وارد وادى كفر گرديدهاست. چهاينكه، اگر ما خداوند را يكتا مؤثّر در عالم وجود دانسته، اراده او را بر همه چيز و همه كس غالب مىدانيم، پس چرا به حكم و اراده او راضى نباشيم؟! حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«مَنْ لَمْ يَرْضَ بِالْقَضاءِ دَخَلَ الْكُفْرُ دينَهُ» «1» هر كس به قضا (و قدر خدا) راضى نباشد؛ كفر در دينش راه پيدا كرده است.
از اين رو حقيقت دين و ايمان، تسليم محض در برابر فرمان پروردگار و خشنودى به آن چيزى است كه به امر او در جهان هستى به وقوع مىپيوندند. در روايتى، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از قول خداوند متعال نقل مىكند كه:
«مَنْ لَمْ يَرْضَ بِقَضائى وَ قَدَرى فَلْيَلْتَمِسْ رَبّاً غَيْرى» «2» هر كس نسبت به قضا و قدر من راضى نباشد، (براى خويشتن) پروردگارى غير از من بجويد.
خلاصه درس «رضا» يعنى مخالفتنكردن با آنچهكه خدا مقدر كردهاست و «تسليم» يعنى گردن نهادن به اوامر الهى.
انسانها در مقام تسليم، چند گروهند، و بهترين آنها كسانىاند كه در برابر اراده الهى نه تنها مخالفتى ندارند كه خواست آنها همان خواست خداست.
پيامبران و اولياى الهى عليه السلام، همچنين مؤمنان و صالحان، بهترين الگوهاى رضا و تسليم در برابر خدا هستند كه همواره در پى كسب رضاى الهى و اطاعت از اوامر معبود خويشاند.
استجابت دعا، بىنيازى، تحصيل رضاى الهى و آرامش جسمى و روحى از جمله آثار ارزنده رضا و تسليم است. چنان كه نزديك شدن به مرز شرك و كفر، فرجام عدم رضايت در برابر خداست.
پرسش 1- چگونه راضى بودن بر مقدّرات و تسليم در برابر اوامر حق، موجب سعادت بشر مىگردد؟
2- پايينترين درجه «تسليم» چيست؟ و چگونه انسان را به شرك نزديك مىكند؟
3- دو نمونه از اسوههاى رضا و تسليم را معرفى كنيد.
4- چگونه مىتوان صفاتِ «رضا» و «تسليم» را در وجود خود تقويت كرد؟
درس چهارم: آراستگى سرشت آدمى، زيبايى و آراستگى را دوست دارد و همين ميل درونى، او را به سوى كسب زيبايى و آراستگى سوق مىدهد و او را وامىدارد تا بخشى از زندگى و دارايى خود را در اين راه هزينه كند.
اسلام نيز كه دين فطرت است و تعديل و تربيت همه زواياى روحى و فطرى بشر را به عهده دارد، به حس جمال دوستى و زيباطلبى انسان عنايت داشته، روش معقول بهكارگيرى و ارضاى آن را آموخته است كه بهطور مختصر در اين درس به آن مىپردازيم.
خواست خدا خداوند حكيم، همه اجزاى جهان آفرينش را براساس نظم و ترتيب آفريده و «هر چيزى به جاى خويش نيكوست» و همانطور كه در «عالم تكوين» كمترين نقص و ناهماهنگى وجود ندارد، از بندگانش خواسته كه با رعايت دستورات دينى، نظم و ترتيب در «عالم تشريع» نيز محفوظ بماند. از جمله در مورد استفاده مردم از زينتهاى الهى مىفرمايد:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتى اخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ...» «1» بگو: چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزىهاى پاكيزه را حرام كرده است؟
اين آيه مىفرمايد كه خداوند، پديدههايى را آفريده تا بندگانش با آنها زندگى خود را
زينت بخشند و هيچ كس هم حق ندارد آنان را از چنين حقّى بازدارد و همه در سودجويى از مواهب الهى آزادند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله- كه ترجمان وحى است- مىفرمايد: خداوند دوست دارد كه بندگانش از اين نعمتها استفاده كنند؛ «انَّ اللَّهَ يُحِبُّ اذا انْعَمَ عَلى عَبْدٍ انْ يَرى اثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَيْهِ» «1» همانا خداوند- وقتى نعمتى به بندهاى داد- دوست دارد اثر نعمتش را بر او ببيند.
