1009 س- شخصى چند مرتبه عمره مفرده بجا آورده، و در هيچ كدام طواف نساء نكرده، آيا يك طواف نساء براى تمام عمرهها كفايت مىكند، يا بايد براى هركدام طواف جداگانه انجام دهد؟
ج- يك طواف كافى است.
1010 س- كسى كه عمره مفرده استحبابى بجا مىآورد اگر طواف نساء آن را عمدا يا جهلا يا سهوا ترك كند آيا زن بر او حرام است؟
ج- بلى تا طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود، و از اين جهت فرقى ميان عمره مفرده واجب و مستحب نيست.
1011 س- چه مىفرماييد درباره كسى كه در عمره مفرده نماز طواف نساء را نخوانده، و به ولايت خود مراجعت كرده؟
ج- اگر برگشتن به مسجد الحرام براى او دشوار باشد مىتواند آن را در هر محلى كه يادش آمد بخواند، هر چند در شهر ديگر باشد.
1012 س- شخصى در عمره مفرده تقصير را فراموش كرده يا جهلا تقصير ننموده، بعد از طواف نساء و نماز آن يادش آمده يا متوجه شد كه تقصير نكرده، حكمش چيست؟
ج- تقصير نمايد، و به احتياط لازم طواف نساء و نماز آن را اعاده كند.
1013 س- در عمره مفرده اگر كسى تقصير را عمدا يا از روى جهل و نسيان ترك نمود و طواف نساء را انجام داد، چه وظيفهاى دارد؟
ج- بايد تقصير نمايد، و طواف نساء را اعاده كند، و فرقى بين صور عمد و سهو و علم و جهل نيست على الاحوط.
1014 س- انجام عمره مفرده در ماههاى حج پيش از عمره تمتّع جايز است يا خير؟ و در اين مسأله فرقى بين صروره و غير صروره هست يا نه؟
ج- براى كسى كه نايب در حج بلدى نباشد، و بر خودش حج واجب نشده، و يا حج واجب خود را انجام داده، اشكال ندارد.
1015 س- كسى عمره مفرده بجا آورده، و بدون انجام طواف نساء به مدينه آمده است، فعلا مىخواهد براى عمره تمتّع محرم شود، آيا جايز است بدون انجام طواف نساء محرم شود، و بعد از انجام عمره تمتّع، طواف نساء را بجا آورد؟
ج- مانع ندارد.
1016 س- تأخير عمره مفرده در حج افراد تا چه وقتى بلا عذر جايز است؟
ج- تأخير تا سال بعد جايز است، اگر چه احوط و اولى انجام آن بدون تأخير است.
1017 س- زنى كه احتمال مىدهد خون حيض ببيند و نتواند داخل مسجد الحرام شود، آيا مىتواند براى عمره مفرده مستحبى محرم شود، و اگر خون ديد براى طواف و نماز نايب بگيرد، و همچنين مريض اگر مريض مىدهد نتواند اعمال عمره مفرده را انجام دهد؟
ج- اشكال ندارد، و چنانچه وظيفه او نايب گرفتن شد، عمل به وظيفه نمايد.
1018 س- اگر زنى به نيّت عمره مفرده محرم و بعد از آن عادت شود، و در همه روزهايى كه مىتواند در مكه باشد حيض است، براى عمره مفرده بايد چه كند؟ و اگر آنجا اعمال انجام نداده و فعلا به ايران آمده، چه وظيفهاى دارد؟
ج- در فرض سؤال بايد براى طواف و نماز نايب بگيرد، و بقيه اعمال عمره را خودش بجا آورد، و چنانچه به ايران آمده اقدام كند و برگردد، و اگر نمىتواند، براى اعمال عمره نايب بگيرد، ولى بايد خودش تقصير كند، و ترتيب بين آن و ساير اعمال مراعات شود، و تا اعمال را بجا نياورد آنچه به وسيله احرام بر او حرام شده بر او حلال نمىشود.
1019 س- آيا طواف در عمره مفرده استحبابى حكم طواف واجب را دارد، كه بايد نماز آن خلف مقام باشد، يا حكم طواف استحبابى را دارد، و در هر جاى مسجد الحرام مىتوان نماز آن را خواند؟
ج- حكم طواف واجب را دارد، و بايد نماز آن خلف مقام باشد.
1020 س- شخصى در اثناء عمره مفرده، در شوط پنجم سعى، مريض شده و نتوانسته است عمره را تمام كند، او را به ايران بردهاند، و بعد از بهبودى هم نتوانسته به مكه بيايد، فعلا وظيفه او چيست؟
ج- با فرض اينكه خود شخص نمىتواند مراجعت كند، نايب براى خروج منوب عنه از احرام، سعى را تمام كند، و آن را اعاده نمايد، و به منوب عنه خبر دهد كه تقصير نمايد، و بنا بر احتياط نايب محرم باشد، و بعد از تقصير براى طواف نساء نايب بگيرد، و در طواف نساء نايب لازم نيست محرم باشد، و توضيح آنكه مسأله از موارد حصر نيست، چون شخص مريض فعلا خوب شده، و اينكه نمىتواند به مكه بيايد از جهت مرض نيست.
مسائل متفرّقه
مسأله 1021- سجده بر سنگفرشهاى مسجد الحرام و مسجد النبى (ص) جايز است.
مسأله 1022- در صورت ازدحام شديد در پشت مقام حضرت ابراهيم عليه السّلام كه مراعات عدم محاذات با زنها در حال نماز ممكن نيست، و زنها برابر مردها و يا جلوتر نماز مىگزارند، نماز صحيح است ولى كراهت دارد.
مسأله 1023- مسافر در مسجد الحرام و مسجد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، بلكه در تمام شهر مكّه و مدينه مىتواند نماز را تمام بخواند.
مسأله 1024- بنا بر اقوى نماز جماعت به حالت استداره در اطراف كعبه جايز است، اگر چه احتياط آن است كه مأموم مقدّم بر امام نباشد، يعنى بايد طورى بايستد كه فاصله او با كعبه با فاصله امام با كعبه مساوى و يا بيشتر باشد.
مسأله 1025- نماز با عامّه در حال ضرورت بىاشكال است، و در غير حال ضرورت شركت در جماعت آنان خوب است، لكن نماز را با شرايط كامل اعاده كند.
مسأله 1026- در وقتى كه در «مسجد الحرام» يا «مسجد النبى» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين از آنجا خارج نشوند، و در جماعت شركت كنند.
مسأله 1027- مأمورينى كه مىخواهند بدون احرام در عرفات و منى باشند، و نمىتوانند در آنجا با احرام باشند، مىتوانند براى ورود به مكه، عمره مفرده انجام دهند، و براى حج محرم نشوند، ولى كسى كه مستطيع است نبايد اين كار را قبول كند، و بايد عمره و حج تمتع بجا آورد. و در هر صورت اگر محرم شد، و با لباس مخيط بود، حج او صحيح است، و بايد كفاره بدهد.
1028 س- در تطهير مسجد الحرام به نحوى كه عين نجاست را برطرف مىكنند و بعد با ظرف آب مىريزند و مىشويند و از هر طرف با آب قليل شسته مىشود، انسان به نجاست تمام مسجد علم عادى پيدا مىكند، آيا جواز سجده بر آن سنگها از باب عسر و حرج است يا جهت ديگر؟
ج- علم پيدا نمىشود، و با فرض شك نبايد اعتناء شود.
1029- كسى خيال مىكرد كه بر سنگهاى فرش شده در مسجد الحرام- زاده اللّه شرفا- سجده صحيح نيست، و بر پشت دست سجده مىكرده است، نمازهايى كه به اين نحو خوانده چه حكمى دارد؟
ج- صحيح نيست.
1030 س- حصيرهايى كه در حجاز مورد استفاده حجاج ايرانى و غير ايرانى واقع مىشود، سجده بر آن جايز است يا خير، با ملاحظه اينكه حصير مزبور با نخ مخلوط است؟
ج- اگر عرفا روى حصير سجده مىشود مانع ندارد.
1031 س- منظور از مشقت و حرج شخصى است يا نوعى؟
ج- اگر حكم دائر مدار حرج و مشقت باشد، شخصى آن منظور است.
1032 س- آيا مصرف كنسروهاى گوشت و ماهى خارجى كه در بازار مسلمين به فروش مىرسد، جايز است يا نه؟
ج- اگر ندانند از كجا وارد شده، يا بدانند كه از بلاد مسلمين است مانع ندارد، و اگر بدانند از بلاد كفر وارد مىشود، در صورتى محكوم به حلّيت است كه واردكننده مسلمان باشد، و احتمال بدهند كه احراز تذكيه آن را كرده، و در دسترس مسلمين قرار داده است.
1033 س- شخصى مقلد هيچ يك از فقها نبوده، حال مىخواهد تقليد كند، در اين مدت مكه هم رفته است، آيا عبادتهاى او مثل نماز و روزه و حجش صحيح است يا نه؟
ج- اگر اعمالش مطابق فتواى كسى كه بايد از او تقليد كند باشد صحيح است.
1034 س- آيا مقدارى از سنگ صفا و مروه را مىشود با خود آورد يا نه؟ و اگر آورده وظيفهاش چيست؟
ج- از صفا و مروه جايز نيست، و بايد برگرداند.
1035 س- آيا حائض و جنب مىتواند از مقدار توسعه يافته مسجد الحرام و مسجد النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عبور كنند يا خير؟
ج- نمىتوانند.
1036 س- قرآنهايى كه در مسجد الحرام است، بر بعضى نوشته شده كه وقف است، ولى بر بعضى ديگر نوشته نشده است، شايع است آنها كه كلمه وقف و يا عبارت ديگرى كه مفهم وقف بودن باشد ندارد جايز است بردارند، و چنين كارى احيانا شده است، بفرماييد جايز است يا نه؟
ج- برداشتن آنها بدون اينكه از متصدى ذى ربط اجازه بگيرند، جايز نيست، و بايد برگردانده شود.