«صُومُوا تَصِحُّوا»[1]
روزه بگيريد تا سالم بمانيد.
ج- تمرين تقوا و تقويت اراده
سوّمين حكمت مهمّ روزهدارى، ممارست و تمرين «پرهيزكارى» است. مسلمان با تمرين يك ماهه خود در ماه مبارك رمضان، از ارضاى تمايلات نفسانى خوددارى مىكند تا به نفس خويش بقبولاند كه توانايى ايستادگى در برابر كارهاى ناروا را دارد.
به عنوان نمونه روزهدار:
با نخوردن غذاى حلال خود، تمرين مىكند كه به اموال ديگران دست درازى نكند، با نرفتن نزد همسر خويش مىآموزد كه مىتوان به ناموس ديگران چشم طمع نينداخت و با نكشيدن سيگار در يك روز و يك ماه مىآموزد كه مىتوان آن را بكلى ترك كرد و با بستن زبان از دروغ بر خدا و پيامبر6ياد مىگيرد كه هر كلامى را بر زبانش جارى نكند.
مسأله تمرين تقوا و افزايش درجه آن را قرآن در آيه «روزه» بصراحت بيان كرده و پس از بيان وجوب روزه فرموده است:
«لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»[2]
شايد شما تقوا پيشه كنيد.
د- كم شدن فاصله فقير و غنى
احساس نياز و ندارى و چشيدن طعم گرسنگى و تشنگى و محروميت، حكمت ديگر روزه است. بدين معنا ثروتمندان مسلمان كه در طول سال از نعمت و رفاه برخوردارند و هر زمان هر چه اراده كنند در اختيارشان قرار مىگيرد، ديگر چگونه به ياد محرومان باشند؟
و از كجا دريابند كه «گرسنگى» چه دردى است؟ آنان بايد يك ماه با گرسنگى و تشنگى دمساز شوند تا طعم تلخ آن را بچشند و دل رفاه زده آنان قدرى به حال محرومان بسوزد.
[1]- بحارالانوار، ج 96، ص 255
[2]- بقره( 2)، آيه 183
از امام حسين7پرسيدند: چرا خدا روزه را واجب كرده است؟ فرمود:
«لِيَجِدَ الْغَنِىُّ مَسَّ الْجُوعِ فَيَعُودُ بِالْفَضْلِ عَلَى الْمِسْكينِ»[1]
تا توانمند گرسنگى را لمس كند و مازاد بر نياز را بر مستمند باز گرداند.
ه- يادآورى آخرت
آخرين حكمتى كه در اينجا به آن مىپردازيم به خاطر آوردن آخرت است.
حضرت رضا7طى گفتار متينى اين پرسش را طرح مىكند كه: چرا فرمان روزه دارى بر بندگان صادر شده است آنگاه در پاسخ مىفرمايد:
«لِكَىْ يَعْرِفُوا أَلَمَ الْجُوعِ وَالْعَطَشِ فَيَسْتَدِلُّوا عَلى فَقْرِ الْاخِرَةِ»[2]
تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و بر بيچارگى سراى ديگر رهنمون گردند.
از اين رو پيامبر خدا6در يكى از خطبههايى كه در آستانه ماه مبارك رمضان ايراد كرد فرمود:
«... وَاذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيمَةِ وَ عَطَشَهُ ...»[3]
با گرسنگى و تشنگىتان در اين ماه، گرسنگى و تشنگى روز قيامت را به ياد آوريد.
مراتب روزهدارى
امير مؤمنان، على7روزه را داراى سه مرتبه دانسته مىفرمايد:
«صَوْمُ الْقَلْبِ خَيْرٌ مِنْ صِيامِ اللِّسانِ وَ صِيامُ اللِّسانِ خَيْرٌ مِنْ صِيامِ الْبَطْنِ»[4]
روزه دل بهتر از روزه زبان و روزه زبان برتر از روزه شكم است.
[1]- بحارالانوار، ج 96، ص 375
[2]- همان، ص 396
[3]- همان، ص 356
[4]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 223
ملا مهدى نراقى اين مراتب را نامگذارى كرده و در توضيح هر يك مىنويسد:
1- روزه عام كه نگهداشتن شكم و شهوت است و فايده آن، رفعتكليف و آزادى از دوزخ است.
2- روزه خاص كه بايستى علاوه بر مرتبه اوّل، چشم، گوش، زبان، دست، پا و ديگر جوارح را نيز از آلوده شدن به گناه حفظ كرد و ثوابهاى وعده داده شده از سوى خدا (بيشتر) به چنين روزهاى تعلق مىگيرد.