سخن رهبر عظيمالشأن اسلام شامل همه نعمتهاى الهى مىشود، از جمله زينتهاى الهى. در بيان حضرت صادق عليه السلام آمده است كه خداوند آراستگى را دوست و بدنمايى را دشمن دارد:
«انَّ اللَّهَ عَزَّو اخلاق و تربيت اسلامى 43 هدفمندى ص : 40 َجَلَّ يُحِبُّ الْجَمالَ وَالتَّجَمُّلَ وَ يُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَالتَّباؤُسَ» «2» همانا خداوند، زيبايى و آراستگى را مىپسندد و از فقر و فقر نمايى بدش مىآيد.
افزون بر شرع مقدّس، عقل سليم نيز بر ضرورت آراستگى و زدودن آلودگى حكم مىدهد. به طور مثال هر خردمندى مىداند كه لباسش بايد تميز و مويش شانه زده باشد، بوى خوش استعمال كند، اسباب و اثاثيه منزلش تميز و مرتب باشد، زبالههاى منزل را از محيط زندگى دور كند، و سرانجام براى افزودن بر سلامتى و صفاى زندگى پليدىها را از زندگىاش بزدايد، همانگونه كه كثيف بودن لباس و اثاث زندگى، استحمام نكردن، نشستن ظروف و لوازم آشپزى، مسواك نزدن، ژوليدگى مو و سر و وضع و ... كارهايى غير معقول و زيانآور است و طراوت و نشاط زندگى را مىبرد.
افكار عمومى و عرف جامعه نيز آراستگى، نظافت، انسانهاى مرتب، محيط زيبا و مانند آن را مىپسندد و خلاف آن را طرد مىكند.
حال كه شرع و عقل و عرف بر ضرورت آراستگى اتفاق نظر دارند، اين پرسش پيش مىآيد كه حدّ و مرز آراستگى چيست؟ در ادامه درس به اين پرسش پاسخ داده مىشود.
رعايت عرف و اعتدال مفهوم و ضرورت آراستگى مورد اتفاق همگان است، ولى چون سليقههاى افراد، ملّتها و مكتبها در زمانها و مكانهاى گوناگون، بىشمار است، هرگز نمىتوان الگوى ثابتى را ارائه داد تا مورد عمل قرار گيرد، ولى در مجموع مىتوان معيار «عرف و اعتدال» را پذيرفت و بر محور آنها برنامه تزيين و تجمّل را طرّاحى كرد، بهگونهاى كه نه به طور كلّى از آراستگى، نظافت و تزيين بدن و لباس و وسائل زندگى، دست شست و نه آن را اصل قرار داد بهگونهاى كه همه همّت خويش و درآمد را صرف تزيين و تجمل كرد و به اصطلاح به تجملگرايى و زندگى اشرافى و لوكس روى آورد. هر دو كار، تفريط و افراط و ناپسند و نكوهيده است. امير مؤمنان عليه السلام، بهترين الگوى تجمّل را چنين معرفى مىكند:
«انَّ احْسَنَ الزِّىِّ ما خَلَطَكَ بِالنَّاسِ وَ جَمَّلَكَ بَيْنَهمْ وَ كَفَّ الْسِنَتَهُمْ عَنْكَ» «1» همانا نيكوترين شكل زندگى آن است كه شما را به مردم نزديك كند و در ميان آنان جمالتان بخشد و زبان آنان را نيز از [گفتگو درباره] شما بازدارد.
سخن حكيمانه نخستين امام معصوم سه شاخص را براى زى معتدل و متعارف بيان مىكند؛ 1- لباس، كفش، موهاى سر و صورت، وسعت و معمارى منزل، اثاثيه و برنامه غذايى، رفت و آمد و ... بايد مثل بقيه مردم يا نزديك به آنها باشد بهگونهاى كه فرد را تافتهاى جدا بافته از جامعه بار نياورد و لباس و منزل، غذاى چرب و نرم، اتومبيل و اثاثيه گران قيمت، و ... بين او و مردم فاصله نيندازد و به اصطلاح او را وارد طبقه مرفّه نسازد و سبب طبقهبندى و تشتّت جامعه و رنگ باختن برادرى و انسجام و همرنگى مردم نگردد.
