بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 240

مى‌خوابم و اگر ميان آنها نيز زمانى مى‌يافتم در آن هم مى‌خوابيدم.


صفحه 241

ذکر، نشانه اي از دوستي يا دشمني خدا

قَالَ النَّبِي[‌: يا رَبِّ، وَدِدْتُ‌ أَنِّي‌ أَعْلَمُ‌ مَنْ‌ تُحِبُّ‌ مِنْ‌ عِبَادِكَ‌ فَأُحِبَّهُ.‌ قَالَ: إِذَا رَأَيْتَ عَبْدِي يُكْثِرُ ذِكْرِي فَأَنَا أَذِنْتُ لَهُ فِي ذَلِكَ وَ أَنَا أُحِبُّهُ، وَ إِذَا رَأَيتَ عَبْدِي لَا يَذْكُرُنِي فَأَنَا حَجَبْتُهُ عَنْ ذَلِكَ وَ أَنَا أَبْغَضْتُه‌.240

پيامبر اکرم[ به خداوند متعال عرضه داشت: خدايا، دوست دارم بدانم كدام بنده ات را دوست دارى تا من نيز دوستش بدارم؟ خداوند فرمود: هرگاه ديدى بنده ام بسيار به ياد من است بدان كه من اين توفيق را به او داده ام و دوستش دارم، و هرگاه ديدى بنده ام به ياد من نيست من او را از اين كار محروم كرده ام و دشمنش داشته ام.

[1]الدعوات (راوندي) / سلوه الحزين، ص 20.


صفحه 242

ثمره همراهي با ذاکرين

الْحَسَنُ بْنُ أَبِي الْحَسَنِ الدَّيلَمِي عَنِ النَّبِيِّ[:‌ أَنَّ الْمَلَائِكَةَ يَمُرُّونَ‌ عَلَى‌ حَلَقِ‌ الذِّكْرِ فَيَقُومُونَ عَلَى رُءُوسِهِمْ وَ يَبْكُونَ لِبُكَائِهِمْ وَ يَأْمَنُونَ لِدُعَائِهِمْ؛ فَإِذَا صَعِدُوا السَّمَاءَ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: يَا مَلَائِكَتِي، أَيْنَ كُنْتُمْ؟ وَ هُوَ أَعْلَمُ؛ فَيَقُولُونَ: يَا رَبَّنَا، إِنَّا حَضَرْنَا مَجَالِساً مِنْ مَجَالِسِ الذِّكْرِ فَرَأَيْنَا أَقْوَاماً يُسَبِّحُونَكَ وَ يُمَجِّدُونَكَ وَ يُقَدِّسُونَكَ وَ يَخَافُونَ نَارَكَ. فَيَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: يَا مَلَائِكَتِي، ازْوَوْهَا عَنْهُمْ وَ أُشْهِدُكُمْ أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ وَ آمَنْتُهُمْ مِمَّا يَخَافُونَ؛ فَيَقُولُونَ: رَبَّنَا، إِنَّ فِيهِمْ فُلَاناً وَ إِنَّهُ لَمْ يَذْكُرْكَ؛ فَيَقُولُ: قَدْ غَفَرْتُ لَهُ بِمُجَالَسَتِهِ لَهُمْ فَإِنَّ الذَّاكِرِينَ مَنْ لَا يَشْقَى بِهِمْ جَلِيسُهُمْ.1

پيامبر اكرم[ فرمود: ملائكه الهى بر حلقه هاى ذِكر كه مى‌گذرند بالاى سرشان مى‌ايستند و با گريۀ آنها گريه مى‌كنند و بر دعاهايشان آمين مى‌گويند. وقتى كه به سوى آسمان مى‌روند خداوند متعال مى‌گويد: اى ملائكه من، كجا بوديد؟ با اينكه خود بهتر مى‌داند.

[1]عده الداعي، ص 256


صفحه 243

مى‌گويند: ما در مجلسى از مجالس ذكر حاضر شديم. گروههايى را ديديم كه تو را تسبيح و تمجيد و تقديس كرده، از آتشت مى ترسيدند. خداوند سبحان مى‌گويد: اى ملائكه من، آتش را از آنان دور كنيد و شاهد باشيد كه من اينان را آمرزيدم و از آنچه كه مى‌هراسند ايمني شان دادم. ملائكه مى‌گويند: پروردگارا، در بين اينان فلان شخص است كه ذكر تو را نداشت. خداوند متعال مى‌فرمايد: او را هم بخشيدم چون با اين جمعيّت همنشين شد. هرگز كسى كه همنشين ذاكرين باشد به شقاوت نخواهد رسيد.


صفحه 244

جهنّم، جايگاه گمان بد به خدا

عَنْ حَفْصِ بْنِ قُرْطٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ[:‌ مَنْ‌ زَعَمَ‌ أَنَ‌ اللَّهَ‌ يَأْمُرُ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشَاءِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ، وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْخَيرَ وَ الشَّرَّ بِغَيرِ مَشِيئَةِ اللَّهِ فَقَدْ أَخْرَجَ اللَّهَ مِنْ سُلْطَانِهِ، وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْمَعَاصِي بِغَيرِ قُوَّةِ اللَّهِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ، وَ مَنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ أَدْخَلَهُ اللَّهُ النَّارَ.1

امام صادق7فرمود: پيامبر اکرم[ فرمود: هر كه معتقد باشد كه خدا به زشتكارى فرمان مي دهد بر خدا دروغ بسته، و هر كه معتقد باشد كه خير و شر به غير خواست خدا است خدا را از سلطنتش بيرون كرده، و هر كه معتقد باشد كه ارتكاب گناه با نيروى خدا نيست بر خدا دروغ بسته، و هر كه بر خدا دروغ بندد خدا او را به دوزخ ببرد.

[1]كافي (اسلاميه)، ج‌1، ص 158


صفحه 245

پايه و مبناي اسلام

عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنُ عَلِي بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ[قَالَ: لَمَّا قَضَى رَسُولُ اللَّهِ[مَنَاسِكَهُ مِنْ‌ حِجَّةِ الْوَدَاعِ‌ رَكِبَ‌ رَاحِلَتَهُ‌ وَ أَنْشَأَ يَقُولُ‌: لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ مُسْلِماً. فَقَامَ إِلَيهِ اَبُوذَرِ الْغِفَارِي8فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ[، وَ مَا الْإِسْلَامُ؟ فَقَالَ: الْإِسْلَامُ عُرْيَانٌ لِبَاسُهُ التَّقْوَى، وَ زِينَتُهُ الْحَيَاءُ، وَ مِلَاكُهُ الْوَرَعُ، وَ جَمَالُهُ‌ الدِّينُ، وَ ثَمَرُهُ الْعَمَلُ الصَّالِحُ، وَ لِكُلِّ شَي‌ءٍ أَسَاسٌ وَ أَسَاسُ الْإِسْلَامِ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِA.1

امام باقر7از پدرش و جدش[ نقل کرد: چون رسول خدا[ مناسك حجّت الوداع را به پايان برد بر شتر خود سوار شد و شروع به گفتن اين جمله كرد: به بهشت نرود مگر كسى كه مسلمان باشد. ابوذر غفارى8 برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا[، اسلام چيست؟ حضرت فرمود: اسلام برهنه است و جامه اش، پرهيزکارى است و زيورش، حيا و قوامش، پارسايى و جمالش ديندارى و ميوه اش، كردار نيك است. هر

[1]امالي (طوسي)، ص 84


صفحه 246

چيزى بنيادى دارد و بنياد اسلام، دوست داشتن ما اهل بيتA است.


صفحه 247

انواع ظلم

عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِقَالَ: الظُّلْمُ‌ ثَلَاثَةٌ: ظُلْمٌ‌ يَغْفِرُهُ‌ اللَّهُ‌ وَ ظُلْمٌ لَا يَغْفِرُهُ اللَّهُ وَ ظُلْمٌ لَا يَدَعُهُ اللَّهُ؛ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يَغْفِرُهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي يَغْفِرُهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَظُلْمُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يَدَعُهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَالْمُدَاينَةُ بَينَ الْعِبَادِ؛ وَ قَالَ: مَا يَأْخُذُ الْمَظْلُومُ مِنْ دِينِ الظَّالِمِ أَكْثَرُ مِمَّا يَأْخُذُ الظَّالِمُ مِنْ دُنْيا الْمَظْلُومِ.1

امام باقر7فرمود: ظلم سه دسته است. نخست ظلمى كه خداوند آن را خواهد آمرزيد و ديگر، ظلمى كه خدا آن را نخواهد آمرزيد و سوّم، ظلمى كه خدا آن را رها نمى‌كند. امّا ظلمى كه خدا نمى‌بخشد شرك به خدا است، و امّا ظلمى كه خداوند مى‌آمرزد ستم به نفس است كه بين او و بين خداى عزّوجل است، و آن ظلمى كه خدا رهايش نمى‌كند ظلم بندگان نسبت به يكديگر است. فرمود: آنچه ستمديده از دين ستمگر

[1]امالي (صدوق)، ص 253