بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 152

است، زيارت آن بزرگواران در حال حياتشان و اطاعت و فرمانبردارى از آنان نزد خدا بسى ارزشمندتر خواهد بود. ابوحمزه ثمالى گويد:

به‌محضر امام باقر7شرفياب شدم. آن حضرت در كنار درب ورودى مسجد الحرام نشسته بود و حاجيان را كه در حال طواف بودند نظاره مى‌كرد. امام به من فرمود: اى ابوحمزه! اين مردم چه وظيفه‌اى دارند؟ من نتوانستم پاسخ آن حضرت را بدهم. او فرمود:

«إِنَّما امِرُو أَنْ يَطَّوَّفُوا بِهذِهِ الْأَحْجارِ ثُمَّ يَأْتُونا فَيُعْلِمُونا وِلايَتَهُمْ»[1]

اينها وظيفه دارند كه گرد اين سنگها (كعبه) بچرخند سپس نزد ما آيند و ولايتشان را اعلام‌نمايند.

كعبه يك سنگ نشانى است كه ره گم نشود

حاجى احرام دگر بند ببين يار كجاست؟

بنابراين، برگزارى مراسم پرشكوه حجّ بايد با رهبرى امامى لايق و شايسته صورت پذيرد و پيوند «حج» و «ولايت» امرى ضرورى است.

به اميد روزى كه حاجيان جهان اسلام با شناخت و معرفتى كامل به برپايى حج ابراهيمى توفيق يابند.

[1]- علل الشرايع، ص 406


صفحه 153

پرسش‌

1- حج در اسلام از چه جايگاهى برخوردار است؟

2- بخشى از اسرار حج را با استفاده از روايت امام سجاد7بيان كنيد.

3- نقش حج را در خودسازى فرد و جامعه توضيح دهيد.

4- برخى از اخلاقيات حج را بنويسيد.


صفحه 154

درس هيجدهم: تفكّر

«تفكّر» در لغت به‌معناى انديشيدن است‌[1]و با تأمّل و تدبّر به يك معناست.[2]و در اصطلاح، عبارت است از ترتيب امور معلوم، براى به‌دست آوردن نتايج مجهول‌[3].

رابطه عبادت و تفكّر

بحث «تفكّر» در مباحث «اخلاق عبادى» به دو منظور مطرح مى‌شود:

نخست، آن كه تفكّر، خود عبادتى بزرگ، بلكه از بهترين عبادت‌هاست. تا آنجا كه حضرت صادق7فرمود:

«لَيْسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصَّلاةِ وَالصَّوْمِ، إِنَّمَا الْعِبادَةُ التَّفَكُّرُ فى‌ امْرِ اللَّهِ»[4]

عبادت به بسيارى نماز و روزه نيست. بلكه عبادت- به مهفوم واقعى- انديشيدن درباره- قدرت و عظمت- خداوند است.

حضرت امام خمينى قدس سره نيز در تبيين ارزش تفكّر مى‌فرمايد:

بدان كه از براى تفكّر، فضيلت بسيار است و تفكّر، مفتاح ابواب معارف و كليد خزاين كمالات و علوم است و مقدّمه لازمه حتميّه سلوك انسانيّت است. در قرآن شريف و احاديث كريمه، تعظيم بليغ و تمجيد كامل از آن گرديده و از تارك آن تعيير و تكذيب شده ... در حديث‌

[1]- المنجد، واژه فكر

[2]- محجةالبيضا، ج 8، ص 197

[3]- چهل حديث، حضرت امام قدس سره، ص 163

[4]- اصول كافى، ج 2، ص 55


صفحه 155

نبوى6است كه تفكّر يك ساعت از عبادت يك سال بهتر است و در حديث ديگر است كه تفكّر يك ساعت بهتر است از عبادت شصت سال و در حديث ديگر هفتاد سال و از بعض علماى فقه و حديث، هزار سال هم حديث شده ...[1]

