ج- با فرض آنكه مستطيع نبوده، و از قبل اجير براى انجام حج شده است، نيّت احرام براى خود او منعقد نشده است، و در صورتى كه مجددا به نيّت منوب عنه محرم شده است، حج نيابى او صحيح است.
236 س- شخصى در ميقات براى خودش محرم مىشود، و تلبيه مىگويد، بعد به فكر مىافتد كه چون خودش حج واجب را در سالهاى گذشته بجا آورده، براى پدر يا مادر يا يكى از خويشاوندان ديگرش حج تبرعى بجا آورد، آيا مىشود از نيّت عدول كند، و دوباره به نيّت شخص مورد نظر محرم شود يا خير؟
ج- بايد طبق احرامى كه براى خود بسته حج را تمام كند، و رفع يد از آن جايز نيست، و عدول از نيّت صحيح نيست.
237 س- نايبى در احرام عمره تمتع بعد از اينكه وارد مكه شد، شك مىكند كه نيّت نيابت كرده يا نه، آيا بايد به ميقات برگردد و مجددا به نيابت محرم شود، يا اصلا حج براى خودش حساب مىشود، و ديگر نمىتواند نايب باشد؟
ج- در صورتى كه فعلا خود را نايب مىداند، و شكّ در نيّت احرام گذشته خود دارد، وظيفه او حمل به صحّت است، و به عنوان نيابت بقيّه اعمال را بجا آورد.
238 س- هرگاه كسى مريض شود، به طورى كه بعد از احرام عمره قادر به انجام اعمال نباشد، آيا كسى كه براى عمره تمتع مستحبى محرم شده، و عمره را انجام داده است، مىتواند در حج نايب او شود يا خير؟
ج- شخص مذكور نمىتواند نايب شود، و شخص مريض بايد به وظيفه خود عمل نمايد.
239 س- شخصى به عنوان نيابت در مسجد شجره محرم شده، و به مكه آمده، در مكه فهميد كه خودش مستطيع بوده است. آيا بايد اعمال عمره را به قصد خود بجا آورد، يا به قصد نيابت، و اگر بايد حج را به قصد خود بجا آورد، نسبت به حج نيابى چه وظيفه دارد، و آيا مىتواند براى آن نايب بگيرد يا نه؟
ج- احرام او باطل است، و بايد به ميقات برگردد، و براى خود محرم شود، و در صورتى كه از طرف صاحبان وجه مجاز باشد براى حج منوب عنه خود، نايب ديگرى بگيرد.
240 س- شخصى تمام اختيارات اموال پدرش را دارد، و پدر نمىتواند بالمباشره حج را بجا آورد، پسر بدون تذكر دادن به پدر شخصى را اجير براى حج پدر نموده، و خودش هم براى حج خود مشرف شده، در اين فرض آيا حج اجير براى حج پدر مجزى است يا خير؟ و هرگاه در مدينه تصميم بگيرد كه آنچه را از مال پدر به اجير داده است با پدر حساب نكند و از مال خودش باشد، رفع اشكال مىشود يا نه؟
ج- اجير گرفتن براى پدر از مال او بدون اطلاع پدر صحيح نيست، بلى در صورتى كه مبلغ اجاره را از مال خود تبرّعا بپردازد، در فرض سؤال كه پدر عاجز از انجام حج است مانعى ندارد، و مجزى از حجّة الاسلام پدر مىباشد.
241 س- شخصى وصيت كرده كه فلان قسمت از ملك مرا بفروشيد، و دو حج جهت خودم و پدرم خريدارى كنيد، و اكنون ملك مورد وصيّت زائد بر قيمت دو حج است، آيا مبلغ زيادى را واجب است در امور خيريه ديگر مانند نماز و روزه مصرف كنند، يا به ورثه برمىگردد، با اينكه تمام ملك مورد وصيت، از ثلث مالش بيشتر نيست؟
ج- در اين صورت ممكن است بر كيفيت حج بيفزايند، مثل اينكه شرط كنند بعض مستحبات انجام داده شود، يا شخصى را كه عالمتر به مسائل و احكام باشد استيجار نمايند، و اگر باز هم زياد آمد ملك ورثه است.
