زينت بخشند و هيچ كس هم حق ندارد آنان را از چنين حقّى بازدارد و همه در سودجويى از مواهب الهى آزادند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله- كه ترجمان وحى است- مىفرمايد: خداوند دوست دارد كه بندگانش از اين نعمتها استفاده كنند؛ «انَّ اللَّهَ يُحِبُّ اذا انْعَمَ عَلى عَبْدٍ انْ يَرى اثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَيْهِ» «1» همانا خداوند- وقتى نعمتى به بندهاى داد- دوست دارد اثر نعمتش را بر او ببيند.
سخن رهبر عظيمالشأن اسلام شامل همه نعمتهاى الهى مىشود، از جمله زينتهاى الهى. در بيان حضرت صادق عليه السلام آمده است كه خداوند آراستگى را دوست و بدنمايى را دشمن دارد:
«انَّ اللَّهَ عَزَّو اخلاق و تربيت اسلامى 43 هدفمندى ص : 40 َجَلَّ يُحِبُّ الْجَمالَ وَالتَّجَمُّلَ وَ يُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَالتَّباؤُسَ» «2» همانا خداوند، زيبايى و آراستگى را مىپسندد و از فقر و فقر نمايى بدش مىآيد.
افزون بر شرع مقدّس، عقل سليم نيز بر ضرورت آراستگى و زدودن آلودگى حكم مىدهد. به طور مثال هر خردمندى مىداند كه لباسش بايد تميز و مويش شانه زده باشد، بوى خوش استعمال كند، اسباب و اثاثيه منزلش تميز و مرتب باشد، زبالههاى منزل را از محيط زندگى دور كند، و سرانجام براى افزودن بر سلامتى و صفاى زندگى پليدىها را از زندگىاش بزدايد، همانگونه كه كثيف بودن لباس و اثاث زندگى، استحمام نكردن، نشستن ظروف و لوازم آشپزى، مسواك نزدن، ژوليدگى مو و سر و وضع و ... كارهايى غير معقول و زيانآور است و طراوت و نشاط زندگى را مىبرد.
افكار عمومى و عرف جامعه نيز آراستگى، نظافت، انسانهاى مرتب، محيط زيبا و مانند آن را مىپسندد و خلاف آن را طرد مىكند.
حال كه شرع و عقل و عرف بر ضرورت آراستگى اتفاق نظر دارند، اين پرسش پيش مىآيد كه حدّ و مرز آراستگى چيست؟ در ادامه درس به اين پرسش پاسخ داده مىشود.
رعايت عرف و اعتدال مفهوم و ضرورت آراستگى مورد اتفاق همگان است، ولى چون سليقههاى افراد، ملّتها و مكتبها در زمانها و مكانهاى گوناگون، بىشمار است، هرگز نمىتوان الگوى ثابتى را ارائه داد تا مورد عمل قرار گيرد، ولى در مجموع مىتوان معيار «عرف و اعتدال» را پذيرفت و بر محور آنها برنامه تزيين و تجمّل را طرّاحى كرد، بهگونهاى كه نه به طور كلّى از آراستگى، نظافت و تزيين بدن و لباس و وسائل زندگى، دست شست و نه آن را اصل قرار داد بهگونهاى كه همه همّت خويش و درآمد را صرف تزيين و تجمل كرد و به اصطلاح به تجملگرايى و زندگى اشرافى و لوكس روى آورد. هر دو كار، تفريط و افراط و ناپسند و نكوهيده است. امير مؤمنان عليه السلام، بهترين الگوى تجمّل را چنين معرفى مىكند:
«انَّ احْسَنَ الزِّىِّ ما خَلَطَكَ بِالنَّاسِ وَ جَمَّلَكَ بَيْنَهمْ وَ كَفَّ الْسِنَتَهُمْ عَنْكَ» «1» همانا نيكوترين شكل زندگى آن است كه شما را به مردم نزديك كند و در ميان آنان جمالتان بخشد و زبان آنان را نيز از [گفتگو درباره] شما بازدارد.
سخن حكيمانه نخستين امام معصوم سه شاخص را براى زى معتدل و متعارف بيان مىكند؛ 1- لباس، كفش، موهاى سر و صورت، وسعت و معمارى منزل، اثاثيه و برنامه غذايى، رفت و آمد و ... بايد مثل بقيه مردم يا نزديك به آنها باشد بهگونهاى كه فرد را تافتهاى جدا بافته از جامعه بار نياورد و لباس و منزل، غذاى چرب و نرم، اتومبيل و اثاثيه گران قيمت، و ... بين او و مردم فاصله نيندازد و به اصطلاح او را وارد طبقه مرفّه نسازد و سبب طبقهبندى و تشتّت جامعه و رنگ باختن برادرى و انسجام و همرنگى مردم نگردد.
