251 س- شخصى چند سال قبل مستطيع بوده، و حج نرفته، و نزد چند نفر ظاهر الصلاح اقرار نموده: قدرت بدنى ندارم كه به حج مشرف شوم و نااميد هستم كه بعدا بتوانم حج نمايم، لذا شخصى را اجير مىنمايد كه از طرف او حج كند، و مبلغى تعيين مىكند و صيغه اجاره بين آنها جارى مىشود، و اجير تمام مبلغ را در تصرف مىگيرد، و مخارجى كه مقدمه گذرنامه و غيره است مىنمايد، بعد از چند روز زيدى به منوب عنه مىگويد: برو ادعا كن كه خودم حج مىروم، در صورتى كه از نقاهت بدنى كه داشته در سال گذشته نتوانسته به حج مشرف شود، آيا اين صيغه فسخ مىشود يا خير؟ و تكليف نايب درباره مخارجى كه نموده چيست؟
ج- در فرض سؤال اگر براى حجّة الاسلام اجير شده، و بعد معلوم شود كه منوب عنه متمكّن از انجام حج شده، اجاره باطل است، و مقدارى كه اجير به امر مستأجر خرج كرده، اجير ضامن نيست، و اگر براى مطلق حج اجير شده- اعمّ از حجّة الاسلام و غيره-، و اختيار فسخ براى مستأجر قرار نداده باشند، اجاره لازم است، و منوب عنه نمىتواند فسخ كند، و اجير بايد عمل را انجام دهد.
252 س- شخصى كه قرائت و يا اذكار واجبه نمازش صحيح نيست، آيا جايز است كه نيابت حج را قبول نمايد، و بعد از اينكه خودش نماز طواف را خواند، ديگرى را نيز براى نماز نايب كند يا نه؟ و بر فرض عدم جواز چون جاهل به مسئله بوده، و چنين كارى كرده، تكليفش چيست؟
ج- استيجار چنين شخصى خلاف احتياط است، و در فرض دوم هم احوط اين است كه از مستأجر استرضا كند، و يا وجه را مسترد دارد.
253 س- شخصى كه قرائت و يا اذكار واجبه نمازش صحيح نيست، لكن فكر مىكرده است كه تصحيح نماز كار سهلى است، و در فرصتى كه قبل از حج دارد مىتواند قرائت نمازش را اصلاح نمايد، در هر صورت با اين گمان و يا با سهلانگارى نسبت به تكليف خود، در ميقات به عنوان نيابت محرم شده است، ولى وقت انجام نماز طواف هرچه سعى شده ولو با تلقين نتوانسته است نمازش را صحيح بخواند. بفرماييد فعلا كه در مكه است تكليف او چيست؟
آيا به طور قطع مقدارى را كه به نيابت انجام داده باطل است، و اگر چنين است وظيفه بعدى او چيست؟ آيا واجب است به ميقات و يا ادنى الحل برگردد، و براى خودش- اگر چه به عنوان حج استحبابى- محرم شود، و بدين وسيله جبران ورود به حرم را كه
بدون احرام صحيح انجام داده است بنمايد، و يا چنين كارى وجوب ندارد، ولى مىتواند چنين كند؟
و يا با آنكه نبايد به آن حج اكتفاء شود، بايد احتياطا آن اعمال را با همان نيت قبلى ادامه دهد، و در مواردى كه مثل نماز طواف پيش مىآيد، هم خودش تا حدى كه مىتواند بخواند، و هم احتياطا نايب بگيرد؟ و يا آنكه وظيفهاش اين است كه احتياطا به ميقات برگردد، و براى عمره تمتّع به نيّت خود محرم شود، و اعمال عمره تمتّع را انجام دهد، ولى براى حج تمتّع نيّت ما فى الذمّه كند، كه اگر عمره تمتّع اوّل صحيح است اين حج مكمّل آن باشد، و اگر عمره تمتّع دوّم كه براى خود انجام داده صحيح است باز اين حج بتواند آن را تكميل نمايد؟
ج- در فرض سؤال صحت عمره مذكور براى منوب عنه محل اشكال است، بنا بر احتياط به قصد منوب عنه محرم به احرام حج شود، و اعمال را به جاى آورد، و نسبت به اجرت مصالحه نمايند و بنا بر احتياط واجب حج ديگرى براى منوب عنه استيجار نمايند.
254 س- زن و يا مردى كه روز دهم و يازدهم و دوازدهم قادر به رمى جمرات نيست، ولى مىتواند شبها رمى جمره نمايد، و يا در روز سيزدهم قضاى هرسه روز را بجاى آورد، آيا مىتواند نيابت كند يا خير؟ و در صورت امكان آيا همه صور مذكوره يكسانند و يا آنكه فرق دارند؟
ج- نمىتواند نيابت كند.
255 س- در سالهاى اخير به طور معمول ذبح در منى ممكن نيست، آيا لازم است نايب خود را به زحمت انداخته، و از طرق غير معمول كارى كند كه ذبح در منى انجام گيرد، و يا لزومى ندارد، و در صورتى كه اين كار را نكرد، حكم او چيست؟
ج- با عدم تمكن از ذبح در منى، ذبح در مسلخهاى موجود كافى است.
