اگر كسى بخواهد وجود يقين و يا درجه و ميزان آن را در قلب خود بيابد، بايد ببيند آيا آثار و نشانههاى آن را دارد يا نه؟
رسول خدا (ص) مىفرمايد:
علامت كسى كه صاحب يقين است، شش چيز است:
- از روى حقيقت به خدا يقين كند؛ پس به او ايمان آورد؛ - يقين آورد كه مرگ حق است و از آن بترسد؛ - يقين كند كه قيامت حق است و از رسوايى بترسد؛ - يقين كند كه بهشت حق است و خود را محاسبه كند و شيفته آن باشد؛ - يقين كند كه دوزخ حق است و كوشش خود را براى نجات از آن ظاهر گرداند؛ - يقين دارد حساب حق است و خود را محاسبه كند. «1» امام صادق (ع) فرمود:
روزى رسول خدا (ص) نماز صبح را با مردم گزارد؛ سپس در مسجد نگاهش به جوانى افتاد كه چرت مىزد و سرش پايين مىافتاد، رنگش زرد بود و تنش لاغر و چشمانش به گودى فرو رفته.
رسول خدا (ص) به او فرمود: حالت چگونه است؟ عرض كرد: من صبح كردم درحالىكه داراى يقين هستم. پيامبر اكرم (ص) فرمود: همانا هر يقين را حقيقتى است. حقيقت يقين تو چيست؟
جوان گفت: يا رسول الله! همين يقين من است كه مرا اندوهگين ساخته و بيدارى شب و تشنگى روزهاى گرم را به من چشانيده و به دنيا و آنچه در آن است، بىرغبت گشتهام؛ تا آنجا كه گويا عرش پروردگارم را مىبينم كه براى رسيدگى به حساب مردم بر پا شده و مردم براى حساب محشور شدهاند و من هم در ميان آنها هستم و گويا اهل بهشت را مىنگرم كه در نعمتند، و بر كرسىها تكيه زده يكديگر را معرفى مىكنند و گويا اهل دوزخ را مىبينم كه در آنجا معذّبند و فريادرس مىطلبند و گويا الآن صداى زبانههاى آتش دوزخ را مىشنوم. آنگاه رسول خدا (ص) فرمود: «اين جوان بندهاى است كه خدا دلش را به نور ايمان روشن ساخته.» و به او فرمود: «بر اين حال كه دارى ثابت باش.» جوان گفت: «يا رسول اللّه از خدا بخواه شهادت در ركابت را روزيم كند.»
رسول خدا براى او دعا فرمود. مدتى نگذشت كه در جنگى همراه پيامبر (ص) شركت كرد و او دهمين شهيد جنگ بود. «1» 10. آثار يقين يقين، برترين درجه كمال ايمان و بالاترين فضيلت انسانى است. كسى كه به قله بلند يقين رسيده باشد، تمامى صفات و اخلاق حسنه را نيز كسب كرده است.
يقين قلبى، آثارى براى فرد دارد كه به برخى اشاره مىكنيم:
الف. آرامش روحى كسى كه صاحب يقين باشد چنان آرامش روحى و اطمينان قلبى پيدا مىكند كه همه مصيبتها و ناگوارىها در نظرش آسان گرديده و كوچك مىشود. امام صادق (ع) مىفرمايد:
«إِنَّ اللَّهَ تَعالى بِعَدْلِهِ وَ قِسْطِهِ جَعَلَ الرَّوْحَ وَالرَّاحَةَ فِى الْيَقينِ وَالرِّضا وَ جَعَلَ الْهَمَّ وَالْحُزْنَ فِى الشَّكِّ وَالسَّخَطِ» «2» خداوند به عدل و داد خود نشاط و آسايش را در يقين و رضا قرار داده است و غم و اندوه را در شك و ناخوشنودى.
