بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 72

پرسش‌

1- آثار دنيوى عبادت را بنويسيد.

2- تأثير عبادت را بر سلامت جسم و جان توضيح دهيد.

3- آثار اخروى عبادت را بنويسيد.

4- امام صادق7در مورد صورت‌هاى نورانى كه همراه مؤمن وارد قبر مى‌شوند چه فرمود؟

5- آثار كلّى و عمومى عبادت را بنويسيد.


صفحه 73

درس هشتم: آفات عبادت‌

آفت هر پديده‌اى، به نوع آن پديده، اجزاى تشكيل دهنده و شرايط وجودى آن بستگى دارد. آفات عبادت نيز با توجّه به تنوّع و گستردگى دامنه عبادتها متنوّع و گوناگون است. جهت‌گيرى‌هاى فكرى، گرايش‌هاى سياسى، تلاش‌هاى اقتصادى، لغزش‌هاى گفتارى، رذايل اخلاقى و ... زمينه‌هاى مختلفى هستند كه آفات عبادت مى‌تواند در آنها بروز و ظهور پيدا كند.

پيش از پرداختن به بيان آفت‌هاى عبادت تذكّر دو نكته ضرورت دارد.

يك نكته اينكه «آفات عبادت» چيزى غيراز «مبطلات عبادت» است كه در كتاب‌هاى فقهى به آن پرداخته مى‌شود و به شرايط صحّت عبادت مانند طهارت مربوط مى‌شود و اگر آن شرايط حاصل نشود عبادت از ريشه باطل است. در اين صورت مكلّف بايد آن شرايط را تحصيل كند و عبادت را دوباره به جا آورد، ولى «آفات عبادت» به شرايط قبول عبادت مربوط مى‌شود؛ به‌اين معنا كه عبادت آفت‌زده ممكن است، به‌ظاهر صحيح باشد و انجام آن، تكليف را از انسان ساقط كند، ليكن چنين عبادتى در پيشگاه خداوند متعال پذيرفته نمى‌شود و در نتيجه اثر مثبت و سازنده‌اى از خود بر روان آدمى باقى نمى‌گذارد.

نكته ديگر اينكه همه آفت‌ها از نظر آثار تخريبى كه روى انسان و عبادت او دارند، يكسان نيستند، برخى به‌همه عبادت‌ها آسيب مى‌رساند و برخى به پاره‌اى از آنها صدمه مى‌زند.

مهم‌ترين آفت‌هاى عبادت عبارتند از:

1- ريا

از نظر اسلام، ارزش يك عمل پيش از آنكه به نوع و كميّت آن بستگى داشته باشد به‌


صفحه 74

انگيزه انجام دهنده آن وابسته است. براساس قانون حاكم بر نظام ارزشى الهى، تنها عبادت‌هايى در پيشگاه خداوند پذيرفته است و انجام آنها موجب تقرّب بنده به پروردگارش مى‌شود كه انسان آنها را با انگيزه‌اى خالص و فقط براى جلب رضايت خداوند و اطاعت فرمان او انجام دهد. كسى كه در عبادت خداوند ديگرى را با او شريك كند، يا عبادت را با انگيزه‌اى غير از جلب رضايت الهى و اطاعت فرمان او انجام دهد، خداوند آن را نمى‌پذيرد. چنين فردى هم عبادتِ خود را تباه ساخته و هم خويشتن را در معرض خشم خدا قرار داده است.

آفت ريا كه از آن به «شرك خفى» تعبير مى شود، به قدرى خطرناك است كه به‌سان صاعقه‌اى نيرومند، خرمن اعمال انسان را مى‌سوزاند و اثرى از آن بر جاى نمى‌گذارد.

رسول خدا6در اين باره مى‌فرمايد:

«يُنادى‌ فِى الْقِيامَةِ: أَيْنَ الَّذينَ كانُوا يَعْبُدُونَ النَّاسَ؟ قُومُوا وَ خُذُوا اجُورَكُمْ مِمَّنْ عَمِلْتُمْ لَهُ، فَانّى‌ لا أَقْبَلُ عَمَلًا خالَطَهُ شَىْ‌ءٌ مِنَ الدُّنْيا»[1]

در (روز) قيامت خطاب مى‌شود: كسانى كه مردم را مى‌پرستيدند كجايند؟ برخيزيد و براى هر كس كار مى‌كرديد پاداشتان را از او بگيريد! زيرا من عملى را كه با چيزى از (اهداف) دنيا آميخته باشد نمى‌پذيرم.

