متحدالشكل، طواف منظم آنان گرد خانه خدا، سعى صفا و مروه، وقوف روزانه در عرفات، وقوف شبانه در مشعر، رمى جمره، قربانى، تراشيدن سر، بيتوته در منا و ... همه نشانى از بندگى خدا و شعارى از شعائر الهى است كه خير و بركت در آن نهفته است؛
«وَالْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فيها خَيْرٌ ...»[1]
شتران قربانى را براى شما از شعاير الهى قرار داديم، شما را در آن خيرى است.
ب- اماكن
درفرهنگ اسلام، نقاطى از زمين داراى قداست خاصىاست و بهمسلمانان سفارش شده آنها را گرامى بدارند. حتى اهمّيت اين امكان مقدّس آنها را به شكل شعارهايى استراتژيك مطرح كرده، جنبه محوريت بخشيده است؛ كعبه و مسجدالحرام، مسجد پيامبر، مسجد كوفه، بيتالمقدس، مسجد جامع هر شهر، تربت پاك معصومين:و هر مسجدى كه در هر نقطه جهان ساخته شود، از چنين اهميتى برخوردار است و هر مسلمانى وظيفه دارد كه حرمت آنها را پاس دارد و در حفظ و آبادانى آنها بكوشد.
در اينجا بهاختصار پيرامون برخى از اماكن مقدس اسلامى مطالبى بيان مىكنيم:
1- مسجدالحرام: شريفترين مركز اسلامى طى قرون متمادى، «مسجدالحرام» و خانه خدا- كعبه- است كه قبله بيش از يك ميليارد مسلمان است كه همه بهسوى آن نماز مىخوانند، به آن عشق مىورزند، حتى بدان سوى مىخوابند و مىميرند. استوارى كعبه نشانه حيات اسلام و مسلمانان است. حضرت صادق7فرمود:
«لا يَزالُ الدّينُ قائِماً ما قامَتِ الْكَعْبَةُ»[2]
تا زمانى كه كعبه پا برجاست، دين، استوار است.
از اين رو بر هر مسلمانى واجب است كه با داشتن توانايى به سوى اين مركز مقدّس
[1]- حجّ( 22)، آيه 36
[2]- وسائل الشيعه، ج 8، ص 14
بشتابد و با آداب و احترام خاصى به نيت بندگى خدا آن را طواف كند، در مسجدالحرام نماز بگزارد، با دست كشيدن بر «حجرالاسود» به خدا اعلام وفادارى كند و ... در ضمن بداند كه:
- صفا و مروه از شعاير الهى است.[1]
- شهرمكّه و حومهآن- كه مسجدالحرام را بهسان نگينى گرانقدر درخود جاى دادهاست- زادگاه پيامبر، على و زهرا:و مهبط بسيارى از آيات قرآن و حرم امن الهى است.
- مقام ابراهيم، حجر اسماعيل، چاه زمزم، حطيم و ... در مسجدالحرام دارد.
- يك ركعت نماز در مسجدالحرام بيش از صد هزار ركعت در جاى ديگر ارزش دارد.[2]
- مشعرالحرام، سرزمين عرفات و منا در كنار مكّه قرار دارند كه خود از شعاير محسوب مىشوند.
- مسجدالحرام، به منزله خانه مردم است كه مسافر مىتواند، نمازش را در آنجا تمام بخواند.
2- مسجدالنبى: نخستين اقدام رسول خدا6پس از هجرت به مدينه، احداث مسجدى بود كه به نام نامى آن حضرت مشهور شد و عنوان «مسجدالنبى» به خود گرفت كه پس از مسجدالحرام حائز بيشترين اهميت است. طرح و نقشه اين مسجد، از فكر پاك پيامبر، تراوش كرده و معمارى نخستين آن نيز با دست مبارك آن فرزانه يگانه به فرجام رسيده است و قداست خود را نيز از همين راه كسب كرده است، البته حرم مطهّر آن پيامبر بىنظير پساز ارتحالش به مسجد ضميمهشد و بر اهمّيتش افزود. رسول خدا6فرمود:
«الصَّلاةُ فى مَسْجِدى كَالْفِ صَلاةٍ فى غَيْرِهِ الَّا الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ...»[3]
(يك) نماز در مسجد من، مانند هزار نماز در ديگر مساجد- بجز مسجدالحرام- است.
3- مسجد كوفه: مسجد كوفه- كه در شهرى به همين نام در كشور عراق واقع شده- نيز از شعاير مهم اسلامى است. امير مؤمنان7فرموده است:
[1]- بقره( 2)، آيه 158
[2]- وسائلالشيعه، ج 3، ص 537
[3]- همان
«لا تُشَدُّ الرِّحالُ الَّا الى ثَلاثَةِ مَساجِدَ؛ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ مَسْجِدِ الرَّسُولِ وَ مَسْجِدِ الْكُوفَةِ»[1]
كوچ نمىشود مگر بهسوى سه مسجد، مسجدالحرام، مسجد پيامبر و مسجد كوفه.
امام صادق7نيز فرموده است:
«نِعْمَ الْمَسْجِدُ مَسْجِدُ الْكُوفَةِ؛ صَلَّى فيهِ الْفُ نَبِىٍّ وَ الْفُ وَصىٍّ ...»[2]
مسجد كوفه، مسجد خوبى است؛ هزار پيامبر و هزار وصىّ پيامبر در آن نماز گزارده است.
4- مسجدالاقصى: مسجدالاقصى نيز در ميان شعاير اسلامى از اهميت ويژهاى برخوردار است بهطورى كه خداوند، در شب معراج، پيامبر6را از مسجدالحرام به مسجدالأقصى و از آنجا به آسمانها برد.[3]
همچنين اين مكان مقدس در نيمه اول دوران رسالت، قبلهگاه مسلمانان بود و پس از هجرت، جاى خود را به كعبه سپرد.
اين مسجد با عظمت، پس از تشكيل حكومت غاصب اسرائيل در فلسطين اشغالى، همواره نقطه اميد مظلومان فلسطين و زبانزد مسلمانان جهان بوده است كه اميدواريم در آينده نهچندان دور از چنگال حكومت صهيونيستى نجات يابد.
5- عتبات مقدّسه: تربت پاك ذرّيه پيامبر6نيز در ميان امّت اسلامى- بويژه شيعه- از احترام فراوانى برخوردار است و عاشقان اهل بيت، پروانهوار بر گرد آنها پر سوختهاند و در طول بيش از هزار سال همواره از آن حرمهاى نورانى، اميد و نيرو گرفتهاند، حوزه علميه هزار ساله نجف در پرتو ضريح مطهّر امير مؤمنان على7، چون مشعلى فروزان فرا روى امّت اسلامى نورافشانى كرده است و انقلابيون سترگ، هميشه از تربت لالهگون شهيدان الهام گرفتهاند و ... «زيارت»» در فرهنگ شيعه، شعارى تحرّكزا، اميد آفرين و حماسى است كه «زائر» را به «صاحب مزار» پيوند داده او را بر ضدّ دشمنان اسلام
[1]- وسائلالشيعه، ج 3، ص 525
[2]- همان، ص 521
[3]- اسراء( 17)، آيه 1
مىشوراند، از اين رو ستمگران با تمام توان به مقابله با شعار «زيارت» برخاسته، گاه دست «زائر» را بسته، گاه پايش را شكسته و گاه «مزار» را به آب و منجنيق بستهاند تا از شورآفرينى اين شعار بكاهند.
6- همه مساجد: مسجد در هر شهر و محلى خانه مقدّس الهى است و از شعاير الهى به شمار مىآيد. احترام مساجد ضرورى است. بايد آباد نگاه داشته شوند؛ هم با تعمير و نگهدارى و بازسازى و هم با حضور پرشكوه مردم؛ همچنين بايد از آلوده شدن مسجد جلوگيرى شود و اگر به نجاست آلوده شد فوراً اقدام به تطهير آن گردد. خوابيدن در مسجد و ورود به مسجد بدون وضو كراهت دارد و هنگام ورود مستحب است پاى راست را مقدم بدارد و هنگام خروج پاى چپ را. در آغاز ورود به مسجد، نماز تحيّت در حكم سلام به مسجد است. آن قطعه زمينى كه وقف مسجد شد ديگر از مسجد بودن خارج نمىشود اموال مسجد را بايد حفظ و نگهدارى كرد. اشياء متعلق به مسجد را نبايد در غير مسجد مورد استفاده قرار داد. نظافت مسجد و تميز نگهداشتن آن ضرورى است. سخن گفتن از كارهاى دنيايى در مسجد كراهت دارد و اينها همه براى تعظيم و احترام مسجد است.
ج- ايّاماللَّه
در تاريخ هر ملتى، روزهاى سرنوشت ساز مثبت يا منفى وجود دارد كه خاطره آنها نقطه عطف گذشته آن ملت است. در فرهنگ قرآن، واژه «ايّام اللّه» داراى چنين مفهومى است. خداوند به حضرت موسى7فرمان مىدهد:
«وَ ذَكِّرْهُمْ بِايَّامِ اللَّهِ ...»[1]
روزهاى خدا را به ياد آنها بياور.
ايّاماللّه براى بنىاسرائيل، روزهاى تلخ گرفتارى در چنگال فرعونيان بود كه خدا آنان
[1]- ابراهيم( 14)، آيه 5
را نجات بخشيد، در اسلام روزهايى چون اعياد بزرگ فطر، قربان، مبعث، غدير، هجرت، مواليد معصومين7و ... روزهاى سوگ بزرگ چون رحلت پيامبر، عاشوراى حسينى و ... ايّام اللّهاند، چنانكه در انقلاب اسلامى نيز پانزده خرداد، هفده شهريور، بيست و دو بهمن، دوازده فروردين، هفت تير، هشت شهريور، سيزده آبان، چهارده خرداد و ... از جمله، اياماللّهاند كه بزرگداشت آنان سبب تحكيم و انسجام ملت و شور و تحرّك آنان در راستاى آرمانخواهى اسلام مىگردد، از اين رو معمار انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى قدس سره بر تعظيم آنها چنين تأكيد مىكند؛
انقلاب كرديم كه شعاير اسلام را زنده كنيم، نه انقلاب كرديم كه شعاير اسلام را بميرانيم.
زنده نگه داشتن عاشورا يك مسأله بسيار مهمّ سياسى- عبادى است ... يك مسألهاى است كه در پيشبرد انقلاب اثر بسزا دارد.[1]
و به سخنى ديگر: ايشان علّت مُحْدِثه و مُقبيه انقلاب اسلامى را همين ايّاماللّه مىدانستند.
احياى شعاير اسلامى
بهمنظور تجسّم عينى اسلام در جامعه، لازم است شعاير اسلامى به همان كيفيتى كه از طرف شارع مقدّس رسيده، حفظ شود و براى احيا و تعظيم هر يك از آنها دولت و ملّت اسلامى وظيفهاى برعهده دارند كه به اختصار شرح مىدهيم:
الف- وظيفه دولت اسلامى
مبناى سياست و رهبرى كشورهاى اسلامى بايد بر احيا، و ترويج شعاير اسلامى استوار باشد، زيرا حيات و عظمت جامعه اسلامى به آن بستگى دارد. قرآن مجيد نيز برخى از اعمال و شعاير اسلامى را در حيطه حكومت و رهبرى جامعه اسلامى قرارداده مىفرمايد:
[1]- صحيفه نور، ج 13، ص 156
«الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِىالْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلوةَ وَ اتَوُا الزَّكوةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ...»[1]
كسانى (هستند) كه اگر در زمين به آنان قدرت دهيم نماز را بپا مىدارند و زكات مىدهند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند.