دوّم آن كه عبادت واقعى و تكامل بخش، همواره با تفكّر و تدبّر توأم است و زيباترين پرستش‌ها را انسان‌هاى فكور و با خرد انجام مى‌دهند. همان كسانى كه قرآن كريم در توصيفشان مى‌فرمايد:

«إِنَّ فى‌ خَلْقِ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لَاياتٍ لِاولِى الْأَلْبابِ أَلَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‌ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فى‌ خَلْقِ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ»[2]

به يقين در آفرينش آسمان‌ها و زمين و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌هاى روشنى براى خردمندان است. همان‌ها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‌اند ياد مى‌كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى‌انديشند- و مى‌گويند:- بار الها اينها را بيهوده نيافريده‌اى! منزّهى تو، ما را از عذاب آتش نگهدار!

انجام افعال عبادى آنگاه ارزشمندتر و در كمال و سعادت انسان مؤثرتر است كه به‌جا آورنده آن بصير و خردمند بوده و از نيروى فكرى عميق‌ترى برخوردار باشد و در وقت عبادت، به قدرت و عظمت معبود و بى‌نيازى مطلق او از عبادت بندگانش توجّه كند و اهداف والايى را كه او از آفرينش جهان و انسان داشته در نظر بگيرد و بكوشد تا سر حد امكان در سايه رياضت‌هاى عبادى، خود را با آن اهداف حكيمانه هماهنگ سازد و گرنه تنها با خم و راست شدن در نماز و تحمّل گرسنگى و تشنگى در روزه و رنج ناشى از انجام ساير عبادات، بدون توجّه و انديشه در اين حقيقت مهم كه انسان چرا بايد عبادت كند و چه كسى را بايد بپرستد و چگونه پرستش كند تأثير چندانى در رشد معنوى انسان نخواهد داشت و حداكثر از مرز رفع تكليف فراتر نخواهد رفت.

[1]- چهل حديث، ص 164- 165

[2]- آل عمران( 3)، آيات 190- 191


صفحه 156

شبى رسول خدا6در نيايش‌هاى عاشقانه‌اش با خداوند، بسيار گريسته بود به‌گونه‌اى كه وقتى براى نماز صبح به مسجد رفت آثار گريه هنوز در سيماى حضرتش مشهود بود. بلال عرض كرد:

اى رسول خدا! با آن كه هيچ لغزشى از شما سر نزده و نمى‌زند چرا اين اندازه گريسته‌ايد؟

رسول خدا6فرمود:

چگونه گريه نكنم و حال آنكه امشب آيه «إِنَّ فى‌ خَلْقِ السَّموات ...» بر من نازل شد؛ واى بركسى كه آن را قرائت كند و درباره‌اش نينديشد![1]

درجات تفكّر

درست است كه تفكّر و انديشه، كارى ارزشمند است و در شمار عبادات بزرگ به حساب مى‌آيد، ليكن هر تفكّرى ارزشمند نيست و عبادت محسوب نمى‌شود. از اين رو شارع مقدّس اسلام از انديشه درباره برخى موضوعات نهى فرموده و بايد از آنها پرهيزكرد.[2]

ارزش انديشه‌هاى مثبت و سازنده نيز با هم يكسان نيست، بلكه نسبت به موضوعاتشان باهم تفاوت دارند. بدين جهت، دانشمندان بزرگوار اخلاق و سير و سلوك براى تفكّر درجاتى قائل شده‌اند كه عبارتند از:

1- تفكّر درباره خداوند

عالى‌ترين درجه تفكّر، انديشيدن درباره قدرت و عظمت الهى و اسما و صفات اوست، زيرا ذات اقدس الهى منشأ عالم هستى و سرچشمه همه فضايل و كمالات است و تقرّب به درگاه او نيز رمز عزّت، آزادگى و تكامل آدمى است و اين تقرّب بدون تفكّر و تحصيل معرفت حاصل نمى‌شود، از اين رو حضرت صادق7فرمود:

[1]- محجةالبيضاء، ج 8، ص 194

[2]- از قبيل تفكّر درباره كيفيّت انجام گناهان و اعمال نامشروع، زيرا اين افكار، هر چند به ارتكاب گناه نينجامد، كمترين زيانش اين است كه فضاى ذهن انسان را تاريك و غبارآلود مى‌كند


صفحه 157

«أَفْضَلُ الْعِبادَةِ إِدْمانُ التَّفَكُّرِ فِى اللَّهِ وَ فى قُدْرَتِهِ»[1]

برترين عبادت‌ها، انديشه درباره خدا و قدرت اوست.

