بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 44

وقتى مردم درباره آن اعمال سخن مى‌گويند و مرا به خاطر انجام آن مى‌ستايند لذّت مى‌برم. آيا اين اعمال از من پذيرفته است؟

پيامبر خدا6لحظاتى سكوت كرد و پاسخى نفرمود. در اين هنگام آيه فوق نازل شد و روشن ساخت كه تنها عملى مقبول درگاه خداوند است كه با اخلاص همراه باشد.[1]

بنابراين تا عمل انسان- حتّى كارهاى بسيار شايسته مثل نماز و جهاد- از روى اخلاص صورت نگيرد، عنوان عبادت و عمل صالح بر آن تطبيق نمى‌كند.

عبادت و اخلاص‌

عبادت خداوند و خلوص نيّت رابطه بسيار نزديكى با هم دارند، تا آنجا كه مى‌توان گفت لازم و ملزوم يكديگرند. اخلاص روح عبادت است و عبادت بدون اخلاص به‌سان كالبد بى‌جانى است كه هيچ‌گونه اثر مثبتى ندارد.

بنابراين، كارها تنها درصورتى كه با نيّت خالص و براى رضاى خدا انجام شود براى آدمى عبادت محسوب مى‌شود و خداوند در ازاى انجام آن به او اجر و پاداش عطا مى‌كند، از اين رو امام على7اخلاص عمل را نه‌تنها نوعى عبادت كه برترين عبادتها دانسته، مى‌فرمايد:

«افْضَلُ الْعِبادَةِ اخْلاصُ الْعَمَلِ»[2]

خالص‌كردن عمل، برترين عبادت‌هاست.

از آنچه ذكر شد مى‌توان چنين نتيجه گرفت كه كارهايى كه از انسان سرمى‌زند مادامى‌كه از انگيزه‌اى الهى سرچشمه نگرفته، فاقد ارزش معنوى است و هرگاه از پشتوانه اخلاص برخوردار شد ارزشمند شده و عبادت محسوب مى‌شود. به‌همين جهت رسول خدا6در نصايح خود به ابوذر غفارى قدس سره مى‌فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 70، ص 222

[2]- شرح غررالحكم و دررالكلم، جمال‌الدين خوانسارى، ج 2، ص 466


صفحه 45

«يا اباذَرٍّ! لِيَكُنْ لَكَ فى‌ كُلِّ شَىْ‌ءٍ نِيَّةٌ، حَتَّى فِى النَّوْمِ وَالْاكْلِ»[1]

اى اباذر، بايد در هر كارى حتّى در خوردن و خوابيدن قصد [ى الهى‌] داشته باشى (تا آن كار برايت عبادت محسوب شود و از ثواب آن بهره‌مند شوى).

نيّت نمودن در غذا خوردن و خوابيدن به اين معناست كه انسان مؤمن به‌هنگام خوردن و خوابيدن، قصد مى‌كند كه غذا مى‌خورم و يا مى‌خوابم تا نيرو بگيرم و بتوانم بهتر خدا را عبادت كنم و به بندگان خدا خدمت نمايم.

ناگفته پيداست كه وقتى انسان اعمال عبادى از قبيل نماز، روزه، حج و جهاد را براى رسيدن به هر هدف ديگرى جز رضاى خداوند، تقرّب به درگاه او و امتثال اوامرش انجام مى‌دهد در حقيقت، همان اهداف غير الهى خويش را پرستيده است. چنين فردى چگونه مى‌تواند انتظار داشته باشد كه صِرف حركات فيزيكى بدن، بدون توجّه روح و خلوص نيّت به او اعتلاى روحى بخشد و او را در رسيدن به كمالات معنوى يارى كند؟! اين‌گونه عبادت نه‌تنها تكامل بخش روح و جان آدمى نيست كه موجب گرفتارى و عذاب اخروى او نيز مى‌شود.

