536 س- حكم محمول متنجس در طواف چيست؟
ج- اگر ساتر نباشد اشكال ندارد.
537 س- شخصى در حين تولد سرحشفه او مقدارى ختنه بوده، و به اصطلاح مختون غيبى بوده، ديگر او را ختنه نكردند و به همان اكتفا شده، و با اين حال حج نموده، در اين صورت حج او از جهت طواف و نماز و ساير مناسك اشكالى دارد يا نه؟ و اگر اشكال پيدا كرده با اتيان عمره مفرده، جبران مىشود يا نه، و نسبت به زن چه حكمى دارد، به او حرام مىشود يا نه؟
ج- اگر حشفه در غلاف نباشد و صدق اغلف نكند طواف و نماز او صحيح است و اگر صدق كند كه اغلف است بعد از ختنه شدن طواف حج و طواف عمره و طواف نساء و نمازهاى آنها را مجددا بايد خودش، و در صورت عدم تمكّن نايبش بجا آورد، و تا طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود.
5388 س- بچهاى كه ختنه نشده و محرم شده، آيا ولىّ او مىتواند بعد از احرام طفل، از جانب طفل نيابت كند يا نه؟
ج- نيابت قبل از ختنه صحيح نيست و بعد از ختنه تا وقتى كه آن طفل خودش يا نايبش طواف را بجا نياورد از احرام خارج نمىشود.
539 س- اگر از قول اهل خبره اطمينان پيدا كند كه ختان براى او ضرر دارد، تكليفش در طواف چيست؟
ج- خودش طواف كند، و بنا بر احتياط واجب نايب هم بگيرد.
540 س- اگر مقدارى از موهاى سر زن يا جاهاى ديگر بدن او كه بايد در حال طواف بپوشاند ظاهر باشد، آيا به طواف او ضرر مىرساند يا نه؟ و اگر با ظاهر بودن موى سر طواف را انجام داده، طواف او باطل است يا نه؟
ج- طواف حكم نماز را دارد، و عدم رعايت ستر اگر عمدى باشد موجب بطلان طواف است، ولو جاهل باشد.
541 س- حمل مغصوب در حال احرام خصوصا در حال طواف چه صورت دارد؟
ج- اگر طواف موجب تصرّف در مغصوب شود، باطل است.
542 س- شخصى كه با پول خمس نداده لباس احرام بخرد و با آن محرم شده و طواف و نماز بجا آورد، وظيفهاش چيست؟
ج- اگر با عين پول خمس نداده لباس احرام بخرد اشكال دارد.
543 س- اگر با پولى كه معلوم نيست متعلق خمس است يا نه، لباس احرام بخرد، آيا لازم است خمس آن را بدهد، و اگر نداد طواف با آن چه صورت دارد؟
ج- با فرض شك لازم نيست خمس بدهد، و طواف صحيح است، هر چند احتياط مطلوب است.
544 س- در مطاف چيزهايى از افراد مىافتد از قبيل ساعت، احرامى، و غيره، و كسانى كه طواف مىكنند پا روى آن مىگذارند، آيا براى طواف ضرر ندارد و موجب بطلان آن نمىشود؟
ج- موجب بطلان طواف نمىشود.
545 س- اگر انسان مىداند كه پا گذاشتن روى احرامى ديگران موجب اذيّت و عدم رضايت او مىگردد، آيا اين عدم رضايت او به طواف ضرر ندارد؟
ج- به طواف ضرر نمىزند، ولى نبايد موجب اذيّت ديگران را فراهم آورد.
546 س- اگر در حال طواف يا سعى، انسان مقدارى غافل شود، مثلا در مقدارى از يك شوط يا در مقدارى از هريك از اشواط فكرش متوجه موضوعات ديگر شود و از سعى يا طواف غافل شود، همانطورى كه در نماز هم اتفاق مىافتد چه صورت دارد؟
ج- حضور قلب در طواف و نماز آن لازم است، و شرط قبول و كمال است، ولى غفلت در آن احيانا موجب بطلان نيست، در صورتى كه اصل طواف را با توجه و شرايط شروع كرده باشد، و اگر از او سؤال شود كه چكار مىكنى بگويد طواف مىكنم، و همينطور در سعى.
