بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 168

مى‌شوراند، از اين رو ستمگران با تمام توان به مقابله با شعار «زيارت» برخاسته، گاه دست «زائر» را بسته، گاه پايش را شكسته و گاه «مزار» را به آب و منجنيق بسته‌اند تا از شورآفرينى اين شعار بكاهند.

6- همه مساجد: مسجد در هر شهر و محلى خانه مقدّس الهى است و از شعاير الهى به شمار مى‌آيد. احترام مساجد ضرورى است. بايد آباد نگاه داشته شوند؛ هم با تعمير و نگهدارى و بازسازى و هم با حضور پرشكوه مردم؛ همچنين بايد از آلوده شدن مسجد جلوگيرى شود و اگر به نجاست آلوده شد فوراً اقدام به تطهير آن گردد. خوابيدن در مسجد و ورود به مسجد بدون وضو كراهت دارد و هنگام ورود مستحب است پاى راست را مقدم بدارد و هنگام خروج پاى چپ را. در آغاز ورود به مسجد، نماز تحيّت در حكم سلام به مسجد است. آن قطعه زمينى كه وقف مسجد شد ديگر از مسجد بودن خارج نمى‌شود اموال مسجد را بايد حفظ و نگهدارى كرد. اشياء متعلق به مسجد را نبايد در غير مسجد مورد استفاده قرار داد. نظافت مسجد و تميز نگهداشتن آن ضرورى است. سخن گفتن از كارهاى دنيايى در مسجد كراهت دارد و اينها همه براى تعظيم و احترام مسجد است.

ج- ايّام‌اللَّه‌

در تاريخ هر ملتى، روزهاى سرنوشت ساز مثبت يا منفى وجود دارد كه خاطره آنها نقطه عطف گذشته آن ملت است. در فرهنگ قرآن، واژه «ايّام اللّه» داراى چنين مفهومى است. خداوند به حضرت موسى7فرمان مى‌دهد:

«وَ ذَكِّرْهُمْ بِايَّامِ اللَّهِ ...»[1]

روزهاى خدا را به ياد آنها بياور.

ايّام‌اللّه براى بنى‌اسرائيل، روزهاى تلخ گرفتارى در چنگال فرعونيان بود كه خدا آنان‌

[1]- ابراهيم( 14)، آيه 5


صفحه 169

را نجات بخشيد، در اسلام روزهايى چون اعياد بزرگ فطر، قربان، مبعث، غدير، هجرت، مواليد معصومين7و ... روزهاى سوگ بزرگ چون رحلت پيامبر، عاشوراى حسينى و ... ايّام اللّه‌اند، چنان‌كه در انقلاب اسلامى نيز پانزده خرداد، هفده شهريور، بيست و دو بهمن، دوازده فروردين، هفت تير، هشت شهريور، سيزده آبان، چهارده خرداد و ... از جمله، ايام‌اللّه‌اند كه بزرگداشت آنان سبب تحكيم و انسجام ملت و شور و تحرّك آنان در راستاى آرمانخواهى اسلام مى‌گردد، از اين رو معمار انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى قدس سره بر تعظيم آنها چنين تأكيد مى‌كند؛

انقلاب كرديم كه شعاير اسلام را زنده كنيم، نه انقلاب كرديم كه شعاير اسلام را بميرانيم.

زنده نگه داشتن عاشورا يك مسأله بسيار مهمّ سياسى- عبادى است ... يك مسأله‌اى است كه در پيشبرد انقلاب اثر بسزا دارد.[1]

و به سخنى ديگر: ايشان علّت مُحْدِثه و مُقبيه انقلاب اسلامى را همين ايّام‌اللّه مى‌دانستند.

احياى شعاير اسلامى‌

به‌منظور تجسّم عينى اسلام در جامعه، لازم است شعاير اسلامى به همان كيفيتى كه از طرف شارع مقدّس رسيده، حفظ شود و براى احيا و تعظيم هر يك از آنها دولت و ملّت اسلامى وظيفه‌اى برعهده دارند كه به اختصار شرح مى‌دهيم:

الف- وظيفه دولت اسلامى‌

مبناى سياست و رهبرى كشورهاى اسلامى بايد بر احيا، و ترويج شعاير اسلامى استوار باشد، زيرا حيات و عظمت جامعه اسلامى به آن بستگى دارد. قرآن مجيد نيز برخى از اعمال و شعاير اسلامى را در حيطه حكومت و رهبرى جامعه اسلامى قرارداده مى‌فرمايد:

[1]- صحيفه نور، ج 13، ص 156


صفحه 170

«الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى‌الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلوةَ وَ اتَوُا الزَّكوةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ...»[1]

كسانى (هستند) كه اگر در زمين به آنان قدرت دهيم نماز را بپا مى‌دارند و زكات مى‌دهند و امر به معروف و نهى از منكر مى‌كنند.