از سوى ديگر، مبارزه با مظاهر شرك و بتپرستى نيز وظيفه حكومت اسلامى محسوب مىشود، چنانكه رهبر بزرگ اسلام به تخريب بتخانهها و شكستن بتها اقدام كرد.
به همين جهت، اهل ذِمّه يعنى كفارى كه در پناه اسلام و در كشور اسلامى به عنوان «ذِمّى» و «مُعاهد» زندگى مىكنند حق تظاهر به كارهاى خلاف شعاير اسلامى را نظير تظاهر به روزهخوارى در ماه مبارك رمضان، استعمال مشروبات الكلى و گوشت خوك و يا به صدا درآوردن ناقوس كليساها بدون اجازه دولت اسلامى ندارند، زيرا همه اينها با شعاير اسلامى منافات دارد.
بنابراين، جهتگيرى دولت اسلامى بايد در جهت احيا و ايجاد مساجد باشد و مسجدها را رونق بخشد و نيز موظف به پخش اذان از راديو، تلويزيون و مساجد مىباشد. همچنين ترتيب و تنظيم برنامه حج و احياى آن بهصورت يك نيروى عظيم الهى در برابر كفر و استكبار، از وظايف دولت اسلامى است و بايد در سياست داخلى خود جايگاه ويژهاى براى آن در نظر گيرد. دولت اسلامى بايد جامعه را از تظاهر به روزهخوارى، برحذر دارد و در معابر عمومى و ديد مردم از آن جلوگيرى نمايد و ... در خارج از كشور اسلامى و در ممالك كفر و شرك نيز بايد اسلام را تبليغ كرده مسلمانان را به اسلام و بهكارگرفتن قوانين فردى و اجتماعى آن دعوت نمايد.
ب- وظيفه امت اسلامى
چنانكه بيان شد، ترويج و بزرگداشت شعاير اسلامى و الهى در درجه اول وظيفه حكومت اسلامى و علماى دين است و در درجه دوّم وظيفه فرد فرد امت اسلامى است
[1]- حجّ( 22)، آيه 41
كه شعارهاى الهى را حفظ نموده آنها را با زندگى فردى و اجتماعى خود بياميزند.
بهعبارت ديگر؛ ايجاد زمينه رواج و احياى شعاير اسلامى، وظيفه دولت است. مسؤولين كشور بايد زمينه را مساعد كنند تا اين شعارها در جامعه اعمال و احيا شود و در مقابل، امت اسلام نيز بايد در زنده نگه داشتن آنها بكوشند. اين امر به اندازهاى مهم است كه در فقه اسلام آمده است كه بر مسلمانان حرام است در جايىكه قادر به اظهار و اعلان شعاير اسلام نيستند سكونت و اقامت كنند و در صوررت تمكّن، هجرت از چنين مكانى واجب است.[1]
علاوهبراين، قرآن مجيد تعظيم شعاير اسلامىرا نشانه باتقوا بودن دلها دانسته مىفرمايد:
«... ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَانَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»[2]
آرى كسانى كه شعاير خدا را بزرگ مىشمارند، اين كار نشان دهنده تقواى دلهايشان مىباشد.
[1]- شرح لمعه، ج 1، ص 256، چاپ سنگى
[2]- حج( 22)، آيه 32
پرسش
1- شعار يعنى چه؟ و منظور از شعاير اسلام را توضيح دهيد.
2- برخى از شعاير مهم اسلام را نام ببريد.
3- وظيفه دولت اسلامى در مورد احياى شعاير اسلامى چيست؟
4- وظيفه امّت اسلامى درباره احياى شعاير اسلامى چيست؟
5- آيهاى درباره تعظيم شعاير الهى بنويسيد.