بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 113

«أَعِنْ أَخاكَ عَلى‌ هِدايَتِهِ» «1» برادر دينى‌ات را در هدايتش [به‌سوى رشد و كمال‌] كمك و يارى نما.
و در سخنى ديگر مى‌فرمايد:
«أَشْفَقُ النَّاسِ عَلَيْكَ أَعْوَنُهُمْ لَكَ عَلى‌ صَلاحِ نَفْسِكَ ...» «2» دلسوزترين مردم نسبت به تو كسى است كه جهت اصلاح نفست بيشترين يارى را به تو برساند.
4- همراهى در انجام طاعات و عبادات‌ همراهى با ديگران و كمك به آنان در انجام طاعات و عبادات الهى، بعدى ديگر از ابعاد تعاون است كه به مرور زمان همه افراد را در يك جهت قرار داده و به سوى يگانه معبود حقيقى عالم سوق مى‌دهد. مولاى متقيان، على عليه السلام، با اشاره به اين بعد از تعاون، همراه و ياور انسان در انجام طاعات را بهترين يار او معرّفى كرده مى‌فرمايد:
«الْمُعينُ عَلَى الطَّاعَةِ خَيْرُ الْأَصْحابِ» «3» بهترين يار انسان كسى است‌كه كمك و همراه او درانجام طاعت و عبادت پروردگار باشد.
پيامدهاى همكارى نكردن با ديگران‌ سهل‌انگارى و بى توجهى به تعاون و همكارى،- چه در انجام امور شخصى و اجتماعى و چه در انجام امور تشكيلاتى و سازمانى- عواقب ناگوار و تلخى را در پى دارد. برخى از اين پيامدهاى زيانبار به اختصار عبارتند از:
1- خروج از اسلام‌ بى‌توجهى به گرفتارى‌ها و مشكلات مسلمان‌ها و همكارى نكردن با آنان در مواقعى كه‌


صفحه 114

نياز شديد به كمك و پشتيبانى دارند و در پى فريادرسى هستند، نشانه بى اعتقادى فرد بوده او را از حوزه اسلام و جامعه اسلامى خارج مى‌سازد. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى‌فرمايد:
«مَنْ أَصْبَحَ وَ لا يَهْتَمُّ بِأَمْرِ الْمُسْلِمينَ فَلَيْسَ مِنَ الْإِسْلامِ فى‌ شَىْ‌ءٍ وَ مَنْ شَهِدَ رَجُلًا يُنادى‌ يا لَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ مِنَ الْمُسْلِمينَ» «1» هر كس چنين شود كه به امور مسلمان‌ها همّت نگمارد، چيزى از اسلام در او نيست. و كسى كه شاهد باشد انسانى فرياد مى‌زند و از مسلمانان كمك مى‌طلبد، اما به او كمك نكند، جزو مسلمان‌ها نيست! 2- قطع شدن ولايت الهى‌ يارى نرساندن به مسلمانى كه براى رفع نيازمندى خود به برادر دينى‌اش پناه مى‌آورد و درخواست كمك و همكارى مى‌كند، موجب خارج شدن انسان از گروه مؤمنان- كه همچون پيكر واحدى هستند- مى‌شود و ولايت الهى از او قطع مى‌گردد. امام كاظم عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«مَنْ قَصَدَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوانِهِ مُسْتَجيراً بِهِ فى‌ بَعْضِ أَحْوالِهِ فَلَمْ يُجِرْهُ بَعْدَ أَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ، فَقَدْ قَطَعَ وِلايَةَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ» «2» هر كس كه برادر دينى‌اش براى حلّ پاره‌اى از مشكلات خود به او پناه آورد و وى با آنكه توانايى حلّ آن را دارد، از انجام خواسته او سرباز زند، همانا ولايت خداى بزرگ را از خود قطع كرده است.
3- بى كسى در دنيا و آخرت‌ اگر فرد مسلمانى در حالى كه توانايى دارد، از پذيرفتن برادر دينى خود سر باز بزند و او را در كشاكش سختى‌ها و مشكلات تنها و بى‌ياور گذارد، به همين نسبت، خداوند او را