از سوى ديگر، مبارزه با مظاهر شرك و بت‌پرستى نيز وظيفه حكومت اسلامى محسوب مى‌شود، چنان‌كه رهبر بزرگ اسلام به تخريب بتخانه‌ها و شكستن بتها اقدام كرد.

به همين جهت، اهل ذِمّه يعنى كفارى كه در پناه اسلام و در كشور اسلامى به عنوان «ذِمّى» و «مُعاهد» زندگى مى‌كنند حق تظاهر به كارهاى خلاف شعاير اسلامى را نظير تظاهر به روزه‌خوارى در ماه مبارك رمضان، استعمال مشروبات الكلى و گوشت خوك و يا به صدا درآوردن ناقوس كليساها بدون اجازه دولت اسلامى ندارند، زيرا همه اينها با شعاير اسلامى منافات دارد.

بنابراين، جهت‌گيرى دولت اسلامى بايد در جهت احيا و ايجاد مساجد باشد و مسجدها را رونق بخشد و نيز موظف به پخش اذان از راديو، تلويزيون و مساجد مى‌باشد. همچنين ترتيب و تنظيم برنامه حج و احياى آن به‌صورت يك نيروى عظيم الهى در برابر كفر و استكبار، از وظايف دولت اسلامى است و بايد در سياست داخلى خود جايگاه ويژه‌اى براى آن در نظر گيرد. دولت اسلامى بايد جامعه را از تظاهر به روزه‌خوارى، برحذر دارد و در معابر عمومى و ديد مردم از آن جلوگيرى نمايد و ... در خارج از كشور اسلامى و در ممالك كفر و شرك نيز بايد اسلام را تبليغ كرده مسلمانان را به اسلام و به‌كارگرفتن قوانين فردى و اجتماعى آن دعوت نمايد.

ب- وظيفه امت اسلامى‌

چنان‌كه بيان شد، ترويج و بزرگداشت شعاير اسلامى و الهى در درجه اول وظيفه حكومت اسلامى و علماى دين است و در درجه دوّم وظيفه فرد فرد امت اسلامى است‌

[1]- حجّ( 22)، آيه 41


صفحه 171

كه شعارهاى الهى را حفظ نموده آنها را با زندگى فردى و اجتماعى خود بياميزند.

به‌عبارت ديگر؛ ايجاد زمينه رواج و احياى شعاير اسلامى، وظيفه دولت است. مسؤولين كشور بايد زمينه را مساعد كنند تا اين شعارها در جامعه اعمال و احيا شود و در مقابل، امت اسلام نيز بايد در زنده نگه داشتن آنها بكوشند. اين امر به اندازه‌اى مهم است كه در فقه اسلام آمده است كه بر مسلمانان حرام است در جايى‌كه قادر به اظهار و اعلان شعاير اسلام نيستند سكونت و اقامت كنند و در صوررت تمكّن، هجرت از چنين مكانى واجب است.[1]

علاوه‌براين، قرآن مجيد تعظيم شعاير اسلامى‌را نشانه باتقوا بودن دلها دانسته مى‌فرمايد:

«... ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَانَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»[2]

آرى كسانى كه شعاير خدا را بزرگ مى‌شمارند، اين كار نشان دهنده تقواى دلهايشان مى‌باشد.

[1]- شرح لمعه، ج 1، ص 256، چاپ سنگى

[2]- حج( 22)، آيه 32


صفحه 172

پرسش‌

1- شعار يعنى چه؟ و منظور از شعاير اسلام را توضيح دهيد.

2- برخى از شعاير مهم اسلام را نام ببريد.

3- وظيفه دولت اسلامى در مورد احياى شعاير اسلامى چيست؟

4- وظيفه امّت اسلامى درباره احياى شعاير اسلامى چيست؟

5- آيه‌اى درباره تعظيم شعاير الهى بنويسيد.


صفحه 173

درس بيستم: خدمت به مسلمانان‌

واژه «خدمت»، مفهوم گسترده‌اى دارد و همه امور اجتماعى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى را در برمى‌گيرد و به گذشت، فداكارى، ايثار و تحمّل رنج و سختى در همه اين امور، خدمت و خدمتگزارى صدق كند.

كارى كه شكل آن مفيد و برخوردار از روح معنويت بوده و وسيله تقرّب به خدا باشد در فرهنگ اسلامى خدمت ناميده مى‌شود و نوعى عبادت به‌حساب مى‌آيد.

بنابراين خدمتى كه مقدمه قرب الهى و در راستاى رضاى خدا نباشد عبادت نيست و از اجر الهى سهمى ندارد.

خدمت عبادى علاوه بر انگيزه الهى و تقرّب به خدا داراى شرايط زير است:

- در راه خدا باشد.

- مخلصانه انجام گيرد.

- خيرخواهانه بوده و فاعلش نيّت و هدف خير داشته باشد.

- داد و ستد و به‌منظور به دست آوردن مال و منال و شهرت و مقام نباشد.

- كمك بر اثم و گناه نباشد.

- از منّت و آزار پاك باشد.

- خدمت شوندگان، افراد شايسته خدمت باشند گرچه متوجه خدمتِ خدمتگزار نباشند و ....