3- روزه خاص الخاص كه در اين مرحله، علاوه بر رعايت دو مرحله پيش، دل نيز از افكار دنيوى، اخلاق زشت و همّت پست، روزه مىگيرد و از غير خدا بكلّى گسسته مىگردد.[1]
آداب روزهدارى
آيا تاكنون ديدهايد كسى در مجلس عزا و سوگوارى، اشعارى شاد و فرحزا بخواند و خوشحال و خندان باشد؟ يا ديدهايد شخصى با شال عزا در مجلس جشن و سرور شركت نمايد و گريه كند؟
اگر پاسختان منفى است دليلتان چيست؟ شايد شما هم به اين مطلب اذعان داشته باشيد كه شركت در هر مجلسى تشريفات خاص خود را مىطلبد.
حال، با توجه به اينكه «صائم» در مدّت روزهدارى، در حريم قدس الهى و ضيافة اللّه داخل مىشود و از سوى پروردگار پذيرايى مىگردد شايسته است آداب ويژه چنين محفلى را مراعات كند تا بيشتر مورد لطف «صاحبخانه» قرار گيرد. اينك برخى از آن آداب:
الف- پرهيز از گناهان
هرگناهى، خشم و غضب الهى را برمىانگيزد، امّا در ماه مبارك رمضان، آلوده شدن به گناه، زشتى بيشترى دارد، بدين خاطر ميهمان خدا نبايد گرد آن بگردد.
روزى پيامبر6درباره ماه مبارك رمضان سخن مىگفت، امير مؤمنان7پرسيد:
اى رسول خدا! برترين عمل در اين ماه چيست؟
[1]- جامعالسعادات، ج 3، ص 381
پيامبر6پاسخ داد:
پرهيز از هر چه خدا حرام كرده است.[1]
با اين وصف، بسيارى از روزهداران اگر دست از گناه نشويند جز تشنگى و گرسنگى طرفى نمىبندند. حضرت زهرا3مىفرمايد:
«ما يَصْنَعُ الصَّائِمُ بِصِيامِهِ إِذا لَمْ يَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ»[2]
روزهدارى كه زبان، گوش، چشم و اعضا و جوارحشرا (از گناه) حفظ نكند، با روزه خود چهمىكند؟ (يعنى اين روزه چه سودى براى او دارد؟)
ب- انجام واجبات
دوّمين وظيفه ميهمان خدا اين است كه بقيه دستورات الهى را ناديده نگيرد كه اين خود، بزرگترين بىادبى در محضر ربوبى است و چنين ميهمانى نزد ملكوتيان انگشتنما مىشود. بهنظر شما آيا روزه داشتن و نماز نخواندن، روزه گرفتن و خمس ندادن، روزهدارى و مردم آزارى و ... با هم سازگارى دارد؟
ج- پرستش و نيايش
از ديگر آداب ماه خدا، نيايش و پرستش داوطلبانه است. فراوانى نمازها و دعاهاى ماه رمضان، گوياى اهميّت آن است. روزهدار با تشريفات ويژهاى به «ضيافةالله» دعوت شده و چه نيكوست كه با هديه گرانبهايى به محضر خداى سبحان شرفياب گردد و زيباترين هديّه به پيشگاه الهى، ساييدن پيشانى به خاك و بالا بردن دست نياز است.
د- تلاوت قرآن
ماه رمضان بهار قرآن است. قرآن و رمضان پيوندى ديرينه دارند، زيرا يكى از
[1]- بحارالانوار، ج 96، ص 358
[2]- همان، ص 295
شبهاى مبارك رمضان، يعنى شب قدر، ظرفيت نزول قرآن را دارا بوده و سزاوار است كه روزهدار، اين پيوند را نگسلد و با قرائت آيههاى روح بخش قرآن، فضاى ملكوتى ماه خدا را عطرآگين سازد كه به گفته آورنده قرآن:
«مَنْ تَلافيهِ آيَةً مِنَ الْقُرآنِ كانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرآنَ فى غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ»[1]
كسى كه يك آيه از قرآن را در ماه رمضان تلاوت كند به اندازه اجر يك ختم قرآن در ديگر ماهها نصيبش مىشود.
ه- آداب ديگر
آنچه گفته شد، مهمترين آداب ميهمانى خدا بود، به برخى ديگر فقط اشاره مىكنيم.
صدقه به فقرا و مستمندان، احترام به بزرگترها، مهربانى با كوچكترها، صله رحم، ترحّم به يتيمان، توبه و استغفار، افطارى دادن، خوشخلقى، مدارا با زيردستان، صلوات بر محمد و آل محمد و ....[2]
آثار ارزشمند روزهدارى دارى
ارزندهترين اثر هر عبادتى، همان اطاعت از دستور خداوند بزرگ است و آثار ديگر به دنبال آن نصيب شخص عابد مىگردد، امّا انسان روزهدار علاوه بر تمام آثار گرانبهايى كه از اين رهگذر به دست مىآورد، مشمول لطف ويژه الهى مىگردد. خداوند درباره آن چنين فرموده است:
«الصَّوْمُ لى وَ أَنَا أَجْزى بِهِ»[3]
روزه براى من است و من به آن پاداش مىدهم (يا من خود پاداش آن هستم).
