بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 15

مقدمه‌ «اخلاق» و «عبادت» در يكديگر تأثير متقابل دارند به اين معنا كه از يك سو اخلاق نيكو سبب پيدايش و تقويت روحيه پرستش در فرد مى‌شود و از سوى ديگر، تهذيب نفس، آراسته شدن به صفات زيبا و پيراسته شدن از خصلت‌هاى زشت از قطعى‌ترين آثار عبادت حضرت حق است.
قرآن مجيد چنين اثر ارزنده‌اى را براى عبادتهايى مثل نماز و زكات بديهى دانسته مى‌فرمايد:
«انَّ الصَّلوةَ تَنْهى‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ» «1» همانا نماز [انسان را] از فحشا و منكر باز مى‌دارد.
و نيز مى‌فرمايد:
«خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكّيهِمْ بِها» «2» از ثروتهايشان صدقه (زكات) بستان تا آنان را پاك و منزّه‌سازى.
شهيد مطهرى در تبيين رابطه اخلاق و عبادت مى‌نويسد:
در عبادت، خارج شدن از محدوده كوچك خودى، خارج شدن از محدوده آمال و تمنيّات‌


صفحه 16

كوچك، محدود و موقّت هست و به عبارت ديگر در عبادت، انسان از دايره تمنّيات و آمال كوچك خارج‌مى‌شود. در عبادت التجا هست، انقطاع هست. در عبادت واقعاً انسان‌از محدوده خودخواهى‌ها، خودپرستى‌ها، آرزوها، تمنّى‌ها و امور كوچك پرواز مى‌كند و بيرون مى‌رود.
... بزرگترين، شريفترين، با شكوه‌ترين و باعظمت‌ترين حالت انسان آن حالت پرستشانه‌اى است كه به خود مى‌گيرد. «1» چنان‌كه پيداست برخى از صفات زشت يا زيباى اخلاقى در ظاهر، رابطه بيشترى با عبادات دارند و نيز رعايت برخى آداب و مسائل اخلاقى در مورد بعضى عبادات ضرورى‌تر به‌نظر مى‌رسد. اين‌گونه شاخص‌ها به‌طور عمده، ستون فقرات و محورهاى اصلى مبحث «اخلاق عبادى» را تشكيل مى‌دهند.
در جزوه حاضر سعى شده است تا حدودى به موضوع مزبور پرداخته شود و در حد گنجايش اين دوره، گوشه‌هايى از تأثير متقابل اخلاق و عبادت در يكديگر و نيز بخشى از آداب و سنن نيكوى عبادى مطرح گردد به اين اميد كه دانشجويان عزيز؛ 1- با آن دسته از مباحث اخلاقى كه با مسائل عبادى ارتباط بيشترى دارند، آشنا شوند.
2- بكوشند عبادت خود را بيش از گذشته با اخلاق عبادى همسو نمايند.
گروه اخلاق و تربيت اسلامى‌


صفحه 17

درس اوّل: عبادت، هدف خلقت‌ عبادت- كه معادل فارسى آن پرستش است- در لغت به معناى نهايت خوارى و خضوع آمده و به همين مناسبت به جاده پر رفت و آمدى كه زير پاى رهگذران رام و صاف گشته مى‌گويند: «طريق مُعَبَّد» و در اصطلاح، نوعى سپاسگزارى است كه در آن نهايت خضوع و تعظيم انجام مى‌گيرد و شايسته كسى است كه نعمتهاى اصلى همچون؛ حيات و قدرت را به انسان بخشيده و او نيز جز خدا كسى نمى‌تواند باشد به همين دليل، عبادت، مخصوص ذات مقدس اوست «1» چنان‌كه فرمود:
«وَ قَضى‌ رَبُّكَ الا تَعْبُدُوا الَّا ايَّاهُ ...» «2» پروردگارت حكم كرده كه جز او را نپرستيد.
همچنين سرفصل دعوت پيامبران، فراخوانى مردم به پرستش خداى يگانه بود و در قرآن مى‌خوانيم:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى‌ كُلِّ امَّةٍ رَسُولًا انِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ...» «3» در هر امّتى پيامبرى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت دورى گزينيد.» جايگاه عبادت در اسلام‌ واژه عبادت در شكلهاى گوناگون، بيش از سيصد بار در قرآن مجيد آمده كه نشانگر


