بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 50

مسائل متفرقه استطاعت‌

117 س- آيا بر زنى كه شوهرش بدهكار مى‌باشد و ماهيانه مقدار زيادى نزول مى‌دهد حج واجب مى‌شود يا نه؟

ج- اداء دين شوهر بر زن واجب نيست، و اگر استطاعت دارد واجب است حج بجاى آورد.

118 س- كسى كه به اندازه مخارج حج دارد، ولى براى پسرش ازدواج نكرده، و يا فرزندش مريض و محتاج به معالجه و درمان است، در اين صورت حج مقدّم است، يا ازدواج و معالجه فرزند؟

ج- اگر از جهت ترك تزويج فرزند، پدر در عسر و حرج واقع نمى‌شود حج مقدم است، و اگر امر دائر شد بين حج و معالجه مرض، معالجه مقدّم است، و مستطيع نيست.


صفحه 51

119 س- اشخاصى كه به عنوان روحانى و يا مدير و كارمند با كاروانها و يا سازمانهاى مربوط به حج به مكه مى‌روند، و فقط مخارج رفت و برگشت آنها به عهده گرفته مى‌شود، در اين فرض حج بر آنها واجب مى‌شود يا نه؟ و در صورت عدم وجوب، آيا مى‌توانند حج نيابى بجا آورند يا نه؟

ج- در فرض سؤال، اگر بعد از رسيدن به ميقات، دارايى آنها وافى به لباس احرام و قربانى و مخارج عائله‌شان در اين مدّت باشد، با رجوع به كفايت مستطيع مى‌باشند، و واجب است براى خود حج بجاى آورند، و اگر وافى نيست يا در سالهاى قبل حج خود را انجام داده‌اند، مى‌توانند از ديگرى در حج نيابت نمايند.

120 س- كسى كه مستطيع بوده ولى هنوز به مكه مشرف نشده، اگر در غير ماههاى حج براى عمره مفرده به مكّه مشرّف شود، از استطاعت مالى مى‌افتد و نمى‌تواند در ايام حج به مكه برود، آيا مى‌تواند براى عمره برود، يا نه؟

ج- در فرض سؤال اگر در همان سال استطاعت پيدا كرده، و هنگام فراهم نمودن مقدّمات سفر حج نرسيده، و علم به تمكّن از حج در وقت خود ندارد، جايز است آن مال را صرف عمره مفرده نمايد، و لكن اگر علم دارد كه متمكن از حج در وقت آن است، در اين صورت قبل از اوان حج، احتياط واجب عدم صرف آن مال در عمره مفرده است، و در اوقاتى كه بايد مقدمات و وسائل سفر حج را تهيّه نمايد جايز نيست.


صفحه 52

121 س- اين‌جانب قصد زيارت بيت اللّه را دارم، و با اينكه شوهرم ثروتمند است مانع از رفتن من به حج است، و راضى نمى‌شود كه مقدارى از اموالم را جهت حج به فروش برسانم، در اين صورت تكليفم چيست؟ اطاعت شوهر مقدّم است و يا حج؟

ج- حج مقدّم است، و در ترك واجب نبايد از شوهر اطاعت نمود.

122 س- زنى كه مقدارى آب و ملك از ارثيه پدر دارد، و در ذمّه شوهرش مهريه هم دارد، و در ضمن عوائد اين آب و ملك مخارج سالانه او و شوهرش مى‌باشد، زيرا شوهر او مالى از خود ندارد، آيا اين زن مستطيعه است يا نه؟

ج- در صورتى كه قبلا حج بر او مستقر نشده، و فعلا هم اگر بخواهد برود و برگردد امر معاش او و شوهرش مختل مى‌شود، استطاعت ندارد.

123 س- زنى كه مستطيع نيست، فرزندش مى‌خواهد او را با خود به مكه ببرد، ولى شوهرش مى‌گويد: من راضى نيستم، آيا حج بر اين زن واجب است يا نه؟

ج- در فرض سؤال حج بر زن واجب است، و زوج حق منع ندارد.


