5. تسبيح و حمد خداوند و فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله و استغفرالله ربى و اتوب اليه.
«إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليمًا»[1].
6. خواندن اذن دخول و اجازه ورود خواستن.
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ»[2].
7. هرگاه ضريح مطهر را ديديد قبل از شروع به خواندن زيارت ذكر«الله اكبر»را چندين بار تكرار كنيد.
«وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيرًا»[3].
8. چنانچه عذرى ندارد زيارت را ايستاده بخواند.
9. خواندن زيارات مأثورهاى همچون «اميناللَّه، جامعهكبيره، صلوات خاصه ...».
10. هنگام خواندن زيارت صداى خود را بلند نكند.
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ»[4].
11. دو ركعت نماز زيارت پس از اتمام زيارت.
«قُلْ لِعِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُنْفِقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ
[1]. احزاب( 33)، آيه 56.
[2]. احزاب( 33)، آيه 53.
[3]. اسراء( 17)، آيه 111.
[4]. حجرات( 49)، آيه 2.
سِرًّا وَ عَلانِيَةً»[1].
12. تلاوت آياتى از كلامالله مجيد (قرآن) و هديه به روح مقدس امام عليه السلام.
«فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»[2].
13. عزم و تصميم بر ترك گناه و توبه در حضور امام عليه السلام.
«تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً»[3].
14. مهمترين ادب زيارت، حضور قلب نسبت به ياد خدا و فروتنى و تواضع به درگاه اولياى خدا مىباشد.
«ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ»[4]؛ «و [نيز به يادآريد] هنگامى را كه گفتيم:
«بدين شهر درآييد، و از [نعمتهاى] آن، هر گونه خواستيد، فراوان بخوريد، و سجدهكنان از در [بزرگ] درآييد؛ و بگوييد:
[خداوندا،] گناهان ما را بريز. تا خطاهاى شما را ببخشاييم، و [پاداش] نيكوكاران را خواهيم افزود».
[1]. ابراهيم( 14)، آيه 31.
[2]. مزمل( 73)، آيه 20.
[3]. تحريم( 66)، آيه 8.
[4]. بقره( 2)، آيه 58.
نكتهها و پيامها
«ادْخُلُوا الْبابَ»دستور به حركت و ورود، حكايت از اهميت و لزوم همت و تلاش براى فراهمسازى زمينههاى سفر به مكانهاى مقدس دارد.
«سُجَّداً»بر لزوم تواضع و فروتنى هنگام انجام زيارت تأكيد دارد.
«قُولُوا»خداوند مىفرمايد: «بگوييد» يعنى خودتان را به اين حد از آمادگى و پذيرش برسانيد كه اعتراف كنيد و دعا كنيد.
«حِطَّةٌ»گناهان ما را بريز.
«نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ»نتيجه ورود همراه با تواضع و دعا و اعتراف به درگاه الهى، بشارت آمرزش خطاهاست.
«وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ»البته چه بسا زائران انسانهاى پاك و به دور از خطاها باشند كه در اين صورت زيارت موجب ترفيع درجات و افزايش پاداش مىشود.
در پايان دعا جهت سلامتى و فرج امام زمان زمان عليه السلام و حفظ نظام اسلامى و طلب رحمت و آمرزش براى همه مسلمانان و سفارشكنندگان انجام گيرد.
چگونگى زيارت
«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً»[1]؛ «خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستند. اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر او درود فرستيد و به فرمانش به خوبى گردن نهيد».
مقام پيامبر صلى الله عليه و آله [و امامان عليهما السلام] آن قدر والا است كه خداوند متعال و فرشتگان به او درود مىفرستند. از اين رو مؤمنان نيز وظيفه دارند كه بر پيامبران [و امامان] صلوات بفرستند و تسليم باشند.
- صلوات خداوند به معناى نزول رحمت بر پيامبر و امامان عليهما السلام.
- صلوات فرشتگان به معناى استغفار براى پيامبر و امامان عليهما السلام.
- صلوات مؤمنان به معناى دعا و طلب رحمت براى پيامبر و امامان عليهما السلام.
مهمترين ركن زيارت عرض سلام و صلوات به پيامبر صلى الله عليه و آله
[1]. احزاب( 33)، آيه 56.
و امامان و اولياى الهى عليهما السلام است. به طورى تحقق زيارت با عبارت«السلام عليك و رحمةاللَّه و بركاته»انجام مىگيرد و براساس آيه شريفه «وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً»[1]؛ «و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتى] بهتر از آن درود گوييد، يا همان را [در پاسخ] برگردانيد، كه خدا همواره به هر چيزى حسابرس است».
از اين رو در پرتو زيارت، ارتباط معنوى و فزاينده ميان زائر و زيارت شونده برقرار مىشود. به طورى كه زائر با تمام احساس مىگويد:«اشهدُ انّكم تَرونَ مقامى و تسمعون كلامى و تردّون سلامى»؛ «گواهى مىدهم كه شما، جايگاه مرا مىبينيد و سخنان مرا مىشنويد و سلام مرا جواب مىدهيد». اينجاست كه حاجتها و راز و نيازها به زبان مىآيد و پاسخها و برآورده شدنها «انشاءاللَّه» به ثمر مىرسد. چنان كه در قرآن مجيد مىخوانيم:
«فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍمُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ»[2]؛ «پس چون [برادران] بر او وارد شدند، گفتند: اى عزيز، به ما و خانواده ما آسيب رسيده است و سرمايهاى ناچيز آوردهايم.
