از دست داديم، و در مصيبتش صبر كرديم، پس تو هم همچون ما صبر كن. و بدان كه هر گاه ما كارى را بخواهيم و خداوند كارى ديگر را اراده كند، در برابر فرمان الهى تسليم هستيم. «1» آثار ارزنده رضا و تسليم 1- استجابت دعا امام حسن عليه السلام مىفرمايد:
من ضامن استجابت دعاى كسى هستم كه در قلبش غير از رضا و خشنودى الهى چيز ديگرى جاى نگيرد. «2» در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:
هر گاه بنده (مؤمن) بگويد: «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ» خداوند به فرشتگانش مىفرمايد: بنده مؤمن من تسليم امر من شد، حاجت او را برآورده سازيد. «3» 2- بىنيازى راضى بودن به آنچه را كه خداوند قسمت انسان نموده، روحيه بىنيازى به وى مىدهد. امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«إِرْضَ بِما قَسَّمَ اللَّهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً» «4» اگر به آنچه خداوند قسمت تو كرده راضى باشى، بى نياز (و ثروتمند) خواهى شد.
3- دستيابى به پاداش الهى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«اعْطُوااللَّهَالرِّضاءَ مِنْ قُلُوبِكُمْ، تَظْفَرُوا ثَوابَاللَّهِ تَعالى يَوْمَ فَقْرِكُمْ وَ الْافْلاسِ» «1» شما نسبت به خداوند (و اوامر او) در دل راضى باشيد، تا در روز فقر و تهيدستى (قيامت) به ثواب الهى برسيد.
4- تحصيل رضاى الهى در روايت است كه حضرت موسى عليه السلام به درگاه الهى عرض كرد:
پروردگار! مرا به كارى كه رضايت تو در آن است، راهنمايى فرما.
خداوند در جواب فرمود:
رضايت من در راضى بودن تو به قضا و قَدَرم نهفته است. «2» يعنى اگر تو راضى به قضا و قدر من باشى من هم از تو خشنود و راضى خواهم بود.
5- آرامش جسمى ناراحتىهاى ناشى از ناخشنودى به آنچه كه گذشته و مىگذرد، موجب بيمارى جسمى و افسردگى روحى مىشود.
حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«مَنْ رَضِىَ مِنَ اللَّهِ بِما قَسَّمَ لَهُ اسْتَراحَ بَدَنُهُ» «3» هر كس به آنچه كه خداوند براى او قسمت كرده، راضى باشد جسمش در آرامش و راحتى است.
فرجام عدم رضا هر كس به قضاى الهى راضى نباشد در حقيقت از مرز سرزمين ايمان خارج شده،
وارد وادى كفر گرديدهاست. چهاينكه، اگر ما خداوند را يكتا مؤثّر در عالم وجود دانسته، اراده او را بر همه چيز و همه كس غالب مىدانيم، پس چرا به حكم و اراده او راضى نباشيم؟! حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«مَنْ لَمْ يَرْضَ بِالْقَضاءِ دَخَلَ الْكُفْرُ دينَهُ» «1» هر كس به قضا (و قدر خدا) راضى نباشد؛ كفر در دينش راه پيدا كرده است.
از اين رو حقيقت دين و ايمان، تسليم محض در برابر فرمان پروردگار و خشنودى به آن چيزى است كه به امر او در جهان هستى به وقوع مىپيوندند. در روايتى، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از قول خداوند متعال نقل مىكند كه:
«مَنْ لَمْ يَرْضَ بِقَضائى وَ قَدَرى فَلْيَلْتَمِسْ رَبّاً غَيْرى» «2» هر كس نسبت به قضا و قدر من راضى نباشد، (براى خويشتن) پروردگارى غير از من بجويد.
خلاصه درس «رضا» يعنى مخالفتنكردن با آنچهكه خدا مقدر كردهاست و «تسليم» يعنى گردن نهادن به اوامر الهى.
انسانها در مقام تسليم، چند گروهند، و بهترين آنها كسانىاند كه در برابر اراده الهى نه تنها مخالفتى ندارند كه خواست آنها همان خواست خداست.
پيامبران و اولياى الهى عليه السلام، همچنين مؤمنان و صالحان، بهترين الگوهاى رضا و تسليم در برابر خدا هستند كه همواره در پى كسب رضاى الهى و اطاعت از اوامر معبود خويشاند.
استجابت دعا، بىنيازى، تحصيل رضاى الهى و آرامش جسمى و روحى از جمله آثار ارزنده رضا و تسليم است. چنان كه نزديك شدن به مرز شرك و كفر، فرجام عدم رضايت در برابر خداست.
پرسش 1- چگونه راضى بودن بر مقدّرات و تسليم در برابر اوامر حق، موجب سعادت بشر مىگردد؟
2- پايينترين درجه «تسليم» چيست؟ و چگونه انسان را به شرك نزديك مىكند؟
3- دو نمونه از اسوههاى رضا و تسليم را معرفى كنيد.
4- چگونه مىتوان صفاتِ «رضا» و «تسليم» را در وجود خود تقويت كرد؟
درس چهارم: آراستگى سرشت آدمى، زيبايى و آراستگى را دوست دارد و همين ميل درونى، او را به سوى كسب زيبايى و آراستگى سوق مىدهد و او را وامىدارد تا بخشى از زندگى و دارايى خود را در اين راه هزينه كند.
اسلام نيز كه دين فطرت است و تعديل و تربيت همه زواياى روحى و فطرى بشر را به عهده دارد، به حس جمال دوستى و زيباطلبى انسان عنايت داشته، روش معقول بهكارگيرى و ارضاى آن را آموخته است كه بهطور مختصر در اين درس به آن مىپردازيم.
خواست خدا خداوند حكيم، همه اجزاى جهان آفرينش را براساس نظم و ترتيب آفريده و «هر چيزى به جاى خويش نيكوست» و همانطور كه در «عالم تكوين» كمترين نقص و ناهماهنگى وجود ندارد، از بندگانش خواسته كه با رعايت دستورات دينى، نظم و ترتيب در «عالم تشريع» نيز محفوظ بماند. از جمله در مورد استفاده مردم از زينتهاى الهى مىفرمايد:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتى اخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ...» «1» بگو: چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزىهاى پاكيزه را حرام كرده است؟
اين آيه مىفرمايد كه خداوند، پديدههايى را آفريده تا بندگانش با آنها زندگى خود را
زينت بخشند و هيچ كس هم حق ندارد آنان را از چنين حقّى بازدارد و همه در سودجويى از مواهب الهى آزادند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله- كه ترجمان وحى است- مىفرمايد: خداوند دوست دارد كه بندگانش از اين نعمتها استفاده كنند؛ «انَّ اللَّهَ يُحِبُّ اذا انْعَمَ عَلى عَبْدٍ انْ يَرى اثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَيْهِ» «1» همانا خداوند- وقتى نعمتى به بندهاى داد- دوست دارد اثر نعمتش را بر او ببيند.
سخن رهبر عظيمالشأن اسلام شامل همه نعمتهاى الهى مىشود، از جمله زينتهاى الهى. در بيان حضرت صادق عليه السلام آمده است كه خداوند آراستگى را دوست و بدنمايى را دشمن دارد:
«انَّ اللَّهَ عَزَّو اخلاق و تربيت اسلامى 43 هدفمندى ص : 40 َجَلَّ يُحِبُّ الْجَمالَ وَالتَّجَمُّلَ وَ يُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَالتَّباؤُسَ» «2» همانا خداوند، زيبايى و آراستگى را مىپسندد و از فقر و فقر نمايى بدش مىآيد.
افزون بر شرع مقدّس، عقل سليم نيز بر ضرورت آراستگى و زدودن آلودگى حكم مىدهد. به طور مثال هر خردمندى مىداند كه لباسش بايد تميز و مويش شانه زده باشد، بوى خوش استعمال كند، اسباب و اثاثيه منزلش تميز و مرتب باشد، زبالههاى منزل را از محيط زندگى دور كند، و سرانجام براى افزودن بر سلامتى و صفاى زندگى پليدىها را از زندگىاش بزدايد، همانگونه كه كثيف بودن لباس و اثاث زندگى، استحمام نكردن، نشستن ظروف و لوازم آشپزى، مسواك نزدن، ژوليدگى مو و سر و وضع و ... كارهايى غير معقول و زيانآور است و طراوت و نشاط زندگى را مىبرد.
افكار عمومى و عرف جامعه نيز آراستگى، نظافت، انسانهاى مرتب، محيط زيبا و مانند آن را مىپسندد و خلاف آن را طرد مىكند.
حال كه شرع و عقل و عرف بر ضرورت آراستگى اتفاق نظر دارند، اين پرسش پيش مىآيد كه حدّ و مرز آراستگى چيست؟ در ادامه درس به اين پرسش پاسخ داده مىشود.
رعايت عرف و اعتدال مفهوم و ضرورت آراستگى مورد اتفاق همگان است، ولى چون سليقههاى افراد، ملّتها و مكتبها در زمانها و مكانهاى گوناگون، بىشمار است، هرگز نمىتوان الگوى ثابتى را ارائه داد تا مورد عمل قرار گيرد، ولى در مجموع مىتوان معيار «عرف و اعتدال» را پذيرفت و بر محور آنها برنامه تزيين و تجمّل را طرّاحى كرد، بهگونهاى كه نه به طور كلّى از آراستگى، نظافت و تزيين بدن و لباس و وسائل زندگى، دست شست و نه آن را اصل قرار داد بهگونهاى كه همه همّت خويش و درآمد را صرف تزيين و تجمل كرد و به اصطلاح به تجملگرايى و زندگى اشرافى و لوكس روى آورد. هر دو كار، تفريط و افراط و ناپسند و نكوهيده است. امير مؤمنان عليه السلام، بهترين الگوى تجمّل را چنين معرفى مىكند:
«انَّ احْسَنَ الزِّىِّ ما خَلَطَكَ بِالنَّاسِ وَ جَمَّلَكَ بَيْنَهمْ وَ كَفَّ الْسِنَتَهُمْ عَنْكَ» «1» همانا نيكوترين شكل زندگى آن است كه شما را به مردم نزديك كند و در ميان آنان جمالتان بخشد و زبان آنان را نيز از [گفتگو درباره] شما بازدارد.
سخن حكيمانه نخستين امام معصوم سه شاخص را براى زى معتدل و متعارف بيان مىكند؛ 1- لباس، كفش، موهاى سر و صورت، وسعت و معمارى منزل، اثاثيه و برنامه غذايى، رفت و آمد و ... بايد مثل بقيه مردم يا نزديك به آنها باشد بهگونهاى كه فرد را تافتهاى جدا بافته از جامعه بار نياورد و لباس و منزل، غذاى چرب و نرم، اتومبيل و اثاثيه گران قيمت، و ... بين او و مردم فاصله نيندازد و به اصطلاح او را وارد طبقه مرفّه نسازد و سبب طبقهبندى و تشتّت جامعه و رنگ باختن برادرى و انسجام و همرنگى مردم نگردد.
2- وضعيت لباس و بدن و منزل و زندگى بايد نيكو، مرتب و مزيّن و خوشنما باشد؛ چرا كه هر چه متعلق به ماست، معرّف بُعدى از زندگى ما نيز به شمار مىآيد. شما درباره دو همكار، دو برادر و دو دوستى كه يكى از آنها همواره با لباس و بدن تميز، موى شانه زده، خوشبو و كفش واكس زده وارد جامعه مىشود و خانه و اثاثيه منزلش نيز همواره