بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 7

مقدمه‌ بسيج، شجره طيبه‌اى است كه در گلزار معطر انقلاب اسلامى، روييده، رشد كرده و به بار نشسته است و روز به روز تنومندتر و ريشه دارتر مى‌گردد. عقايد محكم و اخلاق متقين، جزء جدانشدنى بسيج است كه بدون آن، بسيج ماهيت خويش را از دست خواهد داد.
عمر كوتاه ولى پربار بسيج همواره با اخلاق نيكويى چون ايثار و فداكارى، شجاعت، تعبّد وتقيّد به آداب شرعى، كم توقّعى، پاكدامنى، تواضع، ساده زيستى، عزّت نفس وديگر خصائل زيباى انسانى عجين بوده است و دلاور مردان بسيجى مصمم اند كه با يارى و لطف خدا چنين روشى را ادامه دهند. به همين دليل طرح و تدريس و مذاكره معارف الهى از جمله اخلاق نيكو، بخشى از مسؤوليت هاى بسيج است و شامل همه نيروها اعم از داوطلب، فعال، ضابطين، فرماندهان و سايرين مى‌گردد و چنين روشى از رهبران معصوم و علماى ربّانى، بويژه مرادِ بسيجيان، امام راحل رحمة الله عليه به ارث رسيده است. چنانكه رهبر بيداردلمان، حضرت آيةالله العظمى خامنه‌اى همواره از صميم دل، پند و اندرزمان مى‌دهد؛ به نيكيهايمان فرا مى‌خواند و از زشتيها به حذرمان مى‌دارد. آنچه پيش روى فرماندهان غيور بسيجى است قطره از درياى اخلاق عملى اسلام است كه در قالب يك دروه آموزشى تدوين يافته تا شما عزيزان، ساعاتى را با ياد و نام خدا و قرآن و پيامبر و امام، سپرى كنيد و بر جلاى دل و نورانيت و صفاى قلبى خود بيفزاييد.



صفحه 8

جزوه حاضر حاوى پانزده عنوان اخلاقى است كه ارتباط زيادى با مديريت و فرماندهى دارد وتقويت آنها كمك شايانى به موفّقيّت و كارآيى فرماندهان و مديران عزيز خواهد كرد.
سعادت و نيكبختى همه بسيجيان را از خداوند متعال خواستاريم.
مركز تحقيقات اسلامى‌ معاونت متون آموزشى و كمك آموزشى‌


صفحه 9

كلّيّات‌ 1- شرايط و لوازم مديريت‌ تكيه زدن بر جايگاه مديريت و كسب توفيق در انجام وظايف ومأموريت‌هاى آن، به طور كلى نيازمند احراز سه نوع توانايى و قابليت است: دانش، مهارت واخلاق‌ الف- دانش‌ مدير موفق، نيازمند كسب پاره‌اى آگاهى‌ها، اطلاعات ومعلومات است. بديهى است كسب هر نوع علمى موجب توفيق در امر مديريت نيست، بلكه دانش‌هاى ويژه‌اى مورد نظر است، كه آنها را يادآورى مى‌كنيم:
يك- دانش مديريت عمومى: كه به اتكا آن، مدير با اصول، اقسام و روش‌هاى برنامه ريزى، سازماندهى، هدايت و رهبرى، نظارت و كنترل و ايجاد هماهنگى ميان اجزاء مختلف سازمان، آشنايى‌هاى ضرورى را به دست مى‌آورد.
دو- دانش مديريت خاص: مديريت‌ها نوع واحدى نيستند ودر نتيجه سبك‌هاى يكنواخت و روش‌هاى واحدى در حُسن انجام آنها نمى‌توان قائل شد. انواع و اقسامى از مديريت‌ها كه امروزه متصوِّر و موجود است، به اين شرح اند:
- مديريت دولتى‌ - مديريت صنعتى‌ - مديريت بازرگانى‌


