بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 79

امام جعفر صادق7در اين باره مى‌فرمايد:

«لَوْ أَنَّ رَجُلًا قامَ لَيْلَهُ وَ صامَ نَهارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَميعِ مالِهِ وَ حَجَّ جَميعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ‌يَعْرِفْ وِلايَةَ وَلِىِّ اللَّهِ ... ما كانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ حَقٌّ فى‌ ثَوابِهِ»[1]

اگر كسى همه شب‌هايش را به نماز بگذراند و همه روزهايش را روزه بدارد و همه ثروتش‌را انفاق كند و همه عمرش را به حج برود، ولى ولايت ولىّ خدا را نشناسد، حق پاداش او بر خداوند ندارد.

8- گناه و معصيت‌

عبادت وقتى موجب تكامل روحى انسان مى‌شود كه با اطاعت همراه باشد. معصيت خدا را مرتكب شدن و پيشانى در برابرش بر زمين ساييدن به مسخره يا نفاق بيشتر شبيه است تا عبادت. از اين رو حضرت على7مى‌فرمايد:

«الا لا خَيْرَ فى‌ نُسُكٍ لا وَرَعَ فيهِ»[2]

آگاه باشيد! در اعمال عبادى كه با ورع و پرهيز توأم نباشد خيزى نيست.

9- جهالت و نادانى‌

عبادت تكامل بخش و سعادت آفرين، عبادتى آگاهانه و برخاسته از انديشه و تعقّل است. افراد نادان و بى‌اطّلاع يا كم‌اطّلاع، از آنجا كه هر لحظه در معرض انحراف و لغزش قرار دارند، عبادتشان چندان ارزشمند و مؤثر نيست، به همين جهت در برخى روايات، حتَّى خواب عالم از عبادت جاهل برتر شمرده شده است.[3]

حضرت على7در اين باره مى‌فرمايد:

«الا لا خَيْرَ فى‌ عِبادَةٍ لَيْسَ فيها تَفَقُّهٌ»[4]

آگاه باشيد در عبادتى كه با آگاهى همراه نيست خيرى وجود ندارد.

[1]- اصول كافى، ج 2، ص 19

[2]- همان، ج 1، ص 36

[3]- من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج 4، ص 367

[4]- بحارالانوار، ج 2، ص 48


صفحه 80

پرسش‌

1- آفات عبادت چه تفاوتى با مبطلات عبادت دارند؟

2- عُجب چيست؟

3- رسول خدا6عبادت همراه با حرام‌خوارى را به چه چيزى تشبيه كرده است؟

4- كسى كه به مردم احسان مى‌كند چرا بايد از خدا تشكّر كند؟

5- پنج نمونه از آفات عبادت را بيان كنيد.


صفحه 81

درس نهم: آثار ترك عبادت‌

همان‌گونه كه پرستش خداوند موجب رشد و اعتلاى روحى و معنوى انسان مى‌شود ترك عبادت نيز سقوط، زيان و انحطاط او را در پى خواهد داشت. سرپيچى از عبادت آفريدگار جهان، انسان را از صراط مستقيم الهى منحرف و زندگى مادّى، معنوى، دنيوى و اخروى او را قرين انحراف و بدبختى خواهد كرد.

در اين درس پاره‌اى از آثار شوم ترك عبادت را به‌اختصار بررسى مى‌كنيم.

الف- آثار دنيوى‌

1- زندگى تلخ و نكبت‌بار: وقتى انسان خود را در محضر و منظر خداوند مى‌بيند و سر تسليم و بندگى بر آستانش زمين مى‌سايد و باور مى‌كند كه همه اجزا و ذرّات عالم وجود در اين پرستش آگاهانه با او هماهنگ هستند، آرامش و نشاطى به او دست مى‌دهد كه در سايه آن، سختى‌ها و دشوارى‌هاى زندگى برايش آسان و قابل تحمّل مى‌شود، ولى قطع پيوند عبادى با خداوند به منزله جدا شدن از كاروان عظيم آفرينش و قدم گذاردن در بيراهه انحراف، گمراهى و تنهايى است. انسان خداپرست با هرگونه سختى و مصيبت مواجه شود چون خود را با مبدأ و منتهاى هستى مرتبط مى‌بيند احساس ضعف و تنهايى نمى‌كند، ولى كسى كه از پرستش خداوند، سر باز زده، هر اندازه هم از ناز و نعمت مادّى برخوردار باشد، از زندگى لذّت نمى‌برد، بلكه همواره احساس پوچى و سردرگمى مى‌كند.

قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد:


صفحه 82

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى‌ فَأِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً ...»[1]

هر كس از ياد من روى گردان شود زندگى سخت و تنگى خواهد داشت ...

2- اندوه دائمى: گمراهى و تنهايى ناشى از ترك عبادت، خود به خود نوعى وحشت و اندوه هميشگى را به انسان القا مى‌كند كه تا زنده‌است از چنگ آن رهايى نخواهديافت.

