ج- اگر بعد از تمام شدن دور چهارم باشد، پس از تجديد وضو و تطهير بدن و لباس، طواف را تمام كند، و اگر در بين سه و نيم و چهار شوط باشد، به احتياط واجب پس از تجديد وضو و تطهير، آن را اتمام و سپس اعاده نمايد، و اگر قبل از سه و نيم شوط باشد، اعاده لازم است.
527 س- مستحاضه كثيره هرگاه براى نماز يوميه وظيفهاش را انجام داد، تجديد غسل براى طواف لازم است يا نه؟ و بر فرض لزوم غسل ديگرى براى طواف، آيا همان غسل براى نماز طواف هم كافى است يا نه؟
ج- اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند تجديد غسل، لازم نيست، و اگر خون ببيند براى هركدام از طواف و نماز طواف، يك غسل احتياطا بجا آورد، و اگر فاصله بين غسل و طواف زياد مىشود مثل اينكه در نزديك مسجد الحرام نتواند غسل كند، احتياطا در موقع ورود به مسجد تيمم بدل از غسل هم بنمايد.
528 س- زن مستحاضه كه بايد براى هر نماز و طواف غسل كند طبق وظيفهاش غسل كرد و يا وضو گرفت و طواف را شروع كرد، بين طواف نماز ظهر شروع شد، نماز را خواند، و با همان طهارت اول، بعد از نماز، طواف را ادامه داد، آيا طوافش صحيح است؟
ج- اگر از هنگام غسل تا آخر طواف خون قطع بوده، طواف صحيح است، و در غير اين صورت احوط آن است كه اين طواف را تمام كند، و پس از غسل اعاده نمايد.
529 س- زن مستحاضهاى بعد از غسل و وضو مشغول طواف مىشود، در اثناء طواف لك مىبيند، وظيفه او چيست؟
ج- اگر خون او مستمر است و به وظيفه عمل كرده، با تحفظ از خروج خون چيزى بر او نيست، و در غير اين صورت حكم حدث جديد را دارد.
530 س- هرگاه زن قرشيه پس از شصت سال، و غير قرشيه پس از پنجاه سال، چند روز متوالى خون ببيند كه همه به اوصاف حيض باشد در طواف و نماز چه كند؟
ج- حكم مستحاضه را دارد، و حكم حيض بر خون مزبور مترتب نيست، حتى در صورت توالى يا داشتن صفات.
531 س- زنى به حساب شناسنامه، بيش از پنجاه سال شمسى دارد، و يك سال و نيم خون نديده است، ولى در عرفات خون مىبيند، بنابراين آيا در يائسگى او مىتوان ترديد داشت يا نه، و وظيفه او چيست؟
ج- اگر اطمينان دارد كه پنجاه سال قمرى او تمام شده، و سيّده نيست، حكم مستحاضه را دارد.
532 س- زنى كه حيض نمىشود، ولى هردو ماه يكبار، دو سه روزى لك و ترشحات مىبيند، وظيفهاش چيست؟
ج- اگر خون تا سه روز استمرار ندارد، ولو به اين نحو كه پس از خارج شدن تا اين مدت باطن فرجآلود باشد، حكم استحاضه را دارد.
533 س- زنى مسأله را نمىدانست، بعد از پاك شدن از حيض، خيال مىكرده جنب است و لذا غسل جنابت را نيّت مىكرد و با همين حال حج انجام داد، بفرماييد حج او چگونه است؟
ج- اگر منظور او غسل براى حدثى كه از خون داشته است باشد و اسم آن را جنابت گذاشته، عملش صحيح است.
534 س- كسى در شوط ششم طواف، نجاستى در بدن ديده، و يقين كرده كه از شوطهاى قبل اين نجاست در بدن او بوده است، بدون توجه به مسأله، طواف را تكميل كرده، و بعدا بدن را تطهير نموده، و طواف را اعاده كرده است، و عمره را تمام كرده است، آيا عمل او صحيح است يا خير؟
ج- بايد مقدارى از طواف را كه بعد از يقين به نجاست باقى مانده اعاده كند، و بعد نماز طواف را بخواند، و ظاهر اين است كه از احرام خارج شده، و عمل صحيح است.
