بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 83

برترى بخشيده از ياد مى‌برد و شخصيت و مقام خود را تا مرز حيوانيت پايين مى‌آورد.

قرآن كريم خدا فراموشى را كه نتيجه ترك عبادت است عامل اصلى خود فراموشى دانسته مى‌فرمايد:

«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»[1]

همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنان را به «خود فراموشى» مبتلا كرد؛ آنان همان تبهكارانند.

5- نزول بلا: ترك عبادت و اطاعت خداوند و خوددارى از كرنش دربرابر ذات اقدس او انسان را از سايه حفظ و حمايت الهى خارج مى‌سازد و او را در معرض هرگونه بلا و مصيبتى قرار مى‌دهد. نزول بلاها آنچنان انسان را به خود مشغول مى‌كند كه ديگر حال و فرصتى براى توبه، اصلاح و تزكيه نفس و بازگشت به عبادت خداوند برايش باقى نمى‌گذارد.

رسول خدا6اين بازتاب ترك عبادت را چنين ترسيم فرموده است:

«تَفَرَّغُوا لِطاعَةِ اللَّهِ وَ عِبادَتِهِ قَبْلَ أَنْ يُنْزِلَ لَكُمْ مِنَ الْبَلاءِ ما يَشْغَلُكُمْ عَنِ الْعِبادَةِ»[2]

براى طاعت و عبادت خداوند فراغت بجوييد پيش از آن كه بر شما بلايى فرو فرستد كه از عبادت بازتان دارد.

ب- آثار اخروى‌

لطف و رحمت الهى در اين جهان عموميت دارد و همه بندگان خدا را اعمّ از آنكه مؤمن باشند و او را عبادت كنند يا كافر باشند و از عبادت او سر باز زنند شامل مى‌شود؛ خداوند در اين جهان به همه بندگانش مى‌بخشد، به همه روزى مى‌دهد و همه را به‌سوى مصالحشان هدايت مى‌كند. از اين رو آثار ترك عبادت در اين جهان چندان ملموس و

[1]- حشر( 59)، آيه 19

[2]- تنبيه الخواطر( مجموعه ورام)، ج 2، ص 120، دار صعب، بيروت


صفحه 84

آشكار نيست و بيشترين گرفتارى‌ها و زيان‌هاى ناشى از ترك عبادت خداوند در جهان آخرت و پس از مرگ آشكار مى‌شود. اين بدبختى‌ها از لحظه قبض روح آغاز مى‌شود، در طول حيات برزخى و قيامت ادامه مى‌يابد و به عذاب جاويدان دوزخ منتهى مى‌گردد.

برخى از آنها عبارت است از:

1- حسرت و ندامت در لحظه مرگ: ماهى تا در آب است قدر آب را نمى‌داند.

زمانى به ارزش آب پى مى‌برد كه بين او و آب فاصله بيفتد. انسان نيز تا در اين دنياست و غرق در نعمت‌ها و الطاف الهى است، به ارزش اين نعمت‌ها پى نمى‌برد و از فرصتى كه خداوند به او داده بهره‌گيرى نمى‌كند، عبادت خدا را ترك مى‌گويد و گوهر گرانبهاى عمر را در راه معصيت او صرف مى‌كند. وقتى عمر انسان به پايان رسيد و دستش از اين جهان كوتاه شد. از خواب غفلت بيدار مى‌شود و به تاريكى سرنوشتى كه با دست خودش براى خويشتن رقم زده پى مى‌برد. در اينجاست كه با اندوه و پشيمانى به ياد فرصت‌هاى از دست رفته مى‌افتد و حسرت روزگار گذشته را مى‌خورد و آرزو مى‌كند به دنيا بازگردد و عبادات و اعمال صالحى را كه انجام نداده، تدارك كند، ليكن افسوس كه اين آرزو هرگز برآورده نمى‌شود و بازگشتى در كار نيست.

قرآن كريم حال چنين افرادى را در آغاز زندگى برزخى چنين ترسيم مى‌كند:

«حَتَّى اذا جآءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى‌ أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزخٌ الى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»[1]

(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مى‌دهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرا رسد مى‌گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترك كردم عبادت و عمل صالحى انجام دهم!» (ولى به او مى‌گويند:) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مى‌گويد (و اگر باز گردد، كارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند!

