بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 102

3- هرگز ديگران را بدون دليل به دروغگويى متهم نكنيم، و نيز آنان- به ويژه كودكان- را به دروغگويى وادار ننماييم.
4- نوشتن و انتشار مطالب دروغ، گزارش كذب، شايعه‌سازى و شايعه پراكنى و مانند آن را نيز ممنوع بدانيم.
5- راست‌گويان را تشويق كنيم و از آنان در برابر دروغگويان حمايت كنيم. همچنين دروغگويان را از منكر دروغگويى نهى نماييم.
6- همواره با كردار صحيح خويش، گفتار و افكارمان را تصديق كنيم و در ظاهر و باطن، صادق باشيم.
ب- امانت‌دارى‌ 1- دامنه امانت، بسيار گسترده است. جان، بدن، زن و فرزند، خانه و ثروت، پست و مقام، علم و اطلاعات، دين و قانون، انقلاب و ولايت و ... امانتهايى هستند كه همگى موظف به رعايت آن هستيم.
2- در اداى امانت هيچ‌گونه استثنايى وجود ندارد و حتماً بايد به صاحبش مسترد گردد. امام صادق عليه السلام فرمود:
«امانت را به صاحبش برگردانيد گر چه [صاحب امانت،] قاتل حسين بن على عليه السلام باشد!» «1» 3- اسلحه، لوازم انفرادى، زمان و مكان مأموريت، خبر و گزارش مأموريت، اطلاعات گوناگون پايگاه و ... همه امانت‌هايى است كه بايد محترم شمرده شود و فقط در اختيار اهلش قرار گيرد.
4- تشكيلات نظامى، نظام جمهورى اسلامى، اركان نظام- بويژه مقام معظم رهبرى و ولايت فقيه، حضور و پشتيبانى مردم، صندوق آرا و انتخابات و مانند آن نيز از امانت‌هاى خدايى است كه بايد محترم شمرده شوند.



صفحه 103

5- همواره تأييد كننده مسؤولان امين باشيم، به آنان رأى بدهيم و از اين طريق همه را به امانت‌دارى تشويق كنيم چنان كه با زبان نيز امر به اين معروف خواهيم كرد.
6- در مورد امانت‌هايى چون زن و فرزند و پدر و مادر، دقت بيشترى بكنيم، حقوقشان را ادا نماييم، حرمت سالخوردگان را نگه داريم، و فرزندانمان را خوب تربيت كنيم و اطلاعات و تجربيات صحيح خود از اسلام و انقلاب را به آنان منتقل كنيم.
7- نعمت بى‌همتاى مكتب و اهل بيت، مهم‌ترين امانت الهى در نزد ماست و بايد با عمل و فكر و زبان از آنها حمايت كنيم و سيره و سخن بزرگان معصوم را در زندگى، اسوه قرار دهيم.



صفحه 104

خلاصه درس‌ راست‌گويى و امانت‌دارى از اصول اخلاق اسلامى هستند كه در روايات متعددى در كنار يكديگر ذكر شده و نقش مهمّى در تكامل روحى انسان ايفا مى‌كنند؛ اين دو خصلت ارزنده، گاه جزو پايه‌هاى اخلاق ذكر شده‌اند كه خير دنيا و آخرت را به ارمغان مى‌آورند. گاه شرط لازم ايمان شمرده شده‌اند كه سبب تكميل ايمان مى‌شوند. همچنين بخشى از رسالت همه پيامبران الهى محسوب مى‌شوند و هر يك از آن بزرگواران، خود را پايبند به آنها دانسته و امّت و پيروان خود را نيز به آن فرامى‌خواندند.
از سخنان بزرگان دين برمى‌آيد كه اين دو خصلت ارزنده، كاربردى حياتى در زندگى اجتماعى انسان دارند و وجود آن‌ها در سراسر زندگى، ضرورى است و براى تحقّق آنها بايد تدبيرى انديشيد كه:
هيچ‌گاه دروغ نگوييم و در امانت خيانت نورزيم، همان‌طور كه دروغ نمى‌گوييم، دروغ ننويسيم و دروغگو را از خود طرد كنيم و راست‌گويان را تقويت كنيم و كردارمان، زبانمان را تصديق كند.
همين‌طور امانت‌ها را بشناسيم مانند نظام جمهورى اسلامى، اركان نظام، ولايت فقيه و ... با جان و دل از آنها پاسدارى كنيم.
پرسش‌ 1- به چه دليل راست‌گويى و امانت‌دارى از پايه‌هاى اخلاقى هستند؟
2- چ اخلاق و تربيت اسلامى 109 حقوق برادرى ص : 108 گونه صدق و امانت شرط لازم ايمان است؟
3- امانت‌دارى و راست‌گويى چه تأثيراتى در جامعه دارند؟
4- برخى از امانت‌ها را نام ببريد.



