خلاصه درس «توبه» به معناى بازگشتن، و يك نوع انقلاب و قيام درونى عليه خويش است. توبه، پليدىهاى گناهان را مىشويد و دلها را پاك مىكند و زمينه را براى عبوديّت و بندگى انسان فراهم مىكند.
توبه يك وظيفه واجب است كه قرآن كريم بر انجام آن بسيار تأكيد نموده است. از اين رو، بايد فورى باشد تا نفس با گناه انس نگيرد و بهترين فرصت براى بازگشت از مسير زشتىها و پليدىها، ايام جوانى است.
توبه كار واقعى، كسى است كه وقتى توبه كرد، علاوه بر تصميم قاطع بر ترك معصيت، حقوق تضييع شده- اعم از حقالله و حقالناس- را جبران كند و ظلمت حاصل از گناهان را با نور اطاعت و بندگى در همه زمينهها، بزدايد.
آثار ارزنده توبه در زندگى انسان فراوان است. برخى از آنها عبارتند از: آمرزش گناهان، برخوردارى از مواهب الهى و زندگى شيرين، تبديل لغزشها به حسنات و بارش رحمت پروردگار و قدرت و قدرتمندى.
پرسش 1- امير مؤمنان عليه السلام توبه را چگونه معنا كرده است؟
2- چرا توبه ضرورت دارد؟
3- برخى از نشانههاى تائب واقعى را بنويسيد.
4- علاوه بر آثارى كه براى توبه شمرده شد، چه نتايج و آثارى را براى توبه مىتوانيد برشماريد؟
درس دوم: توكّل توكّل به معناى اعتماد و واگذارى كار به ديگرى است. «1» در علم اخلاق، منظور از توكل، اعتماد و اتّكال به خداوند و واگذارى فرجام كارها به قدرت لايزال اوست. در روايات آمده است كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله از جبرئيل پرسيد: توكّل چيست؟ پاسخ داد: «توكّل عبارت است از 1- دانستن اين موضوع كه آفريده، سود و زيان نمىرساند و بخل و بخشش نمىكند. 2- نا اميد بودن از مخلوق.» «2» مفهوم كلام جبرئيل اين است كه در عالم آفرينش، همه چيز در قبضه قدرت خداست و آن كس كه بر او توكّل مىكند، همه چيز را از خدا مىخواهد و ديگران، در واقع، واسطه فيض الهى قرار مىگيرند و توكّل، آدمى را به مطمئنترين مركز قدرت و فيضرسانى متصل مىكند كه همان ذات اقدس خداوند است.
تعاليم حيات بخش اسلام ضمن آنكه توكل را يك ركن اساسى ايمان معرفى مىنمايد، «3» به اهميت و تأثير تلاش و كوشش انسان در سرنوشتش تأكيد دارد تا جايى كه انسان را در گرو اعمالش مىداند:
«كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ» «4» و بهره و نتيجه او را به اندازه تلاش و كوشش او معرفى مىكند:
«وَ انْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ الَّا ما سَعى» «1» براى انسان (پاداشى) جز آنچه خود كرده نيست.
استاد شهيد مطهرى توكل را چنين معرفى مىكند:
«توكل يعنى انسان هميشه به آنچه مقتضى حق است عمل كند و در اين راه به خدا اعتماد كند كه خداوند حامى و پشتيبان كسانى است كه حامى و پشتيبان حق باشند.
توكل تضمين الهى است براى كسانى كه هميشه حامى و پشتيبان حقاند.» «2» ريشه توكّل پايه و اساس توكل ايمان حقيقى به خداوند و شناخت او است. قرآن كريم توكل را لازمه ايمان دانسته مىفرمايد:
«وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» «3» اگر مؤمنيد بر خدا توكل كنيد.
طبق اين آيه شريفه كسى كه توكل نداشته باشد مؤمن نيز نخواهد بود.
امام على عليه السلام مىفرمايد:
«التَّوَكُّلُ مِنْ قُوَّةِ الْيَقينِ» «4» توكل نتيجه يقين قوى به خداوند است.
ايمان و يقين به خدا، از شناخت صحيح خداوند حاصل مىشود، از اين رو ريشه و اساس توكل بر خدا، شناخت و آگاهى نسبت به او است و تمام برداشتهاى نادرستى كه از مفهوم توكل در صحنه عمل و زندگى شده است ريشه در درك نادرست از خداوند دارد، يعنى وقتى انسان درك درستى از خدا و جهان هستى نداشت نمىتواند از قرآن و
روايات مقصود حقيقى را به دست آورد، ابتدا گرفتار اشتباه در انديشه و شناخت مىشود و به دنبال آن، دچار ايمان خرافى و عمل نادرست مىگردد.
نشانههاى توكّل توكّل داراى نشانههايى است كه در صورت ظهور آنها، انسان مىتواند اميدوار شود كه به اين مرحله عالى رسيده است.
جبرئيل در پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله نشانههاى توكل را اينگونه بيان مىكند:
«فَاذا كانَ الْعَبْدُ كَذلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِاحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فى احَدٍ سِوَى اللَّهِ» «1» وقتى انسان داراى توكل شد اعمال خود را جز براى خدا به جا نمىآورد، جز به خدا اميد ندارد و از غير خدا نمىترسد و چشم طمع به كسى جز خدا ندارد.
