بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 7

اخلاق فاضل‌

تألیف

فاضل موحدى لنكرانى، محمد

تاريخ وفات مؤلف: 1386 ش‌

موضوع: اخلاق اسلامى‌

زبان: فارسى‌

تعداد جلد: 1

ناشر: مركز فقهى ائمه اطهار( ع)

مكان چاپ: قم‌

سال چاپ: 1389 ه. ش‌

نوبت چاپ: اول‌


صفحه 8

الصفحات من 1 الی8 فارغة فی النسخة المطبوعة/صفحات 1 الی 8 در مأخذ اصلی خالی است


صفحه 9

مقدمه‌

مقتضاى حكمت بالغه الهيه، خلقت نوع بشر به عنوان يك موجود آزاد و انتخابگر و نتيجه‌ى آن گوناگونى انسان‌ها در مقام عمل است «إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً»[1]در اين ميان رحمت مطلقه الهيه نيز كه غايه القصواى خلقت بشر به آن منتهى مى‌شود، راه رسيدن به كمال و استحقاق رحمت خود را براى او فراهم كرد تا در ميدان عمل با اختيار خود به آن نائل گردد.

«وَلَوْ شَاءَرَبُّكَ لَجَعَلَ لنَّاسَ أُمَّهً وَحِدَهً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ*إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَ لِكَ خَلَقَهُم ...»[2]و بدين منظور با انتخاب بهترين ابناء بشر، ارسال رسل انجام گرفت و با انزال كتب بهترين برگه‌هاى هدايت نوع انسان بدو ابلاغ شد.

و پوشيده نيست كه امر هدايت بشر از بالاترين مراتبش تا پايين‌ترين منازلش بر عهده كسانى قرار گرفته است كه از جهت اخلاقى از رذائل پيراسته و به مكارم آراسته باشند، چرا كه ره‌يافتگانند كه مى‌توانند رهنما باشند «... أَفَمَن يَهْدِى إِلَى لْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّى إِلَّا أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ‌».[3]بالاترين مرتبه هدايت بشر بر عهده انبيا است، كه خداوند متعال برترين‌ها را بر

[1]. انسان: 76.

[2]. هود: 118.

[3]. يونس: 35.


صفحه 10

اين امر گماشت، و در مورد پيامبر خاتم (ص) فرمود: «وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ‌»[1]و درباره خلفاءو امامان پس از او نيز شيعه بر اين اعتقاد است كه آنان نيز بايد واجد بالاترين مرتبه كمالات اخلاقى باشند تا هدف از بعثت كه نبىّ الرحمه فرمود:

«بعثت لُاتمّم مكارم الأخلاق»[2]

محقق گردد.

پس از رسالت و امامت، زعامت امت به يد فقيهان و عالمان ربانى است؛ همان‌هايى كه در حقّشان آمده است: «

من كان من الفقهاء صائناً لنفسه، مخالفا لهواه، مطيعاً لأمر مولاه ... فعلى العوام أن يقلدوه‌

»[3]عدالت و تقوا شرط لازم براى احراز همه مناصب در روحانيت است، قاضى تا عادل نباشد صلاحيت اين منصب را ندارد، امام جماعت در صورت عدالت اقتداء به او جايز است، خطيبان و مبلغان دين در صورتى كلامشان نافذ است كه خود اهل عمل باشند، چرا كه سخنى كه از دل برآيد بر دل نشيند؛ وگرنه همچو شجر بى‌ثمرند، از اين رو سيره علماى دين از قديم الايام بر اين منوال بوده است كه ضمن تهذيب خود، به تربيت نفوس مستعدّه از تلامذه خود نيز مى‌پرداخته‌و به مناسبت‌هاى مختلف از توصيه‌هاى اخلاقى نسبت به شاگردان خود دريغ نمى‌كردند. مرجع بزرگ شيعه حضرت آيت الله العظمى فاضل لنكرانى (ره) از زمره فقيهان وارسته‌اى است كه در كنار عظمت فقهى و علمى، واجد ويژگى‌هاى اخلاقى چشمگيرى بودند؛ ايشان بدون تظاهر بر زهد، مجموعه زندگى و حياتشان آميخته به زهد واقعى و اعراض از دنيا و ساده‌زيستى بود، معظم له هيچ دلبستگى به دنيا و زخارف آن و مقامات دنيوى نداشت، حتّى براى مرجعيت هم قدمى را برنداشت و به دنبال به دست آوردن مال و ثروت نبود و از دنيا رحلت نمود در حالى كه هيچ خانه‌اى از خود و به عنوان ملك شخصى خود در هيچ زمانى نداشت و آنچه را كه از خود به جاى گذاشت مقدارى كتاب است كه نسبت به آن وصيت خاصى را فرموده‌اند. صبر و تحمّل ايشان در مشكلات و امراض صعب‌