2- وضعيت لباس و بدن و منزل و زندگى بايد نيكو، مرتب و مزيّن و خوشنما باشد؛ چرا كه هر چه متعلق به ماست، معرّف بُعدى از زندگى ما نيز به شمار مىآيد. شما درباره دو همكار، دو برادر و دو دوستى كه يكى از آنها همواره با لباس و بدن تميز، موى شانه زده، خوشبو و كفش واكس زده وارد جامعه مىشود و خانه و اثاثيه منزلش نيز همواره
نظيف و مرتب است، و ديگرى كه بر عكس اوّلى است، چگونه قضاوت مىكنيد؟ آيا شخصيت و محبوبيت هر دو آنها مساوى است؟ اگر براى ورزش، غذا خوردن، مسافرت، نگهبانى و مانند آن بخواهيد يكى را برگزينيد، كدام يك را انتخاب مىكنيد؟
3- همچنين وضعيت زندگى نبايد انگشتنما و به اصطلاح ورد زبان مردم شود؛ ژندهپوشى، درويشى، رها كردن موى سر و صورت، بىاهميتى به نظافت، نچيدن ناخن و ...
از يك سو، و از سوى ديگر پوشيدن لباس فاخر با رنگهاى زننده و غيرمعمول، معمارى عجيب و غريب منزل، استعمال عطر و ادكلن تند و بسيار گران قيمت، تزيين اشرافى منزل و اتومبيل، آراستن جلف و افراطى موى سر، تعويض غيرلازم اثات و دكوراسيون منزل، خريد اشياء لوكس و تجمّلى، گستردن سفرههاى رنگارنگ، خريد مبلمان و فرشهاى غير ضرور با قيمتهاى گزاف و مانند آن، اسباب آن مىشود كه شخص زبانزد خاص و عام گردد؛ و اين همان حالتى است كه امير مؤمنان عليه السلام، مردم را از آن نهى كرده است.
هدفمندى قرآن مجيد يكى از ويژگىهاى مؤمنان را پرهيز از كارهاى لغو و بيهوده مىداند و مىفرمايد:
«وَالَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» «1» و آنها كه از بيهودگى روى گردانند.
بر مبناى اين آيه شريفه، همه افكار، گفتار و كردار مؤمن، هدفدار است و اين اهداف نيز خردمندانه و در جهت تأمين زندگى مادى يا معنوى فرد يا جامعه تنظيم شده و جملگى در راستاى هدف نهايى- كه قرب الى الله است- قرار گرفته است.
در مورد تزيين و تجمّل نيز چنين هدفى مدّ نظر قرار مىگيرد و آراستگى به هدف خردمندانهاى راه مىيابد، مانند بهداشت تن و روان، نظم و انضباط عمومى، حفظ شؤون انسانى و اسلامى، زيباسازى محيط، تقويت شور و نشاط اجتماعى، احترام به مسلمانان، حفظ حيثيت و آبروى خود و خانواده و مانند آن.
از موارد ياد شده، بهتر و مهمتر، آراستگى و خودآرايى براى خدا است كه مؤمن سعى مىكند به گونهاى خود و زندگىاش را بيارايد و سر و سامان دهد كه رضايت او را جلب كند.
قرآن مجيد براى هدفمند كردن حس زيبا پسندى مؤمنان، به آنان چنين سفارش مىكند:
«يا بَنى آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ ...» «1» اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به هر مسجدى، با خود برداريد.
تزيين و آراستگى، شانه زدن و مرتب كردن ظاهر براى هر نماز و غسل زيارت امام از جمله مصاديق زينت شمرده شده است كه وجه مشترك و هدف همه آنها آمادگى براى برپايى عبادت پروردگار است. اين موضوع در فقه و اخلاق اسلامى به طور مشروح مورد بحث و تأكيد قرار گرفته و حتى شرط صحت بسيارى از عبادات شمرده شده است.
