548 س- كسى نيّت طواف را در دل گذرانده و به قصد طواف حركت مىكند، مقدارى كه مىآيد گمان مىكند نيّت طواف را بايد به زبان بگويد، لذا برمىگردد و نيّت را با زبان مىگويد و طواف را از نو شروع مىكند، آيا طوافش صحيح است يا خير؟
ج- صحت طواف بعيد نيست.
549 س- كسى كه مىداند يا احتمال مىدهد كه مقدارى از طوافش را بدون اختيار انجام مىدهد، يعنى جمعيت او را مىبرند، آيا مىتواند از اول نسبت به آن مقدارى كه جمعيت او را مىبرند نيز قصد طواف كند، و آن مقدار را مثل طواف سواره حساب كند؟
ج- بايد طواف را شروع كند، و اگر در اثناء بدون اختيار او را بردند همان مقدار را جبران كند و طواف را ادامه دهد.
550 س- كسى توهّم كرده است كه در طواف، مقدارى در اثر فشار جمعيّت برده شده ولى براى او جزمى نيست، و چون نمىتوانسته برگردد و تدارك كند، بقيه شوط تا محلّ تدارك را به قصد احتياط و رجاء انجام مىدهد، كه اگر شوط او باطل است زيادى لغو باشد، و اگر شوط او صحيح است زياده از طواف باشد، و بعد بقيه اشواط طواف را بجا آورده و اين شوط را به حساب نياورده است، آيا اين طواف صحيح است يا خير؟
ج- صحيح نيست.
551 س- شخصى در شوط دوم طواف شك مىكند كه آيا طواف را به نيّت منوب عنه يا به نيّت خود آغاز كرده است، وظيفه او چيست؟
ج- احتياط آن است كه طواف را به نيت منوب عنه اتمام كند و پس از نماز، دو مرتبه آن را با نماز ديگر اعاده كند.
552 س- مواردى كه بايد احتياطا طواف را تمام كند و نماز طواف بخواند و طواف را با نمازش اعاده كند، آيا اگر يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام (يعنى چنانچه آن مقدار انجام شده، باطل بوده تمام هفت شوط را قصد طواف داشته باشد، و چنانچه صحيح بوده به متمم آن قصد طواف داشته باشد) انجام دهد و دو ركعت نماز بخواند، كافى است يا خير؟
ج- اين عمل صحيح نيست و ترديد در نيّت است.
553 س- كسى در شوط چهارم از حجر الاسود تا اول حجر اسماعيل را پيمود، و فكر كرد كه چون اول شوط چهارم نيّت جدا در اين شوط نداشته بايد اين قسمت شوط را اعاده كند لذا بقيه شوط را بدون نيّت رفته، و از حجر الاسود به قصد شوط چهارم طواف كرده است، آيا اشكالى در طواف حاصل مىشود؟
ج- اشكال دارد.
554 س- شخصى جهلا در عمره تمتّع، طواف را قبل از حجر الاسود شروع نموده، در همان مكان شروع، ختم كرده، تكليف اين شخص چيست؟
ج- در فرض سؤال كسى كه جهلا يك شوط از طرف عمره را ناقص نموده، اگر قبل از فوت موالات حكم را بفهمد واجب است شوط ناقص را تكميل كند و عمره او صحيح است، و اگر بعد از فوت موالات بفهمد احتياطا اول شوط ناقص را تكميل نمايد، و نماز طواف را بخواند، و دو مرتبه طواف و نماز آن را اعاده نمايد، و همچنين سعى را، و اگر وقتى بفهمد كه از جهت ضيق وقت نمىتواند عمره تمتّع را تمام كند، وظيفه او مبدل به حج إفراد مىشود، بنابراين در مورد سؤال كه طواف عمره را جهلا ناقص كرده، بعد از اعمال حج احتياطا عمره مفرده بجا آورد، و سال بعد مجددا عمره و حج تمتّع را بجا آورد.