اين علائم در ساير روايات نيز مورد توجه قرار گرفته است. على عليه السلام مىفرمايد:
«حَسْبُكَ مِنْ تَوَكُّلِكَ انْ لا تَرى لِرِزْقِكَ مُجْرِياً الَّا اللَّهَ سُبْحانَهُ» «2» در توكل تو همين بس كه غير خدا را روزى رسان خود ندانى.
و نيز از امام رضا عليه السلام درباره توكل سؤال كردند. آن حضرت فرمود:
«انْ لا تَخافَ احَداً الَّا اللَّهَ» «3» توكل يعنى اينكه از كسى جز خدا اخلاق و تربيت اسلامى 31 اسوههاى رضا و تسليم ص : 30 نترسى.
درجات و مراتب توكّل توكل مراتب و درجات مختلفى دارد. حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام مىفرمايد:
توكل داراى درجاتى است:
1- [نخست] اينكه در هر رفتارى كه خداوند با تو داشته و هر چه درباره تو كرده به او اعتماد داشته باشى به همه راضى باشى و بدانى كه در هيچ خيرى و هيچ رأيى [و نظر رحمتى] در حق تو كوتاهى نكرده و اختيار به دست اوست پس بر او توكل كنى و كارها را به او واگذارى.
2- [و درجه بعد] ايمان به غيبهاى الهى است كه تو از آن بىخبرى؛ بايد علمش را به او و امناى او واگذارى و درباره آن غيبها و غير آن بر او اعتماد كنى. «1» بنابراين يك درجه توكل مربوط به اطمينان و اعتماد به خداوند است در رفتارى كه درباره انسان دارد و درجه ديگر مربوط به امورى است كه انسان از درك آن عاجز است و علم و آگاهى آن در اختيار خداوند و امناى اوست در اين امور هم توكل بر اوست كه انسان را قانع مىكند و به او آرامش مىبخشد.
توكل ثمره و نتيجه ايمان به خدا است و همانند ايمان به خدا، داراى سه رتبه لفظى، قلبى و عملى است:
1- توكل لفظى گاهى انسان فقط عبارت «توكل بر خدا» و يا «توكلت على الله» را بر زبان جارى مىكند اما به آن عقيدهاى ندارد. بديهى است كه فقط بر زبان جارى كردن جمله توكل بر خدا، تأثيرى در روح و در زندگى انسان نخواهد گذاشت.
2- توكل در عقيده اگر انسان به خدا ايمان داشته باشد و معتقد باشد كه رتق و فتق همه امور در دست اوست، امّا در هنگام عمل، به خصوص مواردى كه فاعليت خداوند در آن ناپيداست و دست موجود ديگرى خودنمايى مىكند نتواند به توكل خود عمل كند، و به سبب ايمان ضعيف، به غير خدا پناه ببرد، در رتبه دوم از توكل، يعنى «توكل در عقيده» قرار دارد.
3- توكل در عمل وقتى نور ايمان سراسر وجود انسان را فرا گرفت و باور كرد كه مؤثر حقيقى تنها خداست. چنين شخصى جز او را شايسته توكل و اتكاء نمىداند زيرا باور كرده است كه:
«ما شاءَ اللَّهُ لا ما شاءَ النَّاسُ ما شاءَ اللَّهُ وَ انْ كَرِهَ النَّاسُ» «1» آنچه خدا بخواهد همان مىشود نه آنچه مردم بخواهند، و آنچه خدا بخواهد مىشود اگر چه مردم نخواهند.
در اين صورت، انسان، تنها بر خدا توكل كرده، براى او عمل مىكند، همه چيز را از او مىخواهد و مىداند غير خدا همه وسيلهاند و چنين حالتى بالاترين مرحله توحيد و توكل بر خداست.
خلاصه درس مفهوم لغوى توكل، واگذاردن و اعتماد كردن است و در فرهنگ اسلامى يعنى اعتماد بر خداوند و اينكه انسان بداند نفع و ضرر و بخشش به دست خداست و در هر كارى بايد بر او تكيه كند.
توكل، در شناخت و ايمان حقيقى به خداوند ريشه دارد و مؤمن تنها بر او توكل مىكند.
در روايات اسلامى نشانههايى براى متوكّلان واقعى بيان شده از جمله اينكه خداوند را تنها روزىرسان مىدانند و از كسى جز او نمىترسند.
امام رضا عليه السلام براى توكل دو درجه ذكر فرموده است؛ يكى آن كه در همه كارها به خدا اعتماد كند و هر چيزى را از جانب او بداند، از خداوند خشنود باشد و كارها را به او واگذارد.
و ديگر آن كه به غيبهاى الهى ايمان داشته باشد و در همه ندانستههاى خود بر خدا و امناى او اعتماد كند.
توكل را براساس ايمان به خدا مىتوان به سه مرتبه لفظى، اعتقادى و عملى تقسيم كرد.
چون مؤثر واقعى در همه هستى كسى جز خداوند نيست و هر چه ديگران انجام بدهند، نيرويش را از خداوند كسب كردهاند و واسطه در كارند، بنابراين شايسته است كه مؤمن در همه كارها فقط بر خداوند توكل داشته باشد.
پرسش 1- مفهوم توكل چيست؟
2- كارهاى انسان متوكل، چه نشانههايى دارد؟
3- به نظر شما چگونه مىتوان به توكّل حقيقى دست يافت؟
4- توكّل وتلاش چه رابطهاى با هم دارند؟