صفحه 115

هم در دنيا و هم در آخرت بى يار و ياور خواهد گذاشت و از امدادهاى خود محرومش خواهد ساخت. امام صادق عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«ما مِنْ مُؤْمِنٍ يَخْذُلُ أَخاهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلى‌ نُصْرَتِهِ الَّا خَذَلَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ» «1» هيچ مؤمنى برادر دينى خود را در حالى كه توانايى يارى‌اش را دارد، تنها و بى‌ياور نخواهد گذاشت، مگر آنكه خداوند او را در دنيا و آخرت تنها و بى‌ياور مى‌گرداند.
4- عذاب الهى‌ اخلاق و تربيت اسلامى 120 آثار ارزشمند ص : 119 سهل‌انگارى و كوتاهى نمودن درباره كسى كه نيازمند كمك و هميارى است دور از انسانيت و ديندارى بوده فرد را به عذاب الهى دچار مى‌كند. امام صادق عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«أَيُّما رَجُلٌ مِنْ شيعَتِنا أَتى‌ رَجُلًا مِنْ إِخْوانِهِ فَاسْتَعانَ بِهِ فى‌ حاجَتِهِ فَلَمْ يُعِنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ الَّا ابْتَلاهُ اللَّهُ بِأَنْ يَقْضِىَ حَوائِجَ غَيْرِهِ مِنْ أَعْدائِنا، يُعَذِّبُهُ اللَّهُ عَلَيْها يَوْمَ الْقِيامَةِ» «2» هر يك از شيعيان ما كه نزد يكى از برادران دينى خود برود و از او براى رفع نيازش كمك بخواهد، اما او با اينكه توانايى يارى وى را دارد، كوتاهى كند، خداوند، او را به برآوردن نيازهاى دشمنان ما گرفتار مى‌كند، تا به واسطه آن در قيامت عذابش نمايد.



صفحه 116

خلاصه درس‌ تعاون، يارى افراد جامعه به‌يكديگر و همكارى آنان درانجام كارها و رفع مشكلات و گرفتارى‌ها است.
تعاون يك اصل اخلاقى- اجتماعى است كه پايه و اساس زندگى اجتماعى افراد بشر را تشكيل مى‌دهد و عامل اصلى رشد و پيشرفت انسان‌ها است. به همين جهت، اين اصل داراى ابعاد گوناگون و ارزشمندى است كه مهم‌ترين آنها عبارتند از: تعاون در كارهاى نيك، مشاركت در اجراى حق، همكارى در هدايت و اصلاح ديگران و همراهى در انجام طاعات و عبادات.
عدم تعاون و همكارى، عواقب ناگوارى را در پى دارد كه از جمله آنها مى‌توان به: خروج از اسلام، قطع شدن ولايت الهى، تنهايى در دنيا و آخرت و عذاب الهى اشاره كرد.
پرسش‌ 1- تعاون را تعريف كنيد.
2- ابعاد تعاون را نام ببريد.
3- پيامدهاى نبودن تعاون را در يك سازمان بررسى نماييد.
4- چند نمونه عملى از تعاون را در محل كار خود نام ببريد.



صفحه 117

درس چهاردهم: رفق و مدارا «رفق» به معناى نرمى در گفتار و كردار است و مدارا يعنى ملايم بودن با مردم و خوش برخوردى. معنى اين دو واژه به يكديگر، نزديك است. بنابراين در ا ينجا هر دو را يكجا به بحث مى‌گذاريم.
مدارا، ضرورت زندگى اجتماعى‌ آدمى همه روزه با انسان‌هاى متعدّدى سر و كار دارد كه هر يك با رفتار و روحيه‌اى مخصوص زندگى مى‌كنند؛ يكى سالم است، ديگرى بيمار، سومى شادمان، چهارمى غمگين و ... بهترين نوع برخورد با همگان همان «رفق و مدارا» است كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«الرِّفْقُ مِفْتاحُ الصَّوابِ وَ شيمَةُ ذَوِى الْالْبابِ» «1» ملايمت، كليد درستى و روش خردمندان است.
تجربه نشان داده است كه هيچ كس بدون خصلت رفق و مدارا در زندگى موفّق نبوده است؛ خشك و خشن بودن درخانه، كانون خانواده را به‌پادگان نظامى تبديل مى‌كند؛ در اداره سازمان و كارخانه وبازار، كارساز نخواهدبود؛ دوستان‌را از انسان مى‌رنجاندو همسايگان‌را دلسرد مى‌كند.
اهميت اين خصلت به حدّى است كه خداوند، آن را بر سرآمد رهبران الهى (پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله) واجب كرده است و ايشان مى‌فرمايد:
«امَرَنى‌ رَبّى‌ بِمُداراةِ النَّاسِ كَما امَرَنى‌ بِاداءِ الْفَرائِضِ» «2» پروردگارم مرا به مداراى با مردم فرمان‌داده همچنان‌كه به اداى واجبات فرمانم داده است.



صفحه 118

و در سخن ديگر آن‌را نيمى‌از ايمان دانسته كه بدون آن، ايمان فرد و جامعه كامل نخواهدبود:
«الْمُداراةُ نِصْفُ الْايمانِ» «1» مداراى با مردم، نصف ايمان است.
عقل، تجربه و دين برضرورت و حياتى‌بودن رفاقت و نرمى با اعضاى خانواده، همكاران، همكيشان، هم‌ميهنان و همنوعان، هم كلامند و همين امر ايجاب مى‌كند كه همگان، در خانه و خيابان، در مسجد و مدرسه، در مزرعه و كارخانه و باآشنا و غريبه، و سرانجام درطول زندگى، با ديگران گرم و صميمى باشند و با نرمى و خوش‌رويى برخورد كنند و از هرگونه تندى و خشونت، بداخلاقى و بدزبانى، ايجاد رعب و وحشت و درگيرى غير ضرورى پرهيز نمايند.
قاطعيت در عين نرمى‌ صفات و كردار كمال بخش، در برخى موارد، با يكديگر تضاد ظاهرى دارند و هنر انسان در اين است كه بتواند ميان چنين صفات و كردارى را جمع كند. و بداند كه هر كدام، مناسب چه حال و مقامى است. در طول هشت سال دفاع مقدس، رزمندگان چنين هنرى را داشتند؛ از يك سو مى‌بايست در برابر دشمن غدّار و متجاوز، قاطعانه بايستند و آتش دفاع خود را بر آنان فرو ريزند و از سوى ديگر، با اسيران دشمن- كه تا چند لحظه قبل در مقابلشان مى‌جنگيدند- رفق و مدارا كنند! قاطعيت و نرمى نيز در ظاهر، همخوان نيستند ولى امير مؤمنان عليه السلام مى‌فرمايد:
«اخْلُطِ الشِّدَّةَ بِرِفْقٍ وَارْفُقْ ما كانَ الرِّفْقُ اوْفَقَ» «2» قاطعيت را با نرمى ممزوج كن و تا جايى كه نرمى كارساز است، نرمى پيشه كن.
موقعيت‌سنجى، خردورزى، ملاحظه حال طرف مقابل و بررسى جوانب موضوع، به انسان كمك مى‌كند كه تصميم بگيرد تا چه حد، شدّت عمل به خرج دهد و چه اندازه نرم و ملايم باشد، همچنين با چه كسى و در چه موقعيتى نرم و مهربان باشد يا قاطع و انعطاف‌ناپذير،


