بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 20

زيارت در سنت نبوى صلى الله عليه و آله‌

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه وظيفه هدايت و تزكيه را به عهده دارد، خود پايه‌گذار زيارت قبور مؤمنين است. او كه‌ «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‌. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‌»[1]است و گفتار او براساس تعليم وحى الهى است، چگونه كردارش منطبق بر مكتب وحى نباشد؟

در ذيل به گوشه‌اى از سنت نبوى اشاره مى‌كنيم:

الف. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به زيارت قبر آمنه بنت وهب مادر بزرگوارشان رفت كه مزار ايشان در ميان راه مكه و مدينه در 27 مايلى جحفه واقع شده است. در واقعه حديبيه سال ششم هجرى، پيامبر صلى الله عليه و آله بر سر قبر آمنه رفت و گريست و آن را بازسازى و مرمت كرد. هم‌چنين بعد از حجةالوداع قبر خود را زيارت كرد. اين خبر را محمدبن سعد در الطبقات‌الكبرى نقل كرده و بحارالانوار[2]خبر را از شيخ مفيد نقل كرده است.[3]

[1]. نجم( 53)، آيه 3 و 4.

[2]. الميزان، ج 10، ح 441.

[3]. دايرة المعارف بزرگ اسلام، ج 5، ذيل ابواء.


صفحه 21

ب. ابوهريره نقل مى‌كند پيامبر قبر مادر را زيارت كرد و گريست سپس فرمود: مرگ را به ياد بياوريد با زيارت كردن قبور مسلمين.[1]

ج. رسول خدا در ابتداء هر سال به زيارت شهداى احد مى‌رفتند و اين‌گونه زيارت مى‌كردند:«سلامٌ عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدّار»و ابوبكر و عمر و عثمان هم‌چنين مى‌كردند.[2]

د. بلال بن رباح، مؤذن و صحابى خاص، براى زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله از شام به قصد مدينه منوره حركت كرد و زيارت نمود.[3]

ه. عايشه نقل مى‌كند پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: جبرييل نزدم آمد و گفت:

پروردگارت به تو امر مى‌كند در قبرستان اهل بقيع حاضر شوى و برايشان طلب آمرزش كنى، عايشه از پيامبر پرسيد چه بايد بگويم. فرمود: بگو «السلام على اهل الديار من المؤمنين و المسلمين يرحم الله المستقدمين منا و المستأخرين و انا ان شاء الله بكم لاحقون».[4]

و. انس بن مالك از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مى‌كند هر كسى كه بعد از وفاتم مرا زيارت كند، چنان است كه در حال حيات زيارت‌

[1]. صحيح مسلم، ج 4، ص 64.

[2]. وفاءالوفاء باخبار دارالمصطفى، چاپ 4. 3/ 932 به نقل از عبادبن ابى‌صالح.

[3]. الغدير، ج 5، ص 148 به نقل از اسناد اهل تسنن.

[4]. الغدير، ج 5، ص 170 به نقل از: صحيح مسلم.


صفحه 22

كرده باشد و هر كس قبرم را زيارت كند روز رستاخيز شفاعتم او را واجب گردد.[1]

ز. حضرت فاطمه زهرا عليها السلام هر روز به زيارت قبر پدرش مى‌رفت و گريه مى‌كرد و مى‌فرمود: «پدرم! بر من مصائبى نازل شد كه اگر بر روزها نازل مى‌شد مبدّل به شب مى‌گشت»[2].

ح. على عليه السلام براى فاطمه زهرا عليها السلام خانه‌اى ساخت كه نامش بيت‌الاحزان بود و ايشان بيشتر اوقاتش را در قبرستان بقيع مى‌گذراندند.[3]

ضمناً از اين روايات معتبره معلوم مى‌شود حضور زنان در كنار مقابر هم بلامانع است.

[1]. الغدير، ج 5، ص 104.

[2]. تاريخ الخميس.

[3]. بحارالانوار، ج 43، ص 177.


صفحه 23

فلسفه زيارت‌

زيارت،برقرار كردن ارتباط قلبى با حجّت خدا است و خود را در تشعشع فيض او قرار دادن است.

زيارت،ديدارى است مشتاقانه و عاشقانه در پيشگاه معشوقى كه او خود عاشق خداست.

زيارت،احترام و گرامى‌داشت مزور است و بزرگ شمردن بزرگان دين و اداى احترام به ساحت ايشان.

زيارت،جلوه‌اى از محبت و مودّت بر ولى خداست و در حقيقت بزرگداشت دين و علم است.

زيارت،رشته باورها و اعتقادات مذهبى است كه با احساسات پاك و عواطف عالى انسانى همراه مى‌گردد.

زيارت،نه پرستش مردگان بلكه ديدار زندگان حقيقى است با چشم دل؛ چرا كه انسان حقيقى الست فنا نشدنى و ماندگار؛ و فرمود: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ. فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[1]؛ «اى پيامبر!

[1]. آل عمران( 3)، آيات 169 و 170.


صفحه 24

هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‌اند مرده مپندار بلكه زنده‌اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند. آن‌ها به خاطر نعمت‌هاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است، خوشحالند».

و در آيه‌اى ديگر به متّقين اشاره‌اى مى‌كند و مى‌فرمايد:

«إِنَّ الْمُتَّقينَ فى جَنّاتٍ وَ نَهَرٍ. فى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ»[1]؛ «يقيناً پرهيزگاران در باغ‌ها و نهرهاى بهشتى جاى دارند. در جايگاه صدق نزد خداوند مالك مقتدر».

