ج- صحيح نيست، و تقديم براى كسى است كه خودش طواف مىكند. و احتياط آن است كه اكتفاء به آنچه مقدّم داشته هم نكند.
902 س- كسانى كه اعمال حج را قبل از اعمال منى انجام مىدهند، آيا مىتوانند سعى را بعد از برگشتن از منى انجام دهند و باقى اعمال را قبل از آن؟
ج- بنا بر احتياط سعى را تأخير نيندازند.
903 س- اگر كسى تنها اين ترس را داشته باشد كه بعد از برگشت از منى در اثر ازدحام نتواند طواف كند، يا به مشقّت بيفتد، آيا مىتواند اعمال حج را مقدم دارد يا نه؟
ج- مورد جواز تقديم نيست، و نمىتواند مقدّم بدارد.
904 س- كسانى كه اعمال حج را مقدّم بر وقوفين مىنمايند، آيا بايد اقرب زمان به موقفين را رعايت كنند؟
ج- لازم نيست.
905 س- كسى كه او را به وسيله طبق طواف مىدهند، آيا مىتواند اعمال حج خود را بر وقوفين مقدم بدارد؟
ج- اگر در هر صورت بايد او را طواف دهند، و عذر ديگرى نيست، نمىتواند مقدّم بدارد.
906 س- تشخيص عذر براى كسانى كه اعمال حج را مقدم مىدارند، بر عهده خود آنان است، يا بر عهده گردانندگان گروه و مسئولين؟
ج- تشخيص با خود مكلّف است.
907 س- تقديم اعمال مكه براى ذوى الاعذار جايز يا لازم است؟
ج- جايز است، و لازم نيست مگر در مورد كسى كه يقين دارد اگر اعمال مكه را قبل از وقوفين انجام ندهد، تا آخر ذيحجه امكان انجام آن را ندارد در اين صورت تقديم واجب است.
908 س- آيا نايب هم اگر خوف حيض يا مرض داشته باشد مىتواند اعمال حج را بر وقوفين و اعمال منى مقدّم بدارد يا نه؟
ج- مانع ندارد.
909 س- آيا مىتواند اعمال مكه را به نايب واگذارد، در صورتى كه مىتوانند تأخير بيندازد تا خود بجا آورد؟
ج- با فرض اينكه مىتواند خودش بجا آورد، ولو با تأخير تا آخر وقت، نمىتواند نايب بگيرد.
910 س- جوانى شيعهاى در يك خانواده از برادران اهل تسنن كار مىكرده، چون وقت حج مىرسد با آن جماعت به زيارت خانه خدا مىرود، و اعمال حج را مطابق دستورات آنها انجام داده، و طواف نساء را بجا نياورده، و بعد از مراجعت از سفر ازدواج كرده، و صاحب اولاد شده است، در اين صورت حج او چه صورت دارد، و ازدواج او صحيح است يا نه؟
ج- در فرض مسئله چنانچه اركان حج را مطابق فتواى علماى شيعه انجام داده حج او صحيح است، و واجبات غير ركنى اگر مطابق نظر فقهاى شيعه انجام نشده، در صورت تمكن خودش، و الّا نائبش انجام دهد، لكن تا طواف نساء بجا نياورد زن بر او حرام است، و اگر خودش نمىتواند بجا آورد يك نفر شيعه را وكيل كند كه نيابتا از طرف او طواف نساء بجا آورد، و بعد از انجام طواف، عقد را تجديد كند، و اولاد آنها در حكم حلالزاده است.
911 س- زنى از جهت جهل به مسئله، طواف نساء و نماز بجا نياورده، و به بلد خود آمده، و شوهرش با او مقاربت كرده، بعدا ملتفت شده كه چون طواف نساء و نماز آن را انجام نداده، جايز نبوده چنين عملى را انجام دهد، بفرماييد اولا نسبت به حج تكليفش چيست؟ و ثانيا حليّت و حرمت زن و شوهرى ايشان چگونه است؟
و ثالثا فرق بين جهل به مسئله و نسيان آن هست يا نه؟ و رابعا اگر تنها نماز طواف را نخوانده چه صورت دارد.