2- عُجب‌

و آن عبارت است از اينكه انسان خود را به جهت كمالى كه در خويش مى‌يابد بزرگ بشمرد، خواه آن كمال واقعاً در او وجود داشته باشد يا وجود نداشته باشد.[2]

شادى و شگفتى از انجام عبادت و خود را قهرمان ميدان عمل دانستن و در پى آن ناز و كرشمه به خدا فروختن و خود را طاووس عليّين پنداشتن نشانه نادانى و كوته‌فكرى است، زيرا انسان خردمند و واقع‌بين با اندكى درنگ و انديشه به‌سادگى درمى‌يابد كه‌

[1]- مستدرك‌الوسائل، ج 1، ص 113

[2]- معراج‌السعاده، ملّا احمد نراقى، ص 198، انتشارات رشيدى


صفحه 75

نه‌تنها اصل و سرچشمه وجود او از خداست و از خود چيزى ندارد بلكه هدايت يافتن او به راه درست و توفيق انجام عبادت را نيز خدا به او ارزانى داشته است. بنابراين، بنده را چه جاى آن است كه بخواهد بر خداى خويش منّت گذارد و از عبادت دست و پا شكسته‌اى كه به جاى آورده احساس عُجب و افتخار كند؟ بلكه اين خود اوست كه بايد ممنون خداى مهربان باشد و هر چه توفيق عبادت بيشتر پيدا مى‌كند بر سپاس خويش به درگاه الهى بيفزايد. به قول سعدى:

بنده همان به كه ز تقصير خويش‌

عذر به درگاه خدا آورد

ور نه سزاوار خداوندى‌اش‌

كس نتواند كه به جا آورد

كسانى كه به لطف و عنايت خداوند، توفيق عبادت او را پيدا مى‌كنند خوب است از شر اين بيمارى خطرناك روحى همواره بر حذر بوده و بدانند كه عُجب دردى كشنده و آفتى بر باد دهنده است كه هستى و حيات عبادات و اعمال نيك را نابود مى‌كند و آنها را تباه مى‌سازد. امام على7در تبيين اين حقيقت مى‌فرمايد:

«مَنَ أُعْجِبَ بِعَمَلِهِ أَحْبَطَ أَجْرَهُ»[1]

كسى كه از عمل خويش شگفت‌زده شود اجر خويش را نابود كرده است.

بدبختانه بيمارى عجب، مصيبتى است كه بيشتر دامنگير افراد صالح و نيكوكار مى‌شود، زيرا بدكاران عمل صالحى ندارند تا بخواهند به آن افتخار كنند. امام صادق7در اين باره مثال جالبى زده است:

دو نفر وارد مسجد مى‌شوند يكى عابد و ديگرى گناهكار سپس در حالى از مسجد بيرون مى‌آيند كه گناهكار، دوست خدا و عابد، گناهكار است! زيرا عابد به عبادت خويش باليده و در انديشه آن بوده، ولى گناهكار در انديشه توبه و استغفار بوده و آمرزش گناهان را از خدا خواسته است.[2]

خطر ابتلا به بيمارى عجب از ريا هم بيشتر است، زيرا ريا وقتى محقّق‌

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 310

[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 316


صفحه 76

مى‌شود كه پاى شخص دوّمى در ميان باشد و او از عبادت انسان مطّلع شود، ولى عجب حالتى قلبى است كه حضور و اطّلاع ديگران در آن نقشى ندارد. همچنين عبادتى كه با عجب آميخته باشد، نه‌تنها ارتقاى معنوى انسان را در پى ندارد، بلكه موجب سقوط و بدبختى او نيز مى‌شود. از اين‌رو امام على7گناهى را كه به دنبال آن توبه و پشيمانى باشد از چنين عبادتى بهتر مى‌داند:

«سَيِّئَةٌ تَسُوؤُكَ خَيْرٌ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ»[1]

گناهى كه (زشتى آن) تو را پشيمان سازد از [عبادت و] كار نيكى كه تو را به عجب وا دارد بهتر است.