535 س- شخصى در حين طواف، اندكى خون در بينى خود مىبيند، و آن را با دستمال پاك مىكند، و طواف خود را تمام مىنمايد، آيا اين طواف صحيح است؟
ج- اگر ظاهر بينى او نجس شده بايد بينى خود را آب بكشد، و طواف را تكميل يا اعاده كند به تفصيلى كه در محل خود ذكر شده، و اگر بدون تطهير بينى، طواف را ادامه داده، احتياط آن است كه بعد از تكميل و نماز، طواف و نماز را اعاده كند.
536 س- حكم محمول متنجس در طواف چيست؟
ج- اگر ساتر نباشد اشكال ندارد.
537 س- شخصى در حين تولد سرحشفه او مقدارى ختنه بوده، و به اصطلاح مختون غيبى بوده، ديگر او را ختنه نكردند و به همان اكتفا شده، و با اين حال حج نموده، در اين صورت حج او از جهت طواف و نماز و ساير مناسك اشكالى دارد يا نه؟ و اگر اشكال پيدا كرده با اتيان عمره مفرده، جبران مىشود يا نه، و نسبت به زن چه حكمى دارد، به او حرام مىشود يا نه؟
ج- اگر حشفه در غلاف نباشد و صدق اغلف نكند طواف و نماز او صحيح است و اگر صدق كند كه اغلف است بعد از ختنه شدن طواف حج و طواف عمره و طواف نساء و نمازهاى آنها را مجددا بايد خودش، و در صورت عدم تمكّن نايبش بجا آورد، و تا طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود.
5388 س- بچهاى كه ختنه نشده و محرم شده، آيا ولىّ او مىتواند بعد از احرام طفل، از جانب طفل نيابت كند يا نه؟
ج- نيابت قبل از ختنه صحيح نيست و بعد از ختنه تا وقتى كه آن طفل خودش يا نايبش طواف را بجا نياورد از احرام خارج نمىشود.
539 س- اگر از قول اهل خبره اطمينان پيدا كند كه ختان براى او ضرر دارد، تكليفش در طواف چيست؟
ج- خودش طواف كند، و بنا بر احتياط واجب نايب هم بگيرد.
540 س- اگر مقدارى از موهاى سر زن يا جاهاى ديگر بدن او كه بايد در حال طواف بپوشاند ظاهر باشد، آيا به طواف او ضرر مىرساند يا نه؟ و اگر با ظاهر بودن موى سر طواف را انجام داده، طواف او باطل است يا نه؟
ج- طواف حكم نماز را دارد، و عدم رعايت ستر اگر عمدى باشد موجب بطلان طواف است، ولو جاهل باشد.
541 س- حمل مغصوب در حال احرام خصوصا در حال طواف چه صورت دارد؟
ج- اگر طواف موجب تصرّف در مغصوب شود، باطل است.
542 س- شخصى كه با پول خمس نداده لباس احرام بخرد و با آن محرم شده و طواف و نماز بجا آورد، وظيفهاش چيست؟
ج- اگر با عين پول خمس نداده لباس احرام بخرد اشكال دارد.
543 س- اگر با پولى كه معلوم نيست متعلق خمس است يا نه، لباس احرام بخرد، آيا لازم است خمس آن را بدهد، و اگر نداد طواف با آن چه صورت دارد؟
ج- با فرض شك لازم نيست خمس بدهد، و طواف صحيح است، هر چند احتياط مطلوب است.
544 س- در مطاف چيزهايى از افراد مىافتد از قبيل ساعت، احرامى، و غيره، و كسانى كه طواف مىكنند پا روى آن مىگذارند، آيا براى طواف ضرر ندارد و موجب بطلان آن نمىشود؟
ج- موجب بطلان طواف نمىشود.
545 س- اگر انسان مىداند كه پا گذاشتن روى احرامى ديگران موجب اذيّت و عدم رضايت او مىگردد، آيا اين عدم رضايت او به طواف ضرر ندارد؟
ج- به طواف ضرر نمىزند، ولى نبايد موجب اذيّت ديگران را فراهم آورد.
