گرامي ترين و شرترين مردم
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِعَنْ آبَائِهِAقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ[: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَكْرَمَ اَلنَّاسِ فَلْيَتَّقِ اَللَّهَ، وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَتْقَى اَلنَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اَللَّهِ، وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَغْنَى اَلنَّاسِ فَلْيَكُنْ بِمَا عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ. ثُمَّ قَالَ: أَ لاَ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرِّ اَلنَّاسِ؟ قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ[. قَالَ: مَنْ أَبْغَضَ اَلنَّاسَ وَ أَبْغَضَهُ اَلنَّاسُ. ثُمَّ قَالَ: أَ لاَ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ هَذَا؟ قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ[. قَالَ: اَلَّذِي لاَ يُقِيلُ عَثْرَةً، وَ لاَ يَقْبَلُ مَعْذِرَةً، وَ لاَ يَغْفِرُ ذَنْباً. ثُمَّ قَالَ: أَ لاَ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ هَذَا؟ قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ[. قَالَ: مَنْ لاَ يُؤْمَنُ شَرُّهُ، وَ لاَ يُرْجَى خَيْرُهُ. إِنَّ عِيسَى بْنَ مَرْيَمَقَامَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ. فَقَالَ: يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ، لاَ تُحَدِّثُوا بِالْحِكْمَةِ اَلْجُهَّالَ فَتَظْلِمُوهَا، وَ لاَ تَمْنَعُوهَا أَهْلَهَا فَتَظْلِمُوهُمْ، وَ لاَ تُعِينُوا اَلظَّالِمَ عَلَى ظُلْمِهِ فَيَبْطُلَ فَضْلُكُمْ. اَلْأُمُورُ ثَلاَثَةٌ: أَمْرٌ تَبَيَّنَ لَكَ رُشْدُهُ فَاتَّبِعْهُ، وَ أَمْرٌ تَبَيَّنَ لَكَ غَيُّهُ فَاجْتَنِبْه،ُ وَ أَمْرٌ اُخْتُلِفَ فِيهِ فَرُدَّهُ إِلَى اَللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.1
[1]امالي (صدوق)، ص 305
امام صادق7از پدران بزرگوارشانA روايت كرده است كه رسول خدا[ فرمود: هر كسي دوست دارد كه گرامىترين مردم باشد بايد تقواى خدا را پيشه سازد و هر كسي كه دوست دارد كه با تقوا ترين مردم باشد بايد بر خداى تعالى توكّل كند و هر كسي دوست دارد كه بىنيازترين مردم باشد بايد اطمينانش به آنچه نزد خداى عزّوجل است از آنچه در دست او است بيشتر باشد. سپس فرمود: آيا شما را از بدترين مردم خبر ندهم؟ گفتند: چرا يا رسول اللّه [. فرمود: او كسى است كه مردم را دشمن دارد و مردم نيز او را دشمن دارند. سپس فرمود: آيا شما را از بدتر از اين خبر ندهم؟ گفتند: چرا يا رسول اللّه [. فرمود: او كسى است كه از هيچ خطائى چشم پوشى نمي كند و عذرى را نمىپذيرد و گناهى را نمىبخشد. سپس فرمود: آيا شما را از بدتر از اين شخص خبر ندهم؟ گفتند: چرا يا رسول اللّه [. فرمود: او كسى است كه از شرّش ايمن نمي توان بود و به خيرش اميد نمي توان داشت. همانا عيسى بن مريم7در ميان بنى اسرائيل بپاخاست و گفت: اى بنى اسرائيل، حكمت را به جهّال باز نگوئيد كه اگر گفتيد به حکمت ستم كرده باشيد و از اهلش دريغ مداريد كه به ايشان ستم كرده باشيد و ظالم را بر ظلمش يارى نكنيد كه برترى شما باطل مىشود. كارها بر سه گونه است: كارى كه رشد و صلاحش براى تو آشكار شده است پس از آن پيروى كن و كارى كه گمراهيش براى تو آشكار شده است پس از آن
اجتناب كن و كارى كه دربارۀ آن اختلاف كردهاند پس آن را به خداوند عزّوجل واگذار کن.
توجّه به خدا در تمام امور
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيمُونٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِقَالَ: قَالَ الْفَضْلُ بْنُ الْعَبَّاسِ: أُهْدِيَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ[بَغْلَةٌ أَهْدَاهَا لَهُ كِسْرَى أَوْ قَيصَرُ، فَرَكِبَهَا النَّبِي[بِجُلٍ مِنْ شَعْرٍ وَ أَرْدَفَنِي خَلْفَهُ. ثُمَّ قَالَ لِي: يا غُلَامُ، احْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظْكَ وَ احْفَظِ اللَّهَ تَجِدْهُ أَمَامَكَ. تَعَرَّفْ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِي الرَّخَاءِ يَعْرِفْكَ فِي اَلشِّدَّةِ. إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلِ اَللَّهَ وَ إِذَا اِسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ. فَقَدْ مَضَى اَلْقَلَمُ بِمَا هُوَ كَائِنٌ فَلَوْ جَهَدَ اَلنَّاسُ أَنْ يَنْفَعُوكَ بِأَمْرٍ لَمْ يَكْتُبْهُ اَللَّهُ لَكَ لَمْ يَقْدِرُوا عَلَيْهِ وَ لَوْ جَهَدُوا أَنْ يَضُرُّوكَ بِأَمْرٍ لَمْ يَكْتُبْهُ اَللَّهُ عَلَيْكَ لَمْ يَقْدِرُوا عَلَيْهِ. فَإِنِ اِسْتَطَعْتَ أَنْ تَعْمَلَ بِالصَّبْرِ مَعَ اَلْيَقِينِ فَافْعَلْ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاصْبِرْ فَإِنَّ فِي اَلصَّبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُ خَيْراً كَثِيراً وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلنَّصْرَ مَعَ اَلصَّبْرِ وَ أَنَّ اَلْفَرَجَ مَعَ اَلْكَرْبِ وَ أَنَّ﴿مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً * إِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً﴾1.2
از امام باقر7نقل شده است که فرمود: فضل بن عباس گفت:
[1]انشراح، 5 - 6
[2]من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 412
استرى بعنوان مركب سوارى به رسول خدا [ اهدا شد كه كسرى يا قيصر روم به ايشان اهدا کرده بود. حضرت سوار بر آن استر شد و يال او را در دست گرفت و مرا پشت سرش سوار كرد. سپس فرمود: اى پسر، مراقب خدا باش و دستور او را حفظ و مراعات كن تا او هم تو را حفظ و نگهدارى نمايد. خدا را فراموش نكن تا همه جا در پيشاپيش خود عنايت و نصرت او را ببينى. در حال آسايش و راحتى با خدا رابطه و آشنائى داشته باش كه او هم در مواقع شدّت و گرفتارى با تو رابطه و آشنائى داشته باشد. اگر چيزى مي خواهى از او بخواه. اگر مدد و يارى مي طلبى فقط از او استعانت نما و كمك بخواه. قلم تقدير آنچه را كه واقع شده نوشته است. اگر تمام مردم كوشش كنند آنچه از خير يا شر را كه خدا مقدّر نفرموده به تو برسانند ممكن نيست آن سود يا شر را به تو برسانند. اگر بتوانى داراى صبر باشى و حالت يقين را هم داشته باشى چه نيكو است و اگر نتوانستى خود را به مرحله يقين برسانى بدان صبر و استقامت در ميدان حوادث و تحمّل ناگواريها خير فراوان و فوائد زيادى دارد و بدان كه در پايان صبر، نصرت و ظفر هست و فرح و گشايش دنبال رنج و گرفتارى است و به يقين 6با سختي آساني است * مسلّماً با سختي آساني است5.
وصيّت پيامبر[در لحضات آخر عمر
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ يَحْيى بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ الْأَسَدِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍقَالَ: لَمَّا حَضَرَتِ النَّبِي[الْوَفَاةُ نَزَلَ جَبْرَئِيلُفَقَالَ: يا رَسُولَ اللَّهِ[، هَلْ لَكَ فِي الرُّجُوعِ إِلَى الدُّنْيا؟ فَقَالَ: لَا، قَدْ بَلَّغْتُ رِسَالاتِ رَبِّي. فَأَعَادَهَا عَلَيهِ. فَقَالَ: لَا، بَلِ الرَّفِيقَ الْأَعْلَى. ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ[وَ الْمُسْلِمُونَ حَوْلَهُ مُجْتَمِعُونَ: أَيهَا النَّاسُ، إِنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَ لَا سُنَّةَ بَعْدَ سُنَّتِي. فَمَنِ ادَّعَى بَعْدَ ذَلِكَ فَدَعْوَاهُ وَ بِدْعَتُهُ فِي النَّارِ فَاقْتُلُوهُ، وَ مَنِ اتَّبَعَهُ فَإِنَّهُ فِي النَّارِ. أَيُّهَا النَّاسُ: أَحْيُوا الْقِصَاصَ وَ أَحْيُوا الْحَقَّ لِصَاحِبِ الْحَقِ، وَ لَا تَفَرَّقُوا، أَسْلِمُوا وَ سَلِّمُوا تَسْلَمُوا.﴿كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّعَزِيزٌ﴾337.338
امام باقر7فرمود: هنگامى كه اجل رسول خدا[ فرا رسيد جبرئيل7بر او نازل گشت و گفت: يا رسول اللّه [، آيا مي خواهي به دنيا باز گردى؟ فرمود: نه، مأموريّت خود را انجام داده و آنچه پيام خدا
[1]مجادله، 21
[2]من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 163
بود به مردم رساندم. جبرئيل7كلام خود را بر او تكرار كرد. پيامبر[ فرمود: نه، بلكه طالب برترين همنشين هستم. سپس آن حضرت [ در حالى كه مسلمانان دور ايشان جمع بودند فرمود: اى گروه مردم، پيامبرى پس از من نخواهد آمد و سنّت و روشى پس از روش و سنّت من نخواهد بود پس هر كسي ادّعاي آن كند ادّعا و بدعتش هر دو در آتش است و شما مردم موظّفيد او را از ميان برده، نابودش كنيد و هر كسي متابعت او كند ناگزير در آتش خواهد رفت. اى مردم، قصاص را زنده نگه داريد و حق را زنده كنيد و پراكنده نشويد و مسلمان و تسليم حق باشيد تا سالم بمانيد. 6خداوند چنين مقرّر داشته که من و رسولانم پيروز ميشويم چرا که خداوند قوي و شکستناپذير است5.
1. مائده، 120
2. احزاب، 46
3. اسرا، 107 الي 109
4. بقره، 12
5. حجر، 98-99
6. بقره، 116
7. آل عمران، 200
8. مائده، 27
9. طلاق، 2-3
10. انشراح، 6
11. اعلي، 14 الي 19
12. مكارم الاخلاق (طبرسي)، ص 458
13. زمر، 10
14. فرقان، 75
15. مؤمنون، 111
16. انسان، 12
17. قصص، 54
18. بقره، 214
19. بقره، 155
20. فرقان، 63
21. فرقان، 72
22. فرقان، 64
23. هود، 7
24. حديد، 20
25. مريم، 12
26. زخرف، 33 الي 35
27. اسرا، 18-19
28. آل عمران، 14
29. اسرا، 3
30. نساء، 125
31. ص، 26
32. نساء، 164
33. مريم، 52
34. مريم، 12
35. مائده، 110
36. مائده، 110
37. انبياء، 90
38. حجر، 43-44
39. زمر، 69
40. مريم، 59
41. محمد، 24
42. روم، 7
43. شعرا، 129 الي 131
44. جاثيه، 23
45. جاثيه، 23
46. رعد، 26
47. شعرا، 205 الي 207
48. نساء، 78
49. حديد، 13
50. حديد، 15
51. مائده، 78
52. مائده، 81
53. رعد، 25
54. جمعه، 5
55. بقره، 18
56. اسرا، 97
57. نساء، 56
58. ملک، 7-8
59. حج، 22
60. حج، 22
61. انبيا، 100
62. هود، 15
63. شوري، 20
64. سبأ، 51
65. نساء، 145
66. بقره، 89
67. کهف، 110
68. زخرف، 67
69. نساء، 135
70. ليل، 19 الي 21
71. مدثر، 56
72. بيّنه، 8
73. عبس، 37
74. لقمان، 33
75. آل عمران، 14-15
76. آل عمران، 25
77. آل عمران، 30
78. بقره، 206
79. تکاثر، 1
80. بقره، 161
81. نمل، 24
82. يونس، 7-8
83. زخرف، 36 الي 38
84. مؤمنون، 110-111
85. بقره، 18
86. کهف، 7-8
87. رحمن، 26-27
88. قصص، 88
89. ليل، 19 الي 21
90. تکاثر، 8
91. مؤمنون، 115
92. کهف، 105
93. آل عمران، 188
94 قيامت، 2
95. قيامت، 5
96. يس، 12
97. قيامت، 13
98. شعرا، 57
99. شعرا، 148
100. فرقان، 38
101. حديد، 4
102. مجادله، 7
103. فاطر، 6
104. اعراف، 17
105. ص، 84-85
106. اسرا، 64
107. لقمان، 33
108. رحمن، 46
109. نازعات، 37 الي 39
110. نساء، 58
111. اسرا، 36
112. زخرف، 19
113. ق، 17-18
114. ق، 16
115. هود، 6
116. ذاريات، 22
117. انعام، 17
118. نور، 37
119. فاطر، 29-30
120. نحل، 96
121. فاطر، 10
122. نساء، 69
123. حديد، 19
124. کهف، 28
125. عنکبوت، 45
126. بقره، 152
127. بقره، 186
128. غافر، 60
129. هود، 75
130. فرقان، 63-64
131. بقره، 83
132. فرقان، 72 الي 76
133. مؤمنون، 1 الي 11
134. معارج، 35
135. انفال، 2
136. انفال، 4
137. شعرا، 88-89
138. کهف، 46
139. بقره، 44
140. يس، 65
141. طارق، 9-10
142. انبيا، 47
143. ق، 33-34
144. هود، 117
145. غافر، 19
146. صف، 2
147. نحل، 92
148. نحل، 90
149. مكارم الاخلاق (طبرسي)، ص 446
150. نساء، 22
151. انفال، 41
152. توبه، 19
153. مؤمنون، 99
154. آل عمران، 97
155. فاتحه، 1
156. زمر، 67
157. هود، 41
158. اسرا، 110
159. فاطر، 41
160. کهف، 39
161. اعراف، 196
162. انعام، 91
163. توبه، 128
164. آل عمران، 83
165. اعراف، 54
166. طه، 14
167. همان
168. مطفّفين، 26
169. من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 352
170. من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 188
171. کافي (اسلاميه)، ج1، ص 44
172. علل الشرايع، (داوري) ج 2، ص 524
173. علل الشرايع، (داوري) ج 2، ص 465
174. قرب الاسناد (آل البيت)، ص 9
175. بحار الانوار (بيروت)، ج68، ص 393
176. محاسن، ج 1، ص 16
177. تحف العقول، ص 214
178. تحف العقول، ص 316
179. محجه البيضاء، ج 5، ص 90
180. دعائم الاسلام، ج 2، ص 445
181. مهجه البيضاء ج 7 ص 267
182. امالي (صدوق)، ص 412
183. امالي (طوسي)، ص 385
184. جعفريات (اشعثيات)، ص 150
185. کافي (اسلاميه)، ج 2، ص 54
186. خصال، ج 1، ص 295
187. خصال، ج 1، ص 50
188. نساء، 100
189. امالي (طوسي)، ص 618
190. کافي (اسلاميه)، ج 8، ص 49
191. نهج البلاغه (صبحي صالح)، ص 266
192. نهج البلاغه (صبحي صالح)، ص 222
193. أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص 268
194. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 375
195. آل عمران، 21
196. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 299
197. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 670
198. محاسن، ج2، ص 602
199. نهج البلاغه (صبحي صالح)، ص 480
200. كافي (اسلاميه)، ج1، ص 46
201. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 175
202. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج1، ص 116
203. من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 402
204. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 308
205. مصادقه الاخوان، ص 52
206. نهج البلاغه (صبحي صالح)، ص 460
207. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 52
208. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 639
209. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 671
210. امالي (صدوق)، ص 508
211. امالي (طوسي)، ص 189
212. معاني الاخبار، ص 261
213. بقره، 251
214. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 451
215. كافي (اسلاميه)، ج3، ص 262
216. نزهه الناظر و تنبيه الخاطر، ص 142
217. بحار الانوار (بيروت)، ج75، ص 370
218. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 60
219. روضه الواعظين و بصيره المتعظين (چاپ قديم)، ج1، ص 11
220. يونس، 99 - 100
221. ص، 86
222. توحيد (صدوق)، ص 341
223. نهج البلاغه (صبحي صالح)، ص 378
224. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 455
225. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 47
226. تحف العقول، ص 386
227. تحف العقول، ص 387
228. تحف العقول، ص 388
229. تحف العقول، ص 396
230. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 148
231. انعام، 149
232. انعام، 149
233. امالي (طوسي)، ص 9
234. نهج البلاغه (صبحي صالح)، ص 489
235. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 293
236. منيه المريد (مكتب الإعلام الإسلامي)، ص 317
237. من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 393
238. نجم، 32
239. معاني الاخبار، ص 243
240. الدعوات (راوندي) / سلوه الحزين، ص 20
241. عده الداعي، ص 256
242. كافي (اسلاميه)، ج1، ص 158
243. امالي (طوسي)، ص 84
244. امالي (صدوق)، ص 253
245. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 640
246. عده الداعي، ص 179
247. مصباح الشريعه، ص 92
248. ارشاد القلوب (ديلمي)، ج1، ص 15
249. امالي (صدوق)، ص 393
250. كشف الريبه، ص 7
251. كشف الريبه، ص 9
252. آل عمران، 5
253. اعراف، 8
254. احتجاج (طبرسي)، ج2، ص 351
255. من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 572
256. ابراهيم، 12
257. مائده، 23
258. مصباح الشريعه، ص 165
259. من لا يحضره الفقيه، ج2، ص 628
260. توحيد (صدوق)، ص 337
261. كافي (اسلاميه)، ج8، ص 253
262. ثواب الاعمال، ص 159
263. پاك و منزه است خداى بزرگ و حمد و ستايش او را مىكنم و هيچ قوت و قدرت جز به خداى بزرگ بلند مرتبه نخواهد بود.
264. بار الها، مرا خود راهنمايى کن و از بخشش بيکران خود را مرا بهره مند ساز و سايه رحمت خود را بر سرم بگستران و برکات خود را بر من فرو ببار.
265. انفطار، 14، 15
266. اعراف، 56
267. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 458
268. کهف، 82
269. فاتحه، 1
270. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 59
271. كافي (اسلاميه)، ج1، ص 352
272. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 233
273. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 174
274. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 314
275. مواعظ العدديه، ص 142
276. امالي (صدوق)، ص 492
277. عده الداعي، ص 79
278. كافي (اسلاميه)، ج1، ص 41
279. حشر، 2
280. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 272
281. احتجاج (طبرسي)، ج1، ص 16
282. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 602
283. انفال، 58
284. نور، 7
285. مريم،54
286. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 290
287. بقره، 261
288. محاسن، ج1، ص 255
289. كافي (اسلاميه)، ج1، ص 403
290. فاتحه، 6
291. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 246
292. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 21
293. عبس، 24
294. كافي (اسلاميه)، ج1، ص 49
295. كافي (اسلاميه)، ج1، ص 32
296. كافي (اسلاميه)، ج1، ص 54
297. كافي (اسلاميه)، ج8، ص 170
298. فصلت، 23
299. ثواب الاعمال، ص 173
300. بحار الانوار (بيروت)، ج75، ص 228
301. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 115
302. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 115
303. مائده، 66
304. بحار الانوار (بيروت)، ج75، ص 280
305. بحار الانوار (بيروت)، ج75، ص 283
306. كافي (اسلاميه)، ج8، ص 149
307. كافي (اسلاميه)، ج1، ص 401
308. من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 408
309. امالي (صدوق)، ص 493
310. صف، 14
311. كافي (اسلاميه)، ج8، ص 268
312. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 74
313. كافي (اسلاميه)، ج3، ص 236
314. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 188
315. امالي (صدوق)، ص 27
316. مجموعه ورام، ج1، ص 173
317. بقره، 174
318. انفال، 62 و63
319. امالي (طوسي)، ص 462
320. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 358
321. امالي (طوسي)، ص 88
322. وسائل الشيعه، ج15، ص 361
323. صحيفه امام رضا، ص 93
324. من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 385
325. ارشاد (مفيد)، ج1، ص 230
326. كافي (اسلاميه)، ج8، ص 72
327. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 347
328. كافي (اسلاميه)، ج2، ص 509
329. كافي (اسلاميه)، ج8، ص 168
330. بقره، 197
331. طلاق، 3
332. مائده، 2
333. امالي (صدوق)، ج 1، ص 487
334. امالي (صدوق)، ص 305
335. انشراح، 5 - 6
336. من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 412
337. مجادله، 21
338. من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 163