3- قربانى بايد صحيح الخلقه و كامل باشد، و قربانى حيوان كور، لنگ، خيلى پير، حيوانى كه شاخ داخلش شكسته باشد، حيوانى كه گوش و يا عضو ديگرى از او بريده شده باشد، حيوانى كه اخته شده، و يا لاغر باشد كفايت نمىكند، و مشهور آن است كه در لاغر نبودن همينقدر كه در گرده حيوان پيه گرفته باشد كافى است، و احتياط واجب آن است كه حيوانى را كه از اصل خلقت بدون شاخ و يا گوش و دم است، قربانى ننمايد، بلى اگر گوش حيوان سوراخ شده باشد، و يا آن را چاك داده باشند، ولى چيزى كم نداشته باشد، قربانى آن اشكالى ندارد، و همچنين قربانى حيوانى كه شاخ بيرونش شكسته است، اشكالى ندارد.
مسأله 798- حيوانى را كه عروق و بيضتين او را ماليده باشند، جايز است قربانى كنند، ولى قربانى حيوانى كه تخمهايش را كشيدهاند، كفايت نمىكند.
4- شرط است كه ذبح در روز عيد انجام گيرد، و بنا بر احتياط، جايز نيست در حال اختيار آن را از روز عيد به تأخير اندازد، اگر چه اقوى جواز تأخير است، بنابراين اگر ذبح را به تأخير انداخت، و تا آخر ايّام تشريق، بلكه تا آخر ذيحجه قربانى نمود، كفايت مىكند، و بنا بر احتياط در غير روز عيد و سه روز بعدش اگر قربانى كرد بايد قصد اداء و قضا ننمايد، و نيّت ما في الذمّه كند.
5- شرط است كه ذبح در منى واقع شود و ذبح در غير منى جايز نيست.
6- لازم است على الاحوط ذبح پس از رمى و قبل از تقصير و يا حلق قرار گيرد، ولى اگر سهوا و يا جهلا ترتيب را مراعات ننمايد، به حج او ضرر نمىزند، و اگر عمدا مراعات نكرده، بايد در صورت امكان آنچه را برخلاف ترتيب مقدّم داشته اعاده نمايد.
7- گوشت قربانى را نبايد از منى خارج كنند، مگر در صورتى كه موارد مصرفش در منى نباشد، و يا آنكه از فقيرى كه آن را تملّك كرده بخرند.
8- ذبح قربانى مىبايست همراه با نيّت و بخاطر امتثال امر الهى باشد، و اگر خودش ذبح نمىكند علاوه بر خودش ذابح نيز بايد نيّت كند، اگر چه دستش را روى دست ذابح بگذارد، و اگر ذابح نيّت نكند در كفايت آن اشكال است، و اظهر آن است كه نيّت ذابح كه به او نيابت دادهاند، شرط لازم و كافى براى صحّت قربانى است.
مسأله 799- اگر قربانى را به گمان چاقى كشت، و بعد معلوم شد كه لاغر است كفايت مىكند. و اگر با گمان لاغرى ذبح كرد به احتمال آنكه چاق باشد، و چاق درآمد كافى است، ولى اگر لاغر درآمد كافى نيست.
مسأله 800- اگر حيوانى را با علم به اينكه لاغر است به جهت جهل به مسأله قربانى كند، و بعد معلوم شود چاق است، كفايت مىكند، ولى اگر با يقين به لاغر بودن و دانستن مسئله، آن را ذبح نمايند هر چند چاق درآيد كفايت نمىكند.
مسأله 801- احتياط واجب آن است كه شخص قدرى از قربانى حج خود را بخورد، و قسمتى از آن را به شخص مؤمن اگر چه غنى باشد يا وكيل او هديه دهد، و قسمت ديگر از آن را به فقير مؤمن و يا وكيل او صدقه دهد، و احتياط واجب آن است كه مقدار هديه و صدقه كمتر از ثلث نباشد، و در صورتى كه حاجى فقيرى در آنجا باشد، مىتوان به او صدقه داد.
مسأله 802- اگر دو ثلثى را كه اختصاص به هديه و صدقه دارد به غير مؤمن، اختيارا و يا به جهت سهلانگارى بدهد، و يا تلف كند، بنا بر احتياط واجب ضامن است. بلى اگر غير مؤمن به زور از دست او بگيرد ضامن نيست، و مقدار ضمان را بايد نسبت به دو ثلث گوشت قربانى ذبح شده در نظر گرفت، نه نسبت به دو ثلث قيمتى كه براى خريد قربانى پرداخته است.
مسأله 803- چون ممكن است در منى به واسطه حاضر نبودن فقير مؤمن تصدّق دادن ثلث قربانى به مؤمن فقير، و همچنين هديه دادن ثلث آن به مؤمن ممكن نباشد، بهتر اين است كه از بعض
برادران دينى خود و از بعض فقراء مؤمن كه آنها را مىشناسد، در شهر خود وكالت بگيرد كه از جانب آنها ثلث قربانى را به عنوان هديه و ثلث آن را به عنوان صدقه قبول كند، و همچنين وكالت بگيرد كه بعد از قبول كردن از جانب آنها هر عملى مىخواهد نسبت به آن انجام دهد، در اين صورت در منى ثلث آن را به فقير مؤمنى كه از طرف او وكالت دارد صدقه دهد، و ثلث ديگر را به مؤمن ديگرى كه از جانب او وكيل است هديه بدهد، و از طرف آنها قبول كند، و بعد به هركس خواست بدهد، يا همانجا بگذارد و برود.