3- حرام‌خوارى‌

غذاى آلوده و حرام، قلب و روح انسان را سخت و تيره مى‌سازد و لذّت و شيرينى عبادت را از كام جان مى‌زدايد. ازاين‌رو شايسته است انسان در آنچه مى‌خورد دقّت كند.

قرآن كريم در بيان ضرورت دقّت در خوردنى‌ها مى‌فرمايد:

«فَلْيَنْظُرِ الْأِنْسانُ إِلى‌ طَعامِهِ»[2]

انسان بايد به غذاى خويش بنگرد.

رسول خدا6واقعيت حرامخوارى را با تمثيل جالبى چنين بيان مى‌كند:

«أَلْعِبادَةُ مَعَ أَكْلِ الْحَرامِ كَالْبِناءِ عَلَى الرَّمْلِ»[3]

عبادت با حرام‌خوارى مانند ساختمان‌سازى روى شن است.

به يغما بردن دسترنج ديگران، خوردن مال يتيمان، احتكار، گرانفروشى، كم‌فروشى، سرقت، حقوق‌گرفتن و كار نكردن و ... نمونه‌هايى از حرام خوارى است كه با روح عبادت‌

[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 321

[2]- عبس( 80)، آيه 24

[3]- بحارالانوار، ج 103، ص 16


صفحه 77

الهى منافات دارد.

4- منّت و اذيّت‌

آفت ديگرى كه قرآن كريم به آن تصريح مى‌كند منّت گذاشتن و آزار نمودن ديگران به خاطر عبادت است:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذى»[1]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! صدقه‌هاى خويش را با منّت و آزار باطل نكنيد.

در اين آيه، منّت و آزار، آفت صدقه (واجب يا مستحب) شمرده شده است.

احسان به ديگران كه نوعى عبادت است نتيجه چند مقدّمه است. يكى اينكه توانايى لازم براى انجام كار خير را خداوند به انسان مرحمت كرده است، ديگر اينكه خداوند بندگانش را در شرايطى قرار داده كه به كمك ما نيازمند شده‌اند و ديگر اينكه توفيق احسان نمودن به آنان را به ما ارزانى داشته است. توجّه به اين واقعيت‌ها از يك سو نشان مى‌دهد كه وقتى انسان موفّق مى‌شود به ديگران كمك كند، چقدر بايد خداى مهربان را سپاسگزار باشد و از سوى ديگر بيانگر اين نكته است كه اگر انسان پس از انجام صدقات و احسان به ديگران، بر آنان منّت بگذارد و خود را سبب اصلى رهايى و نيكبختى ايشان معرّفى كند، چه رفتار زشتى نسبت به خلق و خالق انجام داده است.

اذيّت و آزار مردم به خاطر انجام عبادت نيز موجب بى‌ارزش شدن آن مى‌شود. در احكام عبادى نمونه‌هاى متعدّدى از اذيّت ديگران را كه آفت عبادت محسوب شده مى‌توان يافت مانند عبور غير مجاز از زمين و زراعت مردم براى زودتر رسيدن به مقصد، نماز، قرآن و دعا خواندن با صداى بلند در زمان استراحت ديگران، نماز خواندن در محل عبور مردم، ايجاد مزاحمت براى عبادت ديگران و ... كه اينها نمونه‌ها و مصاديق بارزى از اين اذيّت‌هاست.

[1]- بقره( 2)، آيه 264


صفحه 78

5- غيبت‌

غيبت، گناه كبيره است و ارتكاب گناه كبيره انسان را از رحمت خدا دور مى‌كند و از لطف و عنايت او بى‌نصيب مى‌سازد. روايات فراوانى كه درج آنها در اين مختصر نمى‌گنجد، حاكى از آن است كه «غيبت» موجب انتقال ثواب اعمال صالح غيبت كننده به‌حساب غيبت شونده و نيز انتقال گناهان غيبت شونده به پرونده غيبت كننده مى‌گردد. پر واضح است كه با وجود چنين گناه عظيمى در زندگى انسان، عبادت و اعمال صالح او چه سرنوشتى پيدا مى‌كنند و چه نتيجه‌اى از آنها براى انسان باقى مى‌ماند. به تعبير حضرت على7:

«إِيَّاكَ وَالْغيبَةَ فَإِنَّها تُمَقِّتُكَ إِلَى اللَّهِ وَالنَّاسِ وَ تُحْبِطُ أَجْرَكَ»[1]

از غيبت بپرهيز كه تو را نزد خدا و مردم مبغوض و منفور ساخته و پاداش تو را نابود مى‌كند.