صفحه 10

- مديريت آموزشى‌ - مديريت و فرماندهى نظامى‌ بنابراين، علاوه بر ضرورت آگاهى از دانش مديريت عمومى، آشنايى به مسائل خاص آن نوع و رشته‌اى از مديريت كه بدان مى‌پردازيم، نيز ضرورى است.
سه- ساير دانش‌ها: علاوه بر دانش‌هاى مورد اشاره، به اعتبار اين كه مدير با جمعى از انسان‌ها رابطه و كار دارد، شناخت پاره‌اى از مسائلى كه مدير را در بازيابى اصول و قوانى حاكم بر انسان وجامعه مدد مى‌كند، ضرورت دارد. از جمله دانش هايى كه در اين رهگذر مفيدِ فايده هستند، عبارتند از: جامعه‌شناسى، روانشناسى عمومى، روانشناسى اجتماعى، تعليم و تربيت و حقوق، كه دانش مديريت نيز از اين علوم بهره‌مند گشته است.
ب- مهارت‌ در كنار شرط «دانش»، بايد از شرط «مهارت» و ضرورت آن نيز در حُسن اداره امور نام برد. دانش‌هاى مورد اشاره، براى موفقيت در مديريت، اگر چه لازم اند كافى نيستند.
«مهارت» به معنى زبردستى و چالاكى در كار است كه در اثر تمرين و تكرار و تجربه آموخته‌ها حاصل مى‌شود. تيراندازى با انواع سلاح‌ها را مى‌توان در مدت كوتاهى آموخت، لكن ميزان كارآيى تيرانداز به ميزان مهارتى بستگى دارد كه در اين مورد كسب مى‌كند. همچنين است مهارت در رانندگى، نقاشى، ماشين نويسى و هر نوع فن و هنر ديگر، از جمله آن مهارت در مديريت است. بدين لحاظ، در گزينش مديران موفق، علاوه بر عامل دانش، عامل سابقه كار كه منجر به مهارت مى‌شود- نيز حائز اهميّت است.
ج- اخلاق‌ مديريت و رهبرى، تنها با آگاهى‌هاى عمومى و تخصصى و نيز مهارت‌ها و زبردستى‌ها در اجراى آموخته‌ها، به سامان نمى‌رسد. عنصر ديگرى در اين ميدان نقش آفرين است كه با عنوان «اخلاق» از آن ياد مى‌كنيم. منظور ما از اخلاق، منش، روحيه و شخصيت‌هاى اخلاقى ويژه‌اى است كه مديران و فرماندهان بايد آن را احراز كنند.



صفحه 11

2- مفهوم و موضوع اخلاق مديريت‌ اخلاق، خود به اخلاق فردى، اجتماعى، نظام، اطلاعاتى، سياسى، خانواده و ...
تقسيم مى‌گردد. مفهوم اخلاق- يعنى ملكات نفسانى «1»- ونيز موضوع آن- يعنى نفس انسان- در همه افسام ياد شده مشترك و واحد است، بدين لحاظ، «مفهوم» يا «موضوع اخلاق» نمى‌تواند منشأ اين تقسيمات گردد، بلكه اين تقسيمات به اعتبار ارتباطها و موقعيت‌هاى مختلفى است كه انسان دارد و يا براى خود ايجاد مى‌كند، به عنوان مثال؛ انسان در موقعيت شغلى خويش، يا معلّم و مربّى است، يا متعلّم و متربّى، يا طبيب است، يا فرمانده و مدير و رئيس، يا كاسب يا بازارى است، يا راننده و يا ...، و در هر يك از اين موقعيّت‌ها، به تناسب، با افراد رابطه دارد.
بدون ترديد در هر شرايطى، كسب و احراز همه «فضايل اخلاقى» براى انسان لازم است و پرهيز از همه «رذايل اخلاقى» مورد توصيه و تأكيد است. لكن احراز پاره‌اى فضايل، در ارتباط و موقعيتى خاص، لازم‌تر، و پرهيز از پاره‌اى زشتى‌ها و رذايل، در آن ارتباطات، ضرورى ترند.
اگر چه «انسان بودن» نيامند داشتن فضايل اخلاقى و ترك همه رذايل اخلاقى است، ولى هر شغلى عنايب بيشتر به پاره ملكات نفسانى را مى‌طلبد. از اين رهگذر، تقسيماتى همچون «اخلاق خانواده»، «اخلاق معلم»، «اخلاق دانشجو» و مانند اينها شكل مى‌گيرد.
پيامبر عاليقدر اسلام صلى الله عليه و آله در سخنى فرمود:
«العدل حسن ولكن فى الامراء احسن، السخاء حسن و لكن فى الاغنياء احسن، والورع حسن ولكن فى العلماء احسن، الصبر حسن ولكن فى الفقراء احسن، التوبة حسن ولكن فى الشباب احسن، الحياء حسن و لكن فى النساء