صفحه 105

درس دوازدهم: اخوّت و برادرى‌ تضادمنافع، برترى‌طلبى، تنگ‌چشمى، محدوديت نعمت‌ها و ثروت‌ها و ... انگيزه‌هايى است كه از روزهاى نخستين زندگى بشر، طعم شيرين صلح و همزيستى مسالمت‌آميز را در ذائقه انسان‌ها تلخ كرده و آنان را- كه بر اثر خلقت و طبيعت، همزاد، همراه و هم هدف هستند- در مقابل هم قرار داده‌است ازسوى ديگر آدمى‌زادگان، هيچ چاره‌اى جز زندگى آدم‌گونه در كنار يكديگر ندارند و همزيستى، همكارى، هميارى و غمخوارى با سرشت آنان عجين شده است.
شريعت جاويداسلام، براى پايان‌دادن به برادركشى و نجات انسان از ورطه خودمحورى، بهترين طرح زندگى را در قالب برادرى و اخوّت، ارائه داد؛ همان برادرى كه از ايمان به خدا سرچشمه مى‌گيرد. و براى اجراى اين طرح، ابتدا وضعيت سابقشان را به آنان يادآورى كرد:
«وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ اذْ كُنْتُمْ اعْداءًا فَالَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَاصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اخْواناً ...» «1» نعمت خدا را بر خويشتن به‌ياد آوريد كه دشمن يكديگر بوديد و او ميان دل‌هاى‌تان، الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد.
آن‌گاه فرمود:
«انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اخْوَةٌ فَاصْلِحُوا بَيْنَ اخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» «2» تنها مؤمنان برادر يكديگرند. پس ميان دو برادر خويش را آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه سازيد شايد مشمول رحمت (خدا) واقع شويد.



صفحه 106

حقيقت نه شعار بنابر تعليمات دين مبين اسلام، «اخوّت» يك حقيقت جارى در همه ابعاد زندگى مؤمنان است و با ماهيت ايمانى آنان گره خورده است و يك پديده تشريفاتى و شعارى نيست، امام صادق عليه السلام، برادر دوستى را بخشى از دين دوستى دانسته و فرموده است:
«مِنْ حُبِّ الرَّجُلِ دينَهُ حُبُّهُ اخاهُ» «1» برادر دوستىِ مرد، از دين دوستى اوست.
حضرت باقر عليه السلام آن را پرتوى از نور الهى قلمداد كرده و فرموده است:
«مَنِ اسْتَفادَ اخاً فِى اللَّهِ عَلى‌ ايمانٍ بِاللَّهِ وَ وَفاءٍ بِاخائِهِ طَلَباً لِمَرْضاتِ اللَّهِ فَقَدِ اسْتَفادَ شُعاعاً مِنْ نُورِ اللَّهِ ...» «2» هر كس براى جلب رضايت خدا، فردى را براساس ايمان به خدا و رعايت پيمان برادرى انتخاب كند در واقع، پرتوى از نور خدا را يافته است.
رعايت پيمان برادرى، وظيفه خطيرى است كه برعهده مؤمن قرار مى‌گيرد و بخشى از اعمال دينى او را تشكيل مى‌دهد و بدين ترتيب «اخوّت» جايگاه خويش را در متن زندگى اسلامى پيدا مى‌كند. سرآمد مؤمنان- امام على عليه السلام- انجام وظيفه نسبت به برادران ايمانى را سرلوحه كردار متقيان معرفى كرده، مى‌فرمايد:
«قَضاءُ حُقُوقِ الْاخْوانِ اشْرَفُ اعْمالِ الْمُتَّقينَ؛ يَسْتَجْلِبُ مَوَدَّةَ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبينَ وَ شَوْقَ الْحُورِ الْعينِ» «3» برآوردن حقوق برادران، شريف‌ترين كردار با تقوايان است كه دوستى فرشتگان مقرّب و حورالعين را به خود جلب مى‌كند.



