درس چهاردهم: رفق و مدارا «رفق» به معناى نرمى در گفتار و كردار است و مدارا يعنى ملايم بودن با مردم و خوش برخوردى. معنى اين دو واژه به يكديگر، نزديك است. بنابراين در ا ينجا هر دو را يكجا به بحث مىگذاريم.
مدارا، ضرورت زندگى اجتماعى آدمى همه روزه با انسانهاى متعدّدى سر و كار دارد كه هر يك با رفتار و روحيهاى مخصوص زندگى مىكنند؛ يكى سالم است، ديگرى بيمار، سومى شادمان، چهارمى غمگين و ... بهترين نوع برخورد با همگان همان «رفق و مدارا» است كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«الرِّفْقُ مِفْتاحُ الصَّوابِ وَ شيمَةُ ذَوِى الْالْبابِ» «1» ملايمت، كليد درستى و روش خردمندان است.
تجربه نشان داده است كه هيچ كس بدون خصلت رفق و مدارا در زندگى موفّق نبوده است؛ خشك و خشن بودن درخانه، كانون خانواده را بهپادگان نظامى تبديل مىكند؛ در اداره سازمان و كارخانه وبازار، كارساز نخواهدبود؛ دوستانرا از انسان مىرنجاندو همسايگانرا دلسرد مىكند.
اهميت اين خصلت به حدّى است كه خداوند، آن را بر سرآمد رهبران الهى (پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله) واجب كرده است و ايشان مىفرمايد:
«امَرَنى رَبّى بِمُداراةِ النَّاسِ كَما امَرَنى بِاداءِ الْفَرائِضِ» «2» پروردگارم مرا به مداراى با مردم فرمانداده همچنانكه به اداى واجبات فرمانم داده است.
و در سخن ديگر آنرا نيمىاز ايمان دانسته كه بدون آن، ايمان فرد و جامعه كامل نخواهدبود:
«الْمُداراةُ نِصْفُ الْايمانِ» «1» مداراى با مردم، نصف ايمان است.
عقل، تجربه و دين برضرورت و حياتىبودن رفاقت و نرمى با اعضاى خانواده، همكاران، همكيشان، همميهنان و همنوعان، هم كلامند و همين امر ايجاب مىكند كه همگان، در خانه و خيابان، در مسجد و مدرسه، در مزرعه و كارخانه و باآشنا و غريبه، و سرانجام درطول زندگى، با ديگران گرم و صميمى باشند و با نرمى و خوشرويى برخورد كنند و از هرگونه تندى و خشونت، بداخلاقى و بدزبانى، ايجاد رعب و وحشت و درگيرى غير ضرورى پرهيز نمايند.
قاطعيت در عين نرمى صفات و كردار كمال بخش، در برخى موارد، با يكديگر تضاد ظاهرى دارند و هنر انسان در اين است كه بتواند ميان چنين صفات و كردارى را جمع كند. و بداند كه هر كدام، مناسب چه حال و مقامى است. در طول هشت سال دفاع مقدس، رزمندگان چنين هنرى را داشتند؛ از يك سو مىبايست در برابر دشمن غدّار و متجاوز، قاطعانه بايستند و آتش دفاع خود را بر آنان فرو ريزند و از سوى ديگر، با اسيران دشمن- كه تا چند لحظه قبل در مقابلشان مىجنگيدند- رفق و مدارا كنند! قاطعيت و نرمى نيز در ظاهر، همخوان نيستند ولى امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
«اخْلُطِ الشِّدَّةَ بِرِفْقٍ وَارْفُقْ ما كانَ الرِّفْقُ اوْفَقَ» «2» قاطعيت را با نرمى ممزوج كن و تا جايى كه نرمى كارساز است، نرمى پيشه كن.
موقعيتسنجى، خردورزى، ملاحظه حال طرف مقابل و بررسى جوانب موضوع، به انسان كمك مىكند كه تصميم بگيرد تا چه حد، شدّت عمل به خرج دهد و چه اندازه نرم و ملايم باشد، همچنين با چه كسى و در چه موقعيتى نرم و مهربان باشد يا قاطع و انعطافناپذير،
همينطور بايد بسنجدكه آيا قاطعيت سبب سازندگى و بهبود سوژهمىشود يا نرمى و ملاطفت؟
رهبر كبير انقلاب، حضرت امام خمينى قدس سره، درطول دوران مبارزه و انقلاب، ابتدا دربرابر ملىگرايان دروغين، ضد انقلاب داخلى و مخالفان نظام، با نرمى و مهربانى برخورد كرد، امّا وقتى آنان به راه حق نيامدند و بر كار خلاف خود اصرار ورزيدند، با شدت و قاطعيت با آنان مقابله كرد، همانگونه كه جانشين شايسته او حضرت آيةالله خامنهاى چنين است.
آثار ارزشمند هر خصلت نيكوى اخلاقى، علاوه بر نيكويى ذاتى، پيامدهاى ارزشمند ديگرى نيز، دارد كه بر ارزش ذاتىاش مىافزايد. رفق و مدارا نيز چنين است. در ادامه بحث برخى از آن آثار را پىمىگيريم.
1- حراست ايمان: رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«لِكُلِّ شَىْءٍ قُفْلٌ وَ قُفْلُ الْايمانِ الرِّفْقُ» «1» هر چيزى قفلى دارد و قفل (نگهدار) ايمان، نرمخويى است.
2- خير دنيا و آخرت: همان حضرت مىفرمايد:
«مُنْ اعْطِىَ حَظَّهُ مِنَ الرِّفْقِ اعْطِىَ حَظَّهُ مِنْ خَيْرِ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ وَ مَنْ حُرِمَ حَظُّهُ مِنَ الرِّفْقِ حُرِمَ حَظُّهُ مِنَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ» «2» هر كس نصيبى از رفق و مدارا داشته باشد، سهمى از خير دنيا و آخرت را مىبرد و هر كس از سهم رفق و مدارا محروم باشد، از سهم (خير) دنيا و آخرت نيز محروم است.
انجام بسيارى از كارهاى مهم دينى و دنيايى با همكارى و همدلى مردم با يكديگر انجام مىپذيرد و لازمه چنين اقدامى، رفاقت و دوستى با مردم است و آن كه از چنين خصلتى محروم است، در واقع توان انجام كارهاى بزرگ و ثوابآور را از دست مىدهد. هر مسلمانى مىتواند با نرمخويى و زبان خوش مردم محل را اصلاح كند، مسجد بسازد، آنان را بر ضد اوباش و
تهاجم فرهنگى بسيج كند و ... در نتيجه خير دنيا و آخرت در همه اين كارها گرد آمده است.
3- آسانى كارها: بدخلقى و سختگيرى، بسيارى از كارها را مشكل مىكند و سبب لجبازى ديگران مىگردد و بعكس، نرمخويى و رفاقت و مدارا دل افراد را به دست مىآورد و بسيارى از گرههاى كور كارها را مىگشايد. امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
«الرِّفْقُ يُيَسِّرُ الصِّعابَ وَ يُسَهِّلُ شَديدَ الْاسْبابِ» «1» ملايمت، سختىها را آسان و موانع محكم را باز مىكند.
4- محبت و عطاى الهى: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«انَّ اللَّهَ رَفيقٌ يُحِبُّ الرَّفيقَ وَ يُعْطى عَلَى الرِّفْقِ ما لا يُعْطى عَلَى الْعَنْفِ» «2» خداوند (بهترين) رفيق است و اهل مدارا را دوست دارد و عطايى كه در برابر رفق و مدارا مىدهد (هرگز) در برابر خشونت نمىپردازد.
5- ايمنى از دو اخلاق و تربيت اسلامى 125 حدود عفو ص : 125 زخ: دوزخ هر كسى، ساخته و پرداخته اعمال زشت اوست، همانگونه كه بهشت در پاداش كارهاى نيك است. رفق و مدارا به سهم خود، انسان را از دوزخ ايمن مىسازد و به بهشت نزديك مىكند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است:
«اتَدْرُونَ مَنْ يَحْرُمُ عَلَى النَّارِ؟ كُلُّ هَيِّنٍ لَيِّنٍ سَهْلٍ قَريبٍ» «3» مىدانيد چه كسى به دوزخ نمىرود؟ هر نرمخوى خوش برخورد آسانگيرى كه با مردم گرم مىگيرد.
6- تداوم دوستىها: در ضربالمثلها آمده است كه: «يك دشمن زياد است و هزار دوست كم» اين سخن حكيمانه از معارف دينى و فطرت آدمى، سرچشمه مىگيرد؛ طبع انسان، به دوستى با همگان تمايل دارد مگر اينكه علل و اسباب ديگرى موجبات دشمنى را فراهم سازد. دين مقدّس اسلام نيز چنين نظرى دارد و براى تداوم دوستىها و زدودن كدورتها پيشنهادهاى متعددى نموده ازجمله نرمخويى و خوشرويى. امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
«رِفْقُ الْمَرْءِ وَ سَخائُهُ يُجَبِّبُهُ الى اعْدائِهِ» «1» نرمخويى و سخاوت شخص، او را محبوب دشمنانش مىكند.
خاصيت نرمخويى نزد دوستان و آشنايان نيز چنين است و پيوند دوستىها را محكمتر مىكند. به داستان زير توجه كنيد:
روزى يكى از آشنايان امام سجّاد عليه السلام به آن حضرت پرخاش كرد و سخنان نكوهيده گفت. پس از رفتن آن مرد، امام به يارانش فرمود: شما پرخاش و زشتى فلانى را نسبت به من مشاهده كرديد، اينك همراه من بياييد تا پاسخ مرا هم ببينيد. سپس جملگى به درب منزل آن شخص آمدند و او را صدا زدند. مرد به خيال اينكه امام و يارانش براى تلافى آمدهاند، با آمادگى كامل از منزل خارج شد. وقتى رودرروى امام قرار گرفت، آن حضرت فرمود: «اى برادر! تو لحظاتى پيش به من چنين و چنان گفتى؛ اگر من آنچنانم كه تو گفتى، خدا از من در گذرد و اگر چنين نيستم كه تو گفتى، خدا از تو درگذرد!» آن مرد با ديدن چنين برخورد نرم و بزرگوارانه از سوى امام، بسيار شرمنده و پشيمان شد، پيشانى امام را بوسيد و عرضه داشت: «شما از آنچه من گفتم، منزهيد. اين منم كه شايسته آن سخنان هستم!» «2» اين درس را با سفارشى از قرآن مجيد به پايان مىبريم:
«وَ لا تَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ فَاذَا الَّذى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَانَّهُ وَلِىٌّ حَميمٌ» «3» هرگز نيكى و بدى يكسان نيست، بدى را با نيكى پاسخ بده. در اين صورت [خواهى ديد] همان كسى كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است.
همين خصلت ارزنده سبب شد كه اهداف و آرمان پيامبر صلى الله عليه و آله خيلى زود محقق گردد و در كمترين زمان ممكن اقصى نقاط عالم را درنوردد چنان كه در آيه 159 سوره آل عمران بدان تصريح شده است.
خلاصه درس بهترين نوع برخورد با مردم، رفق و مداراست و هيچ كس بدون چنين خصلتى نمىتواند يك زندگى موفقيتآميز داشته باشد. اين مطلب برگرفته از خطاب خداوند به پيامبرش مىباشد كه به ايشان دستور مىدهد با مردم مدارا كند.
قاطعيت نيز همانند نرمى و ملايمت، صفت كمال است و هيچ تضادّى با رفق و مدارا ندارد بلكه با يكديگر قابل جمعند. در مقابله با كافران و دشمنان، و در انجام امور مهم، آنگاه كه مدارا چارهساز نبود، بايد به سلاح قاطعيّت دست برد.
رفق و مدارا علاوه بر ارزش ذاتى، پيامدهاى ارزشمندى نيز دارد كه برخى از آنها عبارت است از؛ حراست ايمان، خير دنيا و آخرت، آسانى كارها، محبت و عطاى الهى و تداوم دوستىها.
رفق و مدارا كاربردى همگانى دارد و يك مؤمن موظّف است در طول زندگى با نرمى و ملايمت برخورد كند و جز در مواردى محدود، از خشونت و پرخاش بپرهيزد، چنان كه پيامبر عظيمالشأن اسلام با همين خصلت ارزنده بسيارى از برنامههاى الهى خود را به پيش برد.
پرسش 1- پيامبر صلى الله عليه و آله درباره ضرورت رفق و مدارا چه مىفرمايد؟
2- امير مؤمنان درباره ممزوج كردن نرمى و قاطعيت چه فرمود؟
3- چهار اثر ارزنده رفق و مدارا را بنويسيد.
4- خلاصه داستان امام سجاد عليه السلام را بيان كنيد.
درس پانزدهم: عفو و گذشت عفو و گذشت يكى از مكارم والاى انسانى بلكه به قول امام على عليه السلام تاجى زينتبخش بر سر همه آنهاست:
«الْعَفْوُ تاجُ الْمَكارِمِ» «1» گذشت، زينت بزرگوارىها است.
اين خوى پسنديده، پرتوى از مسرّت واقعى و موجى از عواطف و احساسات انسان دوستانه را در دلها ايجاد مىكند، كينهها و دشمنىها را از آن مىزدايد و موجب مىشود كه خصم دست از خصومت برداشته، طرح دوستى و محبّت بريزد.
جايگاه عفو در اسلام بررسى منابع اسلامى نشان مىدهد كه «گذشت» يكى از اصول اساسى در برخورد با لغزش افراد است. قرآن كريم، حتّى در همان آياتى كه كيفر و مجازات را براى مجرمان و گناهكاران تشريع مىكند و مؤمنان را از خطر و زيان آنان برحذر مىدارد، گذشت و چشمپوشى از خطايشان را نيز بهعنوان يك ارزش برتر مطرح مىسازد. به عنوان مثال، در آيهاى پس از بيان چگونگى حكم قصاص، مىفرمايد:
«فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ اخيهِ شَىْءٌ، فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ اداءٌ الَيْهِ بِاحْسانٍ ...» «2»
پس اگر كسى از سوى برادر (دينى) خود مورد عفو قرار گيرد (و از قصاص او صرف نظر شود) بايد از راه پسنديده پيروى كند و (ديه را) با نيكى به عفو كننده بپردازد.
در آيه ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواهد كه به طريقه نيكو از اشتباهات مردم درگذرد:
«فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَميلَ» «1» به طريق نيكو گذشت كن.
از امام على عليه السلام در تفسير اين آيه چنين نقل شده است: «صفح جميل، عفو بدون عتاب و سرزنش مجرم است.» «2» پيشوايان بزرگ اسلام در سيره عملى خود، انسانهاى با گذشت و بزرگوارى بودند؛ چنان كه نقل شده روزى ابوهريره نزد امام على عليه السلام آمد و سخنان ناروايى به آن حضرت گفت: فرداى آن روز شرفياب شد و خواستههايى را خدمت حضرت مطرح كرد.
حضرت على عليه السلام همه آنها را برآورده ساخت. اين كار امام بر برخى از اصحاب گران آمد و موجب اعتراض آنان شد. آن حضرت به ايشان فرمود:
«انّى لَاسْتَحْيى انْ يَغْلِبَ جَهْلُهُ عِلْمى وَ ذَنْبُهُ عَفْوى وَ مَسْأَلَتُهُ جُودى» «3» من از اينكه نادانى او بر علمم، گناه او بر عفوم و در خواست او بر بخشايشم چيره شود، شرم مىكنم.
امام صادق عليه السلام فرمود:
«انَّا اهْلُ بَيْتٍ، مُرُوَّتُنَا الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنا» «4» ما خاندانى هستيم كه، جوانمردىمان گذشت از كسى است كه بر ما ستم كرده است.