بنابراين پيمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق كن كه خدا صدقهدهندگان را پاداش مىدهد».
[1]. نساء( 4)، آيه 86.
[2]. يوسف( 12)، آيه 88.
تجديد عهد و پيمان
«زيارت» در شيعه، عبادتى است داراى ابعاد بسيار: انسان را در مسير «اللَّه» حركت مىدهد و توجه او را به ذات اقدسش بسيار مىكند؛ او را هم رنگ و پيرو معصومان قرار مىدهد؛ روح و روانش را از زنگار گناهان و آلودگىها پاك مىكند و خلوص و طهارت را جانشين آن مىسازد. همچنين او را در جهت كارهاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى راهنمايى مىكند و از همه مهمتر راه و روشن چگونه زيستن را به او مىآموزد. پس زائر بايد در محضر ائمه عليهم السلام تعهد نمايد كه دست به زشتى گناه نيالايد و پيمان ببندد كه بنده راستين خدا و پيرو واقعى آنان باشد.
اذن دخول
آيةاللَّه بهجت در اين زمينه مىفرمايد:
«زيارت شما قلبى باشد. در موقع ورود، اذن دخول بخواهيد، اگر حال داشتيد به حرم برويد. هنگامى كه از حضرت رضا عليه السلام اذن دخول مىطلبيد. مىگوييد:«أ أدخلُ يا حجّةاللَّه؟»؛ «اى حجت خدا:
آيا وارد شوم؟» به قلبتان مراجعه كنيد و ببينيد آيا تحولى در آن به وجود آمده و تغيير يافته است يا نه؟ اگر تغيير حال در شما بود، حضرت عليه السلام به شما اجازه داده است.
اذن دخول حضرت سيدالشهدا عليه السلام گريه است؛ اگر اشك آمد، امام حسين عليه السلام اذن دخول دادهاند و وارد شويد. اگر حال داشتيد،
به حرم وارد شويد، اگر هيچ تغييرى در دل شما به وجود نيامد و ديديد حالتان مساعد نيست، بهتر است به كار مستحبى ديگر بپردازيد. سه روز، روزه بگيريد و غسل كنيد و بعد به حرم برويد و دوباره از آن حضرت اجازه ورود بخواهيد».
آيةاللَّه بيدآبادى نيز مىنويسد:
«تا زمانىكه شوق و ميل باطنى، به زيارت و دعا دارى، در حرم باش و زمانى كه ميل تو، به سستى گراييد؛ بلافاصله از حرم خارج شو كه ذكر نگفتن بهتر است از ذكرى كه با غفلت و بىتوجهى به محتواى ذكر همراه باشد»[1].
«در حرم مطهّر براى پدر و مادرت و نيز كسانى كه حقى بر تو دارند (مانند بزرگان دين واساتيد و خويشاوندان و دوستان) دعا و طلب رحمت نماى»[2].
ادب و تشرّف
تشرف امام خمينى به حرم مطهّر اميرالمؤمنين عليه السلام با آن آداب خاص و زيارت حضرت نيز شايان توجه است. با كمال ادب و متانت، اذن دخول مىخواندند؛ سپس از طرف پايين پا وارد حرم مىشدند و مقيد بودند كه از بالاى سر مطهر حضرت امير عليه السلام عبور نكنند و هنگامى كه مقابل ضريح مطهّر مىرسيدند،
[1]. پيام حوزه، شماره 6.
[2]. همان.
زيارت «اميناللَّه» يا زيارت ديگرى را با نهايت اخلاص مىخواندند، بعد دوباره به طرف پايين پا بر مىگشتند و در گوشهاى از حرم نشسته، نماز، زيارت و دعا مىخواندند.
باز دو ركعت نماز مىخواندند و سپس برمىخاستند و با رعايت آداب و اخلاص تمام، از حرم مطهر خارج مىشدند. در ايام زيارتى و جمعهها برنامه منظّمى براى دعا و نيايش و نماز و قرآن داشتند كه اگر كار يك نفر فقط همين باشد، نمىتواند به اين منظّمى برنامه عبادتش را اجرا كند[1].
مرحوم آقاى املايى، نقل مىكرد:
«روزى در حرم مطهّر حضرت امام حسين عليه السلام، امام خمينى را ديدم كه در ميان انبوه زائران گير كردهاند و نمىتوانند قدمى به پيش بگذارند؛ جلو دويدم و با كنار زدن مردم راه را براى ايشان باز كردم. امام با اعتراض و ناراحتى مرا از اين كار منع كردند؛ ولى من بىتوجه، به كار خود ادامه دادم ناگهان متوجه شدم كه امام از مسيرى كه من براى ايشان باز كردهام، نيامده و تغيير مسير دادهاند و در لابهلاى جمعيت به راه خود ادامه مىدهند»[2].
[1]. همان، ج 4، ص 12.
[2]. همان، ص 172 و 173.