جالب آنكه اينان در جهنم نيز همين تقاضاى بازگشت به دنيا را مطرح مى‌كنند و

[1]- مؤمنون( 23)، آيات 99- 100


صفحه 85

بار ديگر پاسخ منفى مى‌شنوند. قرآن كريم در فاصله كوتاهى از آيات فوق درباره كسانى كه در جهنّم آرزوى خروج از آتش و بازگشت به دنيا را دارند و پاسخ قاطعى كه خداوند به آنها مى‌دهد چنين مى‌فرمايد:

«رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ قالَ اخْسَئُوا فيها وَ لا تُكَلِّمُونِ»[1]

(مى‌گويند:) پروردگارا! ما را از اين (دوزخ) بيرون آر، اگر بار ديگر تكرار كرديم قطعاً ستمگريم (و مستحق عذاب)! (خداوند) مى‌گويد: «دور شويد در دوزخ و با من سخن مگوييد!»

2- عذاب برزخى: عذاب قبر، نتيجه ديگر سرپيچى از فرمان خدا و ترك عبادت است. اين مصيبت از لحظه ورود به قبر شروع مى‌شود و مأموران الهى، آدمى را به خاطر ترك عمل واجب شكنجه و عذاب مى‌كنند.

3- كورى در قيامت: به تصريح قرآن كريم، كسانى كه از ذكر و عبادت خداوند اعراض كنند در قيامت كور وارد محشر مى‌شوند و اين علاوه بر زندگى سخت و نكبت‌بار آنان در دنياست:

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى‌ فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‌ قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنى‌ أَعْمى‌ وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ ءاياتُنا فَنَسيتَها فَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‌»[2]

و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا محشور مى‌كنيم، مى‌گويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردى؟ من كه بينا بودم!» مى‌فرمايد:

«آن‌گونه كه آيات من بر تو آمد و تو آنها را فراموش كردى امروز نيز تو فراموش خواهى شد.»

4- ورود به جهنم: بى‌اعتنايى به واجبات دينى و ترك عبادت خداوند موجب مى‌شود كه سرنوشت انسان به دوزخ و عذاب الهى منتهى شود و اين بدترين و خطرناك‌ترين پيامد ترك عبادت خداوند است، زيرا ديگر آثار شوم ترك عبادت هر

[1]- مؤمنون( 23)، آيات 107- 108

[2]- طه( 20)، آيات 124- 126


صفحه 86

اندازه هم كه دشوار و تحمّل ناپذير باشند سرانجام زمانشان سپرى مى‌شود و انسان از شرّ آنها آسوده مى‌گردد، ليكن عذاب دوزخ براى مستكبرانى كه از عبادت خدا سر باز مى‌زنند حتمى است. قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد:

«... إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى‌ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ»[1]

كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‌ورزند بزودى با ذلّت وارد دوزخ مى‌شوند.

امام صادق7نيز مى‌فرمايد:

«... لا يَنْظُرُاللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلى‌ عَبْدٍ وَ لا يُزَكّيهِ إِذاتَرَكَ فَريضَةً مِنْ فَرائِضِ‌اللَّهِ ...»[2]

خداوند به بنده‌اى‌كه يكى‌از واجبات‌را ترك نمايد نظر نمى‌كند و او را (از انحرافات) پاك نمى‌سازد.

[1]- مؤمن( 40)، آيه 60

[2]- ثواب الاعمال، ص 294


صفحه 87

پرسش‌

1- آثار دنيوى ترك عبادت را بنويسيد.

2- آثار اخروى ترك عبادت كدام است؟

3- چرا آثار اخروى ترك عبادت تحمّل ناپذير است؟

4- ازديدگاه قرآن‌كريم در چه‌مواقعى انسان‌هاى آلوده آرزوى بازگشت به‌دنيا را مطرح مى‌كنند؟

5- چرا خدا پرستان در برخورد با سختى و مصيبت احساس تنهايى نمى‌كنند؟


صفحه 88

درس دهم: اهتمام به نماز

نماز از اركان دين شمرده شده و در اسلام هيچ عملى پس از خداشناسى به پاى آن نمى‌رسد.[1]همچنين پذيرش عبادت‌هاى ديگر بستگى به پذيرفته شدن نماز دارد.[2]و نماز همچون نهر آبى است كه آلودگى گناه را از قلب مى‌زدايد.[3]حضرت على7درباره اهمّيّت نماز فرمود:

«اوصيكُمْ بِالصَّلاةِ وَ حِفْظِها، فَإِنَّها خَيْرُ الْعَمَلِ»[4]

شما را به نماز و حفظ آن سفارش مى‌كنم كه بهترين عمل است.

بديهى است كه با چنين اهمّيتى كه اين عبادت بزرگ دارد، خدا، پيامبر و ائمه معصومين:به‌طور جدّى و پى در پى مسلمانان را به بزرگداشت آن فرا مى‌خوانند و رسول خدا6و امامان معصوم:خود بدان سخت پايبند مى‌باشند.

آنچه در زير مى‌آيد، گوشه‌اى از تأكيد فراوان اسلام پيرامون نماز است.