آن‌كه به مقام تقرب رسيده است و در كنار خداست، همان‌گونه كه براى خدا مرگى نيست جان متقى نيز مرگ ندارد و نه حقيقت مرگ فنا و نابودى است، بلكه شتافتن از مرحله‌اى به مرحله ديگرى است كه حيات حقيقى آنجاست.

«وَ إِنَّ الدّارَ اْلآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ»[2]؛ «و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است».

زيارت،حضور زائر عندالمزور است و در حقيقت پيوند روحى با ايشان است، لذا نزديكى و دورى معنا ندارد؛ هر جا اين حضور باشد آنجا مزار است و انسان زائر.

زيارت،هم‌چون عبادت ريشه در فطرت انسان‌ها دارد و نشانه آن مبارزات بسيارى است كه براى منع كردن از زيارت انجام شده‌

[1]. قمر( 54)، آيه 54.

[2]. عنكبوت( 29)، آيه 64.


صفحه 25

و حال آن‌كه اين حركت فطرى روز به روز گسترده‌تر و وسيع‌تر مى‌شود.

زيارت‌شخصيتى مانند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بعنوان بزرگترين موحد و محبوب خدا در حقيقت زيارت خداست. همان‌طور كه اطاعت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اطاعت خداست و در اين باره قرآن كريم مى‌فرمايد: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ»[1]و بيعت با پيامبر را بيعت با خدا مى‌داند آنجا كه فرمود: «إِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّهَ»[2].

زيارت،نشانه ايمان، صداقت و قدرشناسى است و وسيله بالا بردن معارف و اخلاق انسانى مى‌باشد.

ديدگاه آيةاللَّه بهجت (ره)

متن ذيل از سخنان عارف عالى قدر حضرت آيةاللَّه العظمى بهجت (دام ظله العالى) است كه در مورد زيارت بيان گرديده است:

بسم الله الرحمن الرحيم‌

در مورد زيارت سه نظر وجود دارد:

نظر اول از وهابيان مى‌باشد. آن‌ها زيارت را شرك مى‌دانند.

گروه دوم اهل سنّت و عده‌اى از شيعيان هستند كه فكر مى‌كنند

[1]. نساء( 4)، آيه 80.

[2]. فتح( 48)، آيه 10.


صفحه 26

امام وفات كرده است. هنگامى كه به حرم حضرت رضا عليه السلام مى‌روند گويى به زيارت قبور مى‌روند! مى‌پندارند امام فوت كرده است!؟ نه امام را مى‌بينيم، نه فكر مى‌كنيم كه امام مى‌بيند! در اين مورد حالت بسيارى از ما همانند پيروان اهل سنّت است!

هنگامى كه به ديدن يكى از مسئولين عالى‌رتبه نظام مى‌رويم، مثلًا رئيس جمهور، چقدر در حركات خود دقت مى‌كنيم؟

در كلماتى كه مى‌گوييم دقت مى‌كنيم؟ نگاه خود را برنمى‌گردانيم، چرا كه خدمت اين مقام هستيم! اين مقام، ما را مى‌بيند! آيا همين مواظبت و دقت را در محضر امام رضا عليه السلام هم داريم؟ گويى به زيارت مرده‌اى مى‌رويم؟ حضرت رضا عليه السلام وفات كرده است!!

آيا معنى‌«اشهد انك تشهد مقامى و تسمع كلامى و ترد سلامى»را مى‌فهميد؟ گروه سوم امام را حىّ، حاضر، ناظر و قادر مى‌دانند.

امام عين‌الله ناظره است. مؤمن خدا را حاضر مى‌داند، واسطه خدا را هم حاضر مى‌داند. عينك داشته باشيم و ببينيم، مؤمن مى‌فهمد امام زنده است، ناظر است، قادر و مقتدر است. ائمه عليه السلام حاضرند! حاضرند! مى‌بينند! جواب مى‌دهند. اين‌ها ممتاز هستند، از ملائكه بالاتر هستند. التفات ما كم است!

حرم مى‌رويم و مى‌آييم فكر مى‌كنيم كسى ما را نديده است؟

ملائكه از ما غافل نيستند. ما را مى‌بينند!


صفحه 27

فوائد زيارت‌

در باب زيارت فوائد بسيارى وجود دارد كه مختصراً به گوشه‌اى از آنها اشاره مى‌كنيم.

الف. بعد تربيتى و اخلاقى‌

1. احترام به شخصيت‌هاى بزرگ دينى-/ مذهبى؛

2. انگيزه براى اتصاف به صفات اولياء خدا؛

3. پرورش حالت خضوع و خشوع؛

4. احساس نشاط و پشتوانه‌اى معنوى؛

5. مضامين عاليه زيارت مأثوره القاء كننده معارفى عميق مى‌باشد؛

6. حالت توبه و بازگشت به سوى خدا.

ب. بعد معنوى و دينى‌

1. عبادت و ارتباط با خدا و ولى خدا؛

2. ايجاد روحيه شهادت‌طلبى و جهاد در راه خدا؛

3. بيعت و تجديد پيمان با نبى صلى الله عليه و آله و با امام عليه السلام و دين؛

4. اميد به آمرزش گناهان؛