صفحه 107

انواع اخوّت‌ رشته ايمان، همه مؤمنان را با هم مرتبط و برادر مى‌سازد و از اين رهگذر حقوقى را بر عهده هر يك مى‌گذارد، ولى طبيعى است كه همه برادران با هم يكسان نيستند و به تناسب ايمان، تقوا، اخلاص و ... در سطوح مختلفى قرار مى‌گيرند و هر سطحى نيز، نوعى خاص از دوستى را مى‌طلبد.
امام جواد عليه السلام مى‌فرمايد: مردى در بصره از امير مؤمنان عليه السلام در اين باره پرسش كرد، آن حضرت [در يك تقسيم كلّى و ابتدايى‌] فرمود: برادران دو نوعند:
1- برادران مورد وثوق‌ «آنان چون دست و بال و اهل و مال هستند، پس اگر بر برادرت اعتماد كردى (و او را مورد اطمينان يافتى) ثروت و كمك خويش را از او دريغ مدار، با همدلانش، يكدل و با دشمنانش دشمن باش، رازش را پوشيده دار، به يارى‌اش شتاب و خوبى‌هايش را آشكار ساز.» 2- برادران ظاهرى‌ «تو با وجود آنان، خوشى زندگى را درمى‌يابى، بنابراين، اين مقدار خوشى را از آنان سلب نكن و چيزى بيش از اين از آنان نخواه و همان‌گونه كه آنان با خوشرويى و شيرين‌زبانى با تو رو به رو مى‌شوند، تو نيز چنين حالتى را از آنان دريغ مدار.» «1» واضح است كه در هر دو مجموعه ياد شده نيز نوسان زيادى وجود دارد و كمتر افرادى يافت مى‌شوند كه ارزش همسان داشته باشند، تا از عكس‌العمل و حقوق مساوى برخوردار گردند شايد به همين علت همان امام همام مى‌فرمايد:
«احْبِبِ الْاخْوانَ عَلى‌ قَدْرِ التَّقْوى‌» «2» برادران را به اندازه تقوايشان دوست بدار.



صفحه 108

ويژگى‌هاى برادر خوب‌ صرف‌نظر از برادرى عمومى مسلمانان، هر فردى به تناسب روحيات و احساساتى‌كه دارد با فرد يا افراد منتخب خويش انس مى‌گيرد و رابطه قوى‌ترى با آنان ايجاد مى‌كند چنان‌كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله پس از هجرت، مسلمانان را دو تا دو تا براساس روحيات مشترك، برادر يكديگر قرار داد و خود نيز حضرت على عليه السلام را به برادرى برگزيد، همچنين ميان ابوبكر و عمر، عثمان و عبدالرحمن بن عوف، طلحه و زبير ... پيوند اخوّت برقرار كرد. «1» در سخنان معصومين عليهم السلام، خصوصياتى براى برادران شايسته تبيين شده كه برخى از آنها را در زير مى‌خوانيد:
- ظاهر و باطنش يكى باشد؛ - بدى و خوبى تو را از آن خود بداند؛ - مال و مقام، تغييرش ندهد؛ - از هيچ خيرى كوتاهى نكند؛ - در سختى‌ها تنهايت نگذارد؛ - اگر چند بار عصبانى شد، سخن زشت نگويد.
همچنين، با وفا، با تدبير، با حيا، خوش خلق و آزاده باشد. «2» بديهى است كه داشتن صفات ياد شده، براى همه افراد ضرورى است، به اين معنا كه هر كس مى‌خواهد دوست و برادرى را با چنين صفاتى انتخاب كند، نخست بايد خويشتن را بدانها متصف كند سپس در جست و جوى همتاى خويش برآيد و با او عقد اخوت بندد.
حقوق برادرى‌ بدون اغراق بايد گفت حقوق برادرى قابل شمارش نيست و در هيچ مرزى محدود نمى‌شود و مؤمن نسبت به برادر مؤمنش نبايد هيچ‌گونه نيكى را دريغ دارد و تا آنجا كه‌


صفحه 109

مقدور است بايد نسبت به او خيرخواه، غمخوار، يار و مددكار باشد، هرگونه سختى و پريشانى را از او دور سازد و بعضى از آن حقوق كه در روايات اسلامى به آنها اشاره شده، عبارتند از:
1- كمترين حق اين است كه آنچه را براى خود دوست‌دارى براى او هم دوست بدارى و آنچه را براى خود نمى‌پسندى، براى او هم خوش ندارى؛ 2- از خشمگين ساختن او بپرهيزى و در پى خشنودى او باشى و فرمانش را اطاعت‌كنى؛ 3- با جان، مال، زبان و دست و پاى خويش او را مدد رسانى؛ 4- چشم، راهنما و آيينه او باشى؛ 5- غذاى سير نخورى و او گرسنه باشد، سيراب نگردى و او تشنه باشد، لباس (نيكو) نپوشى و او بى‌لباس باشد؛ 6- اگر خدمتكارى دارى و او ندارد، خادمت را بفرستى تا لباس او را بشويد، برايش غذا بپزد و مكان استراحتش را جارو بزند. «1» 7- سوگندش را تصديق كنى، خواسته‌اش را اجابت كنى، هنگام بيمارى به عيادتش بروى، (اگر مُرد) جنازه‌اش را تشييع كنى، اگر احساس كردى، نيازى دارد، در برآوردنش پيشدستى نمايى و اجازه ندهى از تو درخواست نمايد. «2» 8- چيزى را كه براى دنيا و آخرت او سودمند است، از او پنهان ندارى؛ 9- نسبت به او كينه و اخلاق و تربيت اسلامى 115 پيامدهاى همكارى نكردن با ديگران ص : 113 دشمنى نورزى، گر چه به تو بدى كند؛ 10- هر گاه تو را دعوت كرد، بپذيرى؛ 11- او را ميان دشمنانش، تنها نگذارى. «3»