ب. صبر دومين نتيجه پرثمر يقين، صبر و استقامت در برابر مشكلات زندگى مىباشد. حضرت على (ع) مىفرمايد: صبر، ثمره يقين است:
«الصَّبْرُ ثَمَرَةُ الْيَقينِ» «3» و نيز فرموده است:
اگر (برخى از ما مسلمانان) دچار ضعف يقين نبوديم در برابر رنج و سختى كمى كه اميدواريم در آينده نزديك برطرف شود و در آينده دور (قيامت) ثواب بزرگ آن نصيبمان گردد، زبان به شكايت نمىگشوديم. «4»
ج. اخلاص كسى كه صاحب يقين باشد، اعمال و نيات او خالص مىشود و جز رضاى خدا كسى و چيزى را در نظر نمىگيرد. على (ع) نهايت درجه يقين را «اخلاص» مىداند:
«غايَةُ الْيَقينِ الْإِخْلاصُ» «1» د. زهد از ديگر آثار يقين زهد است؛ زيرا كسى كه يقين به فنا و زوال دنيا دارد، هيچگاه به آن دل نمىبندد. امام على (ع) فرمود:
«الزُّهْدُ ثَمَرَةُ الْيَقينِ» «2» ه. توكّل كسى كه يقين دارد در عالم هستى مؤثرى جز خدا نيست، در تمام امورش فقط به خدا توكل نموده، اعتمادش تنها به قدرت لايزال الهى مىباشد كه يكى ديگر از آثار يقين است. على (ع) مىفرمايد:
«التَّوَكُّلُ مِنْ قُوَّةِ الْيَقينِ» «3» اخلاق نظامى (ج2) 32 3. اخلاقيات مجاهد ص : 31 توكّل، نشانه قوّت يقين است.
و. رضا و تسليم از ثمرات ارزشمند ديگر يقين، رضا و تسليم است صاحب يقين، در برابر آنچه از سوى خداوند برايش مقدّر شده است. او در برابر قضاى الهى تسليم است. امام على (ع) مىفرمايد:
الرِّضا ثَمَرَةُ الْيَقينِ» «4» رضا ثمره يقين است.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
«الرِّضا بِمَكْروُهِ الْقَضاءِ مِنْ أَعْلى دَرَجاتِ الْيَقينِ» «1» راضى بودن به قضاى مكروه، نشانه برترين درجات يقين مىباشد.
ز. آسان شدن انفاق براى كسىكه صاحب يقين است، انفاق مال در راه خدا، آسان است؛ زيرا او يقين دارد كه هر چه را انفاق كند، عوض آن را مىگيرد؛ و اين وعده خداوند است. پس هنگام بذل و بخشش، دستش باز است و با جود و سخاوت بيشترى انفاق مىكند. امام على (ع) مىفرمايد:
«اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جادَ بِالْعَطِيَّةِ» «2» با دادن صدقه روزى را طلب كنيد؛ چون كسى كه به گرفتن عوض، يقين دارد، در بخشيدن سخاوتمند است.
خلاصه «ايمان» بهمعناى آرامش خاطر و زوال دلهره آمده كه در اصطلاح بر «شريعت اسلام» و «گرايش نفس به حق و تصديق آن» اطلاق شده است. رسول اكرم (ص) حقيقت ايمان را شناخت قلبى، گفتن زبانى و عمل با اعضا و جوارح مىداند. اگر كسى مزه چنين ايمانى را بچشد، ديگر دست از آن برنمىدارد، گرچه در آتش خشم كافران بسوزد.
اركان ايمان عبارت است از: يقين، صبر، عدالت و جهاد.
«ايمان» و «جهاد» مكمّل يكديگرند و مؤمنان واقعى در راه خدا جهاد مىكنند، چنانكه كافران در راه طاغوت مىجنگند و با ارتباطى كه ميان ايمان و جهاد وجود دارد، ضرورت آن در نيروهاى مسلّح روشن مىشود.