به سخنى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله، در اين باره دقت نماييد:
«انَّ الْاسْلامَ نَظيفٌ فَتَنَظَّفُوا فَانَّهُ لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ الَّا نَظيفٌ» «2» همانا دين اسلام پاكيزه است، شما نيز پاكيزه باشيد چرا كه جز [افراد] پاكيزه كسى وارد بهشت نمىشود.
براساس رهنمودهاى دين مبين، انسانى كه به دين خدا ايمان آورده و كتاب و رسولش را آخرين كتاب و رسول الهى مىداند؛ دستورات بهداشتى دين اسلام را به طور كامل اجرا مىكند تا علاوه بر طهارت و آراستگى ظاهرى به طهارت معنوى نيز آراسته گردد بعضى از اين دستورها عبارتند از:
* وضو و غسل: مؤمن هميشه با وضو است و غسلهاى واجب بهويژه غسل جنابت را به تأخير نمىاندازد، همچنين غسلهاى مستحب را حتىالامكان به جا مىآورد. از جمله غسلهاى مستحب، غسل روز جمعه است كه در روايات بسيار بر آن تأكيد شده است.
* تميزى و نظافت لباس: مؤمن لباسهاى تميز و با رنگ روشن (سفيد يا سبز)
مىپوشد و هميشه آن را تميز نگه مىدارد، به خصوص براى ورود به مسجد و حضور در جامعه. نقل شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با اينكه هميشه لباس تميز و مرتب- و نه فاخر و گرانبها- مىپوشيد، لباس مخصوصى را براى حضور در نماز جمعه به تن مىكرد. «1» امام حسن مجتبى عليه السلام نيز بهترين لباسهاى خود را هنگام نماز مىپوشيد. اين كار مورد پرسش ديگران واقع شد. امام در پاسخ ضمن اشاره به آيه 31 سوره اعراف، فرمود:
«انَّ اللَّهَ جَميلٌ يُحِبُّ الْجَمالَ فَاتَجَمَّلُ لِرَبّى» «2» خداوند با جمال است و زيبايى را دوست دارد و من بهخاطر پروردگارم آراسته مىشوم.
* استفاده از بوى خوش: براى ظاهر شدن در بين مردم و در حضور خداوند؛ بوى خوش استعمال مىكند. نقل شده كه هزينه عطر رسول اكرم صلى الله عليه و آله گاه بيش از خوراك او مىشد و ايشان آن قدر خوشبو بود كه از هر جا عبور مىكرد تا مدتى بوى خوشش به مشام مىرسيد. «3» امام رضا عليه السلام فرمود:
«جايگاه و محل عبادت امام جعفر صادق عليه السلام در مسجد از بوى عطر آن حضرت فهميده مىشد.» «4» * استفاده از آينه: براى ورود به مراكز عمومى، حتماً سر و وضع خود را در آينه نظاره مىكند و مو و لباس خويش را مرتب مىنمايد. به فرموده امام صادق عليه السلام، پيامبر اسلام، (در آن زمان و در بين مردم صحرانشين) چنين بود:
رسول خدا صلى الله عليه و آله در آينه نگاه مىكرد و موهاى سرش را منظم مىنمود و شانه مىزد.
گاهى [به جاى آينه] در آب نگاه مىكرد و خود را مرتب مىنمود و اين كار را براى بيرون رفتن از منزل انجام مىداد. «5»
رسول خدا، دليل اين كار را چنين بيان مىد اخلاق و تربيت اسلامى 48 عوامل افشاى راز ص : 46 ارد:
خداوند دوست دارد كه بندهاش چون به سوى برادرانش مىرود، خود را براى آنها منظم كند و بيارايد و زيبا سازد. «1» آراستگى معنوى در بخش پيش دانستيم كه آراستگى بايد براى خدا، مردم و جامعه اسلامى باشد تا ارزشمند و معقول محسوب شود. اين گونه آراستگى هنگامى جلوه كامل مىيابد كه با آراستگى معنوى همراه گردد به اين معنا كه فضاى ذهن و دل و محيط زندگى مؤمن نيز با نام و ياد خدا و عمل خالصانه معطر گردد، فكر و سخنش خدايى شود، اخلاق زشت از زندگىاش رخت بربندد، كينه و حقد و حسد را از دل خود بيرون بريزد، همراه لباس و سر و صورت مرتب، اعمال و كردارش نيز مرتب شود و به موازاتِ زينتِ ظاهر، به زينت باطن خود بپردازد و اين سخن مولاى موحدان و امام عارفان، امير مؤمنان را تابلو زندگى قرار دهد كه فرمود:
«الْجَمالُ الظَّاهِرُ حُسْنُ الصُّورَةِ، الْجَمالُ الْباطِنُ حُسْنُ السَّريرَةِ» «2» نيكويى صورت جمال ظاهرى است و نيكويى سيرت، جمال باطنى است.