546 س- اگر در حال طواف يا سعى، انسان مقدارى غافل شود، مثلا در مقدارى از يك شوط يا در مقدارى از هريك از اشواط فكرش متوجه موضوعات ديگر شود و از سعى يا طواف غافل شود، همانطورى كه در نماز هم اتفاق مىافتد چه صورت دارد؟
ج- حضور قلب در طواف و نماز آن لازم است، و شرط قبول و كمال است، ولى غفلت در آن احيانا موجب بطلان نيست، در صورتى كه اصل طواف را با توجه و شرايط شروع كرده باشد، و اگر از او سؤال شود كه چكار مىكنى بگويد طواف مىكنم، و همينطور در سعى.
547 س- شخصى در اثناء طواف بر اثر فشار جمعيّت چند گام به جلو رانده شده است. پس از آن به جاى اينه همان مقدار را جبران كند، شوط ديگرى آورده، كه مجموعا هفت شوط تمام و يك شوط ناقص مىشود، آيا اين طواف صحيح است؟
ج- طواف او اشكال دارد و بايد آن را اعاده كند.
548 س- كسى نيّت طواف را در دل گذرانده و به قصد طواف حركت مىكند، مقدارى كه مىآيد گمان مىكند نيّت طواف را بايد به زبان بگويد، لذا برمىگردد و نيّت را با زبان مىگويد و طواف را از نو شروع مىكند، آيا طوافش صحيح است يا خير؟
ج- صحت طواف بعيد نيست.
549 س- كسى كه مىداند يا احتمال مىدهد كه مقدارى از طوافش را بدون اختيار انجام مىدهد، يعنى جمعيت او را مىبرند، آيا مىتواند از اول نسبت به آن مقدارى كه جمعيت او را مىبرند نيز قصد طواف كند، و آن مقدار را مثل طواف سواره حساب كند؟
ج- بايد طواف را شروع كند، و اگر در اثناء بدون اختيار او را بردند همان مقدار را جبران كند و طواف را ادامه دهد.
550 س- كسى توهّم كرده است كه در طواف، مقدارى در اثر فشار جمعيّت برده شده ولى براى او جزمى نيست، و چون نمىتوانسته برگردد و تدارك كند، بقيه شوط تا محلّ تدارك را به قصد احتياط و رجاء انجام مىدهد، كه اگر شوط او باطل است زيادى لغو باشد، و اگر شوط او صحيح است زياده از طواف باشد، و بعد بقيه اشواط طواف را بجا آورده و اين شوط را به حساب نياورده است، آيا اين طواف صحيح است يا خير؟
ج- صحيح نيست.
551 س- شخصى در شوط دوم طواف شك مىكند كه آيا طواف را به نيّت منوب عنه يا به نيّت خود آغاز كرده است، وظيفه او چيست؟
ج- احتياط آن است كه طواف را به نيت منوب عنه اتمام كند و پس از نماز، دو مرتبه آن را با نماز ديگر اعاده كند.
552 س- مواردى كه بايد احتياطا طواف را تمام كند و نماز طواف بخواند و طواف را با نمازش اعاده كند، آيا اگر يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام (يعنى چنانچه آن مقدار انجام شده، باطل بوده تمام هفت شوط را قصد طواف داشته باشد، و چنانچه صحيح بوده به متمم آن قصد طواف داشته باشد) انجام دهد و دو ركعت نماز بخواند، كافى است يا خير؟
ج- اين عمل صحيح نيست و ترديد در نيّت است.
553 س- كسى در شوط چهارم از حجر الاسود تا اول حجر اسماعيل را پيمود، و فكر كرد كه چون اول شوط چهارم نيّت جدا در اين شوط نداشته بايد اين قسمت شوط را اعاده كند لذا بقيه شوط را بدون نيّت رفته، و از حجر الاسود به قصد شوط چهارم طواف كرده است، آيا اشكالى در طواف حاصل مىشود؟
ج- اشكال دارد.