بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 405

6- در حديث پرمعناى ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم كه فرمود:«مِنْ احَبِّ السَّبيلِ الَى اللَّه عَزَّ وَ جَّل جُرْعَتانِ جَرْعَةُ غَيظٍ تَرُدُها بِحِلْمٍ وَ جُرْعَةُ مُصيبَةٍ تَرُدُّها بِصَبْرٍ؛از محبوبترين راه‌ها به سوى خدا نوشيدن دو جرعه است، جرعه خشم را به وسيله حلم فرو بردن و جرعه مصيبت را با صبر تحمل كردن».[1]

7- روزى على عليه السلام شنيد كه مرد (نابخردى) قنبر را دشنام مى‌دهد و گويى قنبر مى‌خواست به او پاسخ دهد، امام فرمود: قنبر! او را رها كن تا خدا را راضى و شيطان را خشمگين و دشمنت را (با شرمندگى) كيفر داده باشى. سپس فرمود:«فَوَالَّذى‌ خَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَءَ النَّسَمَةَ ما ارْضى الْمُؤمِنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الْحِلْمِ، وَ لا اسْخَطَ الشَيْطانَ بِمِثل الصَّمْتِ، وَ لا عُوقِبَ الْاحْمَق بِمِثْلِ السكوتِ عَنهُ؛قسم به خدايى كه دانه را در زير خاك شكافته، و انسان را آفريده هيچ شخص مؤمنى پروردگارش را به چيزى مانند حلم خشنود نساخته و شيطان را به چيزى مانند خاموشى به هنگام غضب خشمگين نكرده، و احمق را به چيزى همانند سكوت، مجازات ننموده است».[2]

8- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين نقل شده:«مَنْ كَظَمَ غَيْظاً وَ هُوَ قادِرٌ عَلى انفاذِهِ وَ حَلُمَ عَنْهُ، اعْطاهُ اللَّه اجَرَ شَهيدٍ؛كسى كه خشم خود را فرو برد، در حالى كه قدرت بر انجام كارى مطابق آن دارد و حلم و بردبارى پيشه كند، خداوند اجر شهيدى به او مى‌دهد».[3]

9- در حديثى از امام باقر عليه السلام آمده است كه امام على بن الحسين عليه السلام چنين فرمود:«انَّهُ لَيُعْجِبُنىِ الرَجُلُ انْ يُدْرِكُهُ حِلْمُهُ عِنَدَ غَضَبِهِ؛من لذت مى‌برم كه انسان كه حلم و بردباريش به هنگام خشم به سراغ او آيد». (و او را از چنگال خطر رهايى بخشد).

10- اين بحث را با حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام پايان مى‌دهيم- هر چند روايات در اين زمينه فراوان است- در اين حديث آمده است كه امام عليه السلام خدمتكارى داشت و او را به دنبال كارى فرستاده بود، ولى تأخير كرد، امام شخصاً به دنبال او رفت، ديد در گوشه‌اى خوابيده است (و گرما بر او غلبه كرده بود) امام بالاى سر او نشست و مدتى او را باد زد تا آسوده بخوابد، هنگامى كه بيدار شد امام (با محبت و

[1]. اصول كافى، جلد 2، صفحه 110، حديث 9.

[2]. سفينة البحار، ماده حلم.

[3]. جامع الاحاديث، جلد 13، صفحه 479، حديث 12.


صفحه 406

بردبارى مخصوصى) به او فرمود: اين كار درست نيست كه هم شب بخوابى و هم روز، شب را بخواب و روز را براى ما بگذار.[1]

اين رفتار كه نهايت محبت و تواضع و بردبارى امام را مى‌رساند مى‌تواند سرمشقى براى افراد عصبانى باشد كه در اين‌گونه موارد از هر گونه خشونت چشم بپوشند و راه حلم را در پيش گيرند.

در اينجا چند نكته قابل توجه است:

1- حلم و بردبارى آثار بسيارى در زندگى انسان‌ها دارد، از جمله اين كه:

انسان را از خطرات غضب كه گاهى تا آخر عمر دامان انسان را رها نمى‌كند نجات و رهايى مى‌بخشد.