555 س- شخصى در اثناء طواف به خاطر تقبيل و لمس بيت اللّه الحرام از مسير خود منحرف شده، و نمىداند در بازگشت، طواف را از همان نقطه كه رها كرده بود ادامه داده است يا نه، آيا طوافش صحيح است؟
ج- اگر ملتفت بوده از همان محلى كه طواف را رها كرده شروع كند، و بعدا شك عارض شده، حكم به صحّت نمايد، و در غير اين صورت اكتفا به طواف مزبور محل اشكال است.
556 س- شخصى در حال طواف، كعبه را بوسيده است و احتمال مىدهد كه در آن حال چند قدم راه هم رفته باشد، فعلا وظيفه او چيست؟ و البته اين شك بعد از عمل براى او حادث شده است.
ج- طواف او صحيح است.
557 س- فتواى حضرت آية اللّه اين است كه در طواف اگر وارد حجر اسماعيل شود بايد آن شوط را از سر بگيرد، بنابراين اگر مطوّفى يك نفر حاج را كه طواف مىدهد اشتباها وارد حجر نمود و بعد از متذكر شدن، او را از حجر بيرون آورد و از همانجا طواف را تمام كرد، اكنون پس از دو سال اين مطوّف متوجه فتواى حضرتعالى گرديد، تكليف چيست؟ آيا بايد به خود حاج بگويد، يا لازم نيست، و بدون گفتن به حاج مىتواند از طرف او طواف را انجام دهد، و يا براى او نايب بگيرد؟
ج- در فرض سؤال، كفايت حج مزبور از حجة الاسلام محل اشكال است، و احتياط لازم آن است كه اگر در غير اشهر حج مشرف شود عمره مفرده بجا آورد، و در اشهر حج نيز حجة الاسلام خود را اعاده نمايد، و اگر در اشهر حج مشرف شود، اول عمره و حج تمتّع را بجا آورد و بعد عمره مفرده بجا آورد، و در حال حيات منوب عنه جايز نيست مطوّف نايب بگيرد، و لازم است خود حاج حكم مسئله را بداند و به وظيفه خود عمل كند.
558 س- حاج پس از محل شدن از عمره تمتّع قبل از وقوف به عرفات يا در عرفات يا بعد از حج متوجه مىشود كه طواف را از ميان حجر اسماعيل انجام داده و لباس پوشيده، اكنون حج او صحيح است يا نه؟ و در هر حال كفاره آن چيست؟
ج- در فرض سؤال، طواف او باطل است و احرام عمره او باقى است، و بايد طواف و نماز آن و سعى را ثانيا بجا آورد، و بعد تقصير نمايد، و آنگاه محرم به احرام حج شود، و براى وقوف عرفات برود، و اگر وقت او تنگ است به طورى كه اگر بخواهد اعمال مزبوره را بجا آورده و عمره را تمام كند اعمال حج ولو اضطرارى آن را درك نمىكند با همان احرام عمره، نيّت خود را تبديل به حج افراد نمايد، و حج را تمام كند، و بعد عمره مفرده بجا آورد، و اگر وقت او به قدرى است كه مىتواند اعمال عمره تمتّع را تمام كند و از اعمال حج، وقوفين اضطرارى را درك كند اعمال عمره تمتّع را تمام كند، و باز محرم به احرام حج تمتّع شود، و اعمال اضطرارى حج تمتّع را بجا آورد، و سال بعد ثانيا حج تمتّع را انجام دهد، و كفاره آن اگر تقصير به گرفتن ناخن باشد بنا بر احتياط لازم قربانى نمودن يك گاو است، و همچنين است حكم، اگر جماع كرده باشد.
و اگر بعد از حج متوجه شده، حج او مبدّل به حج إفراد شده و بايد عمره مفرده بجا آورد، و در سال بعد هم حج تمتّع را انجام دهد.
559 س- طواف عمره تمتّع را از داخل حجر اسماعيل انجام داد و تقصير كرد و از احرام خارج شد و در وقت طواف حج متوجه شده اكنون تكليف او چيست؟
ج- حج او مبدل به حج افراد مىشود و بايد بعد از اكمال حج، عمره مفرده بجا آورد ولى مجزى از حجة الاسلام نيست و بايد سال بعد حج تمتّع را بجا آورد.
