بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 45

درس پنجم: رازدارى‌ «سرّ» يا «راز» مطلبى است كه بايد پنهان داشت يا به اشخاص مخصوص گفت.
هر فرد، خانواده، تشكيلات و جامعه‌اى، كم و بيش، داراى اسرار و اطلاعاتى است كه ديگران نبايد از آن آگاه گردند، زيرا بر ملا كردن آن براى ديگران، چه بسا سبب لطمه خوردن يا نابودى گردد.
رازها نسبت به افراد، تشكيلات، جامعه‌ها، زمان‌ها و مكان‌هاى مختلف، گوناگون است و حتى اهمّيت آنها نيز نوسان دارد. گاه مطلبى براى مجموعه‌اى راز محسوب مى‌شود كه بايد محفوظ بماند، ولى همين نوع آگاهى براى مجموعه ديگر نه تنها مخفى كردنش سودى ندارد، بلكه برملا شدنش سودمندتر است؛ به‌طور مثال:
انتشار عملكرد و توليد يك كارخانه، دادن بيلان كار، شيوه استخدام افراد و برنامه آينده، كارى عادى و حتى سودمند است، ولى چنين كارى در يك مجموعه نظامى يا اطلاعاتى نوعى خودكشى محسوب مى‌شود.
ضرورت رازدارى‌ هر فردى در زندگى فردى و اجتماعى خويش، خواه ناخواه مطلبى براى نگفتن دارد كه بايستى در نگهدارى آن كوشا باشد، برخى مربوط به خود و برخى مربوط به خانواده يا جامعه و غيره است، بايد هر راز و رمزى در محدوده مجاز خود حفاظت شود. امروزه با توجه به وسائل قوى و حسّاس جاسوسى و اطلاعاتى و كاربرد آن در سرنوشت ملّت‌ها، ضرورى بودن راز دارى بديهى و شناخته شده است و گذشته از آنكه نوعى فضيلت اخلاقى به‌حساب مى‌آيد، در موفقيت و كارآيى زندگى تأثيرى بسزا دارد. به فرموده امير مؤمنان عليه السلام:



صفحه 46

«الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَالْحَزْمُ بِاجالَةِ الَّرأْىِ وَالرَّأْىُ بِتَحْصينِ الْاسْرارِ» «1» پيروزى بسته به دورانديشى است، و دورانديشى، به انديشه است و انديشه به نگهدارى رازها است.
در سخنى ديگر، موفقيت‌ها را در سايه رازدارى مى‌داند:
«انْجَحُ الْامُورِ ما احاطَ بِهِ الْكِتمانُ» «2» موفق‌ترين كارها آن است كه هر چه پنهان‌تر انجام گيرد.
و بر عكس، افشاى اسرار سبب عدم موفقيت و حتى باعث سقوط مى‌شود. چنان كه حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«افْشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ» «3» برملا كردن راز، (مايه) سقوط است.
با توجه به حياتى بودن مسائل نظامى و فراوانى دشمنان انقلاب اسلامى، ضرورت و اهميت رازدارى براى يك سرباز چندين برابر است و عزيزان سرباز بايد متوجه باشند كه افشاى كوچك‌ترين اطلاعات نظامى، سر نخ بسيار ارزنده‌اى براى دشمن محسوب مى‌شود كه به سبب آن خواهد توانست خداى نخواسته ضربه‌اى كارى به نظام، انقلاب و كشور وارد كند. پس رازدارى از اصول اوليه سربازى است و كسى كه نتواند راز و رمز تشكيلات متبوع خود را حفاظت كند، بايد در انديشه تجديد نظر در اخلاق خويش باشد.
عوامل افشاى راز براى دورى جستن از خصلت زشت راز افشانى، نخست بايد عوامل و انگيزه‌هاى آن را شناخت، اين عوامل عبارتند از:



