بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 161

پرسش‌

1- معناى تفكّر را در لغت و اصطلاح بنويسيد.

2- رابطه عبادت و تفكّر را بيان كنيد.

3- درجات تفكّر را بنويسيد.

4- آيا هر تفكّرى سودمند است؟ چرا؟

5- آثار تفكّر را بنويسيد.


صفحه 162

درس نوزدهم: تعظيم شعاير اسلامى‌

«شعاير» جمع شعار يا شعيره به‌معناى عبادت‌ها، نشانه‌ها و آداب و رسوم مذهبى يا ملّى است‌[1]و «شعاير الهى نشانه‌هايى است كه خداوند براى اطاعت خويش نصب كرده است.»[2]و مركز و محورى است كه مردم گرد آن اجتماع كرده، خدا را اطاعت و عبادت مى‌كنند.

شعاير اسلامى ممكن است از نوع كردار، ايّام و اماكن باشد كه به شرح برخى از آنها مى‌پردازيم:

الف- كردار

منظور از شعاير كردارى، اعمالى است كه انجام دادن آنها جنبه شعارى دارد و علامت مسلمانى به حساب مى‌آيد مانند اذان، نماز جمعه و جماعت، حج و ....

1- اذان‌

نداى ملكوتى و روح‌بخش اذان كه فراخوانى عمومى مسلمانان به‌سوى خداست از شعاير مهمّ اسلامى محسوب مى‌شود و در هر صبح و شام هر مسلمانى را در هر كوى و برزن به نماز و راز و نياز با خدا فرامى‌خواند و هر جاى زمين چنين ندايى برخيزد نشانه وجود اسلام و مسلمان در آن ديار است.

به مسلمانان سفارش شده كه شعار اذان را زنده بدارند و در شبانه‌روز پنج نوبت اذان‌

[1]- لغت‌نامه دهخدا، ج 29، واژه شعار

[2]- الميزان، ج 14، ص 373


صفحه 163

بگويند و نام و ياد خدا و پيامبر6را با صدايى رسا به عمق جانها بفرستند و در پى آن در صفوفى متحد به نماز بايستند.

رسول گرامى اسلام، چهره واقعى مؤذّن را اين‌گونه ترسيم مى‌كند:

«الْمُؤَذِّنُونَ اطْوَلُ النَّاسِ اعْناقاً يَوْمَ الْقِيامَةِ»[1]

مؤذنّان، در روز قيامت، يك سر و گردن از ديگران بلندترند.

و مقام مؤذّن تا آنجا ارجمند است كه جبرئيل- فرشته مقرّب الهى- در شب معراج اذان مى‌گويد و فرشتگان، به امامت پيامبر6نماز جماعت بر پا مى‌كنند.[2]

مستحب است «مؤذّن» در جاى بلند اذان گويد، خوش صدا باشد، دست بر بنا گوشش گذارد و همه صدايش را به اذان بلند كند. رسول خدا6به بلال مى‌فرمود:

بالاى ديوار مسجد برو و صدايت را به اذان بلند كن. خداوند، بادى را مأمور كرده كه صداى اذان را به آسمان ببرد، وقتى فرشتگان آن را بشنوند، گويند: اين صداى امّت محمّد6است كه به توحيد بلند شده است.[3]

2- نماز جمعه و جماعت‌

اجتماع پرشكوه مسلمانان در هر شهر و روستا به‌طور روزانه، هفتگى و ساليانه در قالب نماز جماعت، جمعه و عيد از بهترين نشانه‌هاى مسلمانى است كه اعتقاد راسخ نمازگزاران را به برنامه‌هاى اسلام نشان مى‌دهد، چرا كه حضور در چنين اجتماعاتى، فرد را بسان قطره‌اى به دريا پيوند مى‌دهد، نفاق را از دل مى‌زدايد، مسلمانان را يكدل و يكپارچه مى‌كند و شياطين پيدا و نهان را مأيوس مى‌سازد.

امام صادق7در سخنى به جنبه شعارى و نشانه بودن نمازهاى جماعت تصريح كرده مى‌فرمايد:

[1]- وسائل الشيعه، ج 4، ص 616

[2]- همان، ص 612

[3]- همان، ص 640- 641


صفحه 164

نماز جماعت و اجتماع بدين سبب نهاده شده كه نمازگزار از بى‌نماز باز شناخته شود ... و اگر جماعت نبود، امكان نداشت كسى به صلاحيت ديگرى گواهى دهد؛ زيرا آن كس كه نماز جماعت نمى‌خواند، در نزد مسلمانان بى‌نماز محسوب مى‌شود چرا كه پيامبر6فرموده است: «كسى كه بدون عذر، با مسلمانان در مسجد نماز نگزارد، در واقع بى‌نماز است.»[1]

همينطور نقل مى‌كند:

در زمان پيامبر6عدّه‌اى از نماز جماعت در مسجد طفره مى‌رفتند، پيامبر6فرمود:

(اگر به چنين كارى ادامه دهند) بزودى دستور مى‌دهيم تا خانه‌هايشان را آتش بزنند.[2]

امام خمينى قدس سره به يكى از ابعاد مهمّ نمازهاى دسته‌جمعى اشاره كرده مى‌فرمايد:

... هر روز در محلّه‌ها اجتماع و رسيدگى به اوضاع شهر و محلّه، در هر هفته اجتماع بزرگ در شهرها و در جاهايى كه شرايط نماز (جمعه) محقق است براى بررسى اوضاع شهرستان و بالاتر؛ اوضاع كشور و در هر سال باز دو اجتماع بزرگ براى بررسى اوضاع كشورها ... اين مسائل سياسى هست و مسائلى است كه بايد مسلمين به آن توجه داشته باشند.[3]

3- حج‌

كنگره عظيم و ساليانه حج كه فراتر از شهر و كشور و در مقياس بين‌الملل اسلامى برگزار مى‌شود، نمايش بى‌نظيرى از وحدت و قدرت مسلمانان در جهان است كه عظمت و شكوه آن بر دوست و دشمن عيان است.

حضور ميليونى پيروان محمّد6در سرزمين وحى، شعارى پرفروغ و جاودانه است كه استوارى و صلابت دين مبين اسلام را نويد داده، پيروان آن را به توحيد و دورى از شرك فرامى‌خواند. هر يك از مناسك حج و همه مواقف مقدّس آن به‌تنهايى شعارى دشمن شكن و وحدت آفرين است مانند؛ احرام بستن حاجيان در لباس سفيد و

[1]- وسائل الشيعه، ج 5، ص 377

[2]- همان، ص 376

[3]- صحيفه نور، ج 8، ص 264


صفحه 165

متحدالشكل، طواف منظم آنان گرد خانه خدا، سعى صفا و مروه، وقوف روزانه در عرفات، وقوف شبانه در مشعر، رمى جمره، قربانى، تراشيدن سر، بيتوته در منا و ... همه نشانى از بندگى خدا و شعارى از شعائر الهى است كه خير و بركت در آن نهفته است؛

«وَالْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فيها خَيْرٌ ...»[1]

شتران قربانى را براى شما از شعاير الهى قرار داديم، شما را در آن خيرى است.

ب- اماكن‌

درفرهنگ اسلام، نقاطى از زمين داراى قداست خاصى‌است و به‌مسلمانان سفارش شده آنها را گرامى بدارند. حتى اهمّيت اين امكان مقدّس آنها را به شكل شعارهايى استراتژيك مطرح كرده، جنبه محوريت بخشيده است؛ كعبه و مسجدالحرام، مسجد پيامبر، مسجد كوفه، بيت‌المقدس، مسجد جامع هر شهر، تربت پاك معصومين:و هر مسجدى كه در هر نقطه جهان ساخته شود، از چنين اهميتى برخوردار است و هر مسلمانى وظيفه دارد كه حرمت آنها را پاس دارد و در حفظ و آبادانى آنها بكوشد.

در اينجا به‌اختصار پيرامون برخى از اماكن مقدس اسلامى مطالبى بيان مى‌كنيم:

1- مسجدالحرام: شريف‌ترين مركز اسلامى طى قرون متمادى، «مسجدالحرام» و خانه خدا- كعبه- است كه قبله بيش از يك ميليارد مسلمان است كه همه به‌سوى آن نماز مى‌خوانند، به آن عشق مى‌ورزند، حتى بدان سوى مى‌خوابند و مى‌ميرند. استوارى كعبه نشانه حيات اسلام و مسلمانان است. حضرت صادق7فرمود:

«لا يَزالُ الدّينُ قائِماً ما قامَتِ الْكَعْبَةُ»[2]

تا زمانى كه كعبه پا برجاست، دين، استوار است.

از اين رو بر هر مسلمانى واجب است كه با داشتن توانايى به سوى اين مركز مقدّس‌

[1]- حجّ( 22)، آيه 36

[2]- وسائل الشيعه، ج 8، ص 14


صفحه 166

بشتابد و با آداب و احترام خاصى به نيت بندگى خدا آن را طواف كند، در مسجدالحرام نماز بگزارد، با دست كشيدن بر «حجرالاسود» به خدا اعلام وفادارى كند و ... در ضمن بداند كه:

- صفا و مروه از شعاير الهى است.[1]

- شهرمكّه و حومه‌آن- كه مسجدالحرام را به‌سان نگينى گرانقدر درخود جاى داده‌است- زادگاه پيامبر، على و زهرا:و مهبط بسيارى از آيات قرآن و حرم امن الهى است.

- مقام ابراهيم، حجر اسماعيل، چاه زمزم، حطيم و ... در مسجدالحرام دارد.

- يك ركعت نماز در مسجدالحرام بيش از صد هزار ركعت در جاى ديگر ارزش دارد.[2]

- مشعرالحرام، سرزمين عرفات و منا در كنار مكّه قرار دارند كه خود از شعاير محسوب مى‌شوند.

- مسجدالحرام، به منزله خانه مردم است كه مسافر مى‌تواند، نمازش را در آنجا تمام بخواند.

2- مسجدالنبى: نخستين اقدام رسول خدا6پس از هجرت به مدينه، احداث مسجدى بود كه به نام نامى آن حضرت مشهور شد و عنوان «مسجدالنبى» به خود گرفت كه پس از مسجدالحرام حائز بيشترين اهميت است. طرح و نقشه اين مسجد، از فكر پاك پيامبر، تراوش كرده و معمارى نخستين آن نيز با دست مبارك آن فرزانه يگانه به فرجام رسيده است و قداست خود را نيز از همين راه كسب كرده است، البته حرم مطهّر آن پيامبر بى‌نظير پس‌از ارتحالش به مسجد ضميمه‌شد و بر اهمّيتش افزود. رسول خدا6فرمود:

«الصَّلاةُ فى‌ مَسْجِدى‌ كَالْفِ صَلاةٍ فى‌ غَيْرِهِ الَّا الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ...»[3]

(يك) نماز در مسجد من، مانند هزار نماز در ديگر مساجد- بجز مسجدالحرام- است.

3- مسجد كوفه: مسجد كوفه- كه در شهرى به همين نام در كشور عراق واقع شده- نيز از شعاير مهم اسلامى است. امير مؤمنان7فرموده است:

[1]- بقره( 2)، آيه 158

[2]- وسائل‌الشيعه، ج 3، ص 537

[3]- همان


صفحه 167

«لا تُشَدُّ الرِّحالُ الَّا الى‌ ثَلاثَةِ مَساجِدَ؛ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ مَسْجِدِ الرَّسُولِ وَ مَسْجِدِ الْكُوفَةِ»[1]

كوچ نمى‌شود مگر به‌سوى سه مسجد، مسجدالحرام، مسجد پيامبر و مسجد كوفه.

امام صادق7نيز فرموده است:

«نِعْمَ الْمَسْجِدُ مَسْجِدُ الْكُوفَةِ؛ صَلَّى فيهِ الْفُ نَبِىٍّ وَ الْفُ وَصىٍّ ...»[2]

مسجد كوفه، مسجد خوبى است؛ هزار پيامبر و هزار وصىّ پيامبر در آن نماز گزارده است.

4- مسجدالاقصى: مسجدالاقصى نيز در ميان شعاير اسلامى از اهميت ويژه‌اى برخوردار است به‌طورى كه خداوند، در شب معراج، پيامبر6را از مسجدالحرام به مسجدالأقصى و از آنجا به آسمانها برد.[3]

همچنين اين مكان مقدس در نيمه اول دوران رسالت، قبله‌گاه مسلمانان بود و پس از هجرت، جاى خود را به كعبه سپرد.

اين مسجد با عظمت، پس از تشكيل حكومت غاصب اسرائيل در فلسطين اشغالى، همواره نقطه اميد مظلومان فلسطين و زبانزد مسلمانان جهان بوده است كه اميدواريم در آينده نه‌چندان دور از چنگال حكومت صهيونيستى نجات يابد.

5- عتبات مقدّسه: تربت پاك ذرّيه پيامبر6نيز در ميان امّت اسلامى- بويژه شيعه- از احترام فراوانى برخوردار است و عاشقان اهل بيت، پروانه‌وار بر گرد آنها پر سوخته‌اند و در طول بيش از هزار سال همواره از آن حرم‌هاى نورانى، اميد و نيرو گرفته‌اند، حوزه علميه هزار ساله نجف در پرتو ضريح مطهّر امير مؤمنان على7، چون مشعلى فروزان فرا روى امّت اسلامى نورافشانى كرده است و انقلابيون سترگ، هميشه از تربت لاله‌گون شهيدان الهام گرفته‌اند و ... «زيارت»» در فرهنگ شيعه، شعارى تحرّك‌زا، اميد آفرين و حماسى است كه «زائر» را به «صاحب مزار» پيوند داده او را بر ضدّ دشمنان اسلام‌

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 3، ص 525

[2]- همان، ص 521

[3]- اسراء( 17)، آيه 1


صفحه 168

مى‌شوراند، از اين رو ستمگران با تمام توان به مقابله با شعار «زيارت» برخاسته، گاه دست «زائر» را بسته، گاه پايش را شكسته و گاه «مزار» را به آب و منجنيق بسته‌اند تا از شورآفرينى اين شعار بكاهند.

6- همه مساجد: مسجد در هر شهر و محلى خانه مقدّس الهى است و از شعاير الهى به شمار مى‌آيد. احترام مساجد ضرورى است. بايد آباد نگاه داشته شوند؛ هم با تعمير و نگهدارى و بازسازى و هم با حضور پرشكوه مردم؛ همچنين بايد از آلوده شدن مسجد جلوگيرى شود و اگر به نجاست آلوده شد فوراً اقدام به تطهير آن گردد. خوابيدن در مسجد و ورود به مسجد بدون وضو كراهت دارد و هنگام ورود مستحب است پاى راست را مقدم بدارد و هنگام خروج پاى چپ را. در آغاز ورود به مسجد، نماز تحيّت در حكم سلام به مسجد است. آن قطعه زمينى كه وقف مسجد شد ديگر از مسجد بودن خارج نمى‌شود اموال مسجد را بايد حفظ و نگهدارى كرد. اشياء متعلق به مسجد را نبايد در غير مسجد مورد استفاده قرار داد. نظافت مسجد و تميز نگهداشتن آن ضرورى است. سخن گفتن از كارهاى دنيايى در مسجد كراهت دارد و اينها همه براى تعظيم و احترام مسجد است.

ج- ايّام‌اللَّه‌

در تاريخ هر ملتى، روزهاى سرنوشت ساز مثبت يا منفى وجود دارد كه خاطره آنها نقطه عطف گذشته آن ملت است. در فرهنگ قرآن، واژه «ايّام اللّه» داراى چنين مفهومى است. خداوند به حضرت موسى7فرمان مى‌دهد:

«وَ ذَكِّرْهُمْ بِايَّامِ اللَّهِ ...»[1]

روزهاى خدا را به ياد آنها بياور.

ايّام‌اللّه براى بنى‌اسرائيل، روزهاى تلخ گرفتارى در چنگال فرعونيان بود كه خدا آنان‌

[1]- ابراهيم( 14)، آيه 5