ديگر اين كه مايه عزت و آبرو است، چرا كه همه مردم حلم و بردبارى را در مقابل افراد نادان و لجوج دليل بر شخصيت و ظرفيت و عقل مى‌شمرند، لذا در بعضى از اخبار از على عليه السلام آمده است:«مَنْ حَلُمَ سادَ؛آن كس كه حلم پيشه كند، بزرگ و سرور مى‌شود».[2]

اضافه بر اين حلم در برابر نادان سبب مى‌شود كه مردم به يارى حليم و بر ضد نادان قيام مى‌كند به همين دليل در حديثى مى‌خوانيم كه اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌فرمايد:«انَّ اوَّلَ عِوَضٍ الْحَليمِ مِن خِصْلَتِهِ انَّ النَّاسَ كُلُّهُم اعْوانُهُ عَلى خَصْمِهِ؛[3]نخستين نتيجه‌اى كه شخص بردبار و حليم از حلم خود مى‌گيرد اين است كه مردم به يارى او در مقابل دشمن جاهلش بر مى‌خيزند».[4]

به علاوه حلم سبب عزت و آبرو است در حالى كه خشم آميخته به جهل سبب آبروريزى است. در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است:«ما اعَزَّ اللَّهُ بِجَهْلٍ قَطُّ وَ لا اذَلَّ بِحِلْمٍ قَطُّ؛خداوند هيچ كس را به خاطر جهلش عزيز نمى‌كند، همان گونه كه هيچ كس را به خاطر حلمش ذليل نخواهد كرد».[5]

[1]. اصول كافى، جلد 2، صفحه 112، حديث 3 و 7.

[2]. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 208، حديث 1.

[3]. غررالحكم، جلد 2، ص 66.

[4]. شرح غرر الحكم، جلد 2، صفحه 66.

[5]. اصول كافى، جلد 2، صفحه 112.


صفحه 407

كوتاه سخن اين كه حلم و بردبارى در زندگى براى انسان بركات زيادى دارد، و بهترين سخن در اين زمينه سخنى است كه از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است مى‌فرمايد:«فَامّا الْحِلْمُ فَمِنْهُ رُكُوبُ الْجَميلِ، وَ صُحْبَةُ الْابْرارِ، وَ رَفْعٌ مِنَ الضِّعَهِ، وَ رفُعٌ مِنَ الخَساسَةِ، وَ تَشهِّى الْخَيرِ، وَ يُقَرِّبُ صاحِبَهُ منْ مِعالِى الدَّرَجاتِ، وَ الْعَفوِ وَ الْمَهلِ وَالْمَعْروُفِ وَالصَّمْتِ، فَهذا ما يَتَشَعَّبَ لِلْعاقِلِ بِحِلْمِهِ»آن حضرت در اين حديث شريف و پر معنى ده نتيجه مثبت براى حلم بيان كرده و مى‌فرمايد:«از آثار حلم، انجام كارهاى خوب، همنشينى با نيكان، بالا رفتن شخصيت انسان، برطرف شدن خسّت و پستى، طالب خيربودن، به مقامات عالى رسيدن، از عفو بهره گرفتن و به مردم فرصت دادن، كار نيك بجا آوردن و سكوت (در برابر نادان) پيشه كردن، اين‌ها امورى هستند كه عاقل به خاطر علمش از آن بهره مى‌گيرد».[1]

2- حلم و بردبارى مانند ساير صفات انسان داراى سرچشمه‌ها و انگيزه‌هاى متعددى است، سرچشمه حلم را مى‌توان امور زير شمرد:

الف)سلطه بر نفس و مالكيت خويشتن، سبب مى‌شود كه انسان در برابر ناملائمات از كوره در نرود، و گرفتار خشم و آشفتگى‌ها نشود، اميرمؤمنان على عليه السلام در تعريف حلم اشاره‌اى به اين سرچشمه فرموده است آنجا كه مى‌گويد:«انَّمَا الْحِلْمُ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ مِلْكُ النَّفسِ؛حلم، فرو بردن خشم و مالكيت نفس است».[2]