صفحه 47

1- پرحرفى: اشخاص پر حرف، براى اشباع ميل سخنگويى، از هر درى سخن به ميان مى‌آورند و يافته‌هاى خويش را به ديگران انتقال مى‌دهند. چنين كارى سبب مى‌شود كه «از پرده برون افتد راز.» 2- خودنمايى: در گردهمايى‌ها سخن از مطالب پراكنده به ميان مى‌آيد و هر كسى تلاش مى‌كند با ارائه مطلب جديدى نظر حاضران را به خود جلب كند. جوّ چنين مجالس سبب مى‌شود كه افراد، اسناد طبقه‌بندى شده را كه ديگران كمتر به آن دسترسى دارند، نقل كنند تا در ميان اهل مجلس جايى باز كنند و سرى در بين سرها داشته باشند.
3- دوستى و رفاقت: سوّمين انگيزه فاش‌سازى اسرار، دوستى‌ها و رفاقت‌ها است.
از اين رو، يك نيروى نظامى بايد توجه داشته باشد كه مرز دوستى و رفاقت را با حريم تشكيلات متبوع خود جدا كند و نه تنها اسرار نظامى بلكه اسرار شخصى خود را نيز در اختيار دوستانش قرار ندهد. فلسفه اين كار را حضرت صادق عليه السلام چنين بيان مى‌كند:
«لا تُطْلِعْ صَديقَكَ مِنْ سِرِّكَ الَّا عَلى ما لَوِاطَّلَعَ عَلَيْهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرَّكَ فَانَّ الصَّديقَ قَدْ يَكُونُ عَدُوَّكَ يَوْماً ما» «1» دوستت را بر آن مقدار از اسرارت آگاه ساز كه اگر دشمنت هم آن را بداند به تو زيان نرساند، شايد دوستت نيز روزى دشمنت گردد! زنهار مكن تكيه كلّى بر يار راز دل خود ز دوست پنهان مى‌دار روزى باشد كه دوست دشمن گردد برگردد و دشمنى كند آخر كار 4- احساسات و عصبانيت: بسيار اتفاق مى‌افتد كه فرد يا افرادى بر اثر ناراحتى و احساساتى شدن اسرارى را فاش مى‌سازند. يك فرد نظامى بايد همواره بر اعصاب و اعضاى خويش مسلّط باشد و نزاع و مشاجره او را عصبانى و احساساتى نكند تا اسرار مخفى سازمان خود را برملا سازد.
5- علايم و آمار: هر يك از علايم و مشخّصات يك تشكيلات نظامى و سازمان‌هاى‌


صفحه 48

وابسته به آن در افشاى ماهيت آن نقش دارد، چنان كه انتشار آمار نيز در ضربه زدن به آن نقش اوّل را داراست. از اين رو، حفظ آمار و ارقام پرسنل، خودروها، كارخانجات، ناوگان‌هاى دريايى، هوايى، زمينى، پادگان‌ها، زاغه‌هاى مهمّات و امثال آن از مسائل حياتى يك تشكيلات نظامى به حساب مى‌آيد كه با دقّت هر چه تمام‌تر بايد حفظ شود و نيروهاى نظامى هشيار باشند كه دشمن با به دست آوردن يك قطعه عكس، نام فرمانده يك يگان، آرم اسلحه، آمار پرسنل، حتى مقدار غذايى كه پخته مى‌شود، مى‌تواند سرنخى پيدا كرده، افكار پليد و شيطانى خويش را جامه عمل بپوشاند.
6- وسائل ارت اخلاق و تربيت اسلامى 53 راه‌هاى حفظ اسرار ص : 48 باطى: بى سيم، بولتن، تلفن، نامه، مصاحبه، بيانيه و مانند آن نيز به نوبه خود در افشاى اسرار تشكيلات نقش بسزايى دارد. هر يك از وسائل ياد شده بايد به‌طور صحيح و با دقّت به كار گرفته شود و پرسنل نيز نسبت به كاربرد آن به‌گونه‌اى اصولى توجيه شوند.
امروزه كارآيى و اهميت وسائل ارتباطى در سيستم نظامى بر كسى پوشيده نيست؛ به‌طورى كه يكى از اركان كار نظامى به حساب مى‌آيد. گاهى يك بيانيه يا پخش خبر، بود و نبود يك دستگاه بى‌سيم، كشف يك مكالمه تلفنى يا شنود راديويى ممكن است سرنوشت جنگى را رقم بزند و ملّتى را به سرافرازى يا سيه‌روزى برساند.
از اين رو، بى‌دقّتى در استفاده از وسائل ياد شده نه تنها بازدهى و كارآيى آن را خنثى مى‌سازد، بلكه وسيله انهدام نيروهاى خودى و خسارت و خوارى كشور و ملّت مى‌گردد.
راه‌هاى حفظ اسرار پس از روشن شدن ضرورت حفاظت اسناد طبقه‌بندى شده نظامى و عوامل رازافشانى؛ اينك راه‌هاى رازدارى را به طور اختصار بيان مى‌كنيم:
الف- انتخاب افراد امين‌ بهترين راه حفاظت اسرار، انتخاب افراد شايسته و امانتدار است. پرسنل نظامى به‌طور عموم و مسؤولين اسناد طبقه‌بندى شده به‌طور خصوص، بايد امانتدار و مورد وثوق و مؤمن به تشكيلات و كار تشكيلاتى باشند تا راز و رمز آن را از بيگانگان محفوظ دارند.