[1]- بحارالانوار، ج 96، ص 357
[2]- همان، ص 356- 357
[3]- همان، 255.( كلمه اجزى را اجْزى هم خواندهاند كه معنايش مىشود: من خود پاداش آنم.)
پرسش
1- سخن حضرت امام خمينى قدس سره را در تبيين «ضيافةاللَّه» بنويسيد.
2- حكمتهاى روزه را بشماريد.
3- مراتب روزهدارى را ذكر كنيد.
4- برخى از آداب روزهدارى را بنويسيد.
درس هفدهم: حجّ
جايگاه حجّ در اسلام
«إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذى بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمينَ فيهِ اياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ امِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَانَّ اللَّهَ غَنىٌّ عَنِ الْعالَمينَ»[1]
نخستين خانهاى كه براى مردم بنا شده، همان است كه در مكّه است؛ خانهاى كه براى جهانيان بركت و هدايت است. در آنجا آيات روشنى از جمله مقام ابراهيم7است و هر كس داخل آن شود در امان است. براى خدا، حجّ آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است و هر كس كفران ورزد (و آنرا ترك كند) خدا از عالميان بىنياز است.
عنوانهاى «اوّلينخانه»، «مبارك»، «هدايتگر همه»، «نشانههاى روشن»، «مقامابراهيم» و «امنيت» كافى است كه اهمّيّت و ويژگى «حج» را نمايان سازد. چنين تعابيرى در مورد هيچ يك از عبادات اسلامى به كار نرفته است. اين تعبيرها خود، گوياى مقام والاى حج در اسلام است. انتهاى آيه نيز، هشدارى است بهكسانى كه حج را ترك مىكنند و اينكه تشريع حج و امنيّت مكّه به سود مسلمانان حجگزار است و با اشاره به بىنيازى خدا از همه، خسران ترك مراسم حج را متوجّه تاركان آن مىكند، چنانكه رسول اكرم6نيز به آنان چنين وعيد مىدهد:
«مَنْ سَوَّفَ الْحَجَّ حَتَّى يَمُوتَ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرانِيّاً»[2]
[1]- آل عمران( 3)، آيات 96- 97
[2]- بحارالانوار، ج 77، ص 58
كسىكه حج را به تأخير بيندازد تا بميرد، خداوند او را روز واپسين، يهودى يا مسيحى برمىانگيزد.
امير مؤمنان على7، فلسفه تشريع حج را تقويت دين مقدّس اسلام دانسته، فرموده است:
«فَرَضَ اللَّهُ الْحَجَّ تَقْوِيَةً لِلدّينِ»[1]
خداوند حج را بهمنظور تقويت دين واجب فرمود.
احياگر حجّ ابراهيمى، حضرت امام خمينى قدس سره پيرامون حج فرمود:
حج كانون معارف الهى است، حج پيامآور ايجاد و بناى جامعهاى به دور از رذائل مادّى و معنوى است. حج تجلّى و تكرار همه صحنههاى عشقآفرين زندگى يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست و مناسك حج، مناسك زندگى است ... حج بسان قرآن است كه همه از آن بهرهمند مىشوند، ولى انديشمندان و غوّاصان و دردآشنايان امّت اسلامى اگر دل به درياى معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياستهاى اجتماعى آن نترسند از صدف اين دريا گوهرهاى هدايت و رشد و حكمت و آزادگى را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت.[2]
نگاهى به اسرار حج
درك عميق و بيان اسرار حج، فكر و قلمى بزرگ و مجالى وسيع مىطلبد، كه از عهده اين قلم خارج است، علاوه بر اينكه اين كنگره عظيم از ابعاد گوناگونى سياسى[3]، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى، اخلاقى و ... قابل بررسى است. در اينجا تنها گوشهاى از درياى معارف حج را با استمداد از سخن ترجمان وحى، حضرت سجاد7، بازگو مىكنيم. اميد آنكه با همين مقدار اندك نيز بتوانيم تا حدودى به محتواى عميق و سازنده آن در بعد اخلاقى پى ببريم.[4]
[1]- نهجالبلاغه، حكمت 244، ص 1197
[2]- پيام استقامت
[3]- شايد مهمترين مسأله سياسى حجّ« برائت از مشركين» باشد كه امام خمينى قدس سره آن را احيا كرد
[4]- ر. ك. مستدركالوسائل، ج 10، 166