همين معنى از امام مجتبى عليه السلام نيز نقل شده است.[3]

ب)علوّ طبع و بلندى همت و شخصيت بالا از امورى است كه به انسان اجازه نمى‌دهد خشم خويش را آشكار كند، و دست به كارهاى غير منطقى افراد خشمگين كم ظرفيت بزند. اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌فرمايد:«الْحِلْمُ وَ الْاناةُ تُوْأمانِ يُنتجُهُما عُلْوُ الهِمَّةِ؛بردبارى و خونسردى (در برابر حوادث) فرزندان دوقلويى هستند كه از همت بلند متولد شده‌اند».[4]

ج)ايمان به خدا و توجه به ذات پاك و صفات او و از جمله حلم خداوند در برابر عاصيان و طاغيان نيز مى‌تواند سرچشمه ديگرى براى اين فضيلت اخلاقى باشد.

[1]. تحف العقول، صفحه 19.

[2]. شرح غررالحكم، جلد 3، صفحه 741، حديث 3859.

[3]. بحارالانوار، جلد 75، صفحه 102.

[4]. نهج البلاغه، كلمات قصار، حديث 460.


صفحه 408

امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:«الْحِلْمُ سِراجُ اللَّهِ يَسْتَضيئى بِهِ صاحِبُهُ الى جَوارِهِ وَ لا يَكُونُ حَليماً الّا الْمَؤيِّدُ بِانْوارِ اللَّهِ وَ بِانْوارِ الْمَعْرفَةِ وَ التّوحيدِ؛حلم چراغ پر فروغ الهى است كه دارنده آن از آن بهره مى‌گيرد، و به سوى جوار قرب خدا پيش مى‌رود، و انسان نمى‌تواند حليم باشد، مگر اينكه با انوار الهى و انوار معرفت و توحيد تأييد گردد».[1]

د)علم و عقل و آگاهى بر نتايج مثبت حلم و پيامدهاى منفى خشم و غضب نيز عامل ديگرى براى پيدايش اين فضيلت اخلاقى در وجود انسان‌ها است، اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌فرمايد:«الْحِلْمُ نورٌ جُوْهَرُهُ الْعَقْلُ؛حلم و بردبارى نورى است كه جوهره آن عقل است».[2]و در تعبير ديگرى مى‌فرمايد:«بِوُفُورِ الْعَقْلِ يَتَوَفَّرُ الْحِلْمُ؛با افزايش عقل بر ميزان حلم و بردبارى نيز افزوده مى‌شود».[3]

و نيز در حديثى از همان بزرگوار مى‌خوانيم:«عَلَيْكَ بِالْحِلْمِ فَانَّهُ ثَمَرَةُ الْعِلْمِ؛بر تو باد به حلم و بردبارى كه ميوه درخت علم است».[4]

3- موارد استثناء:با اين كه حلم از فضائل بسيار برجسته و از خوهاى شايسته انسانى است، ولى مواردى پيش مى‌آيد كه حلم در آنجا پسنديده نيست و اين گونه استثنائات در ساير فضائل اخلاقى نيز ممكن است پيدا شود مثلًا در مواردى كه حلم و بردبارى سبب جرأت و جسارت جاهلان متعصب مى‌شود و بر فشار و فساد و عصيان خود مى‌افزايند در اينجا حلم پسنديده نيست بايد عكس العمل مناسبى نشان داده شود تا او سكوت كند.

در مواردى كه حلم و بردبارى به زيان جامعه و يا مكتب و عقيده انسان تمام مى‌شود در آنجا نيز حلم و سكوت غلط است.

و نيز در مواردى كه حلم نشانه ضعف و ذلت محسوب مى‌شود حلم كار خوبى نيست و به گفته شاعر:

اظهار عجز پيش ستم‌پيشه ابلهى است‌

اشك كباب باعث طغيان آتش است‌

چچ‌

[1]. بحارالانوار، جلد 68، صفحه 422، حديث 61.

[2]. شرح غررالحكم، جلد 1، صفحه 311، حديث 1185.