242 س- نايب چند ماه قبل از حج به بلد منوب عنه مىرود، و به عنوان نيابت حج حركت مىكند، و به وطن خودش يا محل ديگرى مىرود، و در ماه ذيحجه كه عازم حج مىشود، ديگر به بلد منوب عنه نمىرود، كافى است يا نه؟ و چه وقت بايد برود؟
ج- در فرض مذكور كافى است.
243 س- كسى كه حج نيابى انجام مىدهد، اگر در قربانى شخص ثالثى را وكيل كرد، ذابح چگونه نيت كند؟ آيا بايد نيت كند كه به وكالت از ميّت قربانى مىكنم، يا بايد نيت وكالت از نايب ميت كند؟ در هر صورت آيا بايد نام ميت را هم ببرد؟
ج- ذابح نيّت كند: ذبح مىنمايم اين گوسفند را براى آنچه در ذمه موكّل من است قربة إلى اللّه و اگر نام ميّت را هم ذكر كند بهتر است.
244 س- كسى كه براى حج اجير مىشود، اگر شرط كند كه مثلا براى طواف نساء يا يك عمل ديگرى كه نيابتبردار است نايب مىگيرم، آيا اين شرط نافذ است، و مىتواند عمل نمايد يا نه؟
ج- اجير مىتواند براى ذبح قربانى نايب بگيرد، لكن در ساير اعمال اجير بايد شخصا اعمال را بجاى آورد، و اگر كسى از اوّل معذور از مباشرت باشد، استنابه او خلاف احتياط است، و شرط مذكور نافذ نيست، و موجب بطلان اجاره است.
245 س- در مناسك آمده است كه معذور نمىتواند نايب شود، معذور به چه كسى گفته مىشود؟ لطفا حد آن را معين كنيد، مثلا كسى كه نمىتواند نماز طواف را صحيح بخواند، يا نمىتواند خودش رمى جمرات كند، و يا نمىتواند قربانى نمايد، و يا نمىتواند يكى ديگر از واجبات حج را اعم از اركان و غير اركان انجام دهد، معذور است يا خير؟
ج- در قربانى مباشرت شرط نيست، و نايب هم مىتواند ديگرى را در قربانى وكيل نمايد، ولى كسى كه از مثل نماز طواف و رمى جمرات معذور باشد، احتياط آن است كه نايب نشود، و استنابه او خلاف احتياط است.
246 س- نايبى كه در وقت قبول نيابت براى حج معذور نبوده است، و بعد از عقد اجاره در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده، و در هر عذرى كه پيش آمده طبق وظيفه معذورين رفتار نمود، آيا حج او از منوب عنه كافى است؟ و آيا نسبت به نحوه عذر فرقى هست يا نه؟ و آيا نسبت به اجرت استحقاق دارد يا ندارد؟
ج- اگر نايب قبل از احرام عذر نداشته، ولى بعد از محرم شدن عذرى براى او پيش آمده، و به وظيفه معذور عمل كرده، حج او صحيح و كفايت از منوب عنه مىكند، و مستحق اجرت مىباشد.
247 س- خدمهاى كه از روى جهل به مسأله اجير شدهاند، و وقوف اختيارى مشعر را درك نكردهاند، فعلا تكليفشان چيست، و همچنين ساير معذورينى كه حج ناقص از اين قبيل انجام دادهاند- تبرعا يا با اجرت-؟
ج- اگر عذر آنان طارى نبوده، صحّت حج و كفايت آن از منوب عنه محل اشكال است.
248 س- كسانى كه مجاز هستند در شب عيد قربان بعد از درك اضطرارى مشعر به منى بروند، آيا همه آنان از ذوى الاعذار مىباشند، كه نيابت- ولو تبرعا- مورد اشكال است، يا نسبت به بعضى استثناء شده است؟
ج- زنان از اين گروه مستثنى هستند.
