نموده، فرقى هست يا نه؟ و بنا بر لزوم قضاء نسك مشروط به طهارت، معتبر است كه در طول ذيحجه باشد يا نه و وظيفه او نسبت به مباشرت با زنان چيست؟
ج- به نظر حقير بنا بر احتياط، غسل مستحبى كفايت از غسل واجب نمىكند، چنانچه قبل از شروع به اعمال، غسل مستحبى بجا آورده، در اين مسئله رجوع كند به كسانى كه غسل مستحبى را كافى از غسل واجب مىدانند، و در اين صورت حج صحيح و چيزى بر او نيست، و اگر غسل مستحبى بجا نياورده نيز حج صحيح است، ولى واجب است طواف عمره تمتّع و طواف حج را با نماز آنها قضا كند، هر چند بعد از ماه ذيحجه باشد، و احتياطا سعى را بعد از هريك از اين دو طرف بجا آورد، و اگر نمىتواند نايب بگيرد، و بايد از مباشرت با زن اجتناب كند، و چون شرط نيست كه طواف نساء در ماه ذيحجه بجا آورده شود، مىتواند خودش برود و بجا آورد، و مىتواند هم نايب بگيرد هر چند در غير ذيحجه باشد.
515 س- شخصى بين الاحرامين جنب شده، و فراموش كرده كه غسل كند و همه اعمال حج را با حالت جنابت انجام داده، اكنون با توجه به اينكه جز طواف و نماز آن، بقيّه اعمال حج مشروط به طهارت نيست، و اينك ترك طواف در صورتى مبطل است كه از روى عمد و جهل باشد نه صورت نسيان، و ضمنا مىفرمايند غير
متمكن از طهورين، در حكم غير متمكن از طواف است، آيا نمىشود ناسى شرط را در حكم ناسى اصل دانست؟ و همانطورى كه نسيان اصل طواف به موجب روايات صحيح معتبره قابل تدارك و جبران است، نسيان شرط را در حكم نسيان اصل، بدانيم؟
چه دليلى بر بطلان حج چنين آدمى است با آنكه به مقتضاى نفى حرج و حديث رفع، معذور است؟
ج- در فرض سؤال بعيد نيست كه نسيان شرط- طهارت- ملحق به نسيان اصل طواف باشد، و على هذا حج صحيح است، و بايد طواف حج و نماز آن و طواف نساء و نماز آن را با طهارت انجام دهد، و احتياطا سعى را نيز اعاده نمايد، و اگر از مكه برگشته و به وطن آمده، در صورت تمكن خودش، و الا نايب بگيرد تا طوافين و سعى را بجا آورد، هر چند در غير موقع حج باشد، و چون در اين مسئله به فتواى صحّت از علماء اعلام برخورد نكردهام، بلكه اطلاق كلماتشان، ظهور در بطلان دارد، احتياط آنست كه سال ديگر خودش، و اگر خودش متمكن نيست نايب بگيرد تا حج تمتّع بجا آورد، و تمسّك به نفى حرج و حديث رفع در اين مورد به نظر حقير تمام نيست، و تفصيل آن محتاج به مجال و بحث بيشتر است.
516 س- شخصى سهوا غسل مس ميت را نكرده، بعد از اتمام اعمال حج در وطن يادش آمده كه غسل مس ميّت را انجام نداده، آيا تكليف اين شخص، حج مجدد است يا نه؟
ج- اگر بعد از مس ميّت و قبل از حج، غسل جنابت بجا آورده باشد حج او صحيح است، و اگر بجا نياورده باشد نظر به اينكه اين جانب اجزاء اغسال مستحبه را از غسل واجب مشكل مىدانم، اگر براى احرام غسل كرده باشد، يا غسل مستحبى ديگرى نموده باشد، به هريك از مراجع تقليد كه غسل مستحبى را از ساير اغسال مجزى مىدانند رجوع، و بنا را بر صحت حج بگذارد.
