أَعْظَمَ اَلْمُخْطِئِينَ عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لِسَانٌ كَذَّابٌ، وَ شَرَّ اَلْكَسْبِ كَسْبُ اَلرِّبَا، وَ شَرَّ اَلْمَأْكَلِ أَكْلُ مَالِ اَلْيَتِيمِ ظُلْماً، وَ أَحْسَنَ زِينَةِ اَلرَّجُلِ اَلسَّكِينَةُ مَعَ اَلْإِيمَانِ، وَ مَنْ يَتَّبِعِ اَلسُّمْعَةَ يُسَمِّعِ اَللَّهُ بِهِ، وَ مَنْ يَعْرِفِ اَلْبَلاَءَ يَصْبِرْ عَلَيْهِ، وَ مَنْ لاَ يَعْرِفْهُ يُنْكِرْهُ، وَ اَلرَّيْبُ كُفْرٌ، وَ مَنْ يَسْتَكْبِرْ يَضَعُهُ اَللَّهُ، وَ مَنْ يُطِعِ اَلشَّيْطَانَ يَعْصِ اَللَّهَ، وَ مَنْ يَعْصِ اَللَّهَ يُعَذِّبْهُ اللَّهُ، وَ مَنْ يَشْكُرِ اَللَّهَ يَزِدْهُ اللَّهُ، وَ مَنْ يَصْبِرْ عَلَى اَلرَّزِيَّةِ يُغِثْهُ اللَّهُ، ﴿وَ مَنْيَتَوَكَّلْ عَلَى اَللّهِ﴾1فَحَسْبُهُ اللَّهُ. لاَ تُسْخِطُوا اللَّهَ بِرِضَا أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ، وَ لاَ تَتَقَرَّبُوا إِلَى أَحَدٍ مِنَ اَلْخَلْقِ بِتَبَاعُدٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَحَدٍ مِنَ اَلْخَلْقِ شَيْءٌ يُعْطِيهِ بِهِ خَيْراً أَوْ يَصْرِفُ بِهِ عَنْهُ سُوءاً إِلاَّ بِطَاعَتِهِ وَ اِبْتِغَاءِ مَرْضَاتِهِ. إِنَّ طَاعَةَ اللَّهِ نَجَاحُ كُلِّ خَيْرٍ يُبْتَغَى وَ نَجَاةٌ مِنْ كُلِّ شَرٍّ يُتَّقَى، وَ إِنَّ اللَّهَ يَعْصِمُ مَنْ أَطَاعَهُ وَ لاَ يَعْتَصِمُ مِنْهُ مَنْ عَصَاهُ، وَ لاَ يَجِدُ اَلْهَارِبُ مِنَ اللَّهِ مَهْرَباً فَإِنَّ أَمْرَ اللَّهِ نَازِلٌ بِإِذْلاَلِهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْخَلاَئِقُ، وَ كُلُّ مَا هُوَ آتٍ قَرِيبٌ مَا شَاءَ اللَّهُ كَانَ وَ مَا لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُنْ﴿تَعاوَنُوا عَلَى اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوى وَ لاتَعاوَنُوا عَلَى اَلْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوانِ وَ اِتَّقُوا اَللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ اَلْعِقابِ﴾2" قَالَ: فَقَالَ لِيَ اَلصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ: هَذَا قَوْلُ رَسُولِ اَللَّهِ[.3
ابوالصباح كنانى مىگويد: از امام صادق7سؤال كردم كه گوينده اين سخن كيست؟ "از خداوند، ايمان مىطلبم و از بدفرجامى به او پناه مىبرم. برترين سخن ياد خدا است و آغاز حكمت، فرمان بردن است
[1]طلاق، 3
[2]مائده، 2
[3]امالي (صدوق)، ج 1، ص 487
و راستترين سخن و گوياترين موعظه و زيباترين داستان، قرآن است. محكمترين رشته ايمان به خداوند است و نيكوترين آيين ها، آيين ابراهيم7است. نيكوترين شيوه، شيوه پيامبران7است و نيكوترين راه حق، راه محمّد? است. 6نيكوترين ره توشه تقوا است5 و نيكوترين دانايى آن است كه سودمند باشد و نيكوترين راه راست، آن است كه پيروى شود. نيكوترين توانگرى، اعتماد به خويش است و نيكوترين ذخيره دل، يقين است. آراستگى كلام به راست بودن است و آراستگى دانايى به نيكىكردن، والاترين مرگ، شهادت است و نيكوترين كارها نيكفرجامى است. آنچه اندك و بسنده است بهتر از آنچه خواهد بود كه افزون و بيهوده است. شور بخت در شکم مادرش شوربخت است و نيكبخت كسى است كه از ديگرى عبرت بگيرد. هوشيارترين مردم پارسا است و ابلهترين مردم گناهپيشه. زشتترين روايت، روايت دروغ است و زشتترين حركتها، بدعتها. ناگوارترين نابينايى، نابينايى قلب است و سختترين ندامت، ندامت در رستاخيز. بزرگترين خطاپيشه پيش خداوند، زبان دروغگو است و بدترين کسب، کسب از ربا، و زشتترين خوراكى، خوردن ظالمانه مال بىسرپرست. نيكوترين آراستگى مرد، آرامش مؤمنانه است. هر كسي مصيبت شناس باشد شكيبايى ورزد. هر كسي خدا را نشناسد او را انكار كند. شك، كفرورزى است. هر كسي خودبزرگبين شود خداوند او را بىمقدار سازد. هر كسي
از شيطان اطاعت كند معصيت پروردگار است و سزاوار مجازات خواهد بود. هر كسي سپاس حق گزارد خداوند بر نعمت او مىافزايد و هر كسي در مصيبت شكيبا باشد خداوند او را كمك مىكند. ?هر كسي بر خداوند توكّل داشته باشد? خدا براي او کافي است. هرگز خداوند را به خاطر خرسندى كسى خشمگين نسازيد و با نافرمانى خداوند به هيچ كس نزديك نشويد زيرا او به كسى نمىبخشايد و آسيب از او دور نمىسازد مگر در طريق طاعت و رضايت. فرمانبرى از خداوند، گرفتن هر خوبى است كه انسان مىطلبد و نيز رها شدن از هر بدى است كه مردم از آن مىگريزند. خداوند، نگهبان كسى است كه در طاعت او كوشيده است و رها كننده كسى است كه در معصيت او است. گريزان از خدا راه چاره ندارد زيرا امر خدا به خواري او تعلّق گرفته است هر چند خوش آمد خلايق نباشد. هرچه پيش مىآيد و آنچه خداوند اراده كند همان واقع مىشود و آنچه او نخواهد واقع نمىشود. 6بر پايه نيكى و پارسايى تعاون داشته باشيد نه بر پايه گناه و دشمنى، و از خداوند پروا داشته باشيد كه او سخت عقوبت خواهد داد5. امام صادق7فرمود: اين حديث، كلام پيامبر[ است.
گرامي ترين و شرترين مردم
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِعَنْ آبَائِهِAقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ[: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَكْرَمَ اَلنَّاسِ فَلْيَتَّقِ اَللَّهَ، وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَتْقَى اَلنَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اَللَّهِ، وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَغْنَى اَلنَّاسِ فَلْيَكُنْ بِمَا عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ. ثُمَّ قَالَ: أَ لاَ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرِّ اَلنَّاسِ؟ قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ[. قَالَ: مَنْ أَبْغَضَ اَلنَّاسَ وَ أَبْغَضَهُ اَلنَّاسُ. ثُمَّ قَالَ: أَ لاَ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ هَذَا؟ قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ[. قَالَ: اَلَّذِي لاَ يُقِيلُ عَثْرَةً، وَ لاَ يَقْبَلُ مَعْذِرَةً، وَ لاَ يَغْفِرُ ذَنْباً. ثُمَّ قَالَ: أَ لاَ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ هَذَا؟ قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ[. قَالَ: مَنْ لاَ يُؤْمَنُ شَرُّهُ، وَ لاَ يُرْجَى خَيْرُهُ. إِنَّ عِيسَى بْنَ مَرْيَمَقَامَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ. فَقَالَ: يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ، لاَ تُحَدِّثُوا بِالْحِكْمَةِ اَلْجُهَّالَ فَتَظْلِمُوهَا، وَ لاَ تَمْنَعُوهَا أَهْلَهَا فَتَظْلِمُوهُمْ، وَ لاَ تُعِينُوا اَلظَّالِمَ عَلَى ظُلْمِهِ فَيَبْطُلَ فَضْلُكُمْ. اَلْأُمُورُ ثَلاَثَةٌ: أَمْرٌ تَبَيَّنَ لَكَ رُشْدُهُ فَاتَّبِعْهُ، وَ أَمْرٌ تَبَيَّنَ لَكَ غَيُّهُ فَاجْتَنِبْه،ُ وَ أَمْرٌ اُخْتُلِفَ فِيهِ فَرُدَّهُ إِلَى اَللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.1
[1]امالي (صدوق)، ص 305
امام صادق7از پدران بزرگوارشانA روايت كرده است كه رسول خدا[ فرمود: هر كسي دوست دارد كه گرامىترين مردم باشد بايد تقواى خدا را پيشه سازد و هر كسي كه دوست دارد كه با تقوا ترين مردم باشد بايد بر خداى تعالى توكّل كند و هر كسي دوست دارد كه بىنيازترين مردم باشد بايد اطمينانش به آنچه نزد خداى عزّوجل است از آنچه در دست او است بيشتر باشد. سپس فرمود: آيا شما را از بدترين مردم خبر ندهم؟ گفتند: چرا يا رسول اللّه [. فرمود: او كسى است كه مردم را دشمن دارد و مردم نيز او را دشمن دارند. سپس فرمود: آيا شما را از بدتر از اين خبر ندهم؟ گفتند: چرا يا رسول اللّه [. فرمود: او كسى است كه از هيچ خطائى چشم پوشى نمي كند و عذرى را نمىپذيرد و گناهى را نمىبخشد. سپس فرمود: آيا شما را از بدتر از اين شخص خبر ندهم؟ گفتند: چرا يا رسول اللّه [. فرمود: او كسى است كه از شرّش ايمن نمي توان بود و به خيرش اميد نمي توان داشت. همانا عيسى بن مريم7در ميان بنى اسرائيل بپاخاست و گفت: اى بنى اسرائيل، حكمت را به جهّال باز نگوئيد كه اگر گفتيد به حکمت ستم كرده باشيد و از اهلش دريغ مداريد كه به ايشان ستم كرده باشيد و ظالم را بر ظلمش يارى نكنيد كه برترى شما باطل مىشود. كارها بر سه گونه است: كارى كه رشد و صلاحش براى تو آشكار شده است پس از آن پيروى كن و كارى كه گمراهيش براى تو آشكار شده است پس از آن
اجتناب كن و كارى كه دربارۀ آن اختلاف كردهاند پس آن را به خداوند عزّوجل واگذار کن.
توجّه به خدا در تمام امور
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيمُونٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِقَالَ: قَالَ الْفَضْلُ بْنُ الْعَبَّاسِ: أُهْدِيَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ[بَغْلَةٌ أَهْدَاهَا لَهُ كِسْرَى أَوْ قَيصَرُ، فَرَكِبَهَا النَّبِي[بِجُلٍ مِنْ شَعْرٍ وَ أَرْدَفَنِي خَلْفَهُ. ثُمَّ قَالَ لِي: يا غُلَامُ، احْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظْكَ وَ احْفَظِ اللَّهَ تَجِدْهُ أَمَامَكَ. تَعَرَّفْ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِي الرَّخَاءِ يَعْرِفْكَ فِي اَلشِّدَّةِ. إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلِ اَللَّهَ وَ إِذَا اِسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ. فَقَدْ مَضَى اَلْقَلَمُ بِمَا هُوَ كَائِنٌ فَلَوْ جَهَدَ اَلنَّاسُ أَنْ يَنْفَعُوكَ بِأَمْرٍ لَمْ يَكْتُبْهُ اَللَّهُ لَكَ لَمْ يَقْدِرُوا عَلَيْهِ وَ لَوْ جَهَدُوا أَنْ يَضُرُّوكَ بِأَمْرٍ لَمْ يَكْتُبْهُ اَللَّهُ عَلَيْكَ لَمْ يَقْدِرُوا عَلَيْهِ. فَإِنِ اِسْتَطَعْتَ أَنْ تَعْمَلَ بِالصَّبْرِ مَعَ اَلْيَقِينِ فَافْعَلْ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاصْبِرْ فَإِنَّ فِي اَلصَّبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُ خَيْراً كَثِيراً وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلنَّصْرَ مَعَ اَلصَّبْرِ وَ أَنَّ اَلْفَرَجَ مَعَ اَلْكَرْبِ وَ أَنَّ﴿مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً * إِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً﴾1.2
از امام باقر7نقل شده است که فرمود: فضل بن عباس گفت:
[1]انشراح، 5 - 6
[2]من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 412
استرى بعنوان مركب سوارى به رسول خدا [ اهدا شد كه كسرى يا قيصر روم به ايشان اهدا کرده بود. حضرت سوار بر آن استر شد و يال او را در دست گرفت و مرا پشت سرش سوار كرد. سپس فرمود: اى پسر، مراقب خدا باش و دستور او را حفظ و مراعات كن تا او هم تو را حفظ و نگهدارى نمايد. خدا را فراموش نكن تا همه جا در پيشاپيش خود عنايت و نصرت او را ببينى. در حال آسايش و راحتى با خدا رابطه و آشنائى داشته باش كه او هم در مواقع شدّت و گرفتارى با تو رابطه و آشنائى داشته باشد. اگر چيزى مي خواهى از او بخواه. اگر مدد و يارى مي طلبى فقط از او استعانت نما و كمك بخواه. قلم تقدير آنچه را كه واقع شده نوشته است. اگر تمام مردم كوشش كنند آنچه از خير يا شر را كه خدا مقدّر نفرموده به تو برسانند ممكن نيست آن سود يا شر را به تو برسانند. اگر بتوانى داراى صبر باشى و حالت يقين را هم داشته باشى چه نيكو است و اگر نتوانستى خود را به مرحله يقين برسانى بدان صبر و استقامت در ميدان حوادث و تحمّل ناگواريها خير فراوان و فوائد زيادى دارد و بدان كه در پايان صبر، نصرت و ظفر هست و فرح و گشايش دنبال رنج و گرفتارى است و به يقين 6با سختي آساني است * مسلّماً با سختي آساني است5.