صفحه 49

سخنان امير مؤمنان عليه السلام در اين راستا بهترين رهنمون است كه مى‌فرمايد:
«لا تُودِعْ سِرَّكَ الَّا عِنْدَ كُلِّ ثِقَةٍ» «1» رازت را جز به فردى موثّق مسپار.
«وَ لا تُودِعَنَّ سِرَّكَ مَنْ لا امانَةَ لَهُ» «2» رازت را به كسى كه امانتدار نيست، مسپار.
افراد امين و با وفا تمام تلاش خود را در نگهدارى اسناد محرمانه به كار مى‌برند و به هيچ قيمتى حاضر به افشاى آن نيستند، گر چه جان خويش را بر سر آن نهند.
در جريان نهضت مقدّس عاشورا، پيك امينى به نام «قيس بن مسهّر صيداوى» با پيامى از امام حسين عليه السلام راهى كوفه شد، ولى پيش از رسيدن به كوفه در دست نيروهاى دشمن گرفتار شد. قيس كه خود را در ميان اسارت يا شهادت يافت و رساندن پيام امام را غير ممكن ديد، پيش از آنكه پيام آن حضرت به دست مأموران دشمن بيفتد آن را در دهان گذاشت و بلعيد و بدين سان از دستيابى دشمن به پيام امام جلوگيرى كرد. «3» ب- توجه به فوايد رازدارى‌ ناآگاهى از اهمّيت رازدارى و عدم توجه به فوايد حياتى آن، ممكن است زمينه افشاى اسرار را فراهم كند. اگر افراد از آثار گرانقدر رازدارى آگاه شوند، تلاش مى‌كنند كه اسرار را افشا نسازند. در اين جا به برخى از آن آثار اشاره مى‌كنيم:
امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«جُمِعَ خَيْرُ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ فى‌ كِتمانِ السِّرِّ وَ مُصادَقَةِ الْاخْيارِ» «4» نيكى‌هاى دنيا و آخرت در پنهان داشتن راز و دوستى نيكان، گرد آمده است.



صفحه 50

و نيز فرمود:
«سِرُّكَ سُرُورُكَ انْ كَتَمْتَهُ، وَ انْ اذَعْتَهُ كانَ ثُبُورُكَ» «1» رازت را اگر پنهان دارى، شادمانى توست و اگر برملايش سازى (هلاكت و) اندوه تو است.
همچنين فرمود:
«مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِهِ» «2» هر كس رازش را پنهان دارد، اختيار [خير و نيكى‌] به دست خود اوست.
امام كاظم عليه السلام نيز مى‌فرمايد:
«احْفَظْ لِسانَكَ تَعِزَّ» «3» زيانت را نگه دار تا عزّت يابى.
ج- دانستن زيان‌هاى راز افشانى‌ دانستن زيانهاى «اطلاع‌دهى» نيز مكمّل فوايد رازدارى است و نگاهى گر چه گذرا، به خسارت‌هاى افشاى راز، هر انسان عاقلى را وامى‌دارد كه اسرار را حفظ كند. برخى از آن زيان‌ها بدين قرار است:
1- عدم امنيّت: امير مؤمنان عليه السلام در اين باره فرمود:
«لا يَسْلَمُ مَنْ اذاعَ سِرَّهُ» «4» كسى كه رازش را فاش سازد، سالم نمى‌ماند.
و در سخنى ديگر فرمود:



صفحه 51

«لا حِرْزَ لِمَنْ لا يَسَعُ سِرَّهُ صَدْرُهُ» «1» كسى كه سينه‌اش گنجايش رازش را نداشته باشد، پناهى ندارد.
اين موضوع بسيار روشن و بديهى است، چرا كه برملا ساختن اسناد محرمانه، اطلاعات كافى در اختيار دشمن مى‌گذارد و او با آگاهى كامل از وضعيت نظامى، اقتصادى، سياسى و غيره همه خاكريزهاى ما را فتح كرده، زندگى را برايمان غير ممكن مى‌سازد.
2- ذلّت و خوارى: افشاى اسرار، در واقع همسو شدن با دشمن در ذلت و خوارى نيروهاى خودى است، زيرا دشمن به وسيله اطلاعات به دست آمده، بهتر و سريع‌تر مى‌تواند به ما ضربه كارى وارد كرده، از هستى ساقط كند. حضرت امام كاظم عليه السلام پس از توصيه به رازدارى فرمود:
«وَ لا تُمَكِّنِ النَّاسَ مِنْ قِيادِ رَقَبَتِكَ فَتَذِلَّ» «2» زمام گردن (اسرار) خويش را به دست مردم نده كه خوار خواهى شد.
3- اسارت و بيچارگى: افشاى اسناد محرمانه، برابر با امضاى سند اسارت و بيچارگى ملّت است. امام على عليه السلام در اين باره فرمود:
«سِرُّكُ اسيرُكَ فَانْ افْشَيْتَهُ صِرْتَ اسيرَهُ» «3» راز تو اسير توست، ولى اگر افشايش نمايى، تو اسير آن مى‌شوى.
تاريخ، فراوان به ياد دارد كه ملّتى به سبب برملا شدن اسناد محرمانه و طبقه‌بندى شده‌اش، مجبور شده سال‌ها ننگ و رنج اسارت را تحمّل كند و تن به خوارى و بيچارگى و بدبختى بدهد.
4- شرّ و بدى: امير مؤمنان عليه السلام بدى‌ها و بديُمنى‌ ملّت را در افشاى اسرار و دوستى با اشرار خلاصه كرده و فرموده است:



صفحه 52

«جُمِعَ الشَّرُّ فِى الْاذاعَةِ وَ مُؤاخاةِ الْاشْرارِ» «1» شرّ (دنيا و آخرت) در افشاگرى و دوستى با بدان گرد آمده است.
د- ايمان و تقوا عامل چهارم و مهم‌ترين عامل حفظ اسرار، ايمان و تقواى الهى است. انسان مؤمن و با تقوا هرگز به خود اجازه نمى‌دهد كه اسرار مملكت خويش را فاش سازد و به دين و دنياى هموطنانش آسيب برساند. او به خدايى ايمان دارد كه حاضر و ناظر بر كردار و گفتار بندگان خويش است و روز جزايى را مدّ نظر دارد كه به كارنامه عمل او رسيدگى شده، مورد بازخواست قرار مى‌گيرد و معتقد به قرآنى است كه مى‌فرمايد:
«ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ الَّا لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ» «2» هيچ كلامى نمى‌گويد، مگر آنكه در كنار او مراقبى حاضر است.
اين مأمور نامرئى خداوند، همه گفتارها و كرده‌هاى او را براى پاسخگويى روز بازپسين ضبط مى‌كند و چه كسى مى‌تواند در برابر زيان‌هاى ناشى از افشاى اسرار مردم، چون به يغما رفتن منابع مملكت، ريخته شدن خون بى‌گناهان، به خطر افتادن مال و ناموس مسلمانان، آسيب ديدن حكومت اسلامى و ... جوابگو باشد؟
افراد با تقوا و مؤمن با دلهره و نگرانى از سرنوشت شوم و وحشتناكى كه در انتظار افراد خائن و بى‌ظرفيت است، سينه خود را با وسعت فوق‌العاده، جايگاه حفظ اسرار ساخته، همواره سنجيده و فهميده، لب به سخن مى‌گشايند، تا دچار انحراف و خيانت و در نتيجه عذاب الهى و شرمندگى ابدى نگردند.