6- بدگمانى‌

سوء ظن به خدا و خلق عامل ديگرى است كه تار و پود عبادت را از هم مى‌گسلد.

شايسته است انسان با دلى صاف و تهى از كينه و گمان بد به عبادت برخيزد، زيرا دل بدگمان و خيال‌پرداز بر مسير عبادت خدا مستقيم نمى‌ماند و حق عبوديّت خدا را ادا نمى‌كند. در نتيجه عبادت آدمى فاسد و تباه مى‌گردد، چنان‌كه حضرت على7مى‌فرمايد:

«إِيَّاكَ انْ تُسيى‌ءَ الظَّنَّ، فَإِنَّ سُوءَ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْعِبادَةَ وَ يُعَظِّمُ الْوِزْرَ»[2]

از بدگمانى بپرهيز! زيرا عبادت را فاسد و گناه را بزرگ مى‌كند.

7- عدم ولايت‌

امام، ولىّ خدا، منصوب از طرف او و موجب اتّصال بنده با مولا و زمين با آسمان است و معرفت امام و پذيرش ولايت او از اساسى‌ترين شروط صحّت و قبول عبادت است. عبادت بدون ولايت به درگاه خدا پذيرفته نمى‌شود.

[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 287

[2]- همان، ص 308


صفحه 79

امام جعفر صادق7در اين باره مى‌فرمايد:

«لَوْ أَنَّ رَجُلًا قامَ لَيْلَهُ وَ صامَ نَهارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَميعِ مالِهِ وَ حَجَّ جَميعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ‌يَعْرِفْ وِلايَةَ وَلِىِّ اللَّهِ ... ما كانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ حَقٌّ فى‌ ثَوابِهِ»[1]

اگر كسى همه شب‌هايش را به نماز بگذراند و همه روزهايش را روزه بدارد و همه ثروتش‌را انفاق كند و همه عمرش را به حج برود، ولى ولايت ولىّ خدا را نشناسد، حق پاداش او بر خداوند ندارد.

8- گناه و معصيت‌

عبادت وقتى موجب تكامل روحى انسان مى‌شود كه با اطاعت همراه باشد. معصيت خدا را مرتكب شدن و پيشانى در برابرش بر زمين ساييدن به مسخره يا نفاق بيشتر شبيه است تا عبادت. از اين رو حضرت على7مى‌فرمايد:

«الا لا خَيْرَ فى‌ نُسُكٍ لا وَرَعَ فيهِ»[2]

آگاه باشيد! در اعمال عبادى كه با ورع و پرهيز توأم نباشد خيزى نيست.

9- جهالت و نادانى‌

عبادت تكامل بخش و سعادت آفرين، عبادتى آگاهانه و برخاسته از انديشه و تعقّل است. افراد نادان و بى‌اطّلاع يا كم‌اطّلاع، از آنجا كه هر لحظه در معرض انحراف و لغزش قرار دارند، عبادتشان چندان ارزشمند و مؤثر نيست، به همين جهت در برخى روايات، حتَّى خواب عالم از عبادت جاهل برتر شمرده شده است.[3]

حضرت على7در اين باره مى‌فرمايد:

«الا لا خَيْرَ فى‌ عِبادَةٍ لَيْسَ فيها تَفَقُّهٌ»[4]

آگاه باشيد در عبادتى كه با آگاهى همراه نيست خيرى وجود ندارد.

[1]- اصول كافى، ج 2، ص 19

[2]- همان، ج 1، ص 36

[3]- من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج 4، ص 367

[4]- بحارالانوار، ج 2، ص 48