مقدّمه
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله الطاهرين و لعنة اللّه على اعدائهم اجمعين
كعبه مقدّسه نخستين خانهاى است كه به امر و إراده خداوند، براى مردم و در مسير رشد و هدايت و منافع آن در سطح زمين بنا شده است. چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:«إن اوّل بيت وضع للنّاس للّذي ببكّة مباركا و هدى للعالمين ...».[1]
به راستى اوّلين خانهاى كه براى ناس- مردم- قرار داده شد، همان خانهاى است كه در مكه است. آن خانه داراى خير بسيار بوده و هدايت از براى عالميان است.
كعبه خانه مقدّسى است كه به دست توانا و پربركت دو پيامبر بزرگ الهى- ابراهيم و اسماعيل عليهما السّلام- بالا رفته، و آن دو بنده
[1]سورة آل عمران: 96
صالح خدا پس از فراغت از بناى آن، دست به دعا و نيايش برداشتهاند، كه خداوند عمل آنان را قبول فرمايد، چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:«و إذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل ربّنا تقبّل منّا انّك انت السميع العليم».[1]
هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل ديوارهاى خانه كعبه را برافراشتند، عرض كردند: پروردگارا! اين خدمت را از ما قبول فرما، كه تو شنونده دعا و داناى به همه اسرارى.
كعبه همان خانه رفيعى است كه خداى جهان، ابراهيم و اسماعيل سلام اللّه عليهما را مأمور به تطهير آن از لوث وجود ناپاك مشركان كرده، و خود مىفرمايد:«و عهدنا الى ابراهيم و اسماعيل ان طهّرا بيتى للطائفين و العاكفين و الرّكع السجود»[2]
و از ابراهيم و اسماعيل پيمان گرفتيم كه حرم خدا را براى طوافكنندگان و مقيمين و ركوعكنندگان اهل سجود تطهير نمايند.
كعبه همان كانون مقدّس و حرم محترمى است كه خداوند متعال آن را مايه قيام، و وسيله بقاء و ثبات، و پابرجايى، و استوارى امّت اسلام، و مركز راهاندازى امور مسلمين، و سامان بخشيدن به جريانات زندگى آنان قرار داده است. همچنان كه در قرآن كريم
[1]سورة البقرة: 127
[2]سورة البقرة: 125
مىخوانيم«جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قياما للنّاس ...»[1].
خداوند كعبه را كه بيت حرام و خانه محترم است موجب ايستادگى و استوارى براى مردم قرار داد.
كعبه آن خانه با جلالتى است كه خداوند زيارت آن را حقى براى خويشتن بر گردن بندگان و اهل استطاعت قرار داده، و تخلّف از آن را نوعى كفر قلمداد كرده، مىفرمايد:«و للّه على النّاس حجّ البيت من استطاع اليه سبيلا و من كفر فانّ اللّه غنّى عن العالمين»[2]
براى خداست بر مردم كه حج خانه خدا بكنند، آنان كه راهى بدانجا داشته باشند، و كسى كه از اين فرمان سرپيچى كند، پس براستى كه خداوند از جهانيان بىنياز است.
و بالاخره كعبه خانه بلند پايهاى است كه خداى تعالى حضرت ابراهيم عليه السّلام را مأمور كرده كه بندگان را به سوى اين خانه مقدّس فرابخواند، و دعوت نمايد. چنانكه در قرآن مىخوانيم:
«و أذّن في النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق ليشهدوا منافع لهم ...».[3]و در ميان مردم اعلان- دعوت- حج بنما، كه پياده و سواره از هر راه دورى به سوى تو خواهند آمد، تا در آنجا شاهد و ناظر منافع فراوان براى خود باشند ...
[1]سورة المائدة: 97
[2]سورة آل عمران: 93
[3]سورة الحجّ: 27- 28
بنابراين بندگان صالح و مخلصى كه براى انجام زيارت بيت اللّه راهى حج مىشوند، امر خداى را اجابت نموده، و دعوت حضرت ابراهيم را پاسخ مثبت مىدهند، و از اين رو در اوّلين لحظه ورود در اعمال حج يعنى حين احرام با شور و شعفى زائد الوصف، لبيك مىگويند يعنى خداوندا! امر تو را اطاعت و دعوت حضرت ابراهيم را اجابت نموديم.
تحريف در اعمال و مراسم حج
در ادوار گذشته و عصر جاهليّت بر اثر محروميّت از درك انبياء الهى، و دورى از تعاليم آسمانى آنان زيارت اسرارآميز بيت اللّه و اعمال و آداب سازنده آن دچار تحريف شده، كارهاى بىمفهوم و اعمال بيهوده و جاهلانهاى را به عنوان مراسم حج انجام مىدادند. چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:«و ما كان صلاتهم عند البيت الّا مكاءا و تصدية ...»[1].
نماز و نيايش آنان در نزد بيت اللّه چيزى جز صفير و كف زدن نبود.
[1]سورة الانفال: 35
نقش ائمه طاهرين در تبيين احكام حج
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه طاهرين درصدد تبيين اعمال و برنامههاى صحيح و پوياى حج برآمده، و آداب مناسب با كانون توحيد و اخلاص را در اختيار مردم مىگذاشتند، هر چند كه موانع اجتماعى، داخلى و خارجى و بازيگرىهاى دشمنان نگذاشت كه در همان اوائل امر مردم به خوبى اين برنامههاى افتخارآميز را فرا بگيرند.