صفحه 119

همين‌طور بايد بسنجدكه آيا قاطعيت سبب سازندگى و بهبود سوژه‌مى‌شود يا نرمى و ملاطفت؟
رهبر كبير انقلاب، حضرت امام خمينى قدس سره، درطول دوران مبارزه و انقلاب، ابتدا دربرابر ملى‌گرايان دروغين، ضد انقلاب داخلى و مخالفان نظام، با نرمى و مهربانى برخورد كرد، امّا وقتى آنان به راه حق نيامدند و بر كار خلاف خود اصرار ورزيدند، با شدت و قاطعيت با آنان مقابله كرد، همان‌گونه كه جانشين شايسته او حضرت آيةالله خامنه‌اى چنين است.
آثار ارزشمند هر خصلت نيكوى اخلاقى، علاوه بر نيكويى ذاتى، پيامدهاى ارزشمند ديگرى نيز، دارد كه بر ارزش ذاتى‌اش مى‌افزايد. رفق و مدارا نيز چنين است. در ادامه بحث برخى از آن آثار را پى‌مى‌گيريم.
1- حراست ايمان: رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«لِكُلِّ شَىْ‌ءٍ قُفْلٌ وَ قُفْلُ الْايمانِ الرِّفْقُ» «1» هر چيزى قفلى دارد و قفل (نگهدار) ايمان، نرمخويى است.
2- خير دنيا و آخرت: همان حضرت مى‌فرمايد:
«مُنْ اعْطِىَ حَظَّهُ مِنَ الرِّفْقِ اعْطِىَ حَظَّهُ مِنْ خَيْرِ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ وَ مَنْ حُرِمَ حَظُّهُ مِنَ الرِّفْقِ حُرِمَ حَظُّهُ مِنَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ» «2» هر كس نصيبى از رفق و مدارا داشته باشد، سهمى از خير دنيا و آخرت را مى‌برد و هر كس از سهم رفق و مدارا محروم باشد، از سهم (خير) دنيا و آخرت نيز محروم است.
انجام بسيارى از كارهاى مهم دينى و دنيايى با همكارى و همدلى مردم با يكديگر انجام مى‌پذيرد و لازمه چنين اقدامى، رفاقت و دوستى با مردم است و آن كه از چنين خصلتى محروم است، در واقع توان انجام كارهاى بزرگ و ثواب‌آور را از دست مى‌دهد. هر مسلمانى مى‌تواند با نرمخويى و زبان خوش مردم محل را اصلاح كند، مسجد بسازد، آنان را بر ضد اوباش و


صفحه 120

تهاجم فرهنگى بسيج كند و ... در نتيجه خير دنيا و آخرت در همه اين كارها گرد آمده است.
3- آسانى كارها: بدخلقى و سخت‌گيرى، بسيارى از كارها را مشكل مى‌كند و سبب لجبازى ديگران مى‌گردد و بعكس، نرمخويى و رفاقت و مدارا دل افراد را به دست مى‌آورد و بسيارى از گره‌هاى كور كارها را مى‌گشايد. امير مؤمنان عليه السلام مى‌فرمايد:
«الرِّفْقُ يُيَسِّرُ الصِّعابَ وَ يُسَهِّلُ شَديدَ الْاسْبابِ» «1» ملايمت، سختى‌ها را آسان و موانع محكم را باز مى‌كند.
4- محبت و عطاى الهى: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«انَّ اللَّهَ رَفيقٌ يُحِبُّ الرَّفيقَ وَ يُعْطى‌ عَلَى الرِّفْقِ ما لا يُعْطى‌ عَلَى الْعَنْفِ» «2» خداوند (بهترين) رفيق است و اهل مدارا را دوست دارد و عطايى كه در برابر رفق و مدارا مى‌دهد (هرگز) در برابر خشونت نمى‌پردازد.
5- ايمنى از دو اخلاق و تربيت اسلامى 125 حدود عفو ص : 125 زخ: دوزخ هر كسى، ساخته و پرداخته اعمال زشت اوست، همان‌گونه كه بهشت در پاداش كارهاى نيك است. رفق و مدارا به سهم خود، انسان را از دوزخ ايمن مى‌سازد و به بهشت نزديك مى‌كند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است:
«اتَدْرُونَ مَنْ يَحْرُمُ عَلَى النَّارِ؟ كُلُّ هَيِّنٍ لَيِّنٍ سَهْلٍ قَريبٍ» «3» مى‌دانيد چه كسى به دوزخ نمى‌رود؟ هر نرمخوى خوش برخورد آسانگيرى كه با مردم گرم مى‌گيرد.
6- تداوم دوستى‌ها: در ضرب‌المثل‌ها آمده است كه: «يك دشمن زياد است و هزار دوست كم» اين سخن حكيمانه از معارف دينى و فطرت آدمى، سرچشمه مى‌گيرد؛ طبع انسان، به دوستى با همگان تمايل دارد مگر اينكه علل و اسباب ديگرى موجبات دشمنى را فراهم سازد. دين مقدّس اسلام نيز چنين نظرى دارد و براى تداوم دوستى‌ها و زدودن كدورت‌ها پيشنهادهاى متعددى نموده ازجمله نرمخويى و خوشرويى. امير مؤمنان عليه السلام مى‌فرمايد: