بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 133

چگونگى اداى حقوق‌ بديهى است كه احقاق حق ديگران به موارد خاص يا افراد بخصوصى منحصر نمى‌شود، بلكه به‌طور عام و فراگير، هر صاحب حقّى را شامل مى‌شود؛ خُرد باشد يا كلان، غريبه باشد يا آشنا، مسلمان باشد يا نامسلمان، زن باشد يا مرد ... حتى در فرهنگ اسلام، حيوانات نيز حقوقى دارند كه رعايت آن بر مسلمانان لازم است. «1» واضح است كه هر گروهى، به تناسب ارتباطى كه با انسان دارد، از حقوق شايسته خويش برخوردار مى‌شود كه ممكن است با حقوق گروه ديگر تفاوت داشته باشد به طور مثال: همسر و والدين، هر يك حقوقى بر گردن انسان دارند كه برخى مشترك و برخى كاملًا متفاوت از يكديگر است، همچنين مؤمنان، حقوقى بر عهده يكديگر دارند كه بيگانگان از دين از آن محرومند، رهبر، حقوقى بر عهده ملّت دارد كه ديگر مسؤولان از چنان حقوقى بهره‌مند نيستند و ... نتيجه اينكه تنوع و گوناگونى حقوق، سبب تعدّد راه‌هاى احقاق و اداى آن مى‌شود.
رهنمودهاى امام سجّاد عليه السلام‌ شايد بتوان گفت؛ ارزشمندترين گنجينه‌اى كه حقوق لازم و ضرورى را در خويش جمع كرده، سخنان گهربار امام گرانقدر، حضرت زين‌العابدين عليه السلام است كه با نظمى دقيق و بيانى شيوا پنجاه حق ضرورى را تشريح كرده و شيفتگان حقيقت را از آبشخور عصمت، سيراب ساخته است و بر پيروان واقعى مكتب وحى ضرورى است كه اين رهنمودهاى حياتى را با جان و دل پذيرا شوند و در عمل به كار بندند. «2»


صفحه 134

نكوهش پايمال كردن حقوق‌ به همان نسبت كه در اسلام بر رعايت حقوق، پافشارى شده، ناديده انگاشتن حق مردم، با عناوين تكان‌دهنده‌اى، سخت، مورد نكوهش قرار گرفته است، از جمله:
1- گناه كبيره است؛ امام باقر عليه السلام ضمن شماره كردن گناهان كبيره مى‌فرمايد:
«وَ حَبْسُ الْحُقُوقِ مِنْ غَيْرِ عُسْرٍ» «1» نپرداختن حقوق مردم با وجود توانايى (گناه كبيره است.)
2- سبك شمردن دين است؛ رعايت حقوق مردم، با بسيارى از احكام دينى رابطه مستقيم دارد كه اگر كسى آنها را مراعات نكند در واقع، مسائل دينى را ناديده انگاشته است به همين دليل، حضرت صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
«مَنْ عَظَّمَ دينَ اللَّهَ عَظَّمَ حَقَّ اخْوانِهِ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِدينِهِ اسْتَخَفَّ بِاخْوانِهِ» «2» هر كس دين خدا را تعظيم كند، حقوق برادرانش را نيز، بزرگ دارد و هر كس دين او را سبك بشمارد، [حقوق‌] برادرانش را نيز سبك مى‌شمارد.
3- سبب خوارى است؛ امام صادق عليه السلام فرمود:
«تَرْكُ الْحُقُوقِ مَذَلَّةٌ» «3» پايمال كردن حقوق، سبب خوارى است.
4- بركت روزى را مى‌برد؛ خداوند هرگز راضى نمى‌شود عده‌اى سهل‌انگار يا بدانديش، حقوق بندگانش را به عمد پايمال كنند. از اين رو به نحوى آنان را گوشمالى مى‌دهد و بردن بركت از روزى آنها يك نوع آن است. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
«... مَنْ حَبَسَ عَنْ اخيهِ الْمُسْلِمِ شَيْئاً مِنْ حَقِّهِ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَرَكَةَ الرِّزْقِ الَّا انْ‌


صفحه 135

يَتُوبَ» «1» هر كس چيزى از حقوق برادر مسلمانش را از او بازدارد، خداوند بركت روزى را بر او حرام مى‌كند مگر اينكه توبه كند.
5- در روز قيامت از آن بازخواست مى‌شود؛ رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«انَّ احَدَكُمْ لَيَدَعُ مِنْ حُقُوقِ اخيهِ شَيْئاً فَيُطالِبُهُ بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَيُقْضى‌ لَهُ وَعَلَيْهِ» «2» همانا يكى از شما چيزى از حقوق برادرش را ترك مى‌كند و او حقش را در روز قيامت از وى طلب مى‌كند و در آنجا به نفع طلبكار و زيان بدهكار، حكم خواهد شد.
6- سبب ورود به دوزخ است؛ ضايع كننده حقوق مردم، در صورتى كه توبه نكند و بر كار زشت خويش اصرار ورزد، به دست خود سرنوشتش را تباه ساخته و فرجام خويش را در دوزخ قرار داده است؛ پيشواى ششم در اين باره مى‌فرمايد:
هر كس، مؤمنى را از حقش بازدارد، خداوند او را در روز قيامت، پانصد سال سر پا نگه مى‌دارد و در اين مدت، عرق [از بدن او] جريان دارد، سپس جارچى از سوى خداى بزرگ اعلام مى‌كند «اين ستمگرى است كه حق خدا را ادا نكرده است.» آن گاه مدت چهل سال ديگر توبيخ مى‌شود و در نهايت به دوزخ مى‌رود! «3»


صفحه 136

خلاصه درس‌ انسان نسبت به خود، خدا و مردم، حقوقى را بايد مراعات كند كه به «حق النفس، حق الله و حق الناس» موسوم است.
در شريعت مقدس اسلام، حق الناس از اهميت ويژه‌اى برخوردار است و با عبارتهاى زير از آن تمجيد شده است؛ فراتر از حق الله است، ركن دين است، برترين عبادت است، ثمره اخلاص و توحيد است، يكى از درجات توبه است و سبب ورود به بهشت است.
ارزنده‌ترين اثر تبيين حقوق، سخنان امام سجاد عليه السلام در اين باره است كه به «رسالة الحقوق» معروف است.
پايمال كردن حقوق نيز با چنين عباراتى نكوهش شده است؛ گناه كبيره است، سبب خوارى است، بركت روزى را مى‌برد، در روز قيامت مورد بازخواست قرار مى‌گيرد و سبب ورود به دوزخ مى‌شود.
پرسش‌ 1- چند نمونه از «حقّ الناس» را نام ببريد.
2- برخى از ارزش‌هاى اداى حقوق را بنويسيد.
3- برخى از عواقب پايمال كردن حقوق را بنويسيد.
4- كدام امام، پايمال كردن حقوق را از گناهان كبيره شمرده است؟



صفحه 137

درس هفدهم: ايثار «ايثار» در لغت به معناى برگزيدن، ديگران را بر خويش مقدّم داشتن و مانند آن است «1» و در قرآن كريم نيز به معناى لغوى به كار رفته است. چنان كه مى‌فرمايد:
«بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيوةَ الدُّنْيا» «2» آرى، شما زندگى اين جهان را برمى‌گزينيد.
ايثار در اصطلاح عبارت است از: بخشش مال به كسى، با وجود احتياج [خود] به آن. «3» اين معانى بيشتر در مقدم داشتن ديگران در امور مالى يا مقدم داشتن خواسته ديگران، صدق مى‌كند، ولى آنچه در امور نظامى مطرح است چيزى بيش از اينهاست و گذشت از جان، مال، مقام، شخصيت و مانند آن را نيز شامل مى‌شود؛ بدين معنا كه يك انسان مكتبى در راه اعتلاى پايگاه اسلام و پايدارى در راه اقامه شعاير دينى و برافراشتن پرچم توحيد، با تمام امكانات خود تلاش كرده، از بذل جا اخلاق و تربيت اسلامى 143 فوايد ايثار ص : 142 ن و مال خويش در راه هدف مقدّس بويژه در مصاف با دشمن در ميدان نبرد دريغ نكند.
اهميّت ايثار در آيات و روايات‌ قرآن كريم با بيان شواهد و نمونه‌ها، ايثار را در ابعاد مختلف ستوده است، از جمله:
درباره ايثار جانى حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:



صفحه 138

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرى‌ نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» «1» و بعضى از مردم براى به دست آوردن خشنودى خدا جان خويش را فدا مى‌كنند.
و در جاى ديگر ايثار مالى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را چنين مى‌ستايد:
«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‌ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اسيراً» «2» غذاى خويش را با آنكه آن را دوست دارند، به مسكين و يتيم و اسير مى‌خورانند.
همچنين از «انصار»- كه در حال فقر، از برادران مهاجر خود، با تقسيم اموال و خانه‌هاى خويش پذيرايى كردند و آنان را بر خود مقدّم داشتند- اين‌گونه تمجيد مى‌كند:
«وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‌ انْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ» «3» ديگران را بر خود مقدم مى‌دارند، هر چند خود، فقير و نيازمند باشند.
در روايات معصومين عليهم السلام نيز ايثار به عنوان «خوى و خصلت ابرار و برگزيدگان الهى، نيكوترين احسان و عالى‌ترين مرتبه ايمان» شمرده شده است، چنان كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«الْايثارُ سَجِيَّةُ الْابْرارِ وَ شيمَةُ الْاخْيارِ» «4» ايثار خوى نيكوكاران و شيوه نيكان است.
در جاى ديگر فرمود:
«الْايثارُ احْسَنُ الْاحْسانِ وَ اعْلى‌ مَراتِبِ الْايمانِ» «5» ايثار نيكوترين احسان و بالاترين مراتب ايمان است.



صفحه 139

همان‌گونه كه ذكر شد، در امور نظامى بيشتر ايثار جانى مطرح است. كسى كه جان بر كف از اسلام و مرزهاى اسلامى دفاع مى‌كند، خود را به آب و آتش مى‌زند و چه بسا خون پاكش در راه پاسدارى از اسلام و ارزش‌هاى اسلامى ريخته مى‌شود، بالاترين درجه ايثار را داشته و محبوب‌ترين مقام را نزد خدا دارد؛ چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره ارزش خون‌هاى پاك شهيدان راه خدا مى‌فرمايد:
«ما مِنْ قَطْرَةٍ احَبُّ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ» «1» هيچ قطره‌اى در پيشگاه خداوند، محبوب‌تر از قطره خونى كه در راه خدا ريخته مى‌شود، نيست.
همچنين ارزش ايثار و پاسدارى از مرزهاى اسلامى را اين‌گونه بيان مى‌كند:
«رِباطُ يَوْمٍ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيا وَ ما عَلَيْها» «2» يك روز مرزدارى در راه خدا از دنيا و آنچه در آن است، بهتر مى‌باشد.
اقسام ايثار الف- ايثار مثبت‌ 1- مقدم داشتن ديگران بر خود، هر چند به چيز اندك، در روايات اسلامى امرى پسنديده شمرده شده است. «3» كسى كه ديگران را به آسانى بر خود مقدم داشته و خود را براى آسايش ديگران به رنج مى‌اندازد، در صورتى كه ايثار او سبب ناراحتى و فشار بر فرزندان خودش نشود و نظام زندگى‌اش را به خطر نيفكند، ايثار مثبت است.
2- مقدم داشتن خواست الهى بر هواى نفس «4» نظير كار حضرت يوسف عليه السلام كه با


صفحه 140

مقدم داشتن خواست خدا، آبروى خود را حفظ كرد و زندان را بر ارتكاب معصيت ترجيح داد و فرمود:
«رَبِّ السِّجْنُ احَبُّ الَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنى‌ الَيْهِ» «1» پروردگارا! زندان براى من دوست‌داشتنى‌تر از چيزى است كه زنان مرا بدان مى‌خوانند.
امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند بزرگ مى‌فرمايد:
به عزت و جلال و شرف و بلندى مقامم سوگند كه هيچ بنده مؤمنى خواست مرا بر خواست خود، در يكى از امور دنيا برنگزيند، جز آنكه بى‌نيازى را در وجودش قرار دهم و همّتش را متوجه آخرت سازم و آسمان‌ها و زمين را عهده‌دار روزى‌اش گردانم و خودم برايش پشت سَرِ تجارت هر تاجرى هستم. «2» 3- روح سلحشورى، فداكارى و از خودگذشتگى كه سربازان اسلام براى اعتلاى كلمه حق و آيين توحيدى از خود نشان مى‌دهند، از موارد ايثار مثبت است. قرآن كريم نيز ايثارگران را كه از همه چيز دنيا گذشته، جان بر كف به ميدان نبرد مى‌شتابند، با بيان «... فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ اجْراً عَظيماً» «3» ستوده و كارشان را يك معامله الهى مى‌داند. «4» نيروهاى نظامى و انتظامى بايد در تشكيلات خود طورى باشند كه در صحنه‌هاى مختلف، ايثار، كرامت انسانى و گوهرهاى نفسانى خود را آشكار كرده و به پاسدارى و سربازى خويش، ارزش واقعى ببخشند و زبان حالشان به اسلام و مسلمانان چنين باشد:
به ايثار، مردان، سبق برده‌اند نه شب زنده‌داران دل مرده‌اند «5»