رسول خدا6در اين باره فرمود:

«إِذا قَصَّرَ الْعَبْدُ فِى الْعَمَلِ ابْتَلاهُ اللَّهُ تَعالى‌ بِالْهَمِّ»[2]

هرگاه بنده در انجام وظيفه- از جمله عبادت- كوتاهى كند خداوند او را به اندوه مبتلا مى‌سازد.

3- قساوت قلب: يكى ديگر از آثار ترك عبادت و قطع پيوند با خدا قساوت و سختى دل است. اين بيمارى خطرناك در اثر شكستن حريم قوانين الهى، دورى از خدا و ترك عبادت او به وجود مى‌آيد و در پى آن كار انسان به جايى مى‌رسد كه ديگر هيچ سخن حقّى در دلش نفوذ نمى‌كند گر چه با منطقى روشن و مستدل بيان شود و با فضيلت‌ترين انسانها آن را بگويد. رسول خدا6در اين باره فرمود:

«تَرْكُ الْعِبادَةِ يُقْسِى الْقَلْبَ؛ تَرْكُ الذِّكْرِ يُميتُ النَّفْسَ»[3]

ترك عبادت خداوند قلب را سخت مى‌كند و ترك ياد خداوند دل را مى‌ميراند.

4- خود فراموشى: آدمى در اثر غفلت از خداوند، ترك عبادت او و انحراف از مسير فطرت بتدريج به‌مرحله‌اى از گمراهى مى‌رسد كه «خود» را گم و يا فراموش مى‌كند و جسم خاكى خويش را كه «ناخود» است، «خود» مى‌پندارد. او در اين مرحله، همه تلاش خويش را مصروف رفاه و آسايش جسم مى‌كند و از تغذيه و اعتلاى روح خويش باز مى‌ماند.

خود فراموشى يكى از نشانه‌هاى بدبختى انسان است، چرا كه در اثر آن، فضايل و امتيازاتى را كه خداوند در وجود او قرار داده و به موجب آن او را بر ساير مخلوقات‌

[1]- طه‌( 20)، آيه 124

[2]- نهج‌الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاينده، ص 44، انتشارات جاويدان

[3]- ميزان الحكمه، محمد محمدى رى‌شهرى، ج 8، ص 239، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى


صفحه 83

برترى بخشيده از ياد مى‌برد و شخصيت و مقام خود را تا مرز حيوانيت پايين مى‌آورد.

قرآن كريم خدا فراموشى را كه نتيجه ترك عبادت است عامل اصلى خود فراموشى دانسته مى‌فرمايد:

«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»[1]

همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنان را به «خود فراموشى» مبتلا كرد؛ آنان همان تبهكارانند.

5- نزول بلا: ترك عبادت و اطاعت خداوند و خوددارى از كرنش دربرابر ذات اقدس او انسان را از سايه حفظ و حمايت الهى خارج مى‌سازد و او را در معرض هرگونه بلا و مصيبتى قرار مى‌دهد. نزول بلاها آنچنان انسان را به خود مشغول مى‌كند كه ديگر حال و فرصتى براى توبه، اصلاح و تزكيه نفس و بازگشت به عبادت خداوند برايش باقى نمى‌گذارد.

رسول خدا6اين بازتاب ترك عبادت را چنين ترسيم فرموده است:

«تَفَرَّغُوا لِطاعَةِ اللَّهِ وَ عِبادَتِهِ قَبْلَ أَنْ يُنْزِلَ لَكُمْ مِنَ الْبَلاءِ ما يَشْغَلُكُمْ عَنِ الْعِبادَةِ»[2]

براى طاعت و عبادت خداوند فراغت بجوييد پيش از آن كه بر شما بلايى فرو فرستد كه از عبادت بازتان دارد.

ب- آثار اخروى‌

لطف و رحمت الهى در اين جهان عموميت دارد و همه بندگان خدا را اعمّ از آنكه مؤمن باشند و او را عبادت كنند يا كافر باشند و از عبادت او سر باز زنند شامل مى‌شود؛ خداوند در اين جهان به همه بندگانش مى‌بخشد، به همه روزى مى‌دهد و همه را به‌سوى مصالحشان هدايت مى‌كند. از اين رو آثار ترك عبادت در اين جهان چندان ملموس و

[1]- حشر( 59)، آيه 19

[2]- تنبيه الخواطر( مجموعه ورام)، ج 2، ص 120، دار صعب، بيروت


صفحه 84

آشكار نيست و بيشترين گرفتارى‌ها و زيان‌هاى ناشى از ترك عبادت خداوند در جهان آخرت و پس از مرگ آشكار مى‌شود. اين بدبختى‌ها از لحظه قبض روح آغاز مى‌شود، در طول حيات برزخى و قيامت ادامه مى‌يابد و به عذاب جاويدان دوزخ منتهى مى‌گردد.

برخى از آنها عبارت است از:

1- حسرت و ندامت در لحظه مرگ: ماهى تا در آب است قدر آب را نمى‌داند.