امام صادق7در اين باره مى‌فرمايد:

«يُجاءُ بِعَبْدٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ قَدْ صَلَّى، فَيَقُولُ: يا رَبِّ صَلَّيْتُ ابْتِغاءَ وَجْهِكَ فَيُقالُ: بَلْ صَلَّيْتَ لِيُقالَ: ما احْسَنَ صَلوةَ فُلانٍ، اذْهَبُوا بِهِ الَى النَّارِ»[2]

در روز قيامت بنده‌اى احضار مى‌شود كه اهل نماز بوده است؛ مى‌گويد: پروردگارا! من براى خشنودى تو نماز گزارده‌ام، به او گفته مى‌شود: تو نماز خواندى تا بگويند نماز فلانى چه نيكوست! او را به سوى آتش ببريد!

همچنين عاقلانه نيست كه انسان كارى را براى غير خدا انجام دهد و اجر و مزد خويش را از خداوند مطالبه كند. امام صادق7در اين باره مى‌فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 77، ص 84

[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 301


صفحه 46

«ايَّاكَ وَالرِّياءَ، فَأِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ الى‌ مَنْ عَمِلَ لَهُ»[1]

از خودنمايى بپرهيز! زيرا هر كه براى غير خدا كارى انجام دهد، خدا او را به همان‌كس وامى‌گذارد.

آيات قرآن كريم و روايات اسلامى بيانگر اين واقعيتند كه در قيامت گروهى از مردم، وقتى به نامه اعمال خويش مى‌نگرند، از بسيارى كارهاى شايسته كه در دنيا انجام داده‌اند در آن اثرى نمى‌بينند، وقتى علّت را جويا مى‌شوند به آنها گفته مى‌شود كه چون آنچه را مى‌گوييد براى خشنودى خدا و با اخلاص انجام نداده‌ايد، اكنون بابت آن كارها چيزى در نزد خداوند نداريد. رسول خدا6در نصيحتى به عبداللَّه بن مسعود مى‌فرمايد:

«يَابْنَ مَسْعُودٍ! اذا عَمِلْتَ عَمَلًا مِنَ الْبِرِّ وَ انْتَ تُريدُ بِذلِكَ غَيْرَ اللَّهِ فَلا تَرْجُ بِذلِكَ مِنْهُ ثَواباً، فَأِنَّهُ يَقُولُ: «فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً»[2]»[3]

اى پسر مسعود! هرگاه كار نيكى انجام دادى، درحالى‌كه مقصودت از آن كار غير خداست، براى آن از خداوند اميد پاداش نداشته باش! چرا كه خداوند مى‌فرمايد: در قيامت ميزانى براى آنها بر پا نخواهيم كرد.

نقش اخلاص در تكامل روح‌

در درسهاى گذشته تكامل روح را مهمترين هدف آفرينش دانستيم. اخلاص در تأمين اين هدف بزرگ و رساندن انسان به مقصد الهى خويش نقش مهمّى ايفا مى‌كند انسان مى‌تواند در پرتو خودسازى و عبادت خالصانه خداوند و پيروى از دستورات او به درجه‌اى از عزّت و اعتلاى روحى برسد كه به احدى جز خداوند اميدوار نباشد و چيزى جز عملكرد سوء خودش او را نترساند. على7در اين باره مى‌فرمايد:

«الْعِبادَةُ الْخالِصَةُ، انْ لا يَرْجُوَا الرَّجُلُ الَّا رَبَّهُ وَ لا يَخافَ الَّا ذَنْبَهُ»[4]

[1]- همان، ص 266

[2]- كهف( 18)، آيه 105

[3]- بحارالانوار، ج 77، ص 105

[4]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 144


صفحه 47

عبادت خالصانه آن‌است‌كه انسان‌جز به‌پروردگارش اميدوارنباشد و جز از- پيامد- گناهش نترسد.