256 س- نايبى كه بيتوته در مشعر و منى را انجام نداده، و يا نتوانسته انجام دهد، حكمش چيست؟
ج- اگر معذور و عذرش طارى بوده، حج او صحيح، و مجزى از منوب عنه مىباشد، و در غير اين صورت نيابت او محل اشكال است.
257 س- اگر فرزند و يا شخص ديگرى كه وصيّت شده است به حج برود مستطيع باشد، آيا با توجّه به اينكه حج واجب فورى است، اين وصيّت باطل است، و بايد هرچه زودتر ديگرى را استيجار نمايند، و يا آنكه بايد صبر كنند كه او حجّة الاسلام خود را انجام داده، و پس از آن حج نيابتى را كه وصيّت شده است انجام دهد؟
ج- تأخير جايز نيست و بايد شخص ديگرى را اجير كنند.
258 س- شخصى پس از حصول استطاعت كارهاى سفر حج را انجام داده، ولى در جده و يا قبل از احرام مبتلى به جنون شده است، و چون از صحّت او نااميد شدهاند او را به ايران اعزام كردهاند، اگر جنون او طولانى شود وظيفه چيست؟ آيا مىتوانند براى او نايب بگيرند، يا خير؟
ج- در مورد سؤال چنانچه سال اوّل استطاعت او بوده، فعلا چيزى بر او نيست، پس اگر افاقه حاصل شد، و استطاعت مالى باقى بود، بايد حج را انجام دهد، و الّا لازم نيست. و اگر حج قبلا بر او مستقرّ بوده، در صورت بهبودى خود او بجاى آورد، و چنانچه با همان حال از دنيا برود، بايد جهت او حج استيجار شود.
حج استحبابى
مسأله 259- براى كسى كه استطاعت براى حج ندارد يا حجّة الاسلام خود را بجاى آورده است انجام حج مستحب است، و ترك آن در پنج سال متوالى كراهت دارد، و تكرار آن در هر سال مطلوب است، اگر چه موجب استقراض شود در صورتى كه قدرت بر پرداخت آن داشته باشد.
مسأله 260- نيّت بازگشت به مكه براى كسى كه از مكه خارج مىشود مستحب است، و در خبر آمده است كه نيّت بازگشت موجب طول عمر و نيّت عدم بازگشت موجب كوتاهى عمر مىگردد.
مسأله 261- مستحب است انسان تبرعا براى بستگان و ساير برادران ايمانى كه در مكه نيستند و يا از انجام اعمال معذورند حج و يا عمره مفرده و يا طواف مستقل بجاى آورد.
مسأله 262- انجام حج و عمره مفرده و طواف مستقل به نيابت از ائمه معصومين و حضرت حجّة ابن الحسن العسكرى (صلوات اللّه عليهم اجمعين) مستحب است.
مسأله 263- فرستادن افراد غير مستطيع به حج مستحب است، حتى جايز است از سهم سبيل اللّه به فقير زكوة داده شود تا براى حج استطاعت پيدا كند. بلكه از ديگر سهمهاى زكوة نيز مىتوان يكجا به او پرداخت تا مستطيع شود.
مسأله 264- انجام حج مستحبّى افضل از آن است كه پول آن را صدقه بدهند.
مسأله 265- در حج مستحبى اجازه پدر و زوج لازم است.
مسأله 266- شخصى مىتواند به حج استحبابى برود كه حج واجب بر عهده او نباشد.
مسأله 267- اهداء ثواب حج قبل از عمل و در حين عمل و پس از آن براى غير، صحيح است.
مسأله 268- كسى كه مالى براى رفتن به حج ندارد مستحب است حتى با اجير شدن به مكه برود، و در روايت آمده است كه نه سهم از ثواب حج به اجير داده مىشود، و يك سهم آن به منوب عنه مىرسد.
احكام عمره
عمره نيز مانند حج به واجب بالإصاله و بالعرض و مندوب تقسيم مىگردد.
مسأله 269- عمره بر كسانى كه مستطيع بوده و اهل مكّه هستند، و يا فاصله منزلشان تا مكه كمتر از شانزده فرسخ مىباشد در طول عمر يكبار واجب است، و براى كسانى كه استطاعت براى حج تمتع پيدا مىكنند نيز عمره تمتع وجوب دارد، و براى كسانى كه وظيفهشان حج إفراد و قران است در صورت تمكّن عمره مفرده واجب مىشود، و اگر فقط تمكّن از حج افراد يا قران داشته باشند حج بر آنها واجب است، عمره مفرده واجب نيست، و همچنين اگر فقط تمكّن از عمره مفرده دارند عمره مفرده بر آنها واجب است، و حج إفراد و يا قران واجب نيست.
مسأله 270- عمره مانند حج قابل استيجار و نيابت است، و كليّه شرايط مذكوره در نيابت و استيجار حج در مورد آن جارى است.