گذشته نيز به آن اشاره كرده‌ايم و به خاطر اهميت فوق العاده‌اش تكرار مى‌نماييم، مى‌خوانيم:«لاتَنْظُرُوا الى كَثْرَةِ صَلاتِهِمْ وَ صِيامِهِمْ وَ كَثْرَةِ الْحَجِّ وَ الزَّكاةِ وَ كَثْرَةِ الْمَعْرُوفِ وَطَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّيلِ، انْظُرُوا الى صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ اداءِ الْأَمانَةِ؛نگاه نكنيد به فزونى نماز و روزه و زيادى حج و زكات و انفاق‌ها و سر و صداى عبادات شبانه بعضى از مردم (اگر مى‌خواهيد آنها را امتحان كنيد) آنها را به راستگويى و اداى امانت آزمايش كنيد».[1]

2- در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مى‌خوانيم:«انَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً

[1]. بحارالانوار، جلد 68، صفحه 9، حديث 13.