اخلاص موجب مى‌شود كه انسان رضاى خداوند را ملاك انجام هر كارى قرار دهد و تمامى كنش‌ها، واكنش‌ها، اقدام‌ها و پرهيزهايش را با خشنودى او همسو و هماهنگ سازد، خدا را منشأ هر خير و بركتى بداند، اميد خود را از آنچه در دست ديگران است قطع كند، تنها به رحمت واسعه الهى اميدوار بوده و مشيّت او را در جهان نافذ و حاكم شمارد.

اخلاص در عبادت چنان علوّ همّتى به انسان مى‌دهد كه ديگر ستايش و نكوهش ديگران در اراده و عمل او تأثير نمى‌گذارد، مقام و ثروت بيكران او را به طمع نمى‌اندازد، تهديدهاى جانى و مالى او را از ادامه راهش باز نمى‌دارد، در پنهان و آشكار يكسان عمل مى‌كند و گفتار و كردارش با هم مطابق است و توقع هيچ پاداشى از ديگران ندارد.

از اين رو، رسول خدا6مى‌فرمايد:

«ما بَلَغَ عَبْدٌ حَقيقَةَ الْاخْلاصِ حَتَّى لا يُحِبَّ انْ يُحْمَدَ عَلى‌ شَىْ‌ءٍ مِنْ عَمَلٍ لِلَّهِ»[1]

هيچ بنده‌اى به حقيقت اخلاص دست نمى‌يابد مگر آن‌كه دوست نداشته باشد كه بر آنچه براى رضاى خدا انجام داده مورد ستايش قرار گيرد.

على7نيز مى‌فرمايد:

«مَنْ لَمْ يَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلانِيَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقالَتُهُ فَقَدْ ادَّى الْامانَةَ وَ اخْلَصَ الْعِبادَةَ»[2]

كسى كه پنهان و آشكارش و رفتار و گفتارش با هم هماهنگ باشد، امانت را ادا كرده و عبادت را خالص نموده است.

عباد مخلَص خداوند

پيامبران الهى و پيشوايان معصوم ما همگى اسوه‌هاى عملى اخلاص در عبادت‌

[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 304

[2]- نهج‌البلاغه، نامه 26، ص 884


صفحه 48

بوده‌اند. آن رادمردان در سراسر عمر خويش هرگز خود را به شرك و ريا نيالوده و گامى از مسير اخلاص بيرون ننهاده‌اند. آنان در خلوص نيت به حدّى دقيق و راسخ بودند كه نه‌تنها اعمال و عبادات خود را خالصانه انجام دادند كه روح و انديشه خويش را نيز براى خدا خالص ساختند.

از اين رو قرآن كريم از ايشان به عنوان «عباد مُخلَص خداوند» ياد مى‌كند و براى آنان حسابى ويژه مى‌گشايد؛ اين ويژگى را در آيات متعدّدى از قرآن كريم مى‌توان يافت. آنان در سايه اخلاص به درجه‌اى از كمال مى‌رسند كه از نفوذ وسوسه‌هاى شيطان، مصونيّت پيدا مى‌كنند،[1]خداوند هرگونه بدى و فحشا را از آنان دور مى‌سازد،[2]پاداش آنان با معيار عملشان سنجيده نمى‌شود، بلكه با معيار فضل و رحمت خداوند پاداش مى‌گيرند،[3]از عذاب خداوند ايمن هستند[4]و خدا را بهتر از ديگران مى‌شناسند.[5]

[1]- ص( 38)، آيه 83

[2]- يوسف( 12)، آيه 24

[3]- صافات( 37)، آيه 40

[4]- همان، آيه 74

[5]- همان، آيه 160


صفحه 49

پرسش‌

1- اخلاص را تعريف كنيد.

2- مهم‌ترين معيار ارزيابى اعمال انسان در پيشگاه خداوند چيست؟

3- رابطه عبادت و اخلاص را بيان كنيد.

4- نقش اخلاص را در تكامل روحى انسان بيان كنيد.

