زيارت «اميناللَّه» يا زيارت ديگرى را با نهايت اخلاص مىخواندند، بعد دوباره به طرف پايين پا بر مىگشتند و در گوشهاى از حرم نشسته، نماز، زيارت و دعا مىخواندند.
باز دو ركعت نماز مىخواندند و سپس برمىخاستند و با رعايت آداب و اخلاص تمام، از حرم مطهر خارج مىشدند. در ايام زيارتى و جمعهها برنامه منظّمى براى دعا و نيايش و نماز و قرآن داشتند كه اگر كار يك نفر فقط همين باشد، نمىتواند به اين منظّمى برنامه عبادتش را اجرا كند[1].
مرحوم آقاى املايى، نقل مىكرد:
«روزى در حرم مطهّر حضرت امام حسين عليه السلام، امام خمينى را ديدم كه در ميان انبوه زائران گير كردهاند و نمىتوانند قدمى به پيش بگذارند؛ جلو دويدم و با كنار زدن مردم راه را براى ايشان باز كردم. امام با اعتراض و ناراحتى مرا از اين كار منع كردند؛ ولى من بىتوجه، به كار خود ادامه دادم ناگهان متوجه شدم كه امام از مسيرى كه من براى ايشان باز كردهام، نيامده و تغيير مسير دادهاند و در لابهلاى جمعيت به راه خود ادامه مىدهند»[2].
[1]. همان، ج 4، ص 12.
[2]. همان، ص 172 و 173.
احترام به زائر
حضرت آيةاللَّه ميرزا جواد آقا تهرانى مىگويد:
از تهران با اتوبوس عازم مشهد بودم ... مسافر جوانى كه كنار من نشسته بود خوابش گرفت و كم كم سرش را روى شانه من گذاشت و به خواب ناز رفت. چند دقيقهاى اين وضع را تحمّل نمودم، امّا ديدم خيلى خسته هستم و هر طورى شده بايد خودم را كنترل كنم كه مبادا خوابم ببرد! حتّى مراقب بودم كه چُرت هم نزنم بالاخره تا صبح نخوابيدم و حتى چرت هم نزدم و آن شخص جوان الحمدللَّه تا مشهد خوابيد و من تمام شب را بيدار بودم و تا صبح محافظ او بودم و شانهام را به همان صورت كه او خوابيده بود نگه داشتم كه مبادا به سبب تكان دادن شانه، او از خواب بيدار شود و موجب اذيتش شود[1].
[1]. خاطراتى از آيينه اخلاق، ص 39.
بيانى كوتاه در شناخت حضرت ثامنالحجج عليه السلام
امام هشتم شيعيان حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام در يازدهم ذيعقده سال 148 هجرى در مدينه منوّره متولد شدند.
پدر بزرگوارشان حضرت موسى بن جعفر عليه السلام و مادر گراميش «تكتم» نجمه نام داشتند.
نام آن حضرت «على» و كينهاش «ابوالحسن» و به «رضا» ملقب بودند.
پس از شهادت پدرشان در سن 35 سالگى به امامت و زعامت نايل آمدند و ناخداى كشتى نجات بشر شدند تا آن را از امواج سهمگين و پرخطر بىعدالتىهاى عباسيان به ساحل آرام قسط و عدل هدايت كنند.
دوران بيست ساله امامت ايشان همزمان با خلافت سه خليفه عباسى بوده، ده سال نخست خلافت هارونالرشيد و پنج سال بعد، خلافت محمدامين فرزند هارون و پنج سال پايانى در خلافت مأمون گذشت.
مأمون در خراسان براى خاموش كردن نارضايتى طرفداران
امام عليه السلام و برجسته كردن روحيات علمى و معنوى دربار خود، و همچنين نشان دادن اقبال امام عليه السلام به دنيا تصميم گرفت تا حضرت را به مرو دعوت نمايد.
امام رضا عليه السلام ابتدا نپذيرفتند اما پس از تهديد و اجبار پذيرفته و سپس كنار قبر منور رسول اكرم صلى الله عليه و آله رفتند و با اهلبيت خود وداع كردند و از طريق بصره، خرمشهر، اهواز، اراك، قم، رى و نيشابور در دهم شوال سال 201 هجرى قمرى به مرو وارد شدند.
بيش از دو سال در خراسان نبودند كه در روز جمعه آخر صفر سال 203 هجرى قمرى به دستور مأمون توسط زهر مسموم و شهيد شدند.
فضليت زيارت ثامن الحجج عليه السلام
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
به زودى پارهاى از تن من در زمين خراسان دفن مىشود.
مؤمنى او را زيارت نمىكند جز اينكه خداوند بهشت را بر او واجب مىكند و پيكرش را بر آتش حرام مىگرداند.[1]
امام صادق عليه السلام
«هر كس امام رضا عليه السلام را زيارت كند گويا رسول خدا صلى الله عليه و آله را زيارت كرده است».[2]
[1]. سفينة البحار، ج 3، ص 492.
[2]. وسايلالشيعه، ج 10، ص 434.
امام رضا عليه السلام
«ان زوار قبرى لاكرم الوفود على الله يوم القيامه و ما من مؤمن يزورنى فتصيب وجهه قطره من الماء الا حرم الله تعاليل جسده على النار»[1]؛ «زائران قبر من هنگام بار يافتن به ميهمانى خداوند روز قيامت از همه گرامىتر خواهند بود و هيچ مؤمنى نيست كه زيارت كند مرا و قطره اشكى (سختى آب و هوا و باران) بر صورتش بغلطد مگر اينكه خداى تعالى تن او را بر آتش حرام نمايد».