صفحه 53

124 س- اين‌جانب چند سال قبل ازدواج كرده‌ام، و مهريه‌ام به مقدارى بود كه مى‌توانستم در آن زمان با آن به حج بروم، ولى چون شوهرم مهريه مرا نداده بود از تشرّف محروم ماندم، و اكنون هزينه حج سنگين شده و مهريه من وافى به آن نيست، آيا حج بر من مستقر شده است يا نه؟

ج- در فرض سؤال اگر شوهر شما متمكن بوده كه مهريه شما را بدهد، و مع ذلك مسامحه كرده‌ايد و نگرفته‌ايد، حج بر شما مستقرّ شده، و بايد حج بجا آوريد، و اگر متمكن نبوده و يا متمكن بوده ولى به هيچ وجه حاضر نبوده مهريه شما را ادا كند، و شما هم قدرت برگرفتن نداشتيد حج بر شما واجب نشده است.

125 س- زنى كه مهريه‌اش به مقدار هزينه حج است، و شوهرش هم قدرت بر اداء آن دارد، آيا آن زن مستطيعه است، و مطالبه نمودن مهريه- هر چند منجر به نزاع شود- واجب است يا نه؟

ج- اگر شوهر قدرت بر اداء داشته باشد، و زن بتواند از او وصول نمايد، مستطيعه است، و واجب است از او بگيرد، و حج را بجاى آورد، اگر چه با اوقات تلخى باشد.


صفحه 54

126 س- زنى است كه مهريه‌اش وافى به حج است، ولى احتمال دارد بعد از صرف مهريه در حج، شوهر او را طلاق دهد، و با اينكه شوهر مى‌خواهد از مهريه او براى اداء ديون خود استفاده كند، در اين صورت زن چه تكليفى دارد؟

ج- در فرض سؤال كه مهريه وافى به مخارج حج باشد زن مستطيع است، و واجب است مهريه خود را صرف حج نمايد، و مجرد طلاق باعث عدم وجوب حج نيست، بلى اگر صرف مهريه در حج باعث شود كه زندگى او مختل گردد، حج بر او واجب نيست.

127 س- شخصى عيال ندارد و به مقدار مخارج حج پول دارد، آيا حج مقدم است يا ازدواج، و در صورتى كه ترك ازدواج موجب عسر و حرج بر او باشد، و يا موجب ارتكاب گناه گردد، حكم او چيست؟

ج- در صورتى كه عدم ازدواج او موجب حرج مى‌شود، ازدواج مقدّم است، و الّا بايد به حج برود.

128 س- كسى كه درآمد خود را ذخيره مى‌كند كه بعد از مدتى خانه كوچك خود را كه به سختى در آن زندگى مى‌كند تبديل به خانه وسيع نمايد، حال اگر بتواند قبل از خريد خانه به حج برود، آيا حج بر او واجب است، يا اينكه لزوم خانه مانع از وجوب حج است؟

ج- در مورد سؤال اگر سكونت در خانه فعلى حرجى و يا منافى با شأن او نباشد، بايد به حج برود.


صفحه 55

129 س- كسى ملكى دارد كه براى مخارجش كافى نيست، و از سهم مبارك امام (عليه السّلام) مصرف مى‌كند، و اگر آن ملك را بفروشد به اندازه مخارج مكه هست، و لكن در مراجعت باز بايد از سهم مبارك امام (عليه السّلام) مصرف نمايد، آيا استطاعت براى چنين شخص حاصل است يا نه؟

ج- لازم نيست شخص مذكور ملك را بفروشد، بنابراين مستطيع نيست، ولى در صورتى كه فروخت، حجّة الاسلام بر او واجب مى‌شود.

130 س- شخصى جهت اعمال حج نايب مى‌شود، و پس از نايب شدن، خودش استطاعت پيدا مى‌كند، در اين صورت اجاره باطل مى‌شود يا نه؟

ج- در فرض سؤال كه استطاعت از غير جهت اجاره حاصل شده، كشف مى‌شود كه اجاره باطل بوده، و بايد حج خود را بجاى آورد.

131 س- شخصى در حجّة الاسلام بعد از اعمال عمره در روز هفتم در اثر تصادف با ماشين در حال بيهوشى او را به ايران آوردند، حال آيا در سالهاى بعد بايد خودش به مكه برود و يا نايب بگيرد، و يا اصلا برى‌ء الذمّه شده و چيزى بر او واجب نيست، و استقرار حج در سالهاى قبل براى او و يا عدم استقرار، فرق دارد يا نه؟

و در صورت وجود نيابت، حج ميقاتى جهت او كافى است يا نه؟


صفحه 56

ج- در فرض سؤال اگر در سال اول استطاعت او بوده، و فعلا استطاعت ندارد حج بر او واجب نيست، ولى اگر فعلا استطاعت دارد واجب است عمره و حج تمتع را ثانيا بجا آورد، و هم‌چنين اگر از سالهاى قبل مستطيع بوده بايد عمره و حج را بجاى آورد، و با عذر شرعى گرفتن نايب كافى است، و در مواردى كه جايز باشد نايب بگيرد حج ميقاتى كافى است.

132 س- آيا شخص لال اگر مستطيع باشد واجب است براى انجام عمل حج به مكه برود يا نه؟

ج- بلى واجب است، و در گفتن لبيّك‌ها و قرائت نماز به اشاره اكتفا كند، و در صورتى كه بتواند، زبان را نيز به حركت درآورد.

133 س- آيا براى ساكنين مكه مكرمه همه ساله حج واجب است يا نه؟

ج- بر هر مستطيع خواه ساكن حرم باشد يا دور از حرم، در تمام عمر، بيش از يك مرتبه حجّة الاسلام واجب نيست. بلى از جهات ديگر ممكن است در سالهاى ديگر، حج بر بعضى واجب باشد.

134 س- طلبه‌اى كه قيمت كتابهاى او از هزينه حج بيشتر است آيا واجب است كه كتابهايش را بفروشد، يا قرض نمايد و به حج برود، در حالى كه برايش ممكن است كه بعدها تدريجا همان كتابها را تهيّه نموده، و يا قرض را اداء نمايد؟


صفحه 57

ج- در صورتى كه كتابها مورد حاجت فعلى او نباشد، و فروش آنها ممكن باشد، واجب است (ولو با استقراض) به حج برود.

135 س- شخصى مديون است، و زمان پرداخت دين رسيده، و قادر بر اداء آن مى‌باشد، و دائن جدّا دين خود را مطالبه مى‌نمايد، و به هيچ وجه راضى به تأخير نيست، آيا جايز است چنين شخصى قبل از اداء دين به حج مشرف شود يا نه؟ و حج واجب و يا مستحب از او صحيح است يا نه؟

ج- در صورتى كه شخص مديون ثروتمند باشد، اداء دين و بجا آوردن حج هردو بر او واجب است، و اگر عصيانا اداء دين نكرده مكه برود، حج او صحيح است، ولى گناه كرده، بلى اگر قبلا مستطيع نبوده و فعلا هم اگر دين را اداء كند نمى‌تواند به مكه برود حج بر او واجب نيست، زيرا مستطيع نيست، لكن مع ذلك اگر معصيت كند و حج برود حج او صحيح است، ولى كفايت از حجّة الاسلام نمى‌كند، و پس از حصول استطاعت، واجب است دوباره به مكه برود، و در صحت حج، فرقى بين حج واجب و مستحب نيست.

136 س- زنى كه خودش استطاعت مالى جهت رفتن به حج دارد- ولو به اينكه مهريه خود را از شوهر بگيرد- ولى اگر اموال خود را صرف حج نمايد بعدا زندگى بر او سخت مى‌شود، از اين نظر كه شوهرش نمى‌تواند وسائل زندگى او را مانند قبل فراهم نمايد، آيا اين زن بايد به حج برود يا نه؟