ج- در فرض سؤال، حج او صحيح است و چون جاهل به مسئله بوده، جماع موجب كفاره نيست، ولى بعد از علم اگر مقاربت نمايد كفّاره لازم است، و براى حليّت، لازم است با تمكّن، خود او و با عدم تمكّن، نايب او طواف نساء و نماز طواف را بجا آورد، و در اين حكم فرقى بين جاهل و ناسى نيست، و اگر فقط نماز طواف را نخوانده، بعد از علم يا التفات جايز است در هرجا باشد نماز را بخواند.
912 س- زن و شوهرى به مكه رفتند، و مناسك حج را بجا آوردند، لكن چون زن شوهرش را نمىخواست، طواف نساء و نماز آن را بجا نياورد، و شوهر هم اين طواف و نماز را ترك كرده، و به وطن خود برگشتهاند، اكنون وظيفه آن زن از نظر محرميّت و بودنش در خانه شوهر چيست؟
ج- بر هردو واجب است به مكه برگردند، طواف نساء و نماز آن را بجا آورند، و اگر رفتن به مكه مشقّت دارد نايب بگيرند، كه طواف نساء و نماز آن را بجا آورد، و تا وقتى كه طواف نساء و نماز آن را بجا نياوردهاند، هرگونه استمتاع زن و مرد از يكديگر حرام است، و لكن عقد باطل نيست و زن بر مرد محرم است، و در اين مورد كه زن به قصد فرار از تمكين، طواف نساء بجا نياورده، استحقاق نفقه و سكنى، محل اشكال است و احتياط در ترك مطالبه است، هر چند بر زوج نيز احتياط در صورت مطالبه، بذل نفقه است.
913 س- شخصى به واسطه ندانستن مسئله طواف نساء را بجا نياورده، ولى نيّت طواف مستحب كرده به اين نحو كه اين طواف را براى هر نقصانى كه در طواف داشته ام قربة الى اللّه بجا مىآورم، و بعد از گذشتن يك سال ملتفت شده، تكليفش چيست؟
ج- در مورد سؤال احوط آن است كه بعد از التفات با زن نزديكى نكند، و در صورت تمكن طواف نساء را خودش بجا آورد، و اگر مشقّت دارد نايب بگيرد كه براى او طواف نساء و نماز آن را بجا آورد، اگر چه در غير ماه حج باشد.
914 س- فرمودهاند اگر كسى طواف نساء را در حج بجا نياورد زن بر او حرام مىشود، بفرماييد كه آيا مقصود فقط مقاربت است، و يا ساير استمتاعات نيز حرام خواهد بود، و اگر اولادى به وجود بيايد حلالزاده است يا نه، ارث مىبرد يا نمىبرد؟
ج- در فرض سؤال، با محرم شدن به احرام حج و عمره مفرده، ازدواج با زن و هرگونه استمتاع از او حرام مىشود، و تا طواف نساء بجا آورده نشود هيچ يك از استمتاعات بر او حلال نيست، و در صورت عصيان و مقاربت با زن، اولاد ملحق به آنها است، و توارث نيز بين آنها ثابت است.
915 س- شخصى پس از مراجعت از مكه شك مىكند كه طواف نساء حج يا عمره مفرده را بجا آورده يا نه، چه وظيفهاى دارد؟
ج- اگر التفات به وجوب طواف نساء نداشته، بايد طواف نساء را انجام دهد، ولى اگر التفات به وجوب آن داشته، و شك دارد كه انجام داده يا نه، بعيد نيست انجام آن واجب نباشد، اگر چه احتياط خوب است.
916 س- مردى به زنش گفت وظيفه من طواف نساء است، ولى تو بايد طواف رجال را بجا آورى! زن به جاى نيّت طواف نساء، نيت طواف رجال كرد، آيا كافى است يا نه؟
ج- اگر منظورش اداء وظيفه بوده است، كفايت مىكند.
917 س- پيرمردان و پيرزنانى كه عمل زناشوئى از آنان ممكن نيست، و ازدواج هم نمىكنند، و نيز كسى كه عنين است، آيا اگر طواف نساء را بجا نياورند اشكال دارد؟
ج- بر اشخاص مذكور نيز واجب است طواف نساء را انجام دهند.
918 س- شخصى بعد از حج ازدواج كرد، و داراى اولاد شد، بعدا متوجه مىشود كه در حج طواف نساء را بجا نياورده است.
حال كه متوجه شده است، حكم زن و فرزند او چگونه است، و نسبت به طواف بايد چه كند؟
ج- با فرض جهل، فرزند او حكم حلالزاده را دارد، ولى عقد ازدواج باطل است، و بايد طواف نساء را انجام دهد، و عقد را تجديد نمايد.
919 س- اگر نايب، طواف نساء را بجا نياورد، آيا فقط زن بر او حرام است يا ذمهاش هم مشغول است، هر چند بعد از مردن باشد، كه بايد براى او قضاء كنند؟
ج- ذمه او هم مشغول است، و خودش بايد در حياتش انجام دهد، و اگر نمىتواند نايب بگيرد، و اگر قبل از انجام آن فوت كند، بايد براى او نايب بگيرند.
920 س- حاجى تمام اعمال عمره و حج را انجام داده، و بعد فهميد وضويش باطل بوده است، آيا با تدارك طوافها و نماز، حج او صحيح است يا نه؟ و بر فرض فساد، چگونه از احرام خارج شود، و وظيفه او چيست؟
ج- در فرض سؤال بايد عمره مفرده انجام دهد، و در سال بعد احتياطا حج را اعاده كند.
921 س- كسى كه از منى برگشته، و هنوز اعمال واجب مكه را انجام نداده، آيا مىتواند طواف مستحبى انجام دهد، و نيز در حال احرام عمره تمتّع آيا مىتواند قبل از انجام عمره، طواف مستحبى انجام دهد؟
ج- احتياطا ترك نمايد.
922 س- آيا بعد از انجام اعمال منى و قبل از انجام اعمال مكه مىتوان از مكه خارج شد يا خير؟
ج- مانع ندارد.
دوازدهم: بيتوته در منى
مسأله 923- پس از انجام مناسك مكه واجب است شخص براى ماندن (بيتوته) در منى در شبهاى يازدهم و دوازدهم به منى مراجعت نمايد.
مسأله 924- بر چند طايفه بيتوته شب سيزدهم در منى و رمى جمرات روز سيزدهم نيز واجب است:
اوّل- كسى كه در حال احرام صيد كرده است.
دوّم- كسى كه از تمتّع زنان اجتناب نكرده است.
سوّم- كسى كه تا غروب آفتاب روز دوازدهم در منى مانده است، اگر چه آماده حركت بوده و سوار ماشين شده ولى در راهبندان مانده، و نتوانسته از حدود منى خارج شود.
مسأله 925- كسانى كه سال اوّل حج آنهاست، و يا بعض محرّمات احرام را مرتكب شدهاند، و يا گناه كبيره ديگرى را در حال احرام انجام دادهاند، اولى و احوط آن است كه شب سيزدهم را در منى بيتوته نمايند، بلكه بيتوته شب سيزدهم براى همه افضل است.
مسأله 926- مقدار واجب از بيتوته در منى از غروب تا نيمه شب است، و خروج از منى پس از نيمه شب جايز است، اگر چه افضل آن است كه تمام شب را تا طلوع فجر در منى بماند، و احتياط مستحب آن است كه قبل از طلوع فجر داخل مكه نشود.
مسأله 927- ماندن در منى بايد با نيّت همراه باشد، و اگر اوّل مغرب نيّت نكرده است، بايد بعد از دخول وقت نماز عشاء نيّت كند، و بگويد: «امشب را در منى مىمانم قربة إلى اللّه»، و نوع حجى را كه بجا مىآورد- تمتّع يا غير آن را نيز- تعيين كند، و همچنين اگر نايب است به نيّت منوب عنه در منى بماند، و اگر نيّت نكند گناه كرده، ولى كفّارهاى بر او واجب نيست، و كفايت مىكند كه به اين منظور در منى بماند، اگر چه نيّت آن را به زبان نياورد، و در دل هم نگذراند.