[1]. قلم: 4.

[2]. بحارالانوار، ج 67، باب 59، ص 372؛ مكارم الاخلاق، ص 8.

[3]. وسائل الشيعه، ج 27، باب 10، ص 131؛ بحارالانوار، ج 2، باب 14، ص 88.


صفحه 11

العلاج، زبانزد همگان بود. خدمت به مردم بويژه به طلاب و فضلاء از ويژگيهاى برجسته ايشان بود. تواضع و فروتنى از صفات بسيار محسوس ايشان بود و براى تهذيب و تربيت اخلاقى طلاب بسيار مصرّ بود.

كتاب حاضر پاره‌اى از توصيه‌هاى اخلاقى والد مكرم مرجع عاليقدر مرحوم آيت الله العظمى فاضل لنكرانى (ره) مى‌باشد كه به مناسبت‌هاى مختلف در درس‌هاى خارج فقه و اصول خود مطرح فرموده‌اند.

اين مباحث پس از پياده شدن از نوار در اختيار برخى از فضلا و اساتيد محترم حضرت مستطاب حجت‌الاسلام محيى‌الدين آزادمنش اصفهانى و حجت‌الاسلام محسن صادق‌زاده قرار گرفته و احاديث و مطالب ارزشمندى در پاورقى به آن افزوده شد و زحمات فراوانى را متحمل شدند. ضمن تقدير و تشكر از ايشان اميد است خداوند متعال اين سعى جميل را با اجر جزيل جبران كرده و ذخيره‌اى براى مرحوم والد و همه دست‌اندركاران به ثمر رسيدن اين كتاب، قرار دهد. آمين رب العالمين.

مركز فقهى ائمه اطهار: محمدجواد فاضل لنكرانى‌


صفحه 12

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 13

پيشگفتار

باسمه تعالى و له الحمد

تهذيب نفس، يكى از واجباتى است كه ترك آن در اسلام موجب خسران دنيا و آخرت است، كه از نظر قرآن كريم و روايات اهل‌بيت: و نزد علماى اخلاق از اهم واجبات است. از آيات فراوانى استفاده مى‌شود كه پاكى، سرچشمه همه فضيلت‌ها و ناپاكى سرچشمه رذالت‌ها است.

خداوند متعال در سوره «شمس» پس از يازده سوگند كه نشانگر اهميت مسأله است- مى‌فرمايد:

«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها».[1]

به درستى كه سعادت و رستگارى مخصوص كسى است كه نفس خود را تهذيب و روح خود را پرورش داده باشد.

پرورش روح به اين معنا است كه انسان نفس خود را به مرتبه‌اى از آمادگى و شايستگى برساند كه آينه‌اى از «

خَلِيفَهُ اللَّهِ فِى أرْضِه‌

»[2]باشد. براى دستيابى به اين‌

[1]. شمس، آيه 9.

[2]. عَنْ أَبِى عَبْدِاللَّهِ جَعْفَرِ بْنَ مُحَمَّدٍ (ع) قَالَ: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَهِ نَادَى مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ: أَيْنَ خَلِيفَهُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ؟ فَيَقُومُ دَاوُدُ النَّبِىُّ (ع) فَيَأْتِى النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: لَسْنَا إِيَّاكَ أَرَدْنَا وَ إِنْ كُنْتَ لِلَّهِ خَلِيفَهً. ثُمَّ يُنَادِى ثَانِيَهً أَيْنَ خَلِيفَهُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ؟ فَيَقُومُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِى بْنُ أَبِى طَالِبٍ (ع) فَيَأْتِى النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: يَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ! هَذَا عَلِى بْنُ أَبِى طَالِبٍ خَلِيفَهُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ، فَمَنْ تَعَلَّقَ بِحَبْلِهِ فِى دَارِ الدُّنْيَا- فَلْيَتَعَلَّقْ بِحَبْلِهِ فِى هَذَا الْيَوْمِ لِيَسْتَضِى‌ءَ بِنُورِهِ وَ لِيَتَّبِعَهُ إِلَى الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ- قَالَ فَيَقُومُ: أُنَاسٌ قَدْ تَعَلَّقُوا بِحَبْلِهِ فِى الدُّنْيَا فَيَتَّبِعُونَهُ إِلَى الْجَنَّهِ. ثُمَّ يَأْتِى النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ: أَلَا مَنِ ائْتَمَّ بِإِمَامٍ فِى دَارِ الدُّنْيَا فَلْيَتَّبِعْهُ إِلَى حَيْثُ شَاءَ وَ يَذْهَبُ بِهِ فَحِينَئِذٍ (يَتَبَرَّأُ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ. وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّهً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّار). (أمالى شيخ مفيد، ص 285، مجلس 34) از امام صادق (ع) روايت است كه فرمود: هنگامى كه روز قيامت شد، منادى از داخل عرش ندا مى‌كند: خليفه خداوند در زمين كجا است؟ داود (ع) برمى‌خيزد. خداوند عزّوجلّ به او مى‌گويد: منظور تو نيستى. اگر چه تو هم خليفه خداوند بودى. بار دوم آن منادى ندا مى‌كند: خليفه خداوند در زمين كجا است؟ على بن ابى طالب (ع) برمى‌خيزد. در آن هنگام از جانب خداوند ندا مى‌رسد: اى مردم! اين على خليفه خداوند در روى زمين بود و حجت او بر بندگانش مى‌باشد. پس هر كس در دنيا به ريسمان ولايت او چنگ زده، امروز هم به او متوسل شود تا از نور او روشن گردد و به دنبال او به درجات بلند بهشتى برود. حضرت فرمود: پس مردمى كه در دنيا به ريسمان ولايت او آويخته بودند برمى‌خيزند و به دنبال آن حضرت به بهشت مى‌روند، سپس از جانب خداوند- جلّ‌جلاله- ندا مى‌رسد: هان! هر كس در دنيا به دنبال پيشوايى راه افتاد و از او پيروى كرده امروز نيز به دنبال او به هر جا كه او بخواهد و ببرد، راه بيفتد. در اين هنگام «پيشوايان از پيروان خود بيزارى جويند، عذاب را مى‌بينند و همه اسباب و وسايل از دسترسى آنان دور و بريده خواهد شد و پيروان مى‌گويند: اى كاش ما مى‌توانستيم به دنيا بازگرديم تا همان‌گونه كه از ما بيزارى جستند از آنان بيزارى مى‌جستيم، خداوند به اين صورت اعمال آنان را مايه حسرت ايشان قرار دهد و آنان از آتش دوزخ بيرون نخواهند رفت».


صفحه 14

كمال روحى، ابتدا بايد نفس را از رذائل اخلاقى و صفات ناپسند دور و به فضائل معنوى و اخلاقى آراست و بى‌شك گذر از اين مراحل به راهنما، مربى و الگوى شايسته‌اى نياز دارد كه بايد او را بين فقيهان مهذّب و در دل حوزه‌هاى علميه جستجو كرد.

حقيقت اخلاق، ديندارى، تهذيب، پارسايى، عرفان و حقيقت طلبى را بايد در حوزه‌هاى علميه جستجو كرد، درياى مواج و اقيانوس پنهاورى كه به عظمت شكوه ايثار و شهادت و عبوديت و بندگى ساحلش بيكران و گستره‌اش فتح ناشدنى است.

يكى از ويژگى‌هاى حوزه‌هاى علميه، درسهاى اخلاق است كه توسط اساتيد و مربيان با تجربه اخلاق برگزار مى‌شود، اساتيدى كه يك عمر با نهايت جديت و تلاش و مراقبت به مرحله قرب الهى دست يافتند.

علماى بزرگوار حوزه با تدريس ارزشمندترين علومِ عالَم به جويندگان حقيقى‌