9. لقمان حكيم به فرزندش امر مىكند كه به هنگام سفر، در هر كارى با همسفران خود هماهنگى داشته باشد و براى تصميمات مختلف با آنان مشورت نمايد و با لبخند و سعه صدر با يكديگر برخورد كنند.[1]
10. «فبذل الزاد قلة الخلاف على من صحبك و كثرة ذكر اللَّه حسن الخلق المزاح فى غير المعاصى»[2]؛ «از آنچه به همراه داريد دوستان را بىبهره نسازيد و دشوارى و تلخىهاى سفر را بازگو نكنيد و مزاح و خوشرويى را فراموش نكنيد».
11. هرگز در مسافرت چيزى را به فال بد نگيريد.
12. در انتهاى سفر سوغاتى هر چند اندك براى دوستان و آشنايان در نظر بگيريد.
[1]. بحارالانوار، ج 76، ح 271.
[2]. ميزان الحكمه، ج 2، ص 1310.
تاريخ زيارت
زيارت رسمى است ديرينه و متداول ميان اقوام مختلف و در همه اديان و مذاهب وجود داشته و دارد. فقط شكل آن و اماكن و اشخاص فرق مىكند.
اگرچه زيارت در اسلام با آنچه در بوداييان، زرتشتيان و مسيحيان مىگذرد از نظر محتوايى و روش تفاوتهاى بنيادين دارد لكن چون برانگيخته از فطرت آدمى است و به انگيزهاى درونى انجام مىگيرد، گسترهاى به وسعت تمام اقوام و اديان دارد.
در بررسى اجمالى تاريخ زيارت از هزارسال پيش از ميلاد حضرت مسيح به زيارتگاهها و اماكن مقدسى بر مىخوريم كه اقوام آشور و بابل در شهرهاى «اور، سوسا، نىپور، آنسا» داشتند.
زيارت در مذهب هندو از قدمتى تاريخى برخوردار است و براى آن آدابى همچون شستشوى بدن قبل از زيارت و عطرآگين كردن خود و پوشش براى زنان و ... مقرر است. بزرگترين معابد
و زيارتگاههاى هندوها در شهر بنارس ميليونها زائر را به سوى خود جلب مىكند. در شهر (امريت سر) كه معبد طلائى معروف در آن وجود دارد تشريفات زيارت ديدنى است.
با اينكه گسترش و عموميت زيارت و زيارتگاههاى قديمى در كشورهاى آسيايى مانند چين، تبت، سيلان، هند، برمه، كره و ايران و ... حكايت از عمق و ريشهدار بودن اين سنّت در مشرق زمين مىكند، اما بايد دانست اختصاص به نژاد و يا سرزمينى خاص ندارد. زيرا يكى از آداب مهم مذهب در مسيحيت هم، زيارت اماكن مقدسه مىباشد.
اولين زيارتگاه مسيحيان فلسطين بود. و در شهرهاى اروپا قبرهاى قديسين به صورت زيارتگاه مطرح است.
در قرون وسطى كاروانهاى عظيمى از قلب اروپا براى زيارت بيتالمقدس به راه مىافتادند و به شدائد و مشكلات زيادى طى طريق مىكردند تا خود را به اورشليم برسانند.
رُم نيز بعد از بيتالمقدس بزرگترين زيارتگاهها را در خود جاى داده و زائران با نذر و نياز و دعا به آنجا مىروند.
زيارت در بين اهلسنّت نيز رواج دارد و فقهاى مذاهب اربعه اهلسنّت زيارت قبر نبىّ معظم اسلام صلى الله عليه و آله را از افضل مستحبّات مىدانند.
زيارت در قرآن
از آنجا كه در قرآن مجيد آمده است: «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ»[1]و هر آنچه براى پرورش و تربيت انسان لازم باشد بيان مىكند؛ به بررسى كوتاه پيرامون زيارت در آن مىپردازيم و به اشاراتى از آن بسنده مىكنيم.
«وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَدًا وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ»[2]؛ «هرگز بر هيچ مردهاى از آنان، نماز نخوان و بركنار قبرش (براى دعا و طلب آمرزش) نايست، چرا كه آنان به خدا و رسولش كافر شدند و در حال فسق از دنيا رفتهاند».
اين آيه دلالت بر مشروعيت زيارت مىكند. سنّت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آن بود كه بر جنازه مردگان نماز مىخواند و بر سر مزارشان مىايستاد و برايشان دعا و طلب مغفرت مىكرد.
لذا در اين آيه نسبت به اين عمل در خصوص كفار و منافقين نهى شده است.
[1]. نحل( 16)، آيه 89.
[2]. توبه( 9)، آيه 84.
«وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّاعَةَ لا رَيْبَ فيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا»[1]؛ «و اينچنين مردم را متوجه حال آنها (اصحاب كهف كه به صورت معجزه 309 سال در خواب بودند و سپس بيدار شدند و بعد از مدتى از خداوند تقاضاى مرگ كردند) كرديم، تا بدانند كه وعده خداوند (در مورد رستاخيز) حق است، و در پايان جهان و قيام قيامت شكى نيست، در آن هنگام كه ميان خود درباره كار خويش نزاع داشتند، گروهى مىگفتند بنايى بر آنان بسازيد (تا براى هميشه از نظر پنهان شوند و از آنها سخن نگوييد كه) پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است ولى آنها كه از رازشان آگاهى يافتند (و آن را معجزهاى بر رستاخيز ديدند) گفتند ما مسجدى در كنار (مدفن) آنها مىسازيم. (تا خاطره آنان فراموش نشود و مورد زيارت قرار گيرند)».
معلوم مىشود بعد از فوت اصحاب كهف مردم به زيارت آن قبور آمدند و به همين جهت بنا و مسجدى ساختند، و خداوند بعد از اين داستان از چنين عملى نهى نفرموده است. حتى با جمله«غلبوا على امرهم»ايشان را مورد تأييد قرار داده است.[2]به علاوه اين آيات كريمه بر جواز و مشروعيت ساختن مساجد و اماكن متبركه نزد قبور اولياى الهى و بزرگان را دلالت مىكند.
[1]. كهف( 18)، آيه 21.
[2]. الميزان، ج 3، ص 285.
زيارت در سنت نبوى صلى الله عليه و آله
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه وظيفه هدايت و تزكيه را به عهده دارد، خود پايهگذار زيارت قبور مؤمنين است. او كه «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى»[1]است و گفتار او براساس تعليم وحى الهى است، چگونه كردارش منطبق بر مكتب وحى نباشد؟
در ذيل به گوشهاى از سنت نبوى اشاره مىكنيم:
الف. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به زيارت قبر آمنه بنت وهب مادر بزرگوارشان رفت كه مزار ايشان در ميان راه مكه و مدينه در 27 مايلى جحفه واقع شده است. در واقعه حديبيه سال ششم هجرى، پيامبر صلى الله عليه و آله بر سر قبر آمنه رفت و گريست و آن را بازسازى و مرمت كرد. همچنين بعد از حجةالوداع قبر خود را زيارت كرد. اين خبر را محمدبن سعد در الطبقاتالكبرى نقل كرده و بحارالانوار[2]خبر را از شيخ مفيد نقل كرده است.[3]
[1]. نجم( 53)، آيه 3 و 4.
[2]. الميزان، ج 10، ح 441.
[3]. دايرة المعارف بزرگ اسلام، ج 5، ذيل ابواء.
ب. ابوهريره نقل مىكند پيامبر قبر مادر را زيارت كرد و گريست سپس فرمود: مرگ را به ياد بياوريد با زيارت كردن قبور مسلمين.[1]
ج. رسول خدا در ابتداء هر سال به زيارت شهداى احد مىرفتند و اينگونه زيارت مىكردند:«سلامٌ عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدّار»و ابوبكر و عمر و عثمان همچنين مىكردند.[2]
د. بلال بن رباح، مؤذن و صحابى خاص، براى زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله از شام به قصد مدينه منوره حركت كرد و زيارت نمود.[3]
ه. عايشه نقل مىكند پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: جبرييل نزدم آمد و گفت:
پروردگارت به تو امر مىكند در قبرستان اهل بقيع حاضر شوى و برايشان طلب آمرزش كنى، عايشه از پيامبر پرسيد چه بايد بگويم. فرمود: بگو «السلام على اهل الديار من المؤمنين و المسلمين يرحم الله المستقدمين منا و المستأخرين و انا ان شاء الله بكم لاحقون».[4]
و. انس بن مالك از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند هر كسى كه بعد از وفاتم مرا زيارت كند، چنان است كه در حال حيات زيارت
[1]. صحيح مسلم، ج 4، ص 64.
[2]. وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفى، چاپ 4. 3/ 932 به نقل از عبادبن ابىصالح.
[3]. الغدير، ج 5، ص 148 به نقل از اسناد اهل تسنن.
[4]. الغدير، ج 5، ص 170 به نقل از: صحيح مسلم.
كرده باشد و هر كس قبرم را زيارت كند روز رستاخيز شفاعتم او را واجب گردد.[1]
ز. حضرت فاطمه زهرا عليها السلام هر روز به زيارت قبر پدرش مىرفت و گريه مىكرد و مىفرمود: «پدرم! بر من مصائبى نازل شد كه اگر بر روزها نازل مىشد مبدّل به شب مىگشت»[2].
ح. على عليه السلام براى فاطمه زهرا عليها السلام خانهاى ساخت كه نامش بيتالاحزان بود و ايشان بيشتر اوقاتش را در قبرستان بقيع مىگذراندند.[3]
ضمناً از اين روايات معتبره معلوم مىشود حضور زنان در كنار مقابر هم بلامانع است.
[1]. الغدير، ج 5، ص 104.
[2]. تاريخ الخميس.
[3]. بحارالانوار، ج 43، ص 177.