مقدمه
«اخلاق» و «عبادت» در يكديگر تأثير متقابل دارند به اين معنا كه از يك سو اخلاق نيكو سبب پيدايش و تقويت روحيه پرستش در فرد مىشود و از سوى ديگر، تهذيب نفس، آراسته شدن به صفات زيبا و پيراسته شدن از خصلتهاى زشت از قطعىترين آثار عبادت حضرت حق است.
قرآن مجيد چنين اثر ارزندهاى را براى عبادتهايى مثل نماز و زكات بديهى دانسته مىفرمايد:
«انَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ»[1]
همانا نماز [انسان را] از فحشا و منكر باز مىدارد.
و نيز مىفرمايد:
«خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكّيهِمْ بِها»[2]
از ثروتهايشان صدقه (زكات) بستان تا آنان را پاك و منزّهسازى.
شهيد مطهرى در تبيين رابطه اخلاق و عبادت مىنويسد:
در عبادت، خارج شدن از محدوده كوچك خودى، خارج شدن از محدوده آمال و تمنيّات
[1]- عنكبوت( 29)، آيه 45
[2]- توبه( 9)، آيه 103
كوچك، محدود و موقّت هست و به عبارت ديگر در عبادت، انسان از دايره تمنّيات و آمال كوچك خارجمىشود. در عبادت التجا هست، انقطاع هست. در عبادت واقعاً انساناز محدوده خودخواهىها، خودپرستىها، آرزوها، تمنّىها و امور كوچك پرواز مىكند و بيرون مىرود.
... بزرگترين، شريفترين، با شكوهترين و باعظمتترين حالت انسان آن حالت پرستشانهاى است كه به خود مىگيرد.[1]
چنانكه پيداست برخى از صفات زشت يا زيباى اخلاقى در ظاهر، رابطه بيشترى با عبادات دارند و نيز رعايت برخى آداب و مسائل اخلاقى در مورد بعضى عبادات ضرورىتر بهنظر مىرسد. اينگونه شاخصها بهطور عمده، ستون فقرات و محورهاى اصلى مبحث «اخلاق عبادى» را تشكيل مىدهند.
در جزوه حاضر سعى شده است تا حدودى به موضوع مزبور پرداخته شود و در حد گنجايش اين دوره، گوشههايى از تأثير متقابل اخلاق و عبادت در يكديگر و نيز بخشى از آداب و سنن نيكوى عبادى مطرح گردد به اين اميد كه دانشجويان عزيز؛
1- با آن دسته از مباحث اخلاقى كه با مسائل عبادى ارتباط بيشترى دارند، آشنا شوند.
2- بكوشند عبادت خود را بيش از گذشته با اخلاق عبادى همسو نمايند.
گروه اخلاق و تربيت اسلامى
[1]- فلسفه اخلاق، مرتضى مطهرى، ص 121- 122، انتشارات صدرا
درس اوّل: عبادت، هدف خلقت
عبادت- كه معادل فارسى آن پرستش است- در لغت به معناى نهايت خوارى و خضوع آمده و به همين مناسبت به جاده پر رفت و آمدى كه زير پاى رهگذران رام و صاف گشته مىگويند: «طريق مُعَبَّد» و در اصطلاح، نوعى سپاسگزارى است كه در آن نهايت خضوع و تعظيم انجام مىگيرد و شايسته كسى است كه نعمتهاى اصلى همچون؛ حيات و قدرت را به انسان بخشيده و او نيز جز خدا كسى نمىتواند باشد به همين دليل، عبادت، مخصوص ذات مقدس اوست[1]چنانكه فرمود:
«وَ قَضى رَبُّكَ الا تَعْبُدُوا الَّا ايَّاهُ ...»[2]
پروردگارت حكم كرده كه جز او را نپرستيد.
همچنين سرفصل دعوت پيامبران، فراخوانى مردم به پرستش خداى يگانه بود و در قرآن مىخوانيم:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى كُلِّ امَّةٍ رَسُولًا انِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ...»[3]
در هر امّتى پيامبرى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت دورى گزينيد.»
جايگاه عبادت در اسلام
واژه عبادت در شكلهاى گوناگون، بيش از سيصد بار در قرآن مجيد آمده كه نشانگر
[1]- ر. ك: مجمعالبيان، ج 1، ص 100- 101
[2]- اسراء( 17)، آيه 23
[3]- نحل( 16)، آيه 36
اهميت فراوان آن و بيانگر ابعاد مختلف و عميق پرستش الهى است. همچنين بخش وسيعى از روايات و فقه اسلامى به عبادات، آداب و رسوم، احكام، فلسفه، پاداش و جوانب گوناگون عبادت پرداخته است و كتابهاى ارزشمندى در اين باره تأليف شده و زيباترين حالت انسان هنگامى است كه به پرستش خدا ايستاده و به نيايش با او نشسته است و به تعبير امير مؤمنان7:
«ما تَقَرَّبَ مُتَقَرِّبٌ بِمِثْلِ عِبادَةِ اللَّهِ»[1]
هيچ كس بمانند پرستش خدا به او نزديك نشده است.
قرآن مجيد از عبادت به عنوان «صراط مستقيم الهى» ياد كرده كه جايگاه رفيع و ارزنده آن را مىرساند:
«وَ انَّ اللَّهَ رَبّى وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ»[2]
همانا پروردگار من و شما اللّه است پس او را بپرستيد، اين راه راست است.
حالات روحانى و عرفانى پرستشگران درگاه الهى، كمتر قابل توصيف است.
رسول اكرم6، برخى از آن حالات را اينگونه بيان مىكند:
وقتى بندهاى به نماز مىايستد، خداوند حجاب ميان خود و او را برمىدارد و با او رو به رو مىشود و فرشتگان ازپيش پاىاو تا آسمان مىايستند و با نمازش نماز مىخوانند و دعايش را «آمين» مىگويند و خير و بركت از ميان آسمان بر سرش مىريزد و هاتفى ندا مىدهد: اگر نمازگزار واقعاً بداند با چهكسى مشغول مناجات است، هرگز آن را قطع نمىكند. همچنين درهاى آسمانها براى نمازگزاران گشوده مىشود و خداوند، با صداقت نماگزار بر فرشتگان مباهات مىكند.[3]
گستره عبادت
در فرهنگ اسلام، علاوه بر عبادت اصطلاحى، هر كار خير و مفيدى كه از انگيزهاى
[1]- شرح غررالحكم، ج 6، ص 75
[2]- مريم( 19)، آيه 36
[3]- جامع السعادات، ج 3، ص 357
پاك و الهى سرچشمه بگيرد نوعى عبادت محسوب مىشود.
برخى از امورى كه عبادت خداوند محسوب مىشوند و در قرآن و روايات به آنها اشاره شده است عبارتند از:
1- تفكّر در آفرينش: تفكّرىكه انسانرا به خدا نزديك و با او آشنا سازد، عبادت خداست.
امام صادق7مىفرمايد:
«لَيْسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصَّلاةِ وَالصَّوْمِ، انَّمَا الْعِبادَةُ التَّفَكُرُ فى امْرِ اللَّهِ»[1]
عبادت تنها نماز خواندن و روزه گرفتن بسيار نيست، بلكه انديشيدن در كار خداوند عبادت است.
2- كسب روزى حلال: كار و تلاش اگر براى به دست آوردن روزى حلال، رفاه خانواده و حفظ آبرو صورت گيرد و انسان بخواهد درآمد حاصل از آن را در مجارى خير و مورد رضاى خداوند مصرف كند نيز عبادت است. رسول خدا6مىفرمايد:
«الْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً افْضَلُها جُزْءاً طَلَبُ الْحَلالِ»[2]
عبادت هفتاد بخش است بهترين جزء آن طلب روزى حلال است.
3- نگاه مهرآميز: هرگاه انسان از روى محبّت و براى ابراز علاقه به دانشمندان، زمامداران عادل و متّقى، پدر و مادر و برادر دينى نگاه كند همين نگاه براى خدا نيز عبادت محسوب مىشود. رسول خدا6در اين باره نيز مىفرمايد:
«النَّظَرُ الَى الْعالِمِ عِبادَةٌ، وَالنَّظَرُ الى امامِ الْمُقْسِطِ عِبادَةٌ، وَالنَّظَرُ الَى الْوالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبادَةٌ، وَالنَّظَرُ الَى الْاخِ تَوَدُّهُ فِى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عِبادَةٌ»[3]
نگريستن به دانشمند و پيشواى عادل و نيز نگاه مهرآميز به پدر و مادر و همچنين نگاه كردن به برادرى كه او را براى خدا دوست مىدارى، عبادت است.
علاوه بر اينها آب دادن به مسلمانان، كمك به عيالمندان، پوشاندن گناه ديگران،
[1]- بحارالانوار، علامه محمدباقر مجلسى، ج 71، ص 325، اسلاميه، تهران
[2]- همان، ج 103، ص 7
[3]- همان، ج 74، ص 73