547 س- شخصى در اثناء طواف بر اثر فشار جمعيّت چند گام به جلو رانده شده است. پس از آن به جاى اينه همان مقدار را جبران كند، شوط ديگرى آورده، كه مجموعا هفت شوط تمام و يك شوط ناقص مىشود، آيا اين طواف صحيح است؟
ج- طواف او اشكال دارد و بايد آن را اعاده كند.
548 س- كسى نيّت طواف را در دل گذرانده و به قصد طواف حركت مىكند، مقدارى كه مىآيد گمان مىكند نيّت طواف را بايد به زبان بگويد، لذا برمىگردد و نيّت را با زبان مىگويد و طواف را از نو شروع مىكند، آيا طوافش صحيح است يا خير؟
ج- صحت طواف بعيد نيست.
549 س- كسى كه مىداند يا احتمال مىدهد كه مقدارى از طوافش را بدون اختيار انجام مىدهد، يعنى جمعيت او را مىبرند، آيا مىتواند از اول نسبت به آن مقدارى كه جمعيت او را مىبرند نيز قصد طواف كند، و آن مقدار را مثل طواف سواره حساب كند؟
ج- بايد طواف را شروع كند، و اگر در اثناء بدون اختيار او را بردند همان مقدار را جبران كند و طواف را ادامه دهد.
550 س- كسى توهّم كرده است كه در طواف، مقدارى در اثر فشار جمعيّت برده شده ولى براى او جزمى نيست، و چون نمىتوانسته برگردد و تدارك كند، بقيه شوط تا محلّ تدارك را به قصد احتياط و رجاء انجام مىدهد، كه اگر شوط او باطل است زيادى لغو باشد، و اگر شوط او صحيح است زياده از طواف باشد، و بعد بقيه اشواط طواف را بجا آورده و اين شوط را به حساب نياورده است، آيا اين طواف صحيح است يا خير؟
ج- صحيح نيست.
551 س- شخصى در شوط دوم طواف شك مىكند كه آيا طواف را به نيّت منوب عنه يا به نيّت خود آغاز كرده است، وظيفه او چيست؟
ج- احتياط آن است كه طواف را به نيت منوب عنه اتمام كند و پس از نماز، دو مرتبه آن را با نماز ديگر اعاده كند.
552 س- مواردى كه بايد احتياطا طواف را تمام كند و نماز طواف بخواند و طواف را با نمازش اعاده كند، آيا اگر يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام (يعنى چنانچه آن مقدار انجام شده، باطل بوده تمام هفت شوط را قصد طواف داشته باشد، و چنانچه صحيح بوده به متمم آن قصد طواف داشته باشد) انجام دهد و دو ركعت نماز بخواند، كافى است يا خير؟
ج- اين عمل صحيح نيست و ترديد در نيّت است.
553 س- كسى در شوط چهارم از حجر الاسود تا اول حجر اسماعيل را پيمود، و فكر كرد كه چون اول شوط چهارم نيّت جدا در اين شوط نداشته بايد اين قسمت شوط را اعاده كند لذا بقيه شوط را بدون نيّت رفته، و از حجر الاسود به قصد شوط چهارم طواف كرده است، آيا اشكالى در طواف حاصل مىشود؟
ج- اشكال دارد.
554 س- شخصى جهلا در عمره تمتّع، طواف را قبل از حجر الاسود شروع نموده، در همان مكان شروع، ختم كرده، تكليف اين شخص چيست؟
ج- در فرض سؤال كسى كه جهلا يك شوط از طرف عمره را ناقص نموده، اگر قبل از فوت موالات حكم را بفهمد واجب است شوط ناقص را تكميل كند و عمره او صحيح است، و اگر بعد از فوت موالات بفهمد احتياطا اول شوط ناقص را تكميل نمايد، و نماز طواف را بخواند، و دو مرتبه طواف و نماز آن را اعاده نمايد، و همچنين سعى را، و اگر وقتى بفهمد كه از جهت ضيق وقت نمىتواند عمره تمتّع را تمام كند، وظيفه او مبدل به حج إفراد مىشود، بنابراين در مورد سؤال كه طواف عمره را جهلا ناقص كرده، بعد از اعمال حج احتياطا عمره مفرده بجا آورد، و سال بعد مجددا عمره و حج تمتّع را بجا آورد.