517 س- زنى هستم كه چند سال قبل به مكه مشرف شدم، موقعى كه در مدينه بودم در روز ششم عادت زنانگى، خود را پاك ديدم و عادت من هميشه بين هفت تا ده روز بوده است، غسل كردم و عازم مكه شدم، و در مكه مشاهده نمودم كه پاك هستم. پس از طواف، لكه خونى ديدم، غسل نموده به عرفات رفتم، و در آنجا محتلم شدم، و غسل كردم، عصر همان روز مجددا در عرفات لكه خون ديدم و مجددا غسل كردم، لكن نمىدانم غسل ما في الذمه كردم يا نه؟ بفرماييد حج من چه صورت دارد؟
ج- در فرض مسئله كه در ايّام عادت خودتان بين هفت تا ده لكّه خون ديدهايد حج شما مبدل به حج إفراد شده، و چنانچه طواف زيارت و طواف نساء را با طهارت انجام داده باشيد حج شما صحيح است، و آنچه فعلا بر شما واجب است يك عمره مفرده است، اگر متمكن شويد خود بجا آوريد و الّا نايب بگيريد تا براى شما بجا آورد، و احتياط استحبابى آن است كه مجددا حج تمتّع را علاوه بر عمره مفرده بجا آوريد.
518 س- زنى به تصور اينكه پاك شده است، طواف انجام مىدهد، و در اثناء سعى متوجه مىشود كه هنوز پاك نشده است، آيا سعى او نيز باطل است، و اگر بعد از سعى متوجه شود چگونه است؟
ج- در فرض اول سعى را قطع كند و پس از پاك شدن از حيض، طواف و نماز را اعاده كند، و احتياط آن است كه پس از اعاده طواف و نماز، سعى را اتمام و اعاده نمايد، و در فرض دوم نيز اعاده طواف و نماز لازم، و اعاده سعى مبنى بر احتياط است.
519 س- زنى عمره تمتّع را انجام داد، بعد متوجه شد كه طواف او باطل بوده است، قبل از اعاده طواف ملاحظه نمود كه عذر زنانه دارد، تكليف او چيست؟
ج- هر وقت عذر او مرتفع شد، طواف و نماز را اعاده كند، و اگر قبل از وقوف، پاك نمىشود و بطلان طواف از جهت جهل به مسئله باشد، حج او قهرا مبدل به افراد شده، و پس از حج بايد عمره مفرده بجاى آورد، و احتياطا حج را اعاده كند.
520 س- تكليف زن مضطربه در طواف چگونه است؟
ج- به نحوى كه در نماز عمل مىكند، در طواف نيز عمل نمايد.
521 س- اگر زن در شوط چهارم يا پنجم طواف عمره تمتّع حائض شود، و مىداند تا قبل از عرفات پاك نخواهد شد آيا مىتواند نايب بگيرد يا حج او مبدل به افراد مىشود؟
ج- بعد از شوط چهارم اگر زن حائض شود عمره تمتّع او صحيح است، و سعى و تقصير را با همان حال حيض انجام دهد، و در موقع حج محرم به احرام حج تمتّع شود، و بعد از پاك شدن، قضاى باقيمانده از طواف عمره را بجا آورد، و اگر تا وقت حركت همراهان از مكه پاك نشد، و ناچار است با آنها برود، جايز است براى طواف حج و همچنين قضاى باقيمانده طواف عمره، نايب بگيرد.
522 س- اگر زن در عمره تمتّع بعد از سه شوط و نيم و قبل از چهار شوط، حائض شد و تا قبل از رفتن به عرفات، پاك نمىشود، وظيفه او چيست؟
ج- طواف را رها نموده، سعى و تقصير را احتياطا انجام دهد، و تروك احرام را ترك نمايد، و رجاءا محرم به احرام حج تمتع شود، و اعمال آن را به قصد ما فى الذمه از تمتع و إفراد انجام دهد، و پس از پاك شدن، ابتدا طواف ناقص عمره را تكميل نموده، نماز بخواند و سپس بقيه طوافها را بجاى آورد، و احتياطا عمره مفرده نيز انجام دهد.
523 س- اگر زن پس از اعمال حج، اثر عادت در خود ببيند، و شك كند كه پيش از انجام عمل حايض شده، يا بعد از تمام شدن اعمال، حج او صحيح است يا خير؟
ج- اعتنا به اين شك نكند، و حج او محكوم به صحت است.