زمانى به ارزش آب پى مى‌برد كه بين او و آب فاصله بيفتد. انسان نيز تا در اين دنياست و غرق در نعمت‌ها و الطاف الهى است، به ارزش اين نعمت‌ها پى نمى‌برد و از فرصتى كه خداوند به او داده بهره‌گيرى نمى‌كند، عبادت خدا را ترك مى‌گويد و گوهر گرانبهاى عمر را در راه معصيت او صرف مى‌كند. وقتى عمر انسان به پايان رسيد و دستش از اين جهان كوتاه شد. از خواب غفلت بيدار مى‌شود و به تاريكى سرنوشتى كه با دست خودش براى خويشتن رقم زده پى مى‌برد. در اينجاست كه با اندوه و پشيمانى به ياد فرصت‌هاى از دست رفته مى‌افتد و حسرت روزگار گذشته را مى‌خورد و آرزو مى‌كند به دنيا بازگردد و عبادات و اعمال صالحى را كه انجام نداده، تدارك كند، ليكن افسوس كه اين آرزو هرگز برآورده نمى‌شود و بازگشتى در كار نيست.

قرآن كريم حال چنين افرادى را در آغاز زندگى برزخى چنين ترسيم مى‌كند:

«حَتَّى اذا جآءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى‌ أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزخٌ الى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»[1]

(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مى‌دهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرا رسد مى‌گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترك كردم عبادت و عمل صالحى انجام دهم!» (ولى به او مى‌گويند:) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مى‌گويد (و اگر باز گردد، كارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند!

جالب آنكه اينان در جهنم نيز همين تقاضاى بازگشت به دنيا را مطرح مى‌كنند و

[1]- مؤمنون( 23)، آيات 99- 100


صفحه 85

بار ديگر پاسخ منفى مى‌شنوند. قرآن كريم در فاصله كوتاهى از آيات فوق درباره كسانى كه در جهنّم آرزوى خروج از آتش و بازگشت به دنيا را دارند و پاسخ قاطعى كه خداوند به آنها مى‌دهد چنين مى‌فرمايد:

«رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ قالَ اخْسَئُوا فيها وَ لا تُكَلِّمُونِ»[1]

(مى‌گويند:) پروردگارا! ما را از اين (دوزخ) بيرون آر، اگر بار ديگر تكرار كرديم قطعاً ستمگريم (و مستحق عذاب)! (خداوند) مى‌گويد: «دور شويد در دوزخ و با من سخن مگوييد!»

2- عذاب برزخى: عذاب قبر، نتيجه ديگر سرپيچى از فرمان خدا و ترك عبادت است. اين مصيبت از لحظه ورود به قبر شروع مى‌شود و مأموران الهى، آدمى را به خاطر ترك عمل واجب شكنجه و عذاب مى‌كنند.

3- كورى در قيامت: به تصريح قرآن كريم، كسانى كه از ذكر و عبادت خداوند اعراض كنند در قيامت كور وارد محشر مى‌شوند و اين علاوه بر زندگى سخت و نكبت‌بار آنان در دنياست:

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى‌ فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‌ قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنى‌ أَعْمى‌ وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ ءاياتُنا فَنَسيتَها فَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‌»[2]

و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا محشور مى‌كنيم، مى‌گويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردى؟ من كه بينا بودم!» مى‌فرمايد:

«آن‌گونه كه آيات من بر تو آمد و تو آنها را فراموش كردى امروز نيز تو فراموش خواهى شد.»

4- ورود به جهنم: بى‌اعتنايى به واجبات دينى و ترك عبادت خداوند موجب مى‌شود كه سرنوشت انسان به دوزخ و عذاب الهى منتهى شود و اين بدترين و خطرناك‌ترين پيامد ترك عبادت خداوند است، زيرا ديگر آثار شوم ترك عبادت هر

[1]- مؤمنون( 23)، آيات 107- 108

[2]- طه( 20)، آيات 124- 126


صفحه 86

اندازه هم كه دشوار و تحمّل ناپذير باشند سرانجام زمانشان سپرى مى‌شود و انسان از شرّ آنها آسوده مى‌گردد، ليكن عذاب دوزخ براى مستكبرانى كه از عبادت خدا سر باز مى‌زنند حتمى است. قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد:

«... إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى‌ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ»[1]

كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‌ورزند بزودى با ذلّت وارد دوزخ مى‌شوند.

امام صادق7نيز مى‌فرمايد:

«... لا يَنْظُرُاللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلى‌ عَبْدٍ وَ لا يُزَكّيهِ إِذاتَرَكَ فَريضَةً مِنْ فَرائِضِ‌اللَّهِ ...»[2]

خداوند به بنده‌اى‌كه يكى‌از واجبات‌را ترك نمايد نظر نمى‌كند و او را (از انحرافات) پاك نمى‌سازد.

[1]- مؤمن( 40)، آيه 60

[2]- ثواب الاعمال، ص 294