555 س- شخصى در اثناء طواف به خاطر تقبيل و لمس بيت اللّه الحرام از مسير خود منحرف شده، و نمىداند در بازگشت، طواف را از همان نقطه كه رها كرده بود ادامه داده است يا نه، آيا طوافش صحيح است؟
ج- اگر ملتفت بوده از همان محلى كه طواف را رها كرده شروع كند، و بعدا شك عارض شده، حكم به صحّت نمايد، و در غير اين صورت اكتفا به طواف مزبور محل اشكال است.
556 س- شخصى در حال طواف، كعبه را بوسيده است و احتمال مىدهد كه در آن حال چند قدم راه هم رفته باشد، فعلا وظيفه او چيست؟ و البته اين شك بعد از عمل براى او حادث شده است.
ج- طواف او صحيح است.
557 س- فتواى حضرت آية اللّه اين است كه در طواف اگر وارد حجر اسماعيل شود بايد آن شوط را از سر بگيرد، بنابراين اگر مطوّفى يك نفر حاج را كه طواف مىدهد اشتباها وارد حجر نمود و بعد از متذكر شدن، او را از حجر بيرون آورد و از همانجا طواف را تمام كرد، اكنون پس از دو سال اين مطوّف متوجه فتواى حضرتعالى گرديد، تكليف چيست؟ آيا بايد به خود حاج بگويد، يا لازم نيست، و بدون گفتن به حاج مىتواند از طرف او طواف را انجام دهد، و يا براى او نايب بگيرد؟
ج- در فرض سؤال، كفايت حج مزبور از حجة الاسلام محل اشكال است، و احتياط لازم آن است كه اگر در غير اشهر حج مشرف شود عمره مفرده بجا آورد، و در اشهر حج نيز حجة الاسلام خود را اعاده نمايد، و اگر در اشهر حج مشرف شود، اول عمره و حج تمتّع را بجا آورد و بعد عمره مفرده بجا آورد، و در حال حيات منوب عنه جايز نيست مطوّف نايب بگيرد، و لازم است خود حاج حكم مسئله را بداند و به وظيفه خود عمل كند.
558 س- حاج پس از محل شدن از عمره تمتّع قبل از وقوف به عرفات يا در عرفات يا بعد از حج متوجه مىشود كه طواف را از ميان حجر اسماعيل انجام داده و لباس پوشيده، اكنون حج او صحيح است يا نه؟ و در هر حال كفاره آن چيست؟
ج- در فرض سؤال، طواف او باطل است و احرام عمره او باقى است، و بايد طواف و نماز آن و سعى را ثانيا بجا آورد، و بعد تقصير نمايد، و آنگاه محرم به احرام حج شود، و براى وقوف عرفات برود، و اگر وقت او تنگ است به طورى كه اگر بخواهد اعمال مزبوره را بجا آورده و عمره را تمام كند اعمال حج ولو اضطرارى آن را درك نمىكند با همان احرام عمره، نيّت خود را تبديل به حج افراد نمايد، و حج را تمام كند، و بعد عمره مفرده بجا آورد، و اگر وقت او به قدرى است كه مىتواند اعمال عمره تمتّع را تمام كند و از اعمال حج، وقوفين اضطرارى را درك كند اعمال عمره تمتّع را تمام كند، و باز محرم به احرام حج تمتّع شود، و اعمال اضطرارى حج تمتّع را بجا آورد، و سال بعد ثانيا حج تمتّع را انجام دهد، و كفاره آن اگر تقصير به گرفتن ناخن باشد بنا بر احتياط لازم قربانى نمودن يك گاو است، و همچنين است حكم، اگر جماع كرده باشد.
و اگر بعد از حج متوجه شده، حج او مبدّل به حج إفراد شده و بايد عمره مفرده بجا آورد، و در سال بعد هم حج تمتّع را انجام دهد.