الف- سفارش قرآن‌

قرآن مجيد در آيات فراوانى- حدود صد آيه- با تعبيرهاى گوناگون درباره اقامه نماز يا حدود و احكام آن سخن گفته است يا از نمازگزاران تمجيد نموده و بى‌نمازان را سخت توبيخ كرده. به‌طور مثال به رسول خدا6دستور مى‌دهد:

[1]- بحارالانوار، ج 69، ص 406

[2]- جامع احاديث الشيعه، ج 4، ص 6

[3]- همان، ص 14

[4]- بحارالانوار، ج 42، ص 249


صفحه 89

«وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلوةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْها»[1]

كسان خود را به نماز فرمان بده و بر نماز پايدارى كن.

در آيه ديگر مؤمنان را به آن سفارش كرده مى‌فرمايد:

«قُلْ لِعِبادِىَ الَّذينَ امَنُوا يَقُيمُوا الصَّلوةَ ...»[2]

به بندگان من كه ايمان آورده‌اند بگو نماز را به پا دارند.

ب- توجه ويژه معصومين7به نماز

آن برگزيدگان الهى در موقعيت‌هاى مناسب با سخنان شيواى خود به تشريح ابعاد وسيع نماز و نقش سازنده آن مى‌پرداختند و جايگاه ويژه آن را براى مسلمانان بيان مى‌كردند. در ميان فروع دين به هيچ مسأله‌اى به اندازه نماز اهمّيّت داده نشده است، حتى اولياى خدا هنگام ارتحال، آخرين سفارشى كه به مؤمنان مى‌كردند، توصيه به نماز بود. اهميت اين موضوع آنگاه روشن مى‌شود كه بدانيم هر انسانى در آخرين لحظات عمر خود سعى مى‌كند كه درباره بزرگترين و عزيزترين آرمان خويش سخن بگويد.

امام صادق7در آخرين وصايايش فرمود:

«أَحَبُّ الْأَعْمالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الصَّلاةُ وَ هِىَ آخِرُ وَصايَا الْأَنْبِياءِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ»[3]

نماز محبوبترين اعمال نزد خداوند و آخرين سفارش پيامبران است.

حضرت على7در وصيتنامه‌اش مى‌فرمايد:

«اللَّهَ اللَّهَ فِى الصَّلاةِ فَإِنَّها خَيْرُ الْعَمَلِ وَ إِنَّها عَمُودُ دينِكُمْ»[4]

[1]- طه( 20)، آيه 132

[2]- ابراهيم( 14)، آيه 31

[3]- من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 136

[4]- بحارالانوار، ج 42، ص 249


صفحه 90

خدا را خدا را (در نظر داشته باشيد) درباره نماز كه بهترين عمل و ستون دين شماست.

چگونه به نماز اهتمام ورزيم؟

شريعت مقدّس اسلام، براى هر چه باشكوهتر برگزار شدن اين واجب الهى، دستورهاى گوناگونى داده كه مهم‌ترين آنها به شرح زير است.

الف- رعايت آداب نماز

نماز، آداب و حدودى دارد كه رعايت آن بر نمازگزار لازم و ضرورى است و توجه و دقّت در آن نشانگر اهمّيت دادن او به نماز است. قرآن به مؤمنان دستور مى‌دهد:

«يا بَنى‌ آدَمَ خُذُو زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»[1]

اى فرزندان آدم! زينت‌هاى (مادى و معنوى) خود را هنگام رفتن به هر مسجدى با خود برداريد.

زينت‌هاى مادى شامل پوشيدن لباسهاى مرتب، پاك، تميز، شانه‌زدن موها، به كار بردن عطر و مانند آن مى‌شود و زينت‌هاى معنوى، صفات انسانى، ملكات اخلاقى، پاكى نيّت و اخلاص را در بر مى‌گيرد.[2]

امام رضا7در اين باره چنين فرموده است:

هرگاه بخواهى نماز به جاى آورى، در حال كسالت، خواب آلودگى، شتابزدگى و هواپرستى به نماز نايست، بلكه آن را با آرامش، وقار و هشيارى به پادار. و بر تو باد به افتادگى و فروتنى در برابر خداوند بزرگ، بر تو باد به واهمه و پريدگى رنگ، بين بيم و اميد ... همچون برده فرارى و سرافكنده در پيشگاه خدا بايست؛ پاهايت را استوار و قامتت را مستقيم بدار و به چپ و راست منگر، گويا او را مى‌بينى و اگر تو او را نمى‌بينى او تو را مى‌بيند و در وقت نماز با ريش خود و با هيچ يك از اعضاى بدنت بازى مكن.[3]

[1]- اعراف( 7)، آيه 31

[2]- تفسير نمونه، ج 6، ص 148، با اندكى تغيير

[3]- بحارالانوار، ج 84، ص 204