560 س- اگر حاج وسط طواف، داخل حجر اسماعيل شد و در همان وقت و يا بعد از طواف و سعى و تقصير فهميد تكليف او چيست؟
ج- اگر چهار شوط را تمام كرده هر وقت فهميد، ناقص را تمام كند، و نماز طواف را بجا آورد، و اگر سعى كرده سعى را اعاده كند، و اگر قبل از سه شوط و نيم بوده، شوطهاى گذشته باطل است، و بايد طواف را از سر بگيرد، و بعد از نماز طواف، سعى را بجا آورد، و اگر از سه شوط و نيم گذشته و به چهار نرسيده آن را تمام كند با دو ركعت نماز، و بعد يك هفت شوط طواف و نماز و سعى را بجا آورد.
561 س- شخصى در عمره تمتّع، حجر اسماعيل را داخل در طواف ننموده، و نماز طواف عمره تمتّع و سعى بين صفا و مروه را بجا آورده، و تقصير كرده، و لباس مخيط نيز پوشيده، پس از التفات مجددا لباس احرام پوشيده، و اعمال را به وجه صحيح دوباره بجا آورده، آيا حج او صحيح است يا نه؟
ج- در فرض سؤال عمره او صحيح است، و در صورت جهل به مسئله چنانچه ظاهر سؤال است كفّاره هم ندارد، و همينطور اگر از جهت نسيان باشد.
562 س- چون بعضى از حجاج در طواف عمره دچار اشتباه مىشوند، مثل اينكه طواف را از داخل حجر انجام مىدهند، و يا سعى را قبل از طواف انجام داده و تقصير هم مىكنند، آيا اين عمل صدمهاى به احرام آنها وارد مىآورد، يا هنوز به احرام خود باقى هستند، و بايد عمل طواف و نماز و سعى و همچنين تقصير را به طور صحيح انجام دهند، و اشتباه اوّل ضررى ندارد، حكم آن را مرقوم فرماييد.
ج- طواف از داخل حجر باطل است، و اگر ثانيا اعمال مزبوره را با ترتيب لازم و صحيح انجام دهند كافى است، و اشتباه اوّل مضر به احرام نيست و اگر طواف را صحيح انجام داده ولى سعى را مقدّم نموده، بايد مجددا سعى كند و تقصير نمايد.
563 س- كسى كه به حدود مطاف آگاهى ندارد، بعد از فراغ از طواف شك مىكند كه در مطاف بوده است يا نه، آيا طوافش صحيح است؟
ج- اگر از اول در مطاف بوده و شك در خارج شدن دارد، طوافش صحيح است. و اگر از اوّل شك دارد، با جهل مذكور در سؤال، نمىتواند به طرف مزبور اكتفا كند.
564 س- گاهى مأمورين نظافت مسجد الحرام از كنار كعبه دستبهدست هم مىدهند و همانطور توسعه مىدهند تا انسان از مطاف خارج مىشود، آيا به همين مقدار بيرون كردن از مطاف ضرورت حاصل است كه طوافش در خارج از مطاف صحيح باشد، يا بايد صبر كند تا نظافت تمام شود، و اگر افرادى گمان مىكردند كه ضرورت است و طواف را انجام دادند، حال تكليفشان چيست؟
ج- اگر امكان دارد كه در حد، طواف كند بايد صبر كند و در حد طواف كند، و در اين صورت در خارج حدّ صحيح نيست.
565 س- آيا واجب است براى درك خلوتى مطاف و طواف در محدوده بيت و مقام، طواف را تأخير بيندازد، يا مستحب است يا رجحان دارد، خصوصا اگر پس از ايّام تشريق مطاف خلوت نشود؟
ج- تأخير لازم نيست، اگر چه مطابق با احتياط است.
566 س- آيا يقين به هل خوردن در حين طواف، در محدوده معيّن، مجوّز براى تجاوز به غير اين محدوده مىشود يا خير؟
ج- تا مقدارى كه اتّصال به طوافكنندگان محفوظ است مىتواند دورتر از بيت طواف كند.
567 س- در صورتى كه يقين دارد در حال طواف در محدوده معين با اجنبى يا اجنبيه برخورد مىكند باز هم واجب است در محدوده معين طواف كند؟