بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 17

و زيارتگاه‌هاى هندوها در شهر بنارس ميليون‌ها زائر را به سوى خود جلب مى‌كند. در شهر (امريت سر) كه معبد طلائى معروف در آن وجود دارد تشريفات زيارت ديدنى است.

با اين‌كه گسترش و عموميت زيارت و زيارتگاه‌هاى قديمى در كشورهاى آسيايى مانند چين، تبت، سيلان، هند، برمه، كره و ايران و ... حكايت از عمق و ريشه‌دار بودن اين سنّت در مشرق زمين مى‌كند، اما بايد دانست اختصاص به نژاد و يا سرزمينى خاص ندارد. زيرا يكى از آداب مهم مذهب در مسيحيت هم، زيارت اماكن مقدسه مى‌باشد.

اولين زيارتگاه مسيحيان فلسطين بود. و در شهرهاى اروپا قبرهاى قديسين به صورت زيارتگاه مطرح است.

در قرون وسطى كاروان‌هاى عظيمى از قلب اروپا براى زيارت بيت‌المقدس به راه مى‌افتادند و به شدائد و مشكلات زيادى طى طريق مى‌كردند تا خود را به اورشليم برسانند.

رُم نيز بعد از بيت‌المقدس بزرگترين زيارتگاه‌ها را در خود جاى داده و زائران با نذر و نياز و دعا به آنجا مى‌روند.

زيارت در بين اهل‌سنّت نيز رواج دارد و فقهاى مذاهب اربعه اهل‌سنّت زيارت قبر نبىّ معظم اسلام صلى الله عليه و آله را از افضل مستحبّات مى‌دانند.


صفحه 18

زيارت در قرآن‌

از آنجا كه در قرآن مجيد آمده است: «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‌ءٍ»[1]و هر آنچه براى پرورش و تربيت انسان لازم باشد بيان مى‌كند؛ به بررسى كوتاه پيرامون زيارت در آن مى‌پردازيم و به اشاراتى از آن بسنده مى‌كنيم.

«وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَدًا وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ»[2]؛ «هرگز بر هيچ مرده‌اى از آنان، نماز نخوان و بركنار قبرش (براى دعا و طلب آمرزش) نايست، چرا كه آنان به خدا و رسولش كافر شدند و در حال فسق از دنيا رفته‌اند».

اين آيه دلالت بر مشروعيت زيارت مى‌كند. سنّت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آن بود كه بر جنازه مردگان نماز مى‌خواند و بر سر مزارشان مى‌ايستاد و برايشان دعا و طلب مغفرت مى‌كرد.

لذا در اين آيه نسبت به اين عمل در خصوص كفار و منافقين نهى شده است.

[1]. نحل( 16)، آيه 89.

[2]. توبه( 9)، آيه 84.


صفحه 19

«وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّاعَةَ لا رَيْبَ فيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا»[1]؛ «و اين‌چنين مردم را متوجه حال آن‌ها (اصحاب كهف كه به صورت معجزه 309 سال در خواب بودند و سپس بيدار شدند و بعد از مدتى از خداوند تقاضاى مرگ كردند) كرديم، تا بدانند كه وعده خداوند (در مورد رستاخيز) حق است، و در پايان جهان و قيام قيامت شكى نيست، در آن هنگام كه ميان خود درباره كار خويش نزاع داشتند، گروهى مى‌گفتند بنايى بر آنان بسازيد (تا براى هميشه از نظر پنهان شوند و از آن‌ها سخن نگوييد كه) پروردگارشان از وضع آنها آگاه‌تر است ولى آن‌ها كه از رازشان آگاهى يافتند (و آن را معجزه‌اى بر رستاخيز ديدند) گفتند ما مسجدى در كنار (مدفن) آن‌ها مى‌سازيم. (تا خاطره آنان فراموش نشود و مورد زيارت قرار گيرند)».

معلوم مى‌شود بعد از فوت اصحاب كهف مردم به زيارت آن قبور آمدند و به همين جهت بنا و مسجدى ساختند، و خداوند بعد از اين داستان از چنين عملى نهى نفرموده است. حتى با جمله‌«غلبوا على امرهم»ايشان را مورد تأييد قرار داده است.[2]به علاوه اين آيات كريمه بر جواز و مشروعيت ساختن مساجد و اماكن متبركه نزد قبور اولياى الهى و بزرگان را دلالت مى‌كند.

[1]. كهف( 18)، آيه 21.

[2]. الميزان، ج 3، ص 285.


صفحه 20

زيارت در سنت نبوى صلى الله عليه و آله‌

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه وظيفه هدايت و تزكيه را به عهده دارد، خود پايه‌گذار زيارت قبور مؤمنين است. او كه‌ «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‌. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‌»[1]است و گفتار او براساس تعليم وحى الهى است، چگونه كردارش منطبق بر مكتب وحى نباشد؟

در ذيل به گوشه‌اى از سنت نبوى اشاره مى‌كنيم:

الف. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به زيارت قبر آمنه بنت وهب مادر بزرگوارشان رفت كه مزار ايشان در ميان راه مكه و مدينه در 27 مايلى جحفه واقع شده است. در واقعه حديبيه سال ششم هجرى، پيامبر صلى الله عليه و آله بر سر قبر آمنه رفت و گريست و آن را بازسازى و مرمت كرد. هم‌چنين بعد از حجةالوداع قبر خود را زيارت كرد. اين خبر را محمدبن سعد در الطبقات‌الكبرى نقل كرده و بحارالانوار[2]خبر را از شيخ مفيد نقل كرده است.[3]

[1]. نجم( 53)، آيه 3 و 4.

[2]. الميزان، ج 10، ح 441.

[3]. دايرة المعارف بزرگ اسلام، ج 5، ذيل ابواء.


صفحه 21

ب. ابوهريره نقل مى‌كند پيامبر قبر مادر را زيارت كرد و گريست سپس فرمود: مرگ را به ياد بياوريد با زيارت كردن قبور مسلمين.[1]

ج. رسول خدا در ابتداء هر سال به زيارت شهداى احد مى‌رفتند و اين‌گونه زيارت مى‌كردند:«سلامٌ عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدّار»و ابوبكر و عمر و عثمان هم‌چنين مى‌كردند.[2]

د. بلال بن رباح، مؤذن و صحابى خاص، براى زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله از شام به قصد مدينه منوره حركت كرد و زيارت نمود.[3]

ه. عايشه نقل مى‌كند پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: جبرييل نزدم آمد و گفت:

پروردگارت به تو امر مى‌كند در قبرستان اهل بقيع حاضر شوى و برايشان طلب آمرزش كنى، عايشه از پيامبر پرسيد چه بايد بگويم. فرمود: بگو «السلام على اهل الديار من المؤمنين و المسلمين يرحم الله المستقدمين منا و المستأخرين و انا ان شاء الله بكم لاحقون».[4]

و. انس بن مالك از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مى‌كند هر كسى كه بعد از وفاتم مرا زيارت كند، چنان است كه در حال حيات زيارت‌

[1]. صحيح مسلم، ج 4، ص 64.

[2]. وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفى، چاپ 4. 3/ 932 به نقل از عبادبن ابى‌صالح.

[3]. الغدير، ج 5، ص 148 به نقل از اسناد اهل تسنن.

[4]. الغدير، ج 5، ص 170 به نقل از: صحيح مسلم.


صفحه 22

كرده باشد و هر كس قبرم را زيارت كند روز رستاخيز شفاعتم او را واجب گردد.[1]

ز. حضرت فاطمه زهرا عليها السلام هر روز به زيارت قبر پدرش مى‌رفت و گريه مى‌كرد و مى‌فرمود: «پدرم! بر من مصائبى نازل شد كه اگر بر روزها نازل مى‌شد مبدّل به شب مى‌گشت»[2].

ح. على عليه السلام براى فاطمه زهرا عليها السلام خانه‌اى ساخت كه نامش بيت‌الاحزان بود و ايشان بيشتر اوقاتش را در قبرستان بقيع مى‌گذراندند.[3]

ضمناً از اين روايات معتبره معلوم مى‌شود حضور زنان در كنار مقابر هم بلامانع است.

[1]. الغدير، ج 5، ص 104.

[2]. تاريخ الخميس.

[3]. بحارالانوار، ج 43، ص 177.


صفحه 23

فلسفه زيارت‌

زيارت،برقرار كردن ارتباط قلبى با حجّت خدا است و خود را در تشعشع فيض او قرار دادن است.

زيارت،ديدارى است مشتاقانه و عاشقانه در پيشگاه معشوقى كه او خود عاشق خداست.

زيارت،احترام و گرامى‌داشت مزور است و بزرگ شمردن بزرگان دين و اداى احترام به ساحت ايشان.

زيارت،جلوه‌اى از محبت و مودّت بر ولى خداست و در حقيقت بزرگداشت دين و علم است.

زيارت،رشته باورها و اعتقادات مذهبى است كه با احساسات پاك و عواطف عالى انسانى همراه مى‌گردد.

زيارت،نه پرستش مردگان بلكه ديدار زندگان حقيقى است با چشم دل؛ چرا كه انسان حقيقى الست فنا نشدنى و ماندگار؛ و فرمود: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ. فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[1]؛ «اى پيامبر!

[1]. آل عمران( 3)، آيات 169 و 170.


صفحه 24

هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‌اند مرده مپندار بلكه زنده‌اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند. آن‌ها به خاطر نعمت‌هاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است، خوشحالند».

و در آيه‌اى ديگر به متّقين اشاره‌اى مى‌كند و مى‌فرمايد:

«إِنَّ الْمُتَّقينَ فى جَنّاتٍ وَ نَهَرٍ. فى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ»[1]؛ «يقيناً پرهيزگاران در باغ‌ها و نهرهاى بهشتى جاى دارند. در جايگاه صدق نزد خداوند مالك مقتدر».

آن‌كه به مقام تقرب رسيده است و در كنار خداست، همان‌گونه كه براى خدا مرگى نيست جان متقى نيز مرگ ندارد و نه حقيقت مرگ فنا و نابودى است، بلكه شتافتن از مرحله‌اى به مرحله ديگرى است كه حيات حقيقى آنجاست.

«وَ إِنَّ الدّارَ اْلآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ»[2]؛ «و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است».

زيارت،حضور زائر عندالمزور است و در حقيقت پيوند روحى با ايشان است، لذا نزديكى و دورى معنا ندارد؛ هر جا اين حضور باشد آنجا مزار است و انسان زائر.

زيارت،هم‌چون عبادت ريشه در فطرت انسان‌ها دارد و نشانه آن مبارزات بسيارى است كه براى منع كردن از زيارت انجام شده‌

[1]. قمر( 54)، آيه 54.

[2]. عنكبوت( 29)، آيه 64.