صفحه 12

احسن» «1» عدالت نيك است، ولى براى زمامداران نيكوتر است؛ سخاوت نيك است، ولى براى اغنيا نيكوتر است؛ صبر نيك است، ولى براى فقرا نيكوتر است؛ توبه نيك است، ولى براى جوانان نيكوتر است؛ شرم نيك است، ولى براى زنان نيكوتر است.
يكى از رابطه‌ها، مناسبات و موقعيت‌هاى مهم در زندگى انسان‌ها، موقعيت «مديريت» و «رهبرى» در موقعيت‌هاى گوناگون است. بدين لحاظ، توفيق در انجام وظايف و رسالت‌هاى آن، نيازمند اخلاق ويژه است. بنابراين در تعريف اخلاق مديريت بايد گفت:
«اخلاق مديريت، عبارت است از ملكات نفسانى انسان، از آن جهت كه اداره امور جمعى از انسان‌ها را در نيل به اهداف معين، عهده دار است.» بنابراين موضوع اخلاق مديريت عبارت است از: «نفسِ انسانِ مدبر» فضايلى همچون: شجاعت، تانى، شرح صدر، وقار، حلم، بخشش وگذشت، نظم و انضباط والتزام به قانون، هر چند براى همه انسان‌ها، در همه شرايط زندگى، خوب و بايسته است، لكن براى مديران و فرماندهان، خوب‌تر، پسنديده‌تر و بايسته‌تر است.
همچنين رذايلى همچون: ترس، تزلزل، اضطراب، يأس، شتابزدگى، انتقامجويى، بى‌نظمى، ظلم و خيانت، براى همه انسان‌ها در هر شرايط و موقعيتى زشت و ناپسند و خطرناك است، لكن براى موقعيت مديريت و فرماندهى زشت‌تر وخطرناك‌تر است.
3- شرايط مديريت‌ اخلاق فرماندهى و مديريت 19 شرح صدر و مديريت ص : 19 پيش از اين از «دانش»، «مهارت» و «اخلاق» به عنوان شرايط و لوازم مديريت نام برديم. اينك به دو حديث از امير مؤمنان صلوات الله عليه اشاره مى‌كنيم كه عدالت، نيكوكارى، حلم و بردبارى، عذرپذيرى، رأفت و مهربانى و درشتى وگردن فرازى بر زورمندان را كه از مقوله‌هاى اخلاقى و روانى به شمار مى‌آيند، به عنوان عوامل‌


صفحه 13

شايستگى مديريت، مورد توجه و تأكيد قرار داده است:
«ما حَصَّنَ الدُّوَلَ مِثْلُ الْعَدْلِ» «1» هيچ چيز مانند دادگرى، دولت‌هاى را حفظ نمى‌كند.
و در فرمانش به مالك اشتر مى‌نويسد:
«فَوَلَّ مِنْ جُنُودِكَ افضلهم حلما، ممن يبطى‌ءُ عن الغضب و يستريح الى العذر و يراف بالضعفاء، و ينبو على الاقوياء» «2» پس از سپاهيانت كسى را براى انجام كار برگمار كه بردبارترين‌آنها باشد، از كسانى كه دير خشم آيد و زود عذر بپذيرد و نسبت به ضعيفان (محرومان) مهربان و بر زورمندان، گردن فرازى نمايد.
4- ابزارهاى مديريت‌ خصوصيات اخلاقى و روانى در كنار علم و تخصّص و توانمندى جسمى از ابزارهاى مديريت- بلكه از مهم‌ترين آنها- به شمار مى‌آيند. معصومين عليهم السلام، در سخنان خويش از ابزارهايى در مديريت نام برده‌اند كه جنبه اخلاقى و روحى دارد:
1- حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:
«الَةُ الرِّياسَةِ، سَعَةُالصِّدْرِ» «3» ابزار رياست، سعه صدر است.
2- و در سخنى ديگر فرمود:
«فعل المعروف و اغاثة الملهوف و اقراء الضيوف الة السيادة» «4» كار نيك انجام دادن و به فرياد بيگانگان رسيدن واز مهمانان پذيرايى كردن ابزار سرورى است.



صفحه 14

5- بقاى مديريت‌ بقا و استحكام مديريّت و رهبرى به عوامل مختلفى از جمله عوامل اخلاقى و نفسانى نياز دارد. امام على عليه السلام مى‌فرمايد:
«مَنْ عَمِلَ بِالْعَدْلِ حَصَّنَ اللَّهُ مُلْكَهُ» «1» هر كسى به دادگرى رفتار نمايد، خداوند فرمانروايى‌اش را نگهدارد.
«ثُباتُالدُّوَلِ بِاقامَةِ سُنَنِ الْعَدْلِ» «2» پايدارى دولت‌ها به برپاداشتن سنّت‌هاى دادگرى است.
6- آفت‌هاى مديريت‌ عوامل مختلفى مى‌تواند پايه‌هاى حكومت و مديريت را سست كند و حتّى موجبات نابودى آن را فراهم آورد. پيشوايان معصوم عليهم السلام دراين زمنيه از عواملى سخن گفته‌اند كه از مقوله اخلاق است. امام على عليه السلام مى‌فرمايد:
1- «آفَةُ الرِّياسَةِ الْفَخْرُ» «3» بر خويش باليدن، آفت رياست است.
2- «مَنْ عامَلَ رَعِيَّتَهُ بِالظُّلْمِ ازالَ اللَّهُ سُبْحانَهُ دَوْلَتَهُ وَ عَجَّلَ بِوارِهِ وَ هَلْكَهُ» «4» هر كس با رعيتش به ستم رفتار كند، خداوند دولتش را از بين ببرد و تباهى و هلاكتش را سرعت بخشد.