ايمان، رمز پيروزى نيروهاى رزمى است و قرآن بر اين واقعيت تصريح مىكند.
آثار ارزشمند ايمان بىشمار است؛ از جمله آرامش خاطر، امدادهاى غيبى، آزادى و استقلال.
يقين عبارت است از: اعتقاد ثابت و قطعى انسان به امرى كه مطابق با واقع باشد و اين اعتقاد با هيچ شبههاى قابل زوال نباشد.
شخصى كه داراى يقين است، تمام امور هستى را در دست قدرت الهى مىداند و توجّهى به غير او ندارد.
همچنين مىداند كه ضامن روزى او خداست و مىداند كه نتيجه اعمال خوب و بد خود را خواهد ديد و خداوند شاهد و ناظر بر آنهاست. در روايات اسلامى، ارزش فراوانى براى يقين بيان شده است؛ از جمله آن را بهترين فضيلتى مىدانند كه در دل مؤمن جاى مىگيرد. نشانههاى يقين فراوان است؛ از جمله، ايمان به خدا، قيامت، بهشت و دوزخ و گوهر ارزشمند يقين، دستاوردهاى نيكويى از قبيل: آرامش روحى، صبر، اخلاص، زهد، توكل، رضا و تسليم و آسان شدن انفاق به دنبال دارد.
پرسش 1. معناى لغوى و اصطلاحى ايمان و تعريف يقين چيست؟
2. حقيقت ايمان را بيان كنيد.
3. ضرورت وجود ايمان در نيروهاى مسلّح را توضيح دهيد.
4. آثار ارزنده ايمان و يقين را برشماريد.
5. نشانههاى يقين را نام ببريد.
درس دوم: جهاد و شهادت طبى 1. معناى جهاد «جهاد» در لغت به معنى «كوشش كردن» «1» و در اصطلاح بهمعناى «به كار بردن تمام توان در جنگ با دشمن» «2» است. براين اساس، مجاهد كسى است كه با تمام توان، همه امكانات خويش را در راه هدف و دستيابى به آن به كار گيرد.
2. ارزش جهاد و مجاهد «جهاد و مجاهد» در فرهنگ اسلامى از ارزش والايى برخوردار مىباشند. قرآن كريم رغبت به جهاد را در رديف دوستى خدا و پيامبر اكرم (ص) قرار داده مىفرمايد:
«قُلْ انْ كانَ اباؤُكُمْ وَ ابْناؤُكُمْ وَ اخْوانُكُمْ وَ ازْواجُكُمْ ... احَبَّ الَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فى سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِىَ اللَّهُ بِامْرِهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقينَ» (توبه: 24)
بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و زنانتان ... براى شما از خدا و پيامبرش و جهاد در راه او، دوستداشتنىتر است، منتظر باشيد تا خدا فرمان خويش بياورد و خداوند فاسقان را دوست ندارد.
قرآن درباره فضيلت مجاهدان نيز مىفرمايد:
«فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدينَ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدينَ دَرَجةً ... وَ فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ اجْراً عَظيماً» (نساء: 95)
خداوند كسانىرا كه با مال و جان خويش جهاد مىكنند، بر آنان كه از جنگ سرمىتابند، به درجهاى برترى داده است ... و خداوند با پاداشى عظيم، مجاهدان را بر قاعدان، برترى داده است.
3. اخلاقيات مجاهد الف. اخلاص: از مهمترين خصوصيات اخلاقى مجاهدان راه حق، پاكى نيّت است. قرآن كريم دراين باره مىفرمايد:
«الَّذينَ امَنُوا يُقاتِلُونَ فى سَبيلِاللَّهِ وَالَّذينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فى سَبيلِ الطَّاغُوتِ» (نساء: 76)
آنانكه ايمان آوردهاند، در راه خدا مىجنگند و آنان كه كافر شدهاند، در راه شيطان [مىجنگند].