مسأله 804- اگر سرپرست كاروان و يا شخص ديگرى از حجاج پول قربانى را بگيرد، و سپس شك كند كه از طرف فلان شخص قربانى كرده يا نه، بايد بنا را بر اين بگذارد كه قربانى نكرده است، و همچنين اگر خود شخص شك كند براى كسى كه از طرف او در قربانى وكيل بوده قربانى كرده يا نه، بايد بنا را بر عدم ذبح بگذارد، بلى اگر وكيل بگويد كه قربانى كردهام، در صورتى كه متّهم به كذب نباشد مىتوان حرف او را پذيرفت.
مسأله 805- اگر كسى كه وظيفه او قربانى كردن است قربانى نيافت، بايد قيمت آن را نزد شخص امينى بگذارد، تا در ذيحجه از طرف او قربانى نمايد، و اگر شخص امين در ذيحجه آن سال
گوسفند نيافت، بايد در سال بعد قربانى كند، و اگر قربانىهاى موجود فاقد بعض شرايط بودند، بنا بر احتياط ناقص را ذبح كند، و در سال بعد نيز خودش و يا نايبش بايد حيوان ديگرى را كه واجد شرايط است قربانى نمايد.
مسأله 806- اگر حيوانى را براى قربانى نيافت، و پولش را هم نداشت، مىبايست به جاى آن ده روز روزه بگيرد، سه روز در سفر حج، و هفت روز وقتى كه به وطن بازگشت، و در سه روزى كه در حج روزه مىگيرد قصد اقامه ده روز شرط نيست، و لازم نيست كه در خود مكّه اين روزهها را بگيرد، ولى واجب است كه پىدرپى باشد، پس با توجه به اينكه در روز عيد قربان مطلقا و در ايّام تشريق براى كسانى كه در منى هستند روزه گرفتن جايز نيست، يا بايد اين سه روز كاملا قبل از عيد قربان قرار گيرد و يا كاملا پس از بازگشت از منى تا آخر ذى حجه انجام شود، و در صورتى كه ذو الحجّه به پايان رسيد و روزه نگرفت، بايد به هر صورت قربانى را بخرد، و به منى بفرستد، تا در منى ذبح شود، و نسبت به اينكه قربانى و يا كفّاره است نيّت ما في الذمّه كند، و هفت روز را در وطن روزه بگيرد، و احتياط مستحب آن است كه اين هفت روز نيز پىدرپى باشد.
مسأله 807- اگر شخص نتوانست روز هفتم را روزه بگيرد، بايد روز هشتم و نهم را روزه بگيرد، و پس از بازگشت از منى يك روز ديگر نيز روزه بگيرد، و اگر نتوانست روز هشتم را روزه بگيرد، جايز نيست روز نهم روزهها را شروع كند، بلكه بايد پس از بازگشت از منى روزهها را تدارك نمايد.
مسأله 808- اگر پس از گرفتن سه روز روزه، قربانى واجد شرايط پيدا شد، احتياط آن است كه آن را خريده و قربانى كند.
مسأله 809- اگر كسى قبل از فرستادن قربانى به منى و يا ذبح قربانى فوت كند، بر ورثه او پرداخت پول قربانى براى ذبح و يا نحر كردن واجب است.
مسأله 810- ذابح بايد مسلمان و ذبيحه او حلال باشد، هر چند شيعه اثنى عشرى نباشد.
مسائل متفرقه قربانى
811 س- شخصى در منى گوسفندى خريدارى كرده، و صاحب گوسفند گفته سال او تمام است و قربانى كرده، فعلا شك مىكند كه آيا سالش تمام بوده يا نه؟ آيا در صورتى كه سال او تمام نبوده، ضررى به حجّة الاسلام او وارد مىآيد يا نه؟
ج- در اين موارد قول ذى اليد با احتمال صدق معتبر است، و چنانچه معلوم شود كه قربانى واجد شرط نبوده موجب بطلان حج نيست، و اگر بخواهد احتياط كند كسى را وكيل كند كه از طرف او در روز عيد آينده قربانى كند.
812 س- آيا در شرايط قربانى تحقيق لازم است، كه يقين به بودن شرايط حاصل شود يا لازم نيست؟
ج- در شرايطى كه مربوط به نقص عارض بر حيوان بعد از تمام بودن آن است، مثل خصّى نبودن، يا معيوب نبودن حيوان، فحص لازم نيست، و در صورت شك مىتواند بدون تحقيق ذبح كند، ولى در شرايط ديگر مثل سن حيوان، لازم است يقين حاصل شود.
813 س- اگر كسى پس از ذبح قربانى، و انجام باقى مناسك، و يا قبل از آن متوجه شد كه سن هدى كمتر از حد نصاب است وظيفه چيست؟
ج- بنا بر احتياط لزومى اعاده لازم است.
814 س- حاج از روى غفلت و يا جهل به مسئله در روز عيد، گوسفند بىشاخ (كل) كشته است، و بعد به مسئله توجه پيدا كرده، آيا در صورت تمكّن از مسافرت حج، واجب است حج را اعاده كند، و يا قربانى بفرستد كافى است؟
ج- لازم نيست مجددا حج برود، فقط قربانى صحيح بفرستد كافى است.
815 س- راجع به قربانى و ذبح آن در شب يازدهم، نظر مباركتان را مرقوم فرماييد.
ج- ذبح در شب يازدهم بنا بر احوط، جايز نيست و اگر در روز عيد ذبح نكرد، روز يازدهم ذبح نمايد.
816 س- چون مسلخ را تغيير دادهاند و تشخيص آنكه محل فعلى مسلخ از منى است يا از مشعر مشكل است، بنابراين در مكانى كه فعلا مسلخ است قربانى كفايت مىكند يا نه؟
و در صورت عدم كفايت، تكليف چيست؟