اگر عطر و ادكلن خوشبو است، راستى و صداقت و اخلاص، خوشبوتر است و اگر چرك و كثافت بدن و لباس، مشام معاشران را مىآزارد، بوى گند گناه و معصيت، فرشتگان را اذيت مىكند. همان امام به پيروان خود چنين سفارش مىكند:
«طَهِّرُوا قُلُوبَكُمْ مِنْ دَرَنِ السَّيِّئاتِ ...» «3» دلهايتان را از چرك گناهان، پاك سازيد.
خلاصه درس فطرت آدمى همراه دين مبين اسلام بر حسّ جمالطلبى و زيبادوستى صحه گذاشته و خداوند نيز از بندگانش خواسته است كه نسبت به آراستگى عنايت داشته باشند و رهبران معصوم فرمودهاند خداوند، زيباست و زيبايى و آراستگى را دوست مىدارد.
مصداق و الگوى تجمل و آراستگى را اسلام، رعايت اعتدال و عرف جامعه مىداند. به اين معنا كه لباس، خانه، خوراك و ... بايد مانند بقيه مردم باشد و از افراط و تفريط به دور ماند، در عين حال سراسر زندگى بايد نظيف و مرتب بوده آن قدر آراسته يا ژوليده نباشد كه انگشتنما گردد.
از نظر اسلام، هدفدار بودن آراستگى مورد دقت قرار گرفته و نظافت، تجمل و آراستگى را براى خدا و دستيابى به بهداشت و طهارت ظاهرى و باطنى، توصيه كرده است و طهارت درون و دل را همراه پاكيزگى برون قرار داده است.
پرسش 1- چگونه نظر دين و عقل و فطرت درباره آراستگى هماهنگى دارد؟
2- اگر آدمى در جامعهاى غير دينى قرار گرفت آيا براى انگشت نما نشدن مىتواند مانند آنان، خود و زندگىاش را سامان دهد؟
3- چگونه آراستگى در مسير خدا قرار مىگيرد و ارزش محسوب مىگردد؟
4- علاوه بر آنچه در كتاب آمده، چند نمونه ديگر از نمونههاى آراستگى معنوى را نام ببريد.
درس پنجم: رازدارى «سرّ» يا «راز» مطلبى است كه بايد پنهان داشت يا به اشخاص مخصوص گفت.
هر فرد، خانواده، تشكيلات و جامعهاى، كم و بيش، داراى اسرار و اطلاعاتى است كه ديگران نبايد از آن آگاه گردند، زيرا بر ملا كردن آن براى ديگران، چه بسا سبب لطمه خوردن يا نابودى گردد.
رازها نسبت به افراد، تشكيلات، جامعهها، زمانها و مكانهاى مختلف، گوناگون است و حتى اهمّيت آنها نيز نوسان دارد. گاه مطلبى براى مجموعهاى راز محسوب مىشود كه بايد محفوظ بماند، ولى همين نوع آگاهى براى مجموعه ديگر نه تنها مخفى كردنش سودى ندارد، بلكه برملا شدنش سودمندتر است؛ بهطور مثال:
انتشار عملكرد و توليد يك كارخانه، دادن بيلان كار، شيوه استخدام افراد و برنامه آينده، كارى عادى و حتى سودمند است، ولى چنين كارى در يك مجموعه نظامى يا اطلاعاتى نوعى خودكشى محسوب مىشود.
ضرورت رازدارى هر فردى در زندگى فردى و اجتماعى خويش، خواه ناخواه مطلبى براى نگفتن دارد كه بايستى در نگهدارى آن كوشا باشد، برخى مربوط به خود و برخى مربوط به خانواده يا جامعه و غيره است، بايد هر راز و رمزى در محدوده مجاز خود حفاظت شود. امروزه با توجه به وسائل قوى و حسّاس جاسوسى و اطلاعاتى و كاربرد آن در سرنوشت ملّتها، ضرورى بودن راز دارى بديهى و شناخته شده است و گذشته از آنكه نوعى فضيلت اخلاقى بهحساب مىآيد، در موفقيت و كارآيى زندگى تأثيرى بسزا دارد. به فرموده امير مؤمنان عليه السلام: