بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

و لا سعديك. پس چون تلبيه گفت غش كرد، و از راحله‌اش بر زمين افتاد، و پيوسته اين حال تا پايان مراسم حج بر او عارض مى‌شد[1].

2- شخصى به نام «افلح» كه از غلامان حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام بوده، مى‌گويد: وقتى در خدمت آن حضرت به مكه رفتيم، چون آن بزرگوار داخل مسجد الحرام شد، چون به خانه كعبه نگريست، به گريه افتاد و صداى مباركش در ميان مسجد بلند شد من عرض كردم: پدر و مادرم فداى تو، مردم شما را مى‌بينند؛ خوب است كه صداى مبارك را كوتاه نموده، و آهسته‌تر گريه كنيد.

حضرت فرمود: واى بر تو! اى افلح، چگونه گريه نكنم، همانا اميد مى‌رود كه خداوند به سبب اين گريه، نظر رحمتى بر من فرمايد، و به آن سبب فرداى (قيامت) در نزد او رستگار گردم. پس آن حضرت دور خانه طواف فرمود، و بعد در نزد مقام ابراهيم به نماز ايستاد و به ركوع و سجود رفت، و چون سر از سجده برداشت موضع سجده آن بزرگوار از اشك ديدگانش تر شده بود[2].

3- طاووس يمانى مى‌گويد: داخل حجر اسماعيل شدم، ديدم‌

[1]عوالى اللئالى ابن ابى جمهور احسائى 4: 35، احياء العلوم غزالى 1: 268.

[2]كشف الغمّة في معرفة الائمة 2: 117 و 148.


صفحه 11

كه حضرت امام زين العابدين عليه السّلام در سجده است و كلامى را تكرار مى‌كند، با خود گفتم مردى است از خاندان صالح و پاك، گوش دهم ببينم چه مى‌گويد، پس به مناجات او گوش فرا دادم و شنيدم كه مى‌گفت: «عبدك بفناءك، مسكينك بفناءك، سائلك بفناءك، فقيرك بفناءك».

يعنى: بنده تو به درگاه تو آمده، مسكين تو به درگاه تو آمده، سائل تو به درگاه تو آمده، فقير تو به درگاه تو آمده.

طاووس مى‌گويد: به خدا سوگند هرگز خدا را با اين جملات نخواندم مگر اينكه گرفتارى من مرتفع گرديد و گشايش برايم پيدا شد[1].

4- سعيد بن جبير مى‌گويد: كسى كه براى خواسته و حاجتى به سوى بيت اللّه الحرام بيايد به حاجت خود خواهد رسيد، خواه حاجت او مربوط به دنيا باشد يا آخرت‌[2].

و السّلام على حجّاج بيت اللّه الحرام و ضيوف الرحمان و رحمة اللّه و بركاته‌

قم- حوزه علميه‌

على كريمى جهرمى‌

[1]كشف الغمّة في معرفة الائمة 2: 80.

[2]مجمع البيان 2: 247.


صفحه 12

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 13

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم‌

اقسام حج‌

حج دوگونه است: واجب و مستحب، و حج واجب نيز سه قسم است:

اوّل- حجّة الاسلام، و آن حجى است كه بر هر شخص واجد شرايط استطاعت، يك‌بار در طول عمر شرعا واجب است.

دوّم- حجى كه با نذر و عهد و قسم واجب شود.

سوّم- حجى كه با اجير شدن واجب گردد.

و در غير موارد مذكور حج مستحب است.


صفحه 14

وجوب حج‌

حج از اركان دين اسلام است، و وجوب آن بر كسى كه واجد شرايط استطاعت باشد، از ضروريات بين مسلمين است، و در قرآن كريم نيز به آن تصريح شده است، و انكارش موجب كفر مى‌باشد، و تركش اگر به جهت سبك شمردن آن باشد به منزله كفر، و بدون آن از گناهان كبيره محسوب مى‌گردد.

مسأله 1- حج در تمام عمر يك‌بار شرعا واجب است، و بيش از يك‌بار اگرچه شخص متمكّن باشد، وجوب عينى ندارد.

مسأله 2- اگر مكه مكرّمه خالى از حاجى بماند، بر هر شخص مكلّف متمكّن بنا بر احتياط واجب، رفتن به حج وجوب كفايى دارد، اگر چه قبلا نيز به حج رفته باشد.


صفحه 15

مسأله 3- وجوب حج براى واجدان شرايط فورى بوده، و تأخير آن از سال اوّل استطاعت حرام است، و بعيد نيست كه از گناهان كبيره به شمار آيد، و در صورت نافرمانى و ترك آن در سال اوّل استطاعت، در سال دوّم نيز وجوب فورى دارد، و ترك آن مانند سال اوّل گناه كبيره است، و حكم آن نسبت به سالهاى بعد تا آخر عمر نيز چنين است.

مسأله 4- بر شخص مستطيع واجب است كه مقدّمات سفر (از قبيل: ثبت نام، و گرفتن گذرنامه، تعيين كاروان، گرفتن بليط هواپيما، و ديگر لوازم سفر) را به موقع و هرچه زودتر فراهم سازد، به طورى كه عرفا در تهيّه مقدّمات حج، سهل‌انگار شمرده نشود، تا بتواند حج را در موقع خود انجام دهد.

شرايط وجوب حجّة الاسلام‌

اوّل- بلوغ.

پس بر كودك اگر چه نزديك به حدّ بلوغ باشد، و ساير شرايط استطاعت را نيز داشته باشد، حج واجب نيست، و در صورت انجام با آن كه بنا بر اقوى عبادت او صحيح است، و مشروعيّت دارد، كفايت از حجّة الاسلام نمى‌كند.


صفحه 16

مسأله 5- حج براى غير مكلّف مميّز مستحب است، ولىّ كفايت از حجّة الاسلام نمى‌كند، و اذن ولىّ در صحّت حج او شرط نيست، اگر چه در مواردى كه حج او موجب تصرّف در اموالش مى‌شود، براى تصرّف اذن ولىّ لازم است.

مسأله 6- جايز نيست كه والدين فرزند را از انجام حج واجب منع نمايند، و در صورت نهى اثرى بر آن مترتّب نبوده، و حج صحيح است، و هم‌چنين صحّت حج استحبابى منوط به اذن والدين نيست، بلى اگر از انجام آن نهى كردند، به طورى كه مخالفتشان موجب رنجش شديد خاطرشان مى‌گردد، حج استحبابى باطل خواهد بود.

مسأله 7- براى ولىّ، محرم كردن كودك غير مميّز مستحب است، و در محرم كردن ديوانه اشكال است. بلى اگر ولىّ مجنون او را رجاء- يعنى به اميد مطلوبيت و رسيدن به ثواب- محرم نمايد، اشكالى در آن نيست، و كيفيّت محرم كردن كودك اين است: كه دو لباس احرام را به او بپوشاند، و بگويد: خداوندا اين كودك را محرم كردم به احرام ... و از او بخواهد كه لبيّك‌هاى واجب را بگويد، و در صورتى كه قادر نيست، او را تلقين نمايد، و اگر با


صفحه 17

تلقين هم نمى‌تواند، خودش از طرف او «لبيّك‌ها» را بگويد، و او را از تروك احرام بازدارد، و به آنچه از اعمال حج قادر است وادارد، و در انجام آنچه توانايى ندارد نيابت كند، او را طواف دهد، و سعى بدهد، و در عرفات و مشعر وقوفش دهد، و اگر مى‌تواند امر به رمى نمايد، و در صورتى كه قادر نيست خود از جانب او رمى كند، او را به طواف و نماز طواف وادارد، و اگر نمى‌تواند خودش از طرف او بخواند، و سرش را بتراشد، و هم‌چنين در بقيه اعمال.

و توجّه به اين نكته لازم است كه كودك در حال طواف و نماز طواف- اگر خود كودك نماز مى‌خواند- مى‌بايست پاك و باوضو باشد، و اگر در طول طواف طاهر بودن و با وضو بودن او ممكن نيست، ولىّ از جانب او طواف كرده، و نماز طواف را مى‌خواند، و احتياط آن است كه در حدّ ممكن بين طواف و نماز خود، با تطهير و وضو گرفتن و يا وضو دادن كودك و واداشتن او به طواف و نماز جمع نمايد.

مسأله 8- ولىّ مى‌تواند كودك را محرم نمايد، اگر چه خودش محلّ باشد.