شيخ مفيد- قدس سره- راجع به حضرت امام محمد باقر عليه السلام مىفرمايد:
«... و اعتمدوا عليه في مناسك الحج التي رواها عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله»[1]. نقطه اتّكاء مردم در اعمال حجشان مناسك و برنامههايى بود كه آن حضرت از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت مىفرمود.
محدّث قمى عبارتى دارند بدين صورت: «كانت الشيعة قبل أن يكون أبو جعفر عليه السّلام و هم لا يعرفون مناسك حجّهم و صلاتهم و صيامهم حتى كان أبو جعفر عليه السّلام ففتح لهم و بيّن لهم مناسك حجّهم و حلالهم و حرامهم»[2].
[1]الارشاد: 248
[2]الانوار البهيّة/ طبع مشهد: 121.
شيعه پيش از دوران امام باقر عليه السّلام عارف به مناسك حج و حلال و حرام خود نبود تا آنكه آن حضرت آمد و در علوم را بر روى آنان گشود و مناسك حجّشان و حلال و حرامشان را براى آنان روشن ساخت.
پاسدارى فقهاى شيعه از احكام و آداب حج
با فرا رسيدن عصر غيبت، فقهاء و مجتهدين شيعه همچنان در حفظ نظام حج و نگهدارى آن از تحريف كوشش كردند، و آداب و دستورات آن را از واجبات و مستحبّات روشن ساختند، تا ضيوف الرّحمان و زائران خانه خدا بتوانند اين عبادت بزرگ و اسرارآميز را در چهارچوب احكام و مقررات شرع انجام دهند، و در طول اين اعصار كتابهاى گوناگون اعم از استدلالى و يا فتوايى به زبانهاى مختلف به صورت تفصيلى يا به نحو اختصار تاليف شد، و مورد استفاده مردم مسلمان و متعهّد قرار گرفت.
كتاب حاضر از جمله كتبى است كه در همين راستا تأليف شده، و خود مجموعهاى گرانبهاست كه حاوى فروع بسيار و مسائل فراوانى است، و به خواست خداوند رفع نياز حجاج محترم را نموده، و پاسخگوى مشكلات آنان در سفر الى اللّه خواهد بود.
اين كتاب با استفاده از مناسك عربى و فارسى زعيم عاليقدر جهان تشيع، حضرت مستطاب سيّد الفقهاء و المجتهدين آية اللّه العظمى آقاى حاج سيّد محمّد رضا گلپايگانى دام ظلّه الشريف تنظيم گرديده، و فروع و استفتاءات تازهاى كه از آن مرجع عظيم الشأن شده نيز ضميمه آن گرديده است.
تنظيم اين مجموعه با نظارت دفتر استفتاء حضرت آية اللّه العظمى، توسط حج اسلام آقايان حاج شيخ رضا فاضل كاشانى و حاج سيد محمد تقى علوى زيد عزهما، انجام گرفته است.
اميد است مورد استفاده كامل حجاج بيت اللّه الحرام قرار گيرد.
در پايان توجه حجاج محترم را به نكات زير جلب مىنماييم، تا ان شاء اللّه با توجه كامل مناسك حج خود را به پايان برند.
1- سفيان بن عيينه مىگويد: حضرت امام زين العابدين عليه السّلام به حج آمدند، چون خواستند محرم شوند، مركب آن حضرت ايستاد، رنگشان زرد شد، و لرزه بر آن حضرت عارض گرديد، و نتوانست لبيك بگويد! من عرض كردم: چرا تلبيه نمىگوييد؟ فرمود: مىترسم در جوابم گفته شود: لا لبيّك
و لا سعديك. پس چون تلبيه گفت غش كرد، و از راحلهاش بر زمين افتاد، و پيوسته اين حال تا پايان مراسم حج بر او عارض مىشد[1].
2- شخصى به نام «افلح» كه از غلامان حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام بوده، مىگويد: وقتى در خدمت آن حضرت به مكه رفتيم، چون آن بزرگوار داخل مسجد الحرام شد، چون به خانه كعبه نگريست، به گريه افتاد و صداى مباركش در ميان مسجد بلند شد من عرض كردم: پدر و مادرم فداى تو، مردم شما را مىبينند؛ خوب است كه صداى مبارك را كوتاه نموده، و آهستهتر گريه كنيد.
حضرت فرمود: واى بر تو! اى افلح، چگونه گريه نكنم، همانا اميد مىرود كه خداوند به سبب اين گريه، نظر رحمتى بر من فرمايد، و به آن سبب فرداى (قيامت) در نزد او رستگار گردم. پس آن حضرت دور خانه طواف فرمود، و بعد در نزد مقام ابراهيم به نماز ايستاد و به ركوع و سجود رفت، و چون سر از سجده برداشت موضع سجده آن بزرگوار از اشك ديدگانش تر شده بود[2].
3- طاووس يمانى مىگويد: داخل حجر اسماعيل شدم، ديدم
[1]عوالى اللئالى ابن ابى جمهور احسائى 4: 35، احياء العلوم غزالى 1: 268.
[2]كشف الغمّة في معرفة الائمة 2: 117 و 148.