2- وضعيت لباس و بدن و منزل و زندگى بايد نيكو، مرتب و مزيّن و خوشنما باشد؛ چرا كه هر چه متعلق به ماست، معرّف بُعدى از زندگى ما نيز به شمار مىآيد. شما درباره دو همكار، دو برادر و دو دوستى كه يكى از آنها همواره با لباس و بدن تميز، موى شانه زده، خوشبو و كفش واكس زده وارد جامعه مىشود و خانه و اثاثيه منزلش نيز همواره
نظيف و مرتب است، و ديگرى كه بر عكس اوّلى است، چگونه قضاوت مىكنيد؟ آيا شخصيت و محبوبيت هر دو آنها مساوى است؟ اگر براى ورزش، غذا خوردن، مسافرت، نگهبانى و مانند آن بخواهيد يكى را برگزينيد، كدام يك را انتخاب مىكنيد؟
3- همچنين وضعيت زندگى نبايد انگشتنما و به اصطلاح ورد زبان مردم شود؛ ژندهپوشى، درويشى، رها كردن موى سر و صورت، بىاهميتى به نظافت، نچيدن ناخن و ...
از يك سو، و از سوى ديگر پوشيدن لباس فاخر با رنگهاى زننده و غيرمعمول، معمارى عجيب و غريب منزل، استعمال عطر و ادكلن تند و بسيار گران قيمت، تزيين اشرافى منزل و اتومبيل، آراستن جلف و افراطى موى سر، تعويض غيرلازم اثات و دكوراسيون منزل، خريد اشياء لوكس و تجمّلى، گستردن سفرههاى رنگارنگ، خريد مبلمان و فرشهاى غير ضرور با قيمتهاى گزاف و مانند آن، اسباب آن مىشود كه شخص زبانزد خاص و عام گردد؛ و اين همان حالتى است كه امير مؤمنان عليه السلام، مردم را از آن نهى كرده است.
هدفمندى قرآن مجيد يكى از ويژگىهاى مؤمنان را پرهيز از كارهاى لغو و بيهوده مىداند و مىفرمايد:
«وَالَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» «1» و آنها كه از بيهودگى روى گردانند.
بر مبناى اين آيه شريفه، همه افكار، گفتار و كردار مؤمن، هدفدار است و اين اهداف نيز خردمندانه و در جهت تأمين زندگى مادى يا معنوى فرد يا جامعه تنظيم شده و جملگى در راستاى هدف نهايى- كه قرب الى الله است- قرار گرفته است.
در مورد تزيين و تجمّل نيز چنين هدفى مدّ نظر قرار مىگيرد و آراستگى به هدف خردمندانهاى راه مىيابد، مانند بهداشت تن و روان، نظم و انضباط عمومى، حفظ شؤون انسانى و اسلامى، زيباسازى محيط، تقويت شور و نشاط اجتماعى، احترام به مسلمانان، حفظ حيثيت و آبروى خود و خانواده و مانند آن.
از موارد ياد شده، بهتر و مهمتر، آراستگى و خودآرايى براى خدا است كه مؤمن سعى مىكند به گونهاى خود و زندگىاش را بيارايد و سر و سامان دهد كه رضايت او را جلب كند.
قرآن مجيد براى هدفمند كردن حس زيبا پسندى مؤمنان، به آنان چنين سفارش مىكند:
«يا بَنى آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ ...» «1» اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به هر مسجدى، با خود برداريد.
تزيين و آراستگى، شانه زدن و مرتب كردن ظاهر براى هر نماز و غسل زيارت امام از جمله مصاديق زينت شمرده شده است كه وجه مشترك و هدف همه آنها آمادگى براى برپايى عبادت پروردگار است. اين موضوع در فقه و اخلاق اسلامى به طور مشروح مورد بحث و تأكيد قرار گرفته و حتى شرط صحت بسيارى از عبادات شمرده شده است.
به سخنى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله، در اين باره دقت نماييد:
«انَّ الْاسْلامَ نَظيفٌ فَتَنَظَّفُوا فَانَّهُ لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ الَّا نَظيفٌ» «2» همانا دين اسلام پاكيزه است، شما نيز پاكيزه باشيد چرا كه جز [افراد] پاكيزه كسى وارد بهشت نمىشود.
براساس رهنمودهاى دين مبين، انسانى كه به دين خدا ايمان آورده و كتاب و رسولش را آخرين كتاب و رسول الهى مىداند؛ دستورات بهداشتى دين اسلام را به طور كامل اجرا مىكند تا علاوه بر طهارت و آراستگى ظاهرى به طهارت معنوى نيز آراسته گردد بعضى از اين دستورها عبارتند از:
* وضو و غسل: مؤمن هميشه با وضو است و غسلهاى واجب بهويژه غسل جنابت را به تأخير نمىاندازد، همچنين غسلهاى مستحب را حتىالامكان به جا مىآورد. از جمله غسلهاى مستحب، غسل روز جمعه است كه در روايات بسيار بر آن تأكيد شده است.
* تميزى و نظافت لباس: مؤمن لباسهاى تميز و با رنگ روشن (سفيد يا سبز)