بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 126

«الْمُذْنِبُ عَلى‌ بَصيرَةٍ غَيْرُ مُسْتَحِقٍّ لِلْعَفْوِ» «1» آن كه با بصيرت بر زشتى گناه، آن را مرتكب مى‌شود، سزاوار عفو نيست.
امام زين‌العابدين عليه السلام در رساله حقوق خود مى‌فرمايد:
«وَ حَقُّ مَنْ ساءَكَ انْ تَعْفُوَ عَنْهُ، وَ انْ عَلِمْتَ انَّ الْعَفْوَ يَضُرُّ انْتَصَرْتَ» «2» حق كسى كه به تو بدى كرده آن است كه از او بگذرى، ولى اگر عفوِ او را مضرّ دانستى، مى‌توانى او را عقوبت كنى.
اگر جرم و تجاوز، مربوط به حقوق جامعه باشد، در اين صورت چون پاى حدود الهى و حقوق اجتماعى در ميان است و سعادت عمومى در گرو اجراى آنهاست، ناگزير حدود بايد اجرا شود و حقوق بايد تأديه گردد؛ زيرا قانون و حرمت مال، جان، عِرض و ناموس مردم مثل مرز و حصارى است كه گرداگرد جامعه كشيده شده تا مردم در پناه آن در امنيت و آسايش زندگى كنند. اگر اين مرز شكسته شود و قانون تحت عناوينى از قبيل عفو و گذشت به اجرا درنيايد، زمينه براى هرج و مرج و ناامنى فراهم شده و ادامه زندگى براى مردم دشوار خواهد شد. اصرار اسلام را بر عفو و گذشت در حقوق شخصى در بحث گذشته خوانديم و دانستيم كه اسلام دين خشونت و انتقام و كشتار نيست، امّا ترحّم و دلسوزى بر متجاوزان به حقوق جامعه را نيز هيچ عقل سليمى نمى‌پذيرد.
ترحّم بر پلنگ تيز دندان جفا كارى بود بر گوسفندان‌ زنى از اشراف قبيله بنى‌محزوم، مرتكب سرقت شده بود و قرار شد حدّ سرقت بر او جارى شود. سران قبيله مزبور، از بيم آن كه اجراى حدّ موجب سرافكندگى آنان در بين ساير مردم شده، اين ننگ براى ايشان باقى بماند، اسامة بن زيد، را به شفاعت، نزد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرستادند. آن حضرت پس از اطلاع از مضمون پيام، با خشم زياد


صفحه 127

فرمود: «اى اسامه، تو را نبينم كه درباره تعطيل حدّى از حدود خداوند شفاعت كنى!» آن گاه در جمع مهاجر و انصار حضور يافته، چنين فرمود:
علّت هلاكت اقوام گذشته اين بود كه هر گاه شخص صاحب نفوذى از آنان دزدى مى‌كرده، حدّ خداوند را بر او اجرا نمى‌كردند، ولى اگر فرد ضعيفى دست به اين كار مى‌زد، حكم قانون را بر او عملى مى‌ساختند. به خدا سوگند، حتّى اگر دخترم فاطمه دزدى كند، دستش را قطع خواهم كرد! «1» آثار عفو در قرآن كريم و روايات پيشوايان معصوم عليهم السلام، آثار و بركات زيادى براى عفو ذكر شده كه برخى از آنها عبارتند از:
1- شمول عفو الهى؛ قرآن كريم عفو و گذشت بندگان خدا از يكديگر را زمينه‌ساز عفو خداوند مى‌داند:
«وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا الا تُحِبُّونَ انْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» «2» و بايد عفو كنند و درگذرند، آيا دوست نمى‌داريد كه خداوند بر شما ببخشايد.
2- نصرت الهى؛ امام كاظم عليه السلام فرمود:
«مَا الْتَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ، الَّا نُصِرَ اعْظَمُهُما عَفْواً» «3» هرگز دو گروه با هم رو به رو نشدند؛ مگر آنكه گروه بخشنده‌تر يارى شد.
3- طول عمر؛ از رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين نقل شده است:



صفحه 128

«مَنْ كَثُرَ عَفْوُهُ مُدَّ فى‌ عُمْرِهِ» «1» آن كه عفوش بسيار شد، عمرش طولانى مى‌شود.
4- دوام حكومت؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله عفو و گذشت زمامدار را موجب پايدارى حكومتش مى‌داند:
«عَفْوُ الْمَلِكِ عِقالُ الْمُلْكِ» «2» گذشت زمامدار سبب پا بر جا شدن حكومت است.
5- از بين رفتن كينه‌ها؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«تَعافَوْا تَسْقُطِ الضَّغائِنُ بَيْنَكُمْ» «3» از يكديگر درگذريد تا كينه‌ها از ميانتان رخت بربندد.
6- عزّت دنيا و آخرت؛ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«مَنْ عَفا عَنْ مَظْلَمَةٍ ابْدَلَهُ اللَّهُ بِها عِزّاً فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ» «4» هر كه از لغزشى درگذرد، خداوند به سبب اين گذشت، عزّت دنيا و آخرت را به او عطا مى‌كنند.
7- رهايى از عذاب دوزخ؛ حضرت على عليه السلام عفو را موجب نجات از عذاب جهنّم دانسته است:
«الْعَفْوُ مَعَ الْقُدْرَةِ جُنَّةٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ سُبْحانَهُ» «5» گذشت هنگام توانايى، سپرى در برابر عذاب خداوند است.



صفحه 129

8- پاداش بسيار؛ امام على عليه السلام پاداش انسان به گذشت را غير قابل سنجش مى‌داند و مى‌فرمايد:
«شَيْئَانِ لا يُوزَنُ ثَوابُهُما؛ الْعَفْوُ وَالْعَدْلُ» «1» پاداش دو چيز را نمى‌توان سنجيد؛ گذشت و عدالت.



صفحه 130

خلاصه درس‌ انسان‌ها به‌طور معمول دچار اشتباه و خطا مى‌شوند و به همنوعان خود جفا مى‌كنند. اگر همه درصدد انتقام‌جويى برآيند و آزار و جفاى ديگرى را تلافى كنند، وضعيت نابهنجارى پيش مى‌آيد؛ امّا فضايل اخلاقى از جمله عفو و گذشت، مانع از پيش آمدن اين وضعيت مى‌شود. به همين دليل آن را يكى از ضرورت‌هاى زندگى اجتماعى برشمرده‌اند.
در آيات قرآن و روايات معصومين، بسيار از عفو و گذشت تمجيد شده و به مسلمانان رهنمود داده‌اند كه اين خصلت زيبا را در خود تقويت كنند.
عفو و گذشت بايد جنبه تربيتى داشته باشد و اگر سبب جرأت بيشتر خطا كار شود، پسنديده نيست چنان كه جرم و جنايت و در جايى كه حقوق مردم پايمال مى‌گردد، قابل اغماض نيست. رهبران معصوم نيز اگر كسى نسبت به شخص آنان مرتكب خطا مى‌شد از او درمى‌گذشتند ولى مجرمان اجتماعى را حتماً مجازات مى‌كردند، عفو و مدارا، در بسيارى از موارد، به هم نزديك‌اند و گاه مدارا، نتيجه عفو است.
عفو الهى، نصرت خدا، طول عمر، دوام حكومت، از بين رفتن كينه‌ها، عزت دنيا و آخرت، رهايى از دوزخ و پاداش بسيار، از آثار ارزنده عفو و بخشش است.
پرسش‌ 1- ضرورت عفو و گذشت را توضيح دهيد.
2- يك آيه درباره عفو و گذشت ذكر كنيد.
3- آيا «عفو» مى‌تواند در همه موارد نتيجه مثبتى داشته باشد؟ حدّ و مرز آن كجاست؟
4- خلاصه داستان قبيله بنى‌محزوم را بنويسيد.
5- به نظر شما «عفو» و «مدارا» چه ارتباطى با هم دارند؟



صفحه 131

درس شانزدهم: رعايت حقوق ديگران‌ مؤمن، تنها در برابر خدا مسؤول است و همه كارهايش با وزنه اخلاص سنجيده مى‌شود و بس و هرگز نبايد كمترين كارى را براى غير خدا انجام دهد. در مرحله اجراى فرمان خدا و مرزبندى قانون و جداسازى راه از بيراهه و پرهيز از ظلم و بيهوده‌كارى، رعايت حقوقى كه خدا و خرد- كه خود معيارى الهى است- تعيين مى‌كنند الزامى است.
اين حقوق به سه دسته: حقّ الله، حقّ النفس و حق الناس تقسيم مى‌شود و با توجه به اينكه عنوان درس به قسم سوّم اشاره دارد، بحث را پيرامون حق‌الناس پى مى‌گيريم:
اهميّت اداى حقوق مردم‌ هيچ خردمندى در لزوم رعايت حقوق ديگران، ترديد نمى‌كند و بى شك، پرداخت حقوق مردم در همه زمينه‌ها و به شكل عام و فراگير، از اصول شريعت اسلامى است و در سخنان رهبران اسلام با تعابير نغز و بلندى مورد تأكيد قرار گرفته است، از آن جمله:
1- ركن دين است: پرداخت حقوق مردم، با تديّن، رابطه‌اى مستقيم دارد، مؤمن حتماً بايد حقوق مردم را مراعات كند، در غير اين صورت يا ايمانش دروغين است و يا در حدّ پايينى قرار دارد؛ امام صادق عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«الُمحَمَّدِيَّةُ السَّمْحَةُ اقامُ الصَّلاةِ وَ ايتاءُ الزَّكاةِ وَ صِيامُ شَهْرِ رَمَضانَ وَ حَجُّ الْبَيْتِ وَالطَّاعَةُ لِلْامامِ وَ اداءُ حُقُوقِ الْمُؤْمِنِ ...» «1» دين محمّدىِ آس اخلاق و تربيت اسلامى 137 درس هفدهم: ايثار ان، عبارت است از: بر پا داشتن نماز، دادن زكات، روزه ماه‌


صفحه 132

رمضان، حجّ خانه خدا، اطاعت از امام و اداى حقوق مؤمن.
2- زمينه حقّ اللّه: عظمت و اهميت مراعات حقوق مردم زمينه‌ساز اداى حقّ‌الله است و در سخن امير مؤمنان عليه السلام، آمده است:
«جَعَلَ اللَّهُ سُبْحانَهُ حُقُوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لِحُقُوقِهِ؛ فَمَنْ قامَ بِحُقُوقِ عِبادِاللَّهِ كانَ ذلِكَ مُؤَدِّياً الَى الْقِيامِ بِحُقُوقِ اللَّهِ» «1» خداوند سبحان، حقوق بندگانش را مقدمه حقوق خويش، قرار داده است؛ هر كس به [رعايت‌] حقوق بندگان خدا قيام كند، چنين كارى به رعايت حقوق الهى منجر مى‌گردد.
3- برترين عبادت است: پيشواى ششم مى‌فرمايد:
«ما عُبِدَاللَّهُ بِشَىْ‌ءٍ افْضَلَ مِنْ اداءِ حَقِّ الْمُؤْمِنِ» «2» خداوند، با چيزى برتر از اداى حق مؤمن، پرستش نشده است.
4- يكى از درجات توبه است: امير مؤمنان عليه السلام براى توبه واقعى شش درجه ترسيم مى‌كند كه دو درجه آن پرداخت حقوق مردم و حقوق خداست. «3» 5- سبب ورود به بهشت است: اداى حقوق يكى از اسباب ورود مؤمن به بهشت برين است و هر چه حقوق مردم را بهتر ادا كند از رفعت مقام و درجات بالاترى برخوردار خواهد بود. رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«... فَايُّهُمْ كانَ اشَدَّ لِلشّيعَةِ حُبّاً وَ لِحُقُوقِ اخْوانِهِمُ الْمُؤْمِنينَ اشَدَّ قَضاءً كانَتْ دَرَجاتُهُ فِى الْجِنانِ اعْلى‌ ...» «4» هر يك از مؤمنان، كه بيشتر به شيعيان عشق بورزد و حقوق برادران مؤمنش را بهتر ادا كند، درجاتش در بهشت، بالاتر خواهد بود.



صفحه 133

چگونگى اداى حقوق‌ بديهى است كه احقاق حق ديگران به موارد خاص يا افراد بخصوصى منحصر نمى‌شود، بلكه به‌طور عام و فراگير، هر صاحب حقّى را شامل مى‌شود؛ خُرد باشد يا كلان، غريبه باشد يا آشنا، مسلمان باشد يا نامسلمان، زن باشد يا مرد ... حتى در فرهنگ اسلام، حيوانات نيز حقوقى دارند كه رعايت آن بر مسلمانان لازم است. «1» واضح است كه هر گروهى، به تناسب ارتباطى كه با انسان دارد، از حقوق شايسته خويش برخوردار مى‌شود كه ممكن است با حقوق گروه ديگر تفاوت داشته باشد به طور مثال: همسر و والدين، هر يك حقوقى بر گردن انسان دارند كه برخى مشترك و برخى كاملًا متفاوت از يكديگر است، همچنين مؤمنان، حقوقى بر عهده يكديگر دارند كه بيگانگان از دين از آن محرومند، رهبر، حقوقى بر عهده ملّت دارد كه ديگر مسؤولان از چنان حقوقى بهره‌مند نيستند و ... نتيجه اينكه تنوع و گوناگونى حقوق، سبب تعدّد راه‌هاى احقاق و اداى آن مى‌شود.
رهنمودهاى امام سجّاد عليه السلام‌ شايد بتوان گفت؛ ارزشمندترين گنجينه‌اى كه حقوق لازم و ضرورى را در خويش جمع كرده، سخنان گهربار امام گرانقدر، حضرت زين‌العابدين عليه السلام است كه با نظمى دقيق و بيانى شيوا پنجاه حق ضرورى را تشريح كرده و شيفتگان حقيقت را از آبشخور عصمت، سيراب ساخته است و بر پيروان واقعى مكتب وحى ضرورى است كه اين رهنمودهاى حياتى را با جان و دل پذيرا شوند و در عمل به كار بندند. «2»