بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 249

رابطه دوستي و دشمني ابرار و فجّار

عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِيَقُولُ‌: حُبُ‌ الْأَبْرَارِ لِلْأَبْرَارِ ثَوَابٌ‌ لِلْأَبْرَارِ، وَ حُبُّ الْفُجَّارِ لِلْأَبْرَارِ فَضِيلَةٌ لِلْأَبْرَارِ، وَ بُغْضُ الْفُجَّارِ لِلْأَبْرَارِ زَيْنٌ لِلْأَبْرَارِ، وَ بُغْضُ الْأَبْرَارِ لِلْفُجَّارِ خِزْيٌ عَلَى الْفُجَّارِ.1

امام صادق7فرمود: دوست داشتن نيكان، نيكان را، براى آنها ثواب است و دوست داشتن تبهكاران، نيكان را، براى نيكان فضيلت است و دشمنى تبهكاران با نيكان، براى نيكان زينت است و دشمنى نيكان با تبهكاران، براى تبهكاران خوارى و رسوايى است.

[1]كافي (اسلاميه)، ج‌2، ص 640


صفحه 250

مسير اشتباه مردم براي رسيدن به پنج خصلت

أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ: يا دَاوُدُ، إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ النَّاسُ‌ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ غَيرِهَا فَلَا يَجِدُونَهَا. وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِي الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي الشِّبَعِ وَ الرَّاحَةِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الْعِزَّ فِي طَاعَتِي وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ رِضَائِي فِي سَخَطِ النَّفْسِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي رِضَى النَّفْسِ فَلَا يَجِدُونَهُ، وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي الدُّنْيا فَلَا يَجِدُونَهَا.1

خداوند متعال بر حضرت داود7وحى کرد: اى داود، من پنج چيز را در پنج چيز قرار داده ام ولى مردم آنها را در پنج چيز ديگر مى‌جويند و نمى‌يابند. علم را در گرسنگى و تلاش و كوشش قرار دادم ولى مردم آن را در سيرى و راحتى مى‌جويند و نمى‌يابند. عزّت را در اطاعت از خودم نهاده‌ام ولى مردم آن را در خدمت به سلاطين طلب مى‌كنند و

[1]عده الداعي، ص 179


صفحه 251

نمى‌يابند. بى‌نيازى را در قناعت قرار دادم ولى مردم آن را در مال زياد مى‌جويند و نمى‌يابند. رضايت خودم را در نارضايتى نفس نهاده‌ام ولى مردم آن را در رضايت نفس طلب مى‌كنند و نمى‌يابند و راحتى و آسايش را در بهشت قرار داده‌ام امّا مردم آن را در دنيا مى‌جويند و نمى‌يابند.


صفحه 252

حضور قلب در نماز

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ[: قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: مَا أَطَّلِعُ عَلَى قَلْبِ عَبْدٍ فَأَعْلَمُ فِيهِ‌ حُبَ‌ الْإِخْلَاصِ‌ لِطَاعَتِي لِوَجْهِي وَ ابْتِغَاءِ مَرْضَاتِي إِلَّا تَوَلَّيْتُ تَقْوِيمَهُ وَ سِيَاسَتَهُ، وَ تَقَرَّبْتُ مِنْهُ؛ وَ مَنِ اشْتَغَلَ فِي صَلَاتِهِ بِغَيرِي فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَهْزِئِينَ بِنَفْسِهِ، اسْمُهُ مَكْتُوبٌ فِي دِيوَانِ الْخَاسِرِين‌.1

رسول اکرم[ فرمودند: خداي عزّوجل فرمود: من اطلاع بر قلب بنده‌اي كه در آن حبّ اخلاص براي اطاعت من و به دست آوردن رضاي من است پيدا نمي كنم مگر آنكه خودم متولّي امور او مي شوم و دستور به تدبير كارهاي او مي دهم و به او نزديک مي شوم. كسي كه در نماز به غير من متوجّه باشد خود را مسخره کرده است و اسم او در زمره زيانكاران نوشته و ثبت مي شود.

[1]مصباح الشريعه، ص 92


صفحه 253

داناترين اهل دنيا

قَالَ النَّبِي[:‌ إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى خَوَاصّاً مِنْ خَلْقِهِ يُسْكِنُهُمُ الرَّفِيعَ الْأَعْلَى مِنْ جَنَّاتِهِ لِأَنَّهُمْ كَانُوا أَعْقَلَ أَهْلِ الدُّنْيَا. قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ[، كَيْفَ كَانُوا أَعْقَلَ أَهْلِ الدُّنْيَا؟ قَالَ: كَانَتْ هِمَّتُهُمُ الْمُسَارَعَةَ إِلَى رَبِّهِمْ فِيمَا يُرْضِيهِ فَهَانَتِ الدُّنْيَا عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يَرْغَبُوا فِي فُضُولِهَا، صَبَرُوا قَلِيلًا فَاسْتَرَاحُوا طَوِيلاً.1

پيامبر اکرم [ فرمود: خداوند بندگان خاصّى دارد كه آنها را در منازلى ارجمند در بهشت اسكان مى‌دهد چون داناترين اهل جهان هستند از ايشان پرسيدند: يا رسول الله [، چطور داناترين اهل جهان هستند؟ فرمود: زيرا همّت شان شتاب به سوى خداي شان بود تا او را راضى كنند پس دنيا در نظرشان سبك است و به زوائد آن رغبت نمى‌كنند و مدّت كوتاهى صبر مى‌كنند در نتيجه، مدّتى طولاني راحت مى باشند.