249 س- كسى كه احتمال قوى عقلايى مىدهد كه نتواند اعمال را به نحو عادى انجام دهد، و ممكن است حج تمتع را بدل به افراد كند، آيا مىتواند از حج واجب نيابت كند؟ و همچنين اگر يقين داشته باشد كه حج تمتع او بدل به افراد مىشود حكم او چيست؟
و آيا زنها كه معمولا يكى از دو فرض گذشته درباره آنها پيش مىآيد، حكمشان با ديگران يكى است و يا فرق دارد؟
ج- در فرض سؤال احوط ترك نيابت است.
250 س- آيا معذورين از ائمه اطهار و انبياء و يا علماء ماضين و يا پدر و مادر تبرعا مىتوانند نيابتا حج بجا آورند؟
ج- اگر تبرع از حج استحبابى باشد، صحت آن بعيد نيست.
251 س- شخصى چند سال قبل مستطيع بوده، و حج نرفته، و نزد چند نفر ظاهر الصلاح اقرار نموده: قدرت بدنى ندارم كه به حج مشرف شوم و نااميد هستم كه بعدا بتوانم حج نمايم، لذا شخصى را اجير مىنمايد كه از طرف او حج كند، و مبلغى تعيين مىكند و صيغه اجاره بين آنها جارى مىشود، و اجير تمام مبلغ را در تصرف مىگيرد، و مخارجى كه مقدمه گذرنامه و غيره است مىنمايد، بعد از چند روز زيدى به منوب عنه مىگويد: برو ادعا كن كه خودم حج مىروم، در صورتى كه از نقاهت بدنى كه داشته در سال گذشته نتوانسته به حج مشرف شود، آيا اين صيغه فسخ مىشود يا خير؟ و تكليف نايب درباره مخارجى كه نموده چيست؟
ج- در فرض سؤال اگر براى حجّة الاسلام اجير شده، و بعد معلوم شود كه منوب عنه متمكّن از انجام حج شده، اجاره باطل است، و مقدارى كه اجير به امر مستأجر خرج كرده، اجير ضامن نيست، و اگر براى مطلق حج اجير شده- اعمّ از حجّة الاسلام و غيره-، و اختيار فسخ براى مستأجر قرار نداده باشند، اجاره لازم است، و منوب عنه نمىتواند فسخ كند، و اجير بايد عمل را انجام دهد.
252 س- شخصى كه قرائت و يا اذكار واجبه نمازش صحيح نيست، آيا جايز است كه نيابت حج را قبول نمايد، و بعد از اينكه خودش نماز طواف را خواند، ديگرى را نيز براى نماز نايب كند يا نه؟ و بر فرض عدم جواز چون جاهل به مسئله بوده، و چنين كارى كرده، تكليفش چيست؟
ج- استيجار چنين شخصى خلاف احتياط است، و در فرض دوم هم احوط اين است كه از مستأجر استرضا كند، و يا وجه را مسترد دارد.
253 س- شخصى كه قرائت و يا اذكار واجبه نمازش صحيح نيست، لكن فكر مىكرده است كه تصحيح نماز كار سهلى است، و در فرصتى كه قبل از حج دارد مىتواند قرائت نمازش را اصلاح نمايد، در هر صورت با اين گمان و يا با سهلانگارى نسبت به تكليف خود، در ميقات به عنوان نيابت محرم شده است، ولى وقت انجام نماز طواف هرچه سعى شده ولو با تلقين نتوانسته است نمازش را صحيح بخواند. بفرماييد فعلا كه در مكه است تكليف او چيست؟
آيا به طور قطع مقدارى را كه به نيابت انجام داده باطل است، و اگر چنين است وظيفه بعدى او چيست؟ آيا واجب است به ميقات و يا ادنى الحل برگردد، و براى خودش- اگر چه به عنوان حج استحبابى- محرم شود، و بدين وسيله جبران ورود به حرم را كه