امام خمينى قدس سره درباره ارزش و قداست انديشه درباره خداوند مى‌فرمايد:

... [درجه‌] اول، تفكّر در حق و اسماء و صفات و كمالات اوست و نتيجه آن، علم به وجود حق و انواع تجلّيات است كه از آن به اعيان و مظاهر رخ دهد. و اين افضل مراتب فكر و اعلى‌ مرتبه علوم و اتقن مراتب برهان است، زيرا كه از نظر به ذات علّت و تفكّر در سبب مطلق، علم به او و مسبّبات و معلولات پيدا شود ....[2]

برخى به غلط، چنين پنداشته‌اند كه مطلق تفكّر درباره ذات اقدس الهى براى بشر ممنوع بوده كسى حق ندارد حتّى براى كسب و ازدياد معرفت خود و اثبات وجود الهى و تنزيه و تقديس آفريدگار جهان، درباره حضرتش بينديشد. حضرت امام خمينى قدس سره اين عقيده را تصوّرى باطل دانسته در ردّ آن مى‌فرمايد:

بايد دانست كه اين‌كه ما گفتيم «تفكّر در ذات و اسما و صفات»، ممكن است جاهل گمان كند كه تفكّر در ذات ممنوع است به حسب روايات و نداند كه آن تفكُّر كه ممنوع است، تفكّر در اكتناه ذات‌[3]و كيفيت آن است، چنانچه از روايات شريفه استفاده مى‌شود ... و امّا نظر در ذات براى اثبات وجود و توحيد و تنزيه و تقديس آن، غايت ارسال انبيا و آمال عرفا بوده و قرآن كريم و احاديث شريفه مشحون از علم به ذات و كمالات و اسماء الهى و كتب معتبره اخبار مثل اصول كافى و توحيد شيخ صدوق، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات نموده‌اند.[4]

2- تفكّر در نظام هستى (آفاق و انفس)

يكى ديگر از درجات تفكّر، انديشه در لطايف و دقايق آفرينش و اتقان و استحكام نظام آفرينش است. چنين تفكّرى به‌خودى خود در كمال‌يابى انسان، رهاساختن جان از چنگ‌

[1]- اصول كافى، ج 2، ص 55

[2]- چهل حديث، ص 165

[3]- اكتناه ذات/ پى بردن به كنه ذات

[4]- چهل حديث، ص 166


صفحه 158

تعلّقات سخيف مادّى‌و اوج و اعتلايش در فراخناى عالم ملكوت نقشى تعيين‌كننده دارد.

متفكّر بزرگ اسلامى، خواجه نصيرالدين طوسى در اين باره مى‌نويسد:

انسان بايد در اجزا و ذرّات عالم از قبيل كرات آسمانى، ستارگان، حالات، حركات، تأثر و هدف آنها انديشه كند، همين‌طور در موجودات زمينى از اجرام معدنى گرفته تا گياهان و جانوران و بويژه اعضا و اجزاى وجود انسان كه هيچ‌يك قابل شمارش نيست نيز بينديشد و آنگاه با تفكّر درباره منافع، مصالح و حكمت‌هايى كه بر وجود هر كدام مترتّب است، بر كمال، عظمت، علم و قدرت آفريننده و ناپايدارى غير او استدلال كند ... و از همين قبيل است تأمّل در تاريخ گذشتگان و چگونگى كوتاه‌شدن دست آنها از دنيا و رهسپارى ايشان به‌ديار آخرت؛ بديهى است چنين تفكّرى موجب قطع دلبستگى به غير خدا، وابستگى كامل به حضرت او و تحصيل تقوا مى‌شود. همچنين مى‌توان دامنه تفكّر را قدرى بيشتر گسترش داد، به‌گونه‌اى كه‌شامل انديشه‌در آيات قرآن، روايات معصومين‌و احكام‌و مسائل‌شرعى و دينى نيزبشود.[1]

آثار تفكّر

نعمت تفكّر از گرانبهاترين نعمتهايى است كه خداوند مهربان به انسان ارزانى داشته است. بهره‌گيرى صحيح از اين نعمت ارزشمند، آثار و بركات فراوانى براى ما در پى‌دارد.