524 س- در صورتى كه زنها بتوانند با خوردن قرص، عادت زنانه را عقب بيندازند تا بتوانند عمره را تمام نموده و محرم به حج شوند، و مجبور نشوند احرام عمره را بدل به احرام حج نمايند، آيا خوردن قرص و عقب انداختن عادت لازم است يا نه؟
ج- تأخير انداختن عادت، لازم نيست.
525 س- زنى كه به واسطه خوردن قرص و يا تزريق آمپول جلو عادت زنانه را گرفته، لكن در ايّام عادت روزى يك لحظه خون مىبيند، آيا طواف و نماز با وضع مذكور صحيح است يا خير؟
ج- بايد اختبار كند، اگر تا سه روز متوالى داخل آلوده به خون است حيض است، و الّا با انجام اعمال مستحاضه طواف و نماز او صحيح است.
526 س- زنى در حال طواف، مستحاضه قليله مىشود، وظيفه او چيست؟
ج- اگر بعد از تمام شدن دور چهارم باشد، پس از تجديد وضو و تطهير بدن و لباس، طواف را تمام كند، و اگر در بين سه و نيم و چهار شوط باشد، به احتياط واجب پس از تجديد وضو و تطهير، آن را اتمام و سپس اعاده نمايد، و اگر قبل از سه و نيم شوط باشد، اعاده لازم است.
527 س- مستحاضه كثيره هرگاه براى نماز يوميه وظيفهاش را انجام داد، تجديد غسل براى طواف لازم است يا نه؟ و بر فرض لزوم غسل ديگرى براى طواف، آيا همان غسل براى نماز طواف هم كافى است يا نه؟
ج- اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند تجديد غسل، لازم نيست، و اگر خون ببيند براى هركدام از طواف و نماز طواف، يك غسل احتياطا بجا آورد، و اگر فاصله بين غسل و طواف زياد مىشود مثل اينكه در نزديك مسجد الحرام نتواند غسل كند، احتياطا در موقع ورود به مسجد تيمم بدل از غسل هم بنمايد.
528 س- زن مستحاضه كه بايد براى هر نماز و طواف غسل كند طبق وظيفهاش غسل كرد و يا وضو گرفت و طواف را شروع كرد، بين طواف نماز ظهر شروع شد، نماز را خواند، و با همان طهارت اول، بعد از نماز، طواف را ادامه داد، آيا طوافش صحيح است؟
ج- اگر از هنگام غسل تا آخر طواف خون قطع بوده، طواف صحيح است، و در غير اين صورت احوط آن است كه اين طواف را تمام كند، و پس از غسل اعاده نمايد.
529 س- زن مستحاضهاى بعد از غسل و وضو مشغول طواف مىشود، در اثناء طواف لك مىبيند، وظيفه او چيست؟
ج- اگر خون او مستمر است و به وظيفه عمل كرده، با تحفظ از خروج خون چيزى بر او نيست، و در غير اين صورت حكم حدث جديد را دارد.
530 س- هرگاه زن قرشيه پس از شصت سال، و غير قرشيه پس از پنجاه سال، چند روز متوالى خون ببيند كه همه به اوصاف حيض باشد در طواف و نماز چه كند؟
ج- حكم مستحاضه را دارد، و حكم حيض بر خون مزبور مترتب نيست، حتى در صورت توالى يا داشتن صفات.
531 س- زنى به حساب شناسنامه، بيش از پنجاه سال شمسى دارد، و يك سال و نيم خون نديده است، ولى در عرفات خون مىبيند، بنابراين آيا در يائسگى او مىتوان ترديد داشت يا نه، و وظيفه او چيست؟
ج- اگر اطمينان دارد كه پنجاه سال قمرى او تمام شده، و سيّده نيست، حكم مستحاضه را دارد.
532 س- زنى كه حيض نمىشود، ولى هردو ماه يكبار، دو سه روزى لك و ترشحات مىبيند، وظيفهاش چيست؟
ج- اگر خون تا سه روز استمرار ندارد، ولو به اين نحو كه پس از خارج شدن تا اين مدت باطن فرجآلود باشد، حكم استحاضه را دارد.