5- عباد مخلَص خداوند چه كسانى هستند و چه امتيازاتى دارند؟


صفحه 50

درس پنجم: خشوع در عبادت‌

يكى ديگر از فضايل ارزشمندى كه در حوزه مسائل مربوط به اخلاق عبادى مطرح است، «خشوع» در عبادت است. «خشوع» عبارت است از ابراز فروتنى و تذلّل باطنى و ظاهرى در قلب و جوارح، به‌گونه‌اى كه آرامشى توأم با تواضع، توجّه كامل به خداوند و انقطاع از غير او وجود انسان را فراگيرد.[1]

از رسول خدا6پرسيدند، خشوع چيست؟ حضرت فرمود:

«التَّواضُعُ فِى الصَّلاةِ وَ أَنْ يُقْبِلَ الْعَبْدُ بِقَلْبِهِ كُلِّهِ عَلى‌ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ»[2]

فروتنى در نماز و اين كه بنده با تمام قلبش متوجّه پروردگارش باشد.

امام خمينى قدس سره نيز در تبيين معناى خشوع مى‌فرمايد:

يكى از امورى كه از براى سالك در جميع عبادات، خصوصاً نماز كه سرامد همه عبادات است و مقام جامعيّت دارد لازم است، خشوع است و حقيقت آن عبارت است از خضوع تامّ ممزوج با حبّ يا خوف.[3]

گر چه مهم اين است كه عابد در حال نماز، ذكر و دعا در برابر خداوند خاشع باشد، ليكن اگر چنين حالتى همواره براى انسان حاصل شود و به‌صورت ملكه‌اى روحى درآيد و خُلق او گردد، بسى بهتر و ارزنده‌تر خواهد بود. در اين صورت انسان خود را در محضر و منظر خدا مى‌بيند و هر عملى را خاضعانه و خاشعانه به ياد او و براى او انجام مى‌دهد.

[1]- مجمع‌البحرين، طريحى، ج 1، ص 650

[2]- مستدرك الوسائل، ج 1، ص 98، آل‌البيت

[3]- آداب‌الصلوة، امام خمينى قدس سره، ص 13


صفحه 51

نقش خشوع در تكامل معنوى‌

خشوع به عنوان يك فضيلت ارزشمند، در اخلاق عبادى ارزش و جايگاه ويژه‌اى دارد و نقش عمده‌اى را در تكامل معنوى انسان ايفا مى‌كند، زيرا غرض اصلى از انجام عبادات، پيراستن روح از رذايل حيوانى و تعالى‌ بخشيدن به آن است و عبادت، هر چه با خلوص، صفا و توجّه بيشتر انجام شود اين هدف بزرگ بهتر تأمين مى‌شود و خشوع در عبادت از مهم‌ترين عواملى است كه در نيل انسان به هدف مزبور، تأثيرى غير قابل انكار دارد.

از اين رو قرآن كريم، خشوع قلبى را مرحله‌اى بالاتر از ايمان به خداوند دانسته با بيانى توبيخ‌آميز از مؤمنان مى‌خواهد كه در مرحله ايمان توقّف نكنند و با طىّ مدارج عالى‌ترِ كمال، در تحصيل اين فضيلت بزرگ بكوشند. در آيه‌اى از قرآن كريم، در اين باره چنين مى‌خوانيم:

«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ امَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ»[1]

آيا وقت آن نرسيده است، كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟!

همچنين در آيه‌اى ديگر، خشوع در نماز را شرط رستگارى مؤمنان دانسته و بدين وسيله نيز برترى خشوع را بر ايمان بيان داشته است:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَهُمْ فى‌ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ»[2]

مؤمنان رستگار شدند، آنان كه در نمازشان خاشعند.

خشوع قلبى، نقش عمده‌اى در رسيدن انسان به مقام والاى قرب الهى دارد. انسان مى‌تواند، با كسب اين فضيلت بزرگ به درجه‌اى از قرب و كمال معنوى برسد كه هر لحظه خدا را بخواند در خواستش مورد اجابت حضرت حق واقع شود.

خداوند به حضرت موسى7فرمود:

[1]- حديد( 57)، آيه 16

[2]- مؤمنون( 23)، آيات 1- 2