صفحه 18

اهميت فراوان آن و بيانگر ابعاد مختلف و عميق پرستش الهى است. همچنين بخش وسيعى از روايات و فقه اسلامى به عبادات، آداب و رسوم، احكام، فلسفه، پاداش و جوانب گوناگون عبادت پرداخته است و كتابهاى ارزشمندى در اين باره تأليف شده و زيباترين حالت انسان هنگامى است كه به پرستش خدا ايستاده و به نيايش با او نشسته است و به تعبير امير مؤمنان عليه السلام:
«ما تَقَرَّبَ مُتَقَرِّبٌ بِمِثْلِ عِبادَةِ اللَّهِ» «1» هيچ كس بمانند پرستش خدا به او نزديك نشده است.
قرآن مجيد از عبادت به عنوان «صراط مستقيم الهى» ياد كرده كه جايگاه رفيع و ارزنده آن را مى‌رساند:
«وَ انَّ اللَّهَ رَبّى‌ وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ» «2» همانا پروردگار من و شما اللّه است پس او را بپرستيد، اين راه راست است.
حالات روحانى و عرفانى پرستشگران درگاه الهى، كمتر قابل توصيف است.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله، برخى از آن حالات را اين‌گونه بيان مى‌كند:
وقتى بنده‌اى به نماز مى‌ايستد، خداوند حجاب ميان خود و او را برمى‌دارد و با او رو به رو مى‌شود و فرشتگان ازپيش پاى‌او تا آسمان مى‌ايستند و با نمازش نماز مى‌خوانند و دعايش را «آمين» مى‌گويند و خير و بركت از ميان آسمان بر سرش مى‌ريزد و هاتفى ندا مى‌دهد: اگر نمازگزار واقعاً بداند با چه‌كسى مشغول مناجات است، هرگز آن را قطع نمى‌كند. همچنين درهاى آسمان‌ها براى نمازگزاران گشوده مى‌شود و خداوند، با صداقت نماگزار بر فرشتگان مباهات مى‌كند. «3» گستره عبادت‌ در فرهنگ اسلام، علاوه بر عبادت اصطلاحى، هر كار خير و مفيدى كه از انگيزه‌اى‌


صفحه 19

پاك و الهى سرچشمه بگيرد نوعى عبادت محسوب مى‌شود.
برخى از امورى كه عبادت خداوند محسوب مى‌شوند و در قرآن و روايات به آنها اشاره شده است عبارتند از:
1- تفكّر در آفرينش: تفكّرى‌كه انسان‌را به خدا نزديك و با او آشنا سازد، عبادت خداست.
امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
«لَيْسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصَّلاةِ وَالصَّوْمِ، انَّمَا الْعِبادَةُ التَّفَكُرُ فى‌ امْرِ اللَّهِ» «1» عبادت تنها نماز خواندن و روزه گرفتن بسيار نيست، بلكه انديشيدن در كار خداوند عبادت است.
2- كسب روزى حلال: كار و تلاش اگر براى به دست آوردن روزى حلال، رفاه خانواده و حفظ آبرو صورت گيرد و انسان بخواهد درآمد حاصل از آن را در مجارى خير و مورد رضاى خداوند مصرف كند نيز عبادت است. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«الْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً افْضَلُها جُزْءاً طَلَبُ الْحَلالِ» «2» عبادت هفتاد بخش است بهترين جزء آن طلب روزى حلال است.
3- نگاه مهرآميز: هرگاه انسان از روى محبّت و براى ابراز علاقه به دانشمندان، زمامداران عادل و متّقى، پدر و مادر و برادر دينى نگاه كند همين نگاه براى خدا نيز عبادت محسوب مى‌شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره نيز مى‌فرمايد:
«النَّظَرُ الَى الْعالِمِ عِبادَةٌ، وَالنَّظَرُ الى‌ امامِ الْمُقْسِطِ عِبادَةٌ، وَالنَّظَرُ الَى الْوالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبادَةٌ، وَالنَّظَرُ الَى الْاخِ تَوَدُّهُ فِى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عِبادَةٌ» «3» نگريستن به دانشمند و پيشواى عادل و نيز نگاه مهرآميز به پدر و مادر و همچنين نگاه كردن به برادرى كه او را براى خدا دوست مى‌دارى، عبادت است.
علاوه بر اينها آب دادن به مسلمانان، كمك به عيالمندان، پوشاندن گناه ديگران،


صفحه 20

نرمى در گفتار سبقت در سلام و ... نيز به عنوان نمودهايى از عبادت شناخته شده‌اند.
از جمع‌بندى اخبار و روايات مزبور مى‌توان چنين نتيجه گرفت كه هر كار شايسته‌اى اگر با نيّت خالص و براى خشنودى خداوند صورت بگيرد، عملى عبادى محسوب مى‌شود.
بى‌نيازى خداوند از عبادت بندگان‌ خداوند متعال غنى بالذّات است، نه نيازى به عبادت و اطاعت ما دارد و نه از معاصى بندگانش زيان مى‌بيند.
گر جمله كاينات كافر گردند بر دامن كبرياش ننشيند گرد سود و زيان ناشى از عبادت و معصيت، به خود بنده باز مى‌گردد، زيرا اين بنده است كه در سايه عبادت خدا و پيروى از فرامين او از نعمت قرب الهى بهره‌مند مى‌شود و عزّت مى‌يابد و در اثر معصيت و نافرمانى خداوند، سقوط مى‌كند و از ر اخلاق عبادى(ج‌2) 27 نقش عبادت در رسيدن به كمال ص : 27 حمت گسترده او محروم مى‌گردد.
آيات متعدّدى از قرآن كريم اين حقيقت را با تعابيرى گوناگون بيان كرده است؛ مانند:
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ اساءَ فَعَلَيْها» «1» هر كس كار شايسته‌اى به‌جا آورد، براى خود اوست و كسى كه كار بد مى‌كند به زيان خود اوست.
و نيز مى‌فرمايد:
«وَ مَنْ يَشْكُرُ فَأِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَأِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ حَميدٌ» «2» هر كس شكرگزارى كند، تنها به سود خويش شكر كرده و آن كس كه كفران كند،- زيانى به خدا نمى‌رساند، چرا كه- همانا خداوند بى‌نياز و ستوده است.
حضرت على عليه السلام نيز در نخستين فراز از خطبه‌اى كه در آن اوصاف متّقين را