«من زارنى و هو يعرف ما اوجب الله تعالى من حقى و طاعتى فانا و آبائى شفعاوه يوم القيامه، و من كنا شفعاوه نجا»[2]؛ «هر كه مرا زيارت كند، در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر او واجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قيامت شفيع او هستيم، و هر كه ما شفيع وى باشيم نجات يابد».
«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتيته يوم القيامه فى ثلاثه مواطن حتى اخلطه من اهوالها. اذا تطايرت الكتب يمينا و شمالا، و عندالصراط، و عند الميزان»[3]؛ «كسى كه با دورى راه مزارم
[1]. شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 248، بيروت: مؤسسه اعلمى.
[2]. وسايلالشيعه، ج 5، ص 436.
[3]. وسايلالشيعه، ج 10، ص 433.
به زيارت من بيايد، روز قيامت در سه جا نزد او خواهم آمد و او را از بيم گرفتارى آن موقفها رهايى خواهم بخشيد: هنگام دادن نامه عمل به دست راست و چپ، نزد صراط، نزد ميزان».
«.... و من هذه البقعه روضه من رياض الجنه و مختلف الملائكه لايزال فوج ينزل من السماء و فوج تصعد الى ان ينفخ فى الصور»[1]؛ «اين بارگاه بوستانى از بهشت است و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مىآيند و گروهى بالا مىروند تا وقتى كه در صور دميده شود».
- عبدالسلامبن صالح هروى از امام رضا عليه السلام نقل مىكند كه فرمودند: «روزگار سپرى نمىشود مگر اينكه طوس محل آمد و شد شيعيان و زائرانم مىگردد. بدان هركس مرا در طوس كه دور از وطنم است زيارت كند روز قيامت با من است و همرتبه من، در حالى كه گناهانش آمرزيده شود».[2]
- ابونصر بزنطى گويد در نوشتهاى از ابوالحسن الرضا عليه السلام خواندم: «به شيعيان من ابلاغ كن همانا زيارت من نزد خدا برابر هزار حج است». راوى گويد: به حضرت جواد عليه السلام عرض كردم هزار حج است؟
حضرت فرمودند: «آرى. به خدا سوگند هزار هزار (يك ميليون) حج است اما براى كسى كه با عرفان به حقش او را زيارت كند».[3]
[1]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 99، ص 44.
[2]. وسائل الشيعه، ج 10، ص 438.
[3]. كامل الزيارات، ص 306.
امام جواد عليه السلام
«هر كه قبر پدرم امام رضا عليه السلام را (با معرفت) زيارت كند، خداوند تمام گناهانش را مىبخشد و بهشت از آن اوست»[1].
«براى كسى كه به زيارت پدرم برود بهشت را ضمانت مىكنم»[2].
- احمد بن محمد بن عيسى از داود حرمى و او از حضرت جواد عليه السلام: «هر كسى پدرم را زيارت كند بهشت بر او واجب مىشود».[3]
- ابنمهزيار گويد به امام جواد عليه السلام گفتم: فدايت شوم زيارت امام رضا عليه السلام افضل است يا زيارت اباعبدالله الحسين عليه السلام؟ فرمود:
«زيارت پدرم فضليتش بيشتر است چون كه امام حسين عليه السلام را همه مردم زيارت مىكنند. اما پدرم را جز شيعيان خاص و زبده زيارت نمىنمايد».[4]
- عبدالعظيم حسنى از امام جواد عليه السلام روايت مىكند: «كسى كه قبر پدرم رضا عليه السلام را در طوس با شناخت حقش زيارت كند نزد خداى تعالى برايش بهشت را ضمانت مىكنم».[5]
[1]. وسايلالشيعه، ج 10، ص 432 و 435.
[2]. وسايلالشيعه، ج 10، ص 435.
[3]. تهذيب، ج 6، ص 85.
[4]. بحارالانوار، ج 102، ص 38؛ كامل الزيارت، 306.
[5]. وسايل الشيعه، ج 10، ص 435.
احاديث امام رضا عليه السلام
«رحم الله عبدا أحيا امرنا فقلت له، و كيف يحيى امركم، قال يتعلم علومنا و يعلمها الناس، فان الناس لو علموا محاسن كلا منا لاتبعونا»[1]؛ «خدا رحمت كند كسى كه امر ما را زنده كند. (راوى گويد) پرسيديم زنده نمودن او شما به چيست؟ فرمود: علوم و دانشهاى ما را فراگيرد و به مردم تعليم دهد، چرا كه اگر مردم زيبايى و نيكىهاى سخن ما را بدانند از ما پيروى مىكنند».
«من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر»[2]؛ «كسى كه به حساب نفس خود رسيدگى مىكند سود مىبرد و كسى كه از نفس خود غافل است زيان كار است».
«من نعوذ بالله من النار و لم يترك شهوات الدنيا فقد استهز بنفسه»[3]؛ «كسى كه از آتش جهنم به خدا پناه مىبرد و حال آنكه شهوات و اميال نفسانى دنيا را ترك نمىكند در حقيقت خود را مسخره كرده».
«الصغاير من الذنوب، طرق الى الكبائر و من لم يخف الله فى القليل لم يخفد فى الكثير»[4]؛ «انجام گناهان كوچك راهى است به سوى گناهان بزرگ، و هر كسى از خداوند در امور كم نترسيد در مسايل بزرگ و زياد نيز نمىترسد».
[1]. عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 275.
[2]. بحارالانوار، ج 78، ص 352.
[3]. بحارالانوار، ج 75، ص 356.
[4]. عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 193.