[1]ارشاد القلوب (ديلمي)، ج‌1، ص 15


صفحه 254

وصيّت حضرت علي7به پيرمرد شامي

عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بَكْرٍ الْمُرَادِيُّ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِقَالَ: بَيْنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَذَاتَ يَوْمٍ جَالِسٌ مَعَ أَصْحَابِهِ يُعَبِّيهِمْ لِلْحَرْبِ إِذْ أَتَاهُ شَيْخٌ عَلَيْهِ شَحْبَةُ السَّفَرِ فَقَالَ: أَيْنَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ؟ فَقِيلَ: هُوَ ذَا. فَسَلَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، إِنِّي أَتَيْتُكَ مِنْ نَاحِيَةِ الشَّامِ وَ أَنَا شَيْخٌ كَبِيرٌ قَدْ سَمِعْتُ فِيكَ مِنَ الْفَضْلِ مَا لَا أُحْصِي وَ إِنِّي أَظُنُّكَ سَتُغْتَالُ؛ فَعَلِّمْنِي مِمَّا عَلَّمَكَ اللَّهُ. قَالَ: نَعَمْ يَا شَيْخُ، مَنِ اعْتَدَلَ يَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ، وَ مَنْ كَانَتِ الدُّنْيَا هِمَّتَهُ اشْتَدَّتْ حَسْرَتُهُ عِنْدَ فِرَاقِهَا، وَ مَنْ كَانَ غَدُهُ شَرَّ يَوْمَيْهِ فَمَحْرُومٌ، وَ مَنْ لَمْ يُبَالِ بِمَا رُزِئَ مِنْ آخِرَتِهِ إِذَا سَلِمَتْ لَهُ دُنْيَاهُ فَهُوَ هَالِكٌ، وَ مَنْ لَمْ يَتَعَاهَدِ النَّقْصَ مِنْ نَفْسِهِ غَلَبَ عَلَيْهِ الْهَوَى، وَ مَنْ كَانَ فِي نَقْصٍ فَالْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ.1

امام کاظم7از پدرشان، از جدّشان و ايشان از امام سجّاد7نقل فرمود که روزي امير المؤمنين7با اصحابش نشسته بود و آنها را براي

[1]امالي (صدوق)، ص 393


صفحه 255

نبرد صف بندي مي کرد. پير مردي که رنج سفر در او نمايان بود نزدش آمد و گفت: امير المؤمنين? کجا است؟ گفتند: او است. پس بر آن حضرت سلام کرد و گفت: اي امير المؤمنين7، من از سوي شام نزد تو آمده ام. پيري سالخورده ام و فضل تو را فراوان شنيده ام. به گمانم به زودي مورد خيانت قرار گيري و کشته شوي. از آنچه خدا به تو آموخته مرا بياموز. فرمود: آري اي شيخ، هر کسي دو روزش برابر باشد مغبون است و هر که دنيا، همّت او باشد هنگام مرگ، سخت افسوس خورد و هر که فردايش بدتر از ديروز است محروم است و هر که با تأمين دنيايش باکي از نقص و کمبود آخرتش ندارد نابود است و هر که نقص خود را رسيدگي نکند هوس بر او چيره شود و هر که در نقص و کاستي است مرگ براي او بهتر است.


صفحه 256

غيبت ديگران موجب بي آبرويي خود غيبت کننده

قَالَ الْبَرَاءُ: خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ[حَتَّى‌ أَسْمَعَ‌ الْعَوَاتِقَ‌ فِي بُيوتِهَا فَقَالَ: يا مَعَاشِرَ مَنْ آمَنَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِقَلْبِهِ لَا تَغْتَابُوا الْمُسْلِمِينَ وَ لَا تَتَبَّعُوا عَوْرَاتِهِمْ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَةَ أَخِيْهِ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ يَفْضَحُهُ فِي جَوْفِ بَيْتِهِ.1

براء مى‌گويد: پيامبر خدا[ براى ما خطبه خواند به حدّى كه سخنان آن بزرگوار را دختران در خانه‌ها مى‌شنيدند. آنگاه فرمود: اى كسانى كه تنها به زبان مؤمنيد، نه به قلب، غيبت مسلمانان را نكنيد و به دنبال اسرار و عيوب و لغزش هاى ايشان نباشيد زيرا كسى كه اسرار و عيوب ديگران را دنبال كند خداوند وسيله افشاي لغزش هاى او را فراهم آورد و هر كسي را كه خداوند اراده كند تا اسرار و عيوب و لغزش هايش دنبال شود بى‌آبرو گردد اگر چه در اندرون خانه خود باشد.

[1]كشف الريبه، ص 7