بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 300

بنابراين اعمال خود را براى رسيدن به ثوابهاى الهى نيكو كنيد. عرض كردم احسان و نيكو كردن عمل چگونه است‌؟ فرمود: نماز كه مي خوانى ركوع و سجودت را نيكو بجا آور و روزه كه مي گيرى از آنچه كه روزه را فاسد مي كند خوددارى کن و حجّى كه انجام مي دهى از آنچه كه در حجّ و عمره بر تو حرام است خوددارى كن و هر عملى كه بجا مى‌آورى بايد از آلودگى و فساد پاكيزه باشد.


صفحه 301

سه خصلت در دل هاي مسلمين

اِبْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ‌: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ[خَطَبَ‌ النَّاسَ‌ فِي‌ مَسْجِدِ الْخَيْفِ؛‌ فَقَالَ‌: نَضَّرَ اللَّهُ‌ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِي فَوَعَاهَا وَ حَفِظَهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا؛ فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَيرُ فَقِيهٍ، وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ. ثَلَاثٌ لَا يَغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ‌: إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ، وَ النَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ،‌ وَ اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ فَإِنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِيطَةٌ مِنْ وَرَائِهِمْ. الْمُسْلِمُونَ إِخْوَةٌ، تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ وَ يَسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ.1

امام صادق7فرمود: پيغمبر[ در مسجد خيف براى مردم سخنرانى كرد و فرمود: خدا يارى كند (شاد و خرّم كند) بنده اى را كه سخن مرا بشنود و در دل جاي داده و حفظ‌ كند و به كسانى كه نشنيده‌اند برساند؛ چه بسا رساننده علمى كه خود دانا نيست و چه بسا رساننده علمى كه به داناتر از خود رساند. سه خصلت است كه دل هيچ فرد مسلمانى به آن خيانت (كينه‌توزى و بدخواهى) نكند: خالص نمودن

[1]كافي (اسلاميه)، ج‌1، ص 403


صفحه 302

عمل براى خدا و خيرخواهى براي پيشوايان مسلمين و همراه بودن با جماعت مسلمين (و جدا نشدن و اختلاف و پراكندگى ايجاد نكردن)؛ زيرا دعوت مسلمين، افراد پشت سرشان را هم شامل مى‌شود. مسلمين همه برادرند، خونشان برابر است (اگر بزرگ ترين آنها، كوچك ترينشان را بناحق بكشد بايد كشته شود) و پست‌ترين فردشان در برقرارى پيمانشان كوشش مى‌كند (پست‌ترين فرد مسلمان مي تواند در مواد امان‌نامه هر قراردادى با كفار، شركت و دخالت كند و در وفاى آن كوشا باشد).


صفحه 303

رضا به نعمت ايمان و سپس صبر بر همه چيز

عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِفِي مَرْضَةٍ مَرِضَهَا لَمْ يَبْقَ مِنْهُ إِلَّا رَأْسُهُ؛ فَقَالَ: يَا فُضَيْلُ، إِنَّنِي كَثِيراً مَا أَقُولُ: مَا عَلَى رَجُلٍ عَرَّفَهُ اللَّهُ هَذَا الْأَمْرَ لَوْ كَانَ فِي رَأْسِ جَبَلٍ حَتَّى يَأْتِيَهُ الْمَوْتُ. يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ، إِنَّ النَّاسَ أَخَذُوا يَمِيناً وَ شِمَالًا وَ إِنَّا وَ شِيعَتَنَا هُدِينَا﴿الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾290. يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ، إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ أَصْبَحَ لَهُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ كَانَ ذَلِكَ خَيْراً لَهُ، وَ لَوْ أَصْبَحَ مُقَطَّعاً أَعْضَاؤُهُ كَانَ ذَلِكَ خَيْراً لَهُ. يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ، إِنَّ اللَّهَ لَا يَفْعَلُ بِالْمُؤْمِنِ إِلَّا مَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ. يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ، لَوْ عَدَلَتِ الدُّنْيَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ جَنَاحَ بَعُوضَةٍ مَا سَقَى عَدُوَّهُ مِنْهَا شَرْبَةَ مَاءٍ. يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ، إِنَّهُ مَنْ كَانَ هَمُّهُ هَمّاً وَاحِداً كَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ وَ مَنْ كَانَ هَمُّهُ فِي كُلِّ وَادٍ لَمْ يُبَالِ اللَّهُ بِأَيِّ وَادٍ هَلَكَ.291