امير مؤمنان (ع) نيز مىفرمايد:
«وَلْتَصْدُقْ نِيَّاتُكُمْ فى جِهادِ عَدُوِّكُمْ» «1» نيّتتان در جنگ با دشمن، بايد راست (و خالص) باشد.
ب. ارتباط با خدا: قرآن كريم مجاهدان راستين را اينگونه وصف مىكند:
«التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْامِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ» (توبه: 112)
توبه كنندگانند، پرستندگانند، ستايندگانند، پويندگانند، ركوع كنندگانند، سجده كنندگانند، امركنندگان به معروف و نهىكنندگان از منكرند و حافظان حدود خدايند و مؤمنان را بشارت ده.
امير مؤمنان، على (ع)، در صفين، لشكريانش را به ارتباط با خدا توصيه كرده مىفرمايد:
«الا انَّكُمْ لا قُوا الْعَدُوِّ غَداً انْ شاءَ اللَّهُ فَاطيلُوا الْلَّيْلَةَ الْقِيامَ وَ اكْثِرُوا تَلاوَةَ الْقُرانِ وَاْسْئَلُوا اللَّهَ الصَّبْرَ وَالنَّصْرَ وَاْلْقُوهُمْ بِالْجِدِّ وَالْحَزْمِ وَ كُونُوا صادِقينَ» «2» «فَاقِلُّوا الْكَلامَ وَ اكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» «3» به خواست خدا، فردا با دشمن رو به رو خواهيد شد. بنابراين، نمازتان را امشب طولانى كنيد.
زياد قرآن بخوانيد و صبر در ميدان و پيروزى بردشمن را از خدا بطلبيد و با جدّيت و قاطعيت به ملاقات دشمن برويد و- در نيّت و كردارتان- صادق باشيد و كم حرف بزنيد و بيشتر خدا را ياد كنيد.
ج. امر به معروف و نهى از منكر: از ديگر ويژگىهاى برجسته رزمندگان اسلام، امر به معروف و نهى از منكر است.
سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) نيز يكى از اهداف قيام خود را عليه يزيد اينگونه بيان مىكند:
«انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى اريدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهى عَنِ الْمُنْكَرِ» «1» همانا براى طلب اصلاح امّت جدم خارج شدم و مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم.
د. دلسوزى براى ضعيفان: رأفت و مهربانى بر ضعيفان و سختگيرى بر ظالمان بايد از خصيصههاى بارز رزمندگان و نظاميان مسلمان باشد. حضرت على (ع) در سفارش به مالك اشتر درباره صفات لشكريانش مىفرمايد:
«وَ يَرْأَفُ بِالضُّعَفاءِ وَ يَنْبُو عَلَى الْاقْوِياءِ» «2» با ضعيفان مهربانى و بر زورمندان سختگيرى مىكند.
ه. پندپذيرى و پاكدلى: رزمنده مسلمان بايد به پند و نصيحت دوستان مبارزش گوش فرا دهد و پاكدل و راست گفتار باشد. روحيه پندپذيرى اگر با پاكدلى توأم باشد، موجب الفت و مهربانى بين نيروها مىشود و سرانجام باعث پيروزى و عز اخلاق نظامى (ج2) 37 6. مبانى شهادتطلبى ص : 37 ّت لشكر اسلام مىگردد.
قرآن كريم الفت را بالاترين سرمايه يك سپاه دانسته، مىفرمايد:
«وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ انْفَقْتَ ما فِى الْارْضِ جَميعاً ما الَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ الَّفَ بَيْنَهُمْ ...» (انفال: 63)
خدا دلهاى ايشان را- در جنگ بدر- به يكديگر مهربان ساخت اگر تو (اى پيامبر) همه آنچه را كه در روى زمين است انفاق مىكردى، دلهاى ايشان را به يكديگر مهربان نمىساختى؛ ولى خدا دلهايشان را با هم مهربان كرد.