صفحه 21

بيان داشته مى‌فرمايد:
«فَأِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‌ خَلَقَ الْخَلْقَ حينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، امِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ، لِانَّهُ لا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصاهُ وَ لا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ اطاعَهُ ...» «1» خداى سبحان و بزرگ، جهانيان را آفريد، در حالى‌كه از طاعتشان بى‌نياز و از [گزند] نافرمانى‌شان در امان بود؛ زيرا نافرمانى آن كه او را عصيان كند، بدو زيانى نرساند و طاعت آن كس كه فرمانش را برد، بدو سودى نبخشد.
عبادت، هدف آفرينش‌ اكنون كه روشن شد خداوند نيازى به عبادت بندگان ندارد و از طاعت آنها سود نمى‌برد و از معصيت آنها نيز زيان نمى‌بيند، اين سؤال مطرح مى‌شود كه: بنابراين چرا ما را آفريده و چه هدفى او را به اين كار واداشته است؟
قرآن كريم پاسخ‌هاى متفاوتى به اين پرسش مى‌دهد. يك جا، علّت آفرينش را آگاه ساختن انسان بر علم و قدرت نامحدود و بى‌زوال خداوند معرفى مى‌كند، «2» در جاى ديگر، موضوع آزمايش انسان را مطرح مى‌كند كه خداوند مرگ و زندگى را آفريد تا انسان‌ها را از نظر حسن انجام عمل مورد امتحان قرار دهد، «3» آيه ديگرى، رحمت وسيع الهى و شمول آن را هدف آفرينش انسانها شمرده است «4» و سرانجام، آيه‌اى هم هدف از خلقت و آفرينش انسان را عبادت و پرستش خداوند، ياد كرده مى‌فرمايد:
«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْانْسَ الَّا لِيَعْبُدُونِ» «5» جنّ و انس را نيافريدم مگر براى آن‌كه مرا عبادت كنند (و از اين طريق، تكامل يابند و به من نزديك شوند).



صفحه 22

گرچه در نگاه اوّل چنين به‌نظر مى‌رسد كه ميان آيات فوق، نوعى پراكندگى و اختلاف وجود دارد و هركدام غرض خاصّى را منشأ آفرينش مى‌دانند، ليكن با اندكى تأمّل مى‌توان دريافت كه نه‌تنها تضادّى بين اهداف مزبور وجود ندارد، بلكه از قرار دادن آنها در راستاى يكديگر، يك سير منطقى به دست مى‌آيد كه مقصود اصلى از آفرينش انسان را به روشنى مى‌توان دريافت. به بيان ديگر برخى از اهداف فوق، هدف مقدماتى، برخى هدف متوسط و بعضى هدف نهايى آفرينش هستند.
حقيقت اين است كه هدف اصلى از آفرينش انسان، رساندن او به كمال بى‌نهايت است. علم و آگاهى بر قدرت الهى و نيز مسأله آزمايش و امتحان، هريك به‌گونه‌اى زمينه را براى عبادت خداوند فراهم مى‌سازند و عبادت مدرسه تربيت و رشد است. اگر موادّ درسى اين مدرسه با دقّت مورد مطالعه و عمل قرار گيرد، آدمى در پرتو تعاليم نورانى آن، قدم به قدم به كمال مطلق و مطلق كمال كه همان خداوند يكتاى بى‌همتاست نزديكتر خواهد شد و رحمت بى حدّ الهى نيز كه خود به عنوان هدف ديگرى معرفى شده در جاى‌جاى اين سير تكاملى، آدمى را فراخواهد گرفت و او را مدد خواهد كرد.
قرآن كريم مقصود اصلى از آفرينش انسان را كه رسيدن به كمال بى‌نهايت است، چنين ترسيم مى‌كند:
«وَ أَنَّ الى‌ رَبِّكَ الْمُنْتَهى‌» «1» همانا سرانجام كار همه به پروردگارت منتهى مى‌شود.