فضيل بن يسار گويد: خدمت امام صادق7رسيدم در مرضى كه

[1]فاتحه، 6

[2]كافي (اسلاميه)، ج‌2، ص 246


صفحه 304

(او را لاغر و نحيف كرده بود و) جز سرش باقى نمانده بود. فرمود: اى فضيل، من بسيار مي گويم: كسى را كه خدا با اين امر (تشيّع) آشنا كرد اگر بر سر كوهى باشد تا مرگش برسد زيانى نکرده است. اى فضيل بن يسار، مردم راه راست و چپ پيش گرفتند و ما و شيعيان ما به 6راه راست5 هدايت شديم. اى فضيل بن يسار، اگر ميان مشرق و مغرب (تمام دنيا) از آن مؤمن باشد خير او است و اگر اعضايش را تكّه تكّه كنند خير او است. اى فضيل بن يسار، خدا نسبت به مؤمن جز خير انجام ندهد. اى فضيل بن يسار، اگر دنيا نزد خداى عزّوجل به اندازه بال مگسى ارزش مي داشت، شربت آبى از آن به دشمنش نمي داد. اى فضيل بن يسار، كسى كه هدف و همّتش يك چيز (رضاى خدا) باشد خداوند همّت و تلاش او را كفايت نمايد و هر كسي هدف و همّتش در جهت و راهى (مختلف و غير مستقيم) باشد خداوند اعتنايى نمى‌كند كه در چه مسيرى هلاك گردد.


صفحه 305

اصول دينداري

عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ[، هَلْ تَعْرِفُ مَوَدَّتِي لَكُمْ وَ انْقِطَاعِي إِلَيْكُمْ وَ مُوَالاتِي إِيَّاكُمْ؟ قَالَ: فَقَالَ: نَعَمْ. قَالَ: فَقُلْتُ: فَإِنِّي أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةً تُجِيبُنِي فِيهَا فَإِنِّي مَكْفُوفُ الْبَصَرِ، قَلِيلُ الْمَشْيِ، وَ لَا أَسْتَطِيعُ زِيَارَتَكُمْ كُلَّ حِينٍ. قَالَ: هَاتِ حَاجَتَكَ. قُلْتُ: أَخْبِرْنِي بِدِينِكَ الَّذِي تَدِينُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ بِهِ أَنْتَ وَ أَهْلُ بَيْتِكَAلِأَدِينَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ بِهِ. قَالَ: إِنْ كُنْتَ أَقْصَرْتَ الْخُطْبَةَ فَقَدْ أَعْظَمْتَ الْمَسْأَلَةَ؛ وَ اللَّهِ لَأُعْطِيَنَّكَ دِينِي وَ دِينَ آبَائِيَ الَّذِي نَدِينُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ بِهِ. شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ[، وَ الْإِقْرَارَ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، وَ الْوَلَايَةَ لِوَلِيِّنَا، وَ الْبَرَاءَةَ مِنْ عَدُوِّنَا، وَ التَّسْلِيمَ لِأَمْرِنَا، وَ انْتِظَارَ قَائِمِنَا، وَ الِاجْتِهَادَ، وَ الْوَرَعَ.1

ابوالجارود: به امام باقر7عرض كردم: اى فرزند رسول اللّه [، آيا مى دانى كه من شما را دوست دارم و خود را وقف شما كرده ام و از شما طرفدارى مى كنم؟ فرمود: آرى. عرض كردم: اينك پرسشى دارم

[1]كافي (اسلاميه)، ج‌2، ص 21


صفحه 306

كه مى خواهم پاسخ مرا بدهى. من نابينا هستم و كم راه مى روم و نمى توانم هميشه به ديدار شما بيايم. امام? فرمود: اينك نيازت چيست؟ عرض كردم: مرا از دينى كه خود و خاندانت به وسيله آن خدا را مى پرستيد آگاه كن تا من هم با آن، خداوند عزّوجل را بپرستم. امام7فرمود: اگر چه كوتاه سخن گفتى امّا مسأله مهمّى را مطرح كردى. به خدا سوگند، دين خود و پدرانم را كه با آن، خداى عزّوجل را مى پرستيم به تو هديه مى كنم: گواهى دادن به اين كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد[ رسول خدا است و اعتراف به آن چه پيامبر[ از نزد خدا آورده است و دوست داشتن ولىّ ما و بيزارى از دشمن ما و تسليم در برابر امر ما و انتظار قائمQ ما و سخت كوشى و پاكدامنى.


صفحه 307

لزوم دقّت در انتخاب معلّم

عَنْ‌ زَيدٍ الشَّحَّامِ‌ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ‌فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ﴿فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‌ طَعامِهِ﴾1قَالَ: قُلْتُ: مَا طَعَامُهُ؟ قَالَ: عِلْمُهُ‌ الَّذِي‌ يَأْخُذُهُ‌ عَمَّنْ‌ يَأْخُذُهُ‌.2

زيد شحام از امام باقر7درباره گفتار خداي عزّوجل 6بايد انسان به خوراك خويش نظر داشته باشد5 پرسيد: معني خوراك چيست؟ فرمود: همان علمي است كه مي آموزد و بايد انسان توجّه كند كه آن را از چه كسي فرا مي گيرد.

[1]عبس، 24

[2]كافي (اسلاميه)، ج‌1، ص 49