[3]. همان، جلد 3، صفحه 221، حديث 4274.

[4]. همان، جلد 4، صفحه 285، حديث 6084.


صفحه 409

15

عفو و انتقام‌

اشاره‌

يكى از بزرگترين فضائل اخلاقى كه رسيدن به آن كار آسانى نيست، عفو و گذشت به هنگام قدرت و ترك انتقام جويى است.

بسيارى از مردم كينه‌ها را در سينه‌هاى خود پنهان مى‌كنند، و به طور دائم در انتظار روزى هستند كه بر دشمن پيروز شوند، و چندين برابر از او انتقام بگيرند، نه‌فقط بدى را به بدى پاسخ گويند، بلكه يك بدى را به چندين بدى پاسخ دهند، و از همه بدتر اين كه گاه به اين صفت رذيله و بسيار زشت افتخار هم مى‌كنند، و مى‌گويند ما كسى هستيم كه پس از پيروزى بر دشمن با او چنين و چنان كرديم.

تاريخ جهان پر است از انتقام جويى‌هاى بى‌رحمانه سلاطين و امرا و قبائل و اقوام و ملت‌ها.

عجب اين كه انتقام جويى‌ها به صورت زنجيره‌اى پيش مى‌رود، فرضاً قبيله‌اى از قبيله‌اى ديگر يك نفر را به قتل مى‌رساند، قبيله مقتول به هنگام قدرت ده نفر را مى‌كشد، باز قبيله اوّل به هنگام قدرت پنجاه نفر را به قتل مى‌رساند و حمام خون به راه مى‌افتد.

غارتها، هتك ناموس‌ها، قتل عام‌ها معمولًا زاييده همين خوى زشت حيوانى است.


صفحه 410

اما به عكس سيره انبياء و اولياء اين بوده است كه هنگام پيروزى حتى الامكان گذشته‌ها را با آب عفو بشويند، و دشمنان سرسخت را از اين طريق به دوستان صميمى مبدل سازند.

آنها هرگز علاقه نداشتند خون را با خون بشويند (جز در موارد استثناء) و بدى را با بدى پاسخ گويند، بلكه سعى داشتند تا آنجا كه مقدور است بدى‌ها را به خوبى پاسخ دهند، چرا كه هدف آنها تربيت بوده نه انتقام، خاموش كردن آتش بوده نه برافروختن آتش‌هاى جديد.

ولى به يقين اين كار، كار همه كس نيست، كار افرادى است كه در پرتو ايمان و تقوا تربيت شده‌اند و تسلط بر نفس داشتند، كار افراد با فضيلت و پر افتخار و انسان‌هاى شايسته است، و گرنه درنده خويان چيزى را جز انتقام به رسميت نمى‌شناسند و به آن افتخار مى‌كنند.

آيات قرآن مجيد و روايات اسلامى مملو است از بيان فضيلت عفو و نكوهش از روح انتقام جويى و سيره پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام گواه بسيار زنده و خوبى براى اين معنى است كه يك نمونه آن داستان فتح مكه و عفو عمومى پيامبر صلى الله عليه و آله از دشمنان خونخوار و بسيار سرسخت است.

با اين اشاره به قرآن باز مى‌گرديم و آيات عفو و انتقام را مورد بررسى قرار مى‌دهيم (توجه داشته باشيد كه واژه انتقام در قرآن مجيد به معنى بالا به كار نرفته و تنها به معنى مجازات الهى است و لذا در همه جا به خداوند نسبت داده شده است، و هيچ ارتباطى به بحث ما ندارد.

1- وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثلُها فَمَنْ عَفى وَ اصْلَحَ فَاجْرُهُ عَلَى اللَّهِ انَّهُ لايُحِبُّ الظَّالِمينَ.(شورى- 40)

2- وَ لَا يَأتَلِ أوُلوُ الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ انْ يُؤتُوآ أوْلِى الْقْربى وَ الْمَسَاكينَ وَ الْمُهاجِرينَ فِى سَبيلِ اللَّه وَ لْيَعْفُوا وُلْيَصْفَحُوا ألا تُحِبُّونَ انْ يَغْفِرَاللَّهُ‌


صفحه 411

لَكُمُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحيمُ.(نور- 22)

3- خُذِ الْعَفْوَ وَ اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ اعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ.(اعراف- 199)

4- وَ انْ عاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرينَ.(نحل- 126)

5- ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بمِاْ يَصِفُونَ.(مؤمنون- 96)

6- وَلَا تَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أحْسَنُ فَاذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلىٌّ حَميمٌ- وَما يُلَقَّاها الَّا الَّذيِنَ صَبَرُوا وَما يُلَّقَاها الَّا ذُوحظٍّ عَظيِمٍ.(فصلت- 34 و 35)

7- يَا ايُّهَا الَّذيِنَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمْ الِقصَاصُ فِى القَتْلى الُحرُّ بِالْحُرِّ وَالعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْاثْنى بِالْاثْنى فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَى‌ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْروُفِ وَ أَدَاءٌ الَيْهِ بِاحْسانٍ ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى‌ بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَليِمٌ.(بقره- 178)

8- يَا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا انَّ مِنْ ازْواجِكُمْ وَأولادِكُمْ عَدُوَّاً لَكُمْ فَاْحذَروُهُمْ وَ أِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَانَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحيمٌ.(تغابن- 14)

9- انْ تُبْدوُا خَيْراً اوْ تُخْفُوهُ اوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَانَّ اللَّهِ كَانَ عَفُّواً قَديراً.(نساء- 149)

10- وَاصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلًا.(مزمّل- 10)

ترجمه:

1- كيفر بدى، مجازاتى است همانند آن، و هر كس عفو و اصلاح كند پاداش او با خدا است، خداوند ظالمان را دوست ندارد.

2- آنها كه از ميان شما داراى برترى (مالى) و وسعت زندگى هستند نبايد سوگند ياد كنند


صفحه 412

كه از انفاق نسبت به نزديكان و مستمندان ومهاجران در راه خدا دريغ نمايند، آنها بايد عفو كنند و چشم بپوشند، آيا دوست نمى‌داريد خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.

3- و هرگاه خواستيد مجازات كنيد، تنها به مقدارى كه به شما تعدى شده كيفر دهيد! و اگر شكيبايى كنيد اين كار براى شكيبايان بهتر است.

4- با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير و به نيكى‌ها دعوت كن و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستيزه مكن).

5- بدى را به بهترين راه و روش دفع كن (و پاسخ بدى را به نيكى ده) ما به آنچه توصيف مى‌كنند آگاهتريم.

6- هرگز نيكى و بدى يكسان نيست، بدى را با نيكى دفع كن ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است گويى دوستى گرم و صميمى است- اما جز كسانى كه داراى صبر و استقامتند به اين مقام نمى‌رسند و جز كسانى كه بهره عظيمى (از ايمان و تقوا) دارند به آن نائل نمى‌گردند.

7- اى افرادى كه ايمان آورده‌ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است؛ آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن، پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود چيزى به او بخشيده شود (و حكم قصاص او، تبديل به خونبها گردد) بايد از راه پسنديده پيروى كند (و صاحب خون، حال پرداخت كننده ديه را در نظر بگيرد) و قاتل نيز به نيكى ديه را (به ولى مقتول) بپردازد (و در آن مسامحه نكند) اين تخفيف و رحمتى است از ناحيه پروردگار شما، و كسى كه بعد از آن تجاوز كند عذاب دردناكى خواهد داشت.

8- اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! بعضى از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند از آنها برحذر باشيد و اگر عفو كنيد و چشم بپوشيد و ببخشيد (خدا شما را مى‌بخشد) چراكه خداوند بخشنده و مهربان است.

9- اگر نيكى‌ها را آشكار يا مخفى كنيد و از بديها گذشت نمائيد خداوند بخشنده و توانا است (و با اينكه قادر بر انتقام است عفو و گذشت مى‌كند).

10- و در برابر آنچه (دشمنان) مى‌گويند شكيبا باش و به‌طرزى شايسته از آنان دورى كن.