چنين خدمتى از ارزش و اهميت بسزايى برخوردار است و حضرت على7در اين باره مى‌فرمايد:


صفحه 174

«احْسَنُ الصَّنائِعِ ما وافَقَ الشَّرايِعَ»[1]

بهترين احسانها و خدمات، آن است كه موافق با شريعت‌ها (و طبق شرايط و موازين دينى) باشد.

محدوده خدمت‌

همانطور كه ذكر شد يكى‌از شرايط خدمت آن است كه افراد خدمت شونده، شايسته خدمت باشند. در اينجا اين سؤال مطرح است كه آيا دايره خدمتگزارى آنقدر وسعت دارد كه غير مسلمان را نيز شامل شود يا اختصاص به مسلمانان و مؤمنان دارد؟ به عبارت ديگر آيا از نظر اسلام، خدمت در هر جا و به هر كس پسنديده و مورد ستايش است؟ يا خدمت مسلمانان و مؤمنان به‌يكديگر و در جامعه اسلامى داراى ارزش و اهمّيت است؟

از نظر اسلام، خدمت به همه مردم و نوع بشر عملى شايسته است و غرض اولياى گرامى اسلام در خدمتگزارى، تنها مؤمن يا مسلمان نيست، بلكه نوع بشر را شامل مى‌شود. چنان‌كه رسول خدا6مى‌فرمايد:

«رَأْسُ‌الْعَقْلِ بَعْدَالدّينِ التَّوَدُّدُ الَى‌النَّاسِ وَاصْطِناعُ الْمَعْرُوفِ الى‌ كُلِّ بَرٍّ وَ فاجِرٍ»[2]

پس از دين (و ايمان به خداوند)، بشر دوستى و نيكى به مردم، اعم از درستگار و گناهكار، سرآمد تمام كارهاى عاقلانه است.

امير مؤمنان7نيز مى‌فرمايد:

«ابْذُلْ مَعْرُوفَكَ لِلنَّاسِ كافَّةً فَانَّ فَضيلَةَ فِعْلِ الْمَعْرُوفِ لا يَعْدِلُها عِنْدَ اللَّهِ سُبْحانَهُ شَىْ‌ءٌ»[3]

كارهاى نيك خود را براى همه مردم به كاربر و براستى كه هيچ چيز نزد خداى سبحان با فضيلت كارهاى نيك برابرى نمى‌كند.

براساس اينگونه روايات، خدمت كردن محدوديتى ندارد.

[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 389

[2]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 353

[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 236


صفحه 175

در برخى ديگر از روايات، خدمت كردن با قيد «مؤمن يا مسلم» ذكر شده است. به عنوان نمونه، رسول خدا6مى‌فرمايد:

«ايُّما مُسْلِمٍ خَدَمَ قَوْماً مِنَ الْمُسْلِمينَ الَّا اعْطاهُ اللَّهُ مِثْلَ عَدَدِهِمْ خُدَّاماً فِى الْجَنَّةِ»[1]

هر مسلمانى كه به جماعتى از مسلمانان خدمت كند خدا به شماره آنها در بهشت برايش خدمتگزار مى‌گمارد.

شخصى به نام جميل گويد: از امام صادق7شنيدم كه مى‌فرمود:

«الْمُؤْمِنُونَ خَدَمٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ. قُلْتُ: وَ كَيْفَ يَكُونُونَ خَدَماً بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ؟ قالَ: يُفيدُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً ...»[2]

مؤمنان خدمتگزار يكديگرند. عرض كردم: چگونه خدمتگزار يكديگرند؟ فرمود: به يكديگر فايده مى‌رسانند.

از مجموع اين دو دسته روايات، چنين برمى‌آيد كه خدمت، ارزش ذاتى دارد و خدمتگزارى به همه مردم اعم از مسلمان و كافر (با شرايطش) امرى پسنديده است، ليكن خدمت به مسلمانان از اهمّيت بيشترى برخوردار است.

خدمت به غير مسلمانان به جهت تأليف قلوب و جذب آنها به اسلام، اهمّيت بسزايى دارد، چنانكه در بعضى از ابواب فقه مانند زكات به آن اشاره شده و سهمى از زكات در اين جهت مصرف مى‌شود.

در سياست خارجى كشور اسلامى گاهى مى‌بينيم دولت جمهورى اسلامى به بعضى از كشورهاى غير اسلامى كمك بلاعوض مى‌كند و گاه در حوادث ناگوار همچون سيل، زلزله، قحطى و ... كمك‌هاى مالى فراوانى به نامسلمانان مى‌نمايد چنين كارى يكى از مصاديق خدمت است و با انگيزه الهى انجام مى‌گيرد؛ بله، اگر به غير مسلمانان خدمت شود امّا انگيزه الهى بر آن مترتّب نباشد، و باعث تقويت، شوكت و عزّت آنان در برابر

[1]- اصول كافى، مترجم، ج 3، ص 239

[2]- همان، ص 243