برخى از اهمّ آثار تفكّر عبارتند از:

الف- تحصيل رأى صائب: اوّلين اثر نيكوى تفكّر، به دست آوردن رأى پخته و درست است، زيرا متفكّر هرگز نابخردانه عمل نمى‌كند. بلكه ابتدا جوانب موضوع مورد عمل را به دقّت مى‌سنجد و آنچه را صحيح‌تر تشخيص دهد برمى‌گزيند و به كار مى‌بندد.

ارزش اين اثر زمانى آشكار مى‌شود كه بدانيم درصد فراوانى از انسان‌ها در طول اعصار و قرون متمادى به دليل عدم بهره‌گيرى درست از نيروى انديشه، از عبادت آفريدگار جهان روى برتافته، عمر گرانبهاى خويش را در مسير پرستش خورشيد، ستاره، بت، گوساله و ... صرف كرده و مى‌كنند. اينان اگر به قول حضرت ابراهيم7لختى مى‌انديشيدند كه چنين موجودات حقير و بى‌اراده‌اى شايسته پرستش نيستند چه‌بسا

[1]- بحارالانوار، ج 68، ص 319


صفحه 159

هرگز به پرستش آنها اقدام نمى‌كردند.

قرآن كريم، ضمن اشاره به اين حقيقت روشن از زبان حضرت ابراهيم7رابطه تعقّل و عبادت را نيز چه نيكو به تصوير مى‌كشد:

أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ افٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ»[1]

[ابراهيم گفت‌]: «آيا جز خدا چيزى را مى‌پرستيد كه نه كمترين سودى براى شما دارد و نه زيانى به شما مى‌رساند؟! اف بر شما و بر آنچه جز خدا مى‌پرستيد! آيا انديشه نمى‌كنيد؟»

ب- دعوت به نيكى‌ها: فكر و انديشه صحيح، انسان را به بسيارى از نيكى‌ها سوق مى‌دهد و به‌سان محرّكى نيرومند، چرخ نيكوكارى را به گردش در مى‌آورد.

حضرت على7فرمود:

«إِنَّ التَّفَكُّرَ يَدْعُوا إِلَى الْبِرِّ وَالْعَمَلِ بِهِ»[2]

انديشيدن- انسان را- به‌سوى نيكى و انجام آن فرامى‌خواند.

حضرت صادق7نيز ضمن تجليل از انديشه صحيح، آثار ارزنده آن را چنين بيان فرموده است:

«الْفِكْرَةُ مِراةُ الْحَسَناتِ وَ كَفَّارَةُ السَّيِّئاتِ وَ ضِياءُ الْقُلُوبِ وَ فُسْحَةُ الْخُلْقِ وَ إِصابَةٌ فى‌ صَلاحِ الْمَعادِ وَاطِّلاعٌ عَلَى الْعَواقِبِ وَاسْتِزادَةٌ فِى الْعِلْمِ وَ هِىَ خَصْلَةٌ لا يُعْبَدُ اللَّهُ بِمِثْلِها»[3]

فكر و انديشه، آيينه نيكى‌ها، كفّاره گناهان، فروغ دلها، گشاده‌رويى، موفّقيّت در آبادى آخرت، آگاهى به فرجام كارها و افزايش دانش است و آن خصلتى است كه خداوند به- چيزى- مانند آن پرستيده نمى‌شود.

[1]- انبياء( 21)، آيات 66- 67

[2